فنآوری عرقريز توی اين کار
فنآوری عرقريز
توی اين کار جديدم بيشتر با تکنولوژیهای سر و کار دارم که بهش میگويند تکنولوژی مناسب يا تکنولوژیهای ميانه. اسمش برای من با مسما است. میگويد ما عاشق خود تکنولوژی نيستيم بلکه بيشتر دنبال اين هستيم که کمکی برای رفع نيازهايمان بکند. اينکه مثلا چطور در يک منطقه فقير با روشهای سادهای آب تصفيه کنيم يا با بامبو پلهای خوبی بسازيم يا از کاه و کلش برنج و گندم آجر درست کنيم يا از قطعات ريز چوب برق مناسب برای روشنايی توليد کنيم. عملا میبينم که زندگی عدهای از آدمها با روشهايی نسبتا ساده تا حد قابل توجهی بهبود داده شده است.

به ايران که فکر میکنم میدانم که اين نوع تکنولوژیها جهش صادراتی درست نمیکنند حتی ممکن است درآمد سرانه را هم آنقدر رشد ندهند ولی میتوانند سطح رفاه (رفاه که چه عرض کنم نيازهای اوليه انسانی) آدمهايی که دارند توی روستاهای سيستان و ايلام و هرمزگان و کهگيلويه زندگی میکنند را به مقدار زيادی بالا ببرند. علاوه بر آن باعث صرفهجويی در هزينههای عمرانی کشور هم میشوند. چراکه لازم نيست تامين آب و برق يک روستا با همان روش شهرهای بزرگ باشد که آخرش يا خيلی پرهزينه و غيراقتصادی از آب درآيد يا به دليل کمبود بودجه عملا اجرا نشود. برايم جالب است که وقتی صحبت از تحقيقات و تکنولوژی در ايران میشود همه فکرشان به لابراتورهای شيکی میرود که آدمهايی با لباس سفيد دارند آنجا کار میکنند و کمتر کسی فکرش به اين جور چيزها میرود. ولی من مطمئنم که اين نوع تکنولوژیها هم برای کشور ما خيلی مفيد است و خيلی کارها با آن میتوان کرد. البته فکر کنم دوتا مشکل اساسی است. يکی اينکه توی اين کارها سفر خارج و اينترنت پرسرعت و کنفرانسهای باکلاس خيلی کمتر است و ديگر اينکه کاربردی کردن اين تکنولوژی عرق ريختن میخواهد. درست است که اصولا تحقيق عرق ريختن میخواهد ولی مال اينيکی شوخی نيست واقعا بايد زير آفتاب عرق ريخت تا چيز درست و حسابی بيرون آيد.

توليد برق از خار و خاشاک

نظرات
نقش خيال :
حامد عزيز، به نكته بسيار مهمي اشاره كردي ،چند سال پيش شعار فائو(اگر اشتباه نكنم) اين بود: جهاني بينديشيم، بومي عمل كنيم. بي تفاوتي به ظرفيتهاي بومي در معماري هم حكايت مفصلي داردكه شايد بعدا در صفحه خودم بنويسم،شكست تلاش هاي من و همكارانم براي اشاعه الگوي ساخت ساده،بومي و ارزان و مقاوم دربم تجربه تلخ شخصي من بود.بگذريم...
نقش خيال - March 29, 2005 05:57 PM
Bahram :
جالب بود. اتفاقا اين مختص کشورهای فقير نيست مثلا چند روز پيش يه خبری تو سي ان ان ديدم که در يکی از ايالت های امريکا از مدفوع بوقلمون برای چند هزار نفر برق توليد می کنند. ولی خب تنوع زياد در مناطق ايران هم از لحاظی مثبته و هم به جهتی اين نوع تحقيقات رو خيلی گرون تموم می کنه. مثلا شاید نود در صد بنگلادش یه جور وضعیت جغرافیایی داشته باشه ولی در ایران حالت موردی پيدا ميکنه. راستی اون همون بوشنل بود که گفتی.
Bahram - March 29, 2005 06:26 PM
علی مسافر :
فقط به عنوان يک مخالف :) : بهتره به جای اين يکم از درآمد ملیونی فوتباليستها و حقوقهای ملياردی مربیان رو کم کنند تا اين عرق ريختن بين همه مردم يه جورايی تقسيم بشه D: اينجوری ديگه لازم نيست برای توليد آجر از کاه و اينا استفاده کنيم و خونه های کاهگلی که تو هر زلزله خراب ميشه بسازيم... خوبه؟ با يه نظر با دو تا از پستات مخالفت کردم ... حالا که قراره بزنيم به تریپ همديگه بچرخ تا بچرخيم آقا حامد :)
علی مسافر - March 29, 2005 08:13 PM
شمارشگر :
با سلام ! داشتن اطلاعات از تعداد مراجعه کنندگان به سايت و بررسي تحليلي و آماري از نوع و ترکيب آنهاامروزه يکي از ضروريات کار هر مدير سايتي مي باشد . اين يک سيستم آمار گيري از بازديدکنندگان سايت يا وبلاگ شماست که نمودارها و تحليل هاي آماري زيادي از بازديدکنندگان سايتتان را به شما ارائه خواهد نمود و احتياج به ثبت نام نيز ندارد. سال خوبي داشته باشيد . با تشکر.... کتاب ايران.
شمارشگر - March 29, 2005 08:46 PM
حامد قدوسی :
سعید جان باز این جا این مساله مخرج کسر پیش می آد. یعنی کل حقوق میلیون و میلیاردی مربی های فوتبال را که جمع کنی و به تعداد آدم های فقیر تقسیم کنی فکر کنم به کسی چیزی نرسه. علاوه بر آن یک نکته مهم هم کارکرد اجتماعی چیزهایی مثل فوتبال و سینما و موسیقی مبتذل (به معنی پیش پا افتاده) است. در جوامع فقیری مثل ایران یا هند یا افغانستان این نوع فعالیت ها می تونن رضایت خاطر و شادی مردم خصوصا مردم فقیر را به اندازه زیادی افزایش بدن و لذا خیلی مهم هستن.
حامد قدوسی - March 29, 2005 08:51 PM
احسان احساني :
حامد جان اين متن تو را که خواندم ياد يک خاطره افتادم که زمانی يکی از مديران سابق سپاه برايم تعريف می کرد که يک سری ماشين آلات را از سوئد وارد کرده بود و بعد گفته بود آقا دانش فنی انتقال تکنولوژی چه می شود؟ و برای برآورده ساختن اين امر يک سه هفته ای برای خودش در سوئد گردش کرده بود و از واحدهای صنعتی بازديد کرده بود. اين مساله شايعی در سطوح مديريت در ايران است که از مفاهيمی چون مديريت استراتژيک-انتقال تکنولوژی يا هم سنجی برای مقاصد غير مديريتی استفاده می کنند و بد نيست که در آينده راجع به ريشه های ايجاد اين امر و راهکارهای بهبود در اين حوزه بنويسی....
احسان احساني - March 30, 2005 01:16 AM
علی مسافر :
ممنون ... باز هم به قضيه عدالت بر ميگرديم... آيا وقتی يک عده ای از مردم کشور برق ندارند ، درسته که اين همه پول رو صرف فوتبالی کنيم که اونها هيچ بهره ای ازش نميبرند؟ آيا سيستان بلوچستانی ها به اندازه تهرانی ها از نفت خوزستان سهم ندارند؟ ... يک جورايی هم اين بحث به اون مثال نخبه پروری ات توی کشورهای فقير برميگرده... همش به هم مرتبطه ! ... حالا بگمها... من خودم شخصا طرفدار پرو پا قرص فوتبال هستم ولی خوب ... بايد تئوری رو هم درست کرد!... با آرزون پيروزی تيم ملی در بازی امشب :)
علی مسافر - March 30, 2005 02:14 AM
Sahand :
Mr. Zandi, “ think globally and act locally “ is a de facto slogan of the post modernism and has nothing to do with domestic architect etc. It says the societies are too complicated and their issues can not be solved with a grand plan such as communism. It has every thing to do with limitation of scientific thinking, which resulted in establishing ex Soviet Union and its catastrophic collapse. It has everything to do with theory of Chaos and Complexity. The following sites are related to Kish Island project. Mr. Godosi, please take a look and then tell me if Iran is a poor country.
Urban development web site:
http://www.urbanplanet.org/forums/lofiversion/index.php/t8418.html
Official "Flower of the East" development project web site:
http://www.floweroftheeast.com/
Sahand - March 30, 2005 07:37 AM
Sahand :
“ koh jonbid ve yeh moosh zaeeid.” Mr. Godosi, bravo for your latest brilliant research into the universal issues. Is Iran a really poor country like Afghanistan? L just recently I read that Iran and China are working on a more than hundred billion dollar energy project and Germany is building a brand new city in Kish Island and Iran have enough natural gas for one thousand year, Iran comes second after Russia. I am not even talking about its other natural resources and it’s oil Let poor people use manor for their heating while agazadeh ha driving the latest bullet prove Mercedes. Poor should have their larger share when it comes defending Iran. Mr. Godosi, you are right, more than hundred years ago, Mirza Ali Akbar Saber an Azerbaijani poet in his book Hoop Hoop Nameh said " eshashak kishi insanligi, asan me sanirsan.” I have to go and will write you more
Sahand - March 30, 2005 07:37 AM
Sahand :
dou: Quantum physics and with it Heidelberg’s, theory of “ Uncertainty” and mathematician Godel’s “ “ Undecidability “ theorem cam a long with the invention of transistor and with it electronic era which shook the foundation of the past “ solid ‘ sciences. Once two giant political systems failed and the scientists figured that the world was not as predictable as they thought, religion stepped in to push back science again. Today all over the world the religion is in offensive and science in defensive position. It is up to both scientists and religious thinker how to solve this paradox. Both sides are much more intelligent and experienced than their predecessors, so that even today Vatican accepts the Darwin’s’ theory of evolution with a minor modification.
Sahand - March 30, 2005 08:22 AM
Sahand :
yek: Mr. Godosi: according to symmetrical view point of the word, the nature tends always toward equilibrium, even life which is the only process which deviate from this norm and arises from non equilibrium process tends toward the death which is a homeostasis state. In other way any extreme will ended up in its catastrophic opposite. Only reasonable mind can postpone this catastrophe by manipulation the system intelligently. For thousands of years, religion had the ultimate power over people’s life, which resulted in renaissance, which pushed back the religion for the place it belonged. But arrogance of 18 to 20th centuries scientists went too far and they denied the religion for all costs and their way of thinking resulted in establishment of two horrifying regimes such as communism and fascism. The collapse of both non-human systems was accompanied by scientific investigation into the nature of the things.
Sahand - March 30, 2005 08:22 AM
Sahand :
seh: I said al these to bring about another more important Iranian issues and that is the blindness of Persian intellectuals for a very obvious injustice toward other Iranian nationalities’ issues. Not long time ago, all Iranian, regardless of their nationalities were working shoulder to shoulder to get ride of extinct totalitarian Pahlavi regime. But today we do not see the same solidarity between them. Other nationalities have separated their own path from the Persians and some are going to extreme because of the lack of positive response form Persian intellectuals. You see the PUSH-POOL theory even works right here. I am asking all progressive
Sahand - March 30, 2005 08:23 AM
Sahand :
chahar:Persian Intellectual to pay attention to this issue before things to get out of hands. You guys can detect an electron at sky but are unable to see the elephant in your backyard. If education and intellectualism is not going to solve our problem more effectively what is it good for? Coffee shop talks? When was last time to see Persian intellectuals mentioned this major issue, which all other matters are dependent on it?
Sahand - March 30, 2005 08:24 AM
فنود :
يه بابايی رو می شناسم که حد اقل ۷و۸ ساله داره تو شمال دنباله يکی می گرده تا بجايی اينکه بلوک سيمانی بسازد با شلتوک برنج بلوک بسازد هر دفعه هم کلی تعريف می کنه که چقدر کم خرج تر و سبک تر و ضد احتراقه و... حتی تکنولوژی ( البته اگه بشه بهش تکنولوژی گفت ) را حاضره مجانی در اختيار اين بلوک سازا بزاره. مليتم هميشه سر بحث که ميشينن کلی پايه کار ميشن ولی سره کار همه جا ميزنن.
فنود - March 30, 2005 12:37 PM
مانی ب :
سلام.
مانی ب - March 30, 2005 01:04 PM
محسن :
فكركنم بد نباشه يادمون باشه كه بعضي پروژه ها را بايد از جنس افزايش رفاه ديد و بعضي ها را بعنوان بنا نهادن زيرساختهاي اساسي براي اقتصاد .... اون اوليها البته از جنسي است كه ما بدان نپرداختيم نه البته از سر غرضي آگاهانه. اما اين دوميها هم همون دردسرهاي هميشگي مديريت ولي در مقابل آنچه بدست ميآيد كمي قابل تحمل است.
محسن - March 31, 2005 01:21 AM
Mahdi :
من فکر می کنم يه کم مشکل از آموزش و پرورشمان هست که تحصيلکرده ها از اجرا و ساخت (هرچند چیزهای ساده مانند همان سوخت ارزان قیمت) می ترسند. معمولا کسی خوشش نمی آيد مفتخور باشد ولی متاسفانه کمتر کسی ياد گرفته که خطر بکنه و مسلا يک مساله رو به روشی که رايج نيست حل کنه. کتابهای آموزش و پرورش ايران پراست از دستورالعمل اجرای آزمايش ولی توی کمتر مدرسه ای اينها اجرا می شن.
دليلش رو من بيشتر فرهنگی می دونم که يه کم بيش از حد سنت گرا هست.
دانش آموزان بيشتر هدفشون اين هست که از کنکور رد بشن (با هر کيفيتی از لحاظ قابليتهای ديگر لازم برای زندگی) و پس از چند سال به کارمندهايی تبديل بش که تنها تکرار کارهای عهد رضا شاه را بلدند و لاغير.
*اين شايد به بحثهای قبلی مربوط باشه ولی لااقل وجود آدمهاي خيلی ثروتمندی مانند بيل گيتس توی جامعه اين نفع رو داره که جوانها بيشتر سراغ کارهای جديد بروند. همانطور که وجود تعداد معدودی فوتباليست خيلی ثروتمند ممکنه تعداد خيلی زيادی از جوونها رو تشويق کنه که بطور حرفه ای ورزش کنند و سختی تمرينها و راهنمايی های مربی ها رو بپذيرن.
Mahdi - March 31, 2005 10:41 PM
simba :
سلام. بهت لینک دادم. من رو احتمالا به قيافه میشناسی. متنهای اقتصاديت جالبه برام. کمی هم در مورد زندگي بنويسی بد نيست به نظرم. خوش باشی.
simba - April 1, 2005 09:56 AM
مهدی :
اما در اين ميان آنچه می توان بر آن دست گذاشت اين است که علم در ايران مثل بسياری از ديگر جنبه های زندگی ما تقليدی است. ابتکار علمی در زمانی به وجود می آيد و با نيازهای جامعه منطبق می شود و به آن پاسخ می گويد که اهل علم به حدی از استقلال فکری و اعتماد بنفس شخصی و ملی رسيده باشند و گرايش مديرانی هم که می خواهند به آنها ميدان دهند يا به آنها گوش دهند و طرحهاشان را به کار گيرند با آنها همسو باشد يعنی حمايت اجتماعی داشته باشند. علت شکست اهل علمی هم که دارای معيارهای مذکورند همين است که مديران برای طرح و فکر آنها تره خرد نمی کنند.
مهدی - April 1, 2005 06:09 PM
مهدی :
حامد جان، می دانی که اين حرف اساسا از سه چهار دهه پيش در ايران مطرح بوده به دنبال شايد تجربه هايی که هندی ها کردند و در دنباله بحث هايی مثل کوچک زيباست. همان موقع هم همين کتاب چاپ شد در ايران. اما مشکل به نظر من به مجموعه ای از مسائل بر می گردد که آموزش و پرورش مظهر آن است نه دليل آن. مصرف گرايی و غربزدگی و حس ترس در مقابل غربی و دانش و قدرت او مثلا.
مهدی - April 1, 2005 06:12 PM
مهدی :
نمونه هاش زيادند. يکبار به آقای حداد عادل گفتم که چرا بين نيازهای آموزش و پرورش و تحقيقات دانشجويان فوق ليسانی و دکتری پيوند نمی زند و مثلا نيازهای خود را به دانشگاهها اعلام نمی کند تا دانشجويان به جای رساله های به درد نخور بروند برای رفع نيازهای آموزش و پرورش کار کنند و حمايت مالی هم بگيرند. مثل همه جای ديگر دنيا. ولی يا نمی فهميد چه می گويم يا ارزشی برای اينکار قائل نبود. به هرحال نمونه زياد است. موضوع مهمی مطرح کرده ای که می ارزد از جنبه های مختلف به آن بپردازی و بحث را ادامه دهی.
مهدی - April 1, 2005 06:13 PM