« دموکراسی و عقلانی‌سازی وقتی در ايران | صفحه اول | عدالت از نوع احمدی‌نژادی محمود »

25 فروردین 84

مهدی جامی عزيز لطف کرده

مهدی جامی عزيز لطف کرده و نقدی خواندنی و بسيار آموزنده بر نوشته قبلی من نوشته است. اين‌جا نمی‌خواهم وارد بحث محتوايی با مهدی شوم و آن را به نوشته بعدی موکل می‌کنم. فقط برای جلوگيری از يک سوء تفاهم محتمل و برای روان‌تر شدن بحث بايد اين نکته را متذکر شوم که در جمله‌ای که گفتم «وقتی در مورد دموکراسی در ايران صحبت می‌کنيم» دقيقا منظورم همين بود و نه بحث در مورد مفهوم دموکراسی به صورت عام و در يک فضای نظری. به عبارت ديگر نکته اصلی من اين بود که در ايران ما در پس عبارت دموکراسی يا دموکراسی‌خواهی عملا منظورهای مختلفی را دنبال می‌کنيم که لزوما ربط منطقی به دموکراسی ندارد و بهتر است هر کدام به صورت جداگانه‌ای مورد بحث قرار گيرد. حال اين‌که کدام‌يک مقدم است موضوع جداگانه‌ای است.


ياسر هم دلتنگی‌های پاييزی‌اش را در پاسخ دلتنگی‌های بهاری من نوشته که آن هم خواندنی است. چون هر دو از دلتنگی‌ها نوشته‌ايم چيز خاصی ندارم که بگويم فقط می‌توانم کمی گله کنم از دوستانی که روح موجود در نوشته را نديده گرفته‌اند. مساله من روايت کردن پاراداکسی بود که به آن دچاريم و نه هيچ چيز ديگر. ضمنا اين نوشته هيچ ربطی به دو نوشته قبل و بعدش ندارد. اين نکته خيلی مهم است.




   نظرات

@ :

link yaser pls

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007