« The woods are lovely, dark, | صفحه اول | سيستم آموزشی در نروژ در »

29 اردیبهشت 84

در دفاع از پذيرش دانشجوی پولی

در دفاع از پذيرش دانشجوی پولی


در اقتصاد اصلی هست به اسم تخصيص بهينه پارتو که من بسيار تحت تاثيرش هستم. پارتو معياری برای ارزيابی سياست‌ها می‌دهد و می‌گويد اگر عملی در جامعه باعث شود که وضع عده‌ای بهتر شود و وضع بقيه ثابت بماند اين عمل بايد انجام شود. معيار توقف هم می‌دهد و می‌‌گويد اين کار را ادامه دهيد تا جايی که ديگر بهبود وضعيت عده‌ای ممکن نباشد مگر به قيمت بدتر کردن وضعيت ديگران. اين‌جا نقطه بهينه است و بايد توقف کرد.


سياست‌های مبتنی بر اصل پارتو در مواردی وضع فقرا را بهتر می‌کند و در مواردی وضع افراد پولدار را. مثلا در اروپا سالن‌های اپرا و تئاتر قسمت ايستاده‌ای دارند که قيمت بليط آن بين يک دهم تا يک پنجاهم قسمت نشسته است. اين طوری نشسته‌ها وضع قبل را دارند و عده‌ای که مثل ما ۱۵۰ يورو برايشان پول زيادی است با رفتن به قسمت ايستاده امکان استفاده از برنامه را پيدا می‌کنند. مثال ديگر توزيع داروهای ايدز يا نرم‌افزار يا کتاب به قيمت بسيار پايين‌‌تر در کشورهای فقير است. مصرف‌کننده غربی همان پول را می‌دهد و مصرف‌کننده کشور فقير با قيمت خيلی کم‌تر کالايی را می‌خرد که قبلا امکانش را نداشت پس وضعش بهتر شده است. يک مثال به نفع پولدار‌ها هم طرحی بود که من برای نان داشتم. برای خيلی‌ها نان سنگگ داغ خيلی گران تمام می‌شود. چون بايد نيم ساعت توی صف بايستند و اين برای کسی که قيمت وقتش بالا است هزينه زيادی دارد. ايده من اين بود که نانوايی‌ها درست کنيم که قيمت نان در آن پنج برابر بيرون باشد. طبعا اين نانوايی صف بسيار کوتاهی خواهد داشت و البته صاحب مشتريانی که باز برايشان می‌صرفد تا نان را به جای ۵۰ تومان ۲۵۰ تومان بخرند. در همه اين راه‌حل‌ها وضع عده‌ای ثابت مانده و وضع عده‌ای بهتر شده پس بهينه پارتو است.


اگر شرط اساسی بهينه‌سازی پارتو يعنی بدتر نشدن وضعيت بقيه رعايت شود، من به شدت مدافع پذيرش دانشجوی پولی هستم. واقعيت اين است که در اکثر کشورهای دنيا دولت منابع مالی کافی را برای توسعه ظرفيت آموزش عالی در حدی که پاسخ‌گوی تقاضای کل جامعه باشد ندارد. در اين صورت دو راه داريم. يا عده زيادی را محروم کنيم و يا هزينه توسعه‌های جديد را که فراتر از توان دولت است از گروهی از متقاضيان بگيريم. دانشگاه‌های کاملا پولی مثل دانشگاه چابهار يک نمونه است. دانشگاهی با مشارکت خارجی‌ها می‌سازيم و کل هزينه آن را از دانشجويان می‌گيريم. کار ديگر اين است که ميزان استفاده از ظرفيت‌های دانشگاه‌های موجود را بالا ببريم. مثلا به جای اين‌که کلاس‌ها و آزمايشگاه ۸ ساعت در روز فعال باشد، ۱۲ ساعت فعالش کنيم. اين چهار ساعت اضافه البته هزينه دارد و دانشجويان نوبت دومی بايد هزينه‌‌اش را بدهند. اين‌جوری استادی هم که وقتش را صرف پول درآوردن در خارج از دانشگاه می‌کرد مدت بيشتری در دانشگاه می‌ماند.  در اين مواقع البته قيمت خدمات را بايد به گونه‌ای طراحی کرد که علاوه بر پوشش دادن هزينه‌ها، مقداری هم سرريز به بخش ديگر داشته باشيم. يعنی درآمدی که ‌آخر سر بماند تا خرج بهبود وضعيت کل دانشگاه (مثلا جلوگيری از استهلاک آزمايشگاه‌ها يا ساختن ساختمان‌های جديد) شود. من حتی مشکلی برای گرفتن دانشجوی پولی و نشاندنشان سرکلاس بقيه نمی‌بينم. به هر حال آن‌ها پول زيادی را به دانشگاه خواهند داد که صرف توسعه ظرفيت‌ها خواهد شد و همه از آن بهره‌مند خواهند شد.


بگذاريد يک معيار اکستريم بدهم. فرض کنيد کسی بگويد اين طوری که تو می‌گويی بايد کل دانشگاه را پولی کنيم. من می‌گويم اشکالی ندارد. در اين صورت وزارت علوم نيازی ندارد به اين دانشگاه فرضی بودجه بدهد پس می‌تواند کل آن بودجه قبلی را صرف تاسيس يک دانشگاه دولتی جديد کند. حرفم اين است که سرانه بهره‌مندی از بودجه آموزش عالی رايگان در کل تفاوتی نخواهد کرد و اين معيار پارتو را برای من تامين می‌کند.


زير سوال رفتن عدالت البته انتقادی است که به اين نوع راه‌حل‌ها می‌شود. به اين معنی که چرا بايد دو گروه با هم تفاوت داشته باشند. ميل به برابرسازی که قبل و بعد از انقلاب در ايران بسيار قوی بوده است موتور محرکه خوبی برای اين نوع انتقادها است. حال آن‌که منتقدين به اين نکته توجه ندارند که تفاوت در هر صورت وجود خواهد داشت. آن‌که پول بيشتری دارد اگر پولش را برای سنگک گران‌تر ندهد برای پنير و کره بهتر خرج خواهد کرد.  دانشجوی نوبت دومی اگر پول ندهد يا می‌رود خارج و يا پولش را صرف رفاهش می‌کند. بازهم من و او برابر نيستيم. با اين نوع انتقادها فقط نابرابری را از ظاهر جامعه حذف می‌کنيم. من حتی مطمئن نيستم که ماجرا فقط نابرابری بين پولدارها و فقرا باشد. بخش عمده‌ای از دانشجويان پولی ممکن است از طبقه متوسط باشند که چون می‌دانند با ورود به دانشگاه شانسشان در بازار کار زياد می‌شود ترجيح دهند به نوعی هزينه تحصيل خود را تامين‌ کنند.


نکته آخرم هم اين است که بدون سيستم پولی اصولا راه‌اندازی برخی رشته‌ها در کشور امکان ندارد. با امکانات موجود تا سال‌ها ديگر هم يک دانشکده خوب در زمينه مديريت مالی يا تبليغات يا حتی رشته‌های مهندسی جديد نخواهيم داشت. اساتيد اين رشته‌ها گران هستند و فقط وقتی پول حسابی بگيرند وقت حسابی هم صرف می‌کنند. تاسيس دانشگاه‌های گران با کيفيت بالا (مثل هاروارد) ايده‌ای است که می‌دانم خيلی‌ها به آن علاقه دارند حيف که سياست‌های موجود اجازه آن را نمی‌دهد.


پ.س : نکته‌ای که من فراموش کرده بودم و علی شوريده لطف کرده و تذکر داده اين است که يک شرط مهم برای بهينگی پارتو اين است که امتحانات داخل دانشگاه به جديت سابق باشد تا کيفيت آموزش پايين نيايد. در واقع دانشجوی پولی فقط راحت‌تر وارد دانشگاه می‌شود و نه بيشتر.



   نظرات

حسين :

حامد جان متنت خيلی خوب است ولی خواهش می کنم اسم مطلبت را عوض کن. ما بايد از طرح پذيرش دانشجويان آزاد دفاع کنيم. لفظ دانشجوی پولی لفظی کنايی و دارای بار منفی است.

 

Mahmoud :

I agree. However, I think the percentage of those students in public universities should be less than a certain persentage (like 40%). Also, it's better to accept those students according to their Konkoor rank. There are many people who prefer to pay money and go to Sharif, instead of going to another university with a lower quality.

 

مهرداد :

من هم موافقم. بعضی ها این را در نظر نمی گیرند که همین الان هم ورود به دانش گاه های بزرگ و خوب برای طبقه ی متوسط به پایین تقریبا غیرممکن شده است. تعداد ماشینهای پارک شده در اطراف دانشگاه شریف را با ده سال پیش مقایسه کنید. (نسبت خیلی بیشتر از افزایش تعداد ماشین در کل جامعه است.) به گردش مالی آموزشگاه های کنکور نگاه کنید. آیا بهتر نبود این پول وارد دانشگاه میشد و اثری در توسعه ی دانش و پژوهش داشت.

 

Ali Shourideh :

The point is, you have to made some limits for the qualification of students. If you accept anyone to go to SHarif, Sharif will not be Sharif anymore. So the students with normal entrance through Konkoor will be worse off, no Pareto optimality!!!!

 

Maryam :

من هم می خواهم ادامه حرف علی را بزنم. در هاروارد و همه جاهای ديگری که دانشجو پولی ميگيرند اين
دانشجويان با بقيه سر يک کلاس مينشينند در نتيجه وضعيت دانشجويانی که کمک هزينه دارند به علت
اينکه دانشجويان بهتری هستند در هر صورت بهتر است بعلاوه کمک هزينه آن گروه هم از پول گروه ديگر
تامين ميشود. ولی کاری که در شريف حداقل در مکانيک صورت ميگيرد اندکی متفاوت است اول اينکه اين دوستان
سر کلاس جدا مينشينند و به استاد ها هم پول بيشتری برای اين کلاس ها ميدهند( سه و نيم برابر) در
نتيجه استدها تمايل بيشتری دارند که با اين دوستان کلاس بر دارند و همچنين کلاس بسيار آسان تر از
کلاس های دانشجويان عادی است. (معدل کلاس آنها گاهی بالاتر از کلاس دانشجو های شريف است.) همچنين
مدرک آنها با مدرک شريفی ها يکسان است.

حالا چرا وضعيت شريفيها بدتر نميشود؟ از پذيرش بگير تا کار پيدا کردن کافيه يکی از اين دوستان از يک
جايي پذيرش بگيرد که ديگر به شريفی ها پذيرش ندهند!!!!

 

دراي :

به maryam: نکته اساسي در اين بحث اين است که دانشجويان آخن مدرک شريف نميگيرند، مدرک مشترک هم نميگيرند بلکه فقط مدرک اخن ميگيرند. الان هم يک ساختمان با تجهيزات کامل خارج با پول خود اينها بيرون دانشگاه ساخته اند. اگر بگويي چرا سه و نيم برابر به اساتيد ميدهند، خواهم گفت خوب کاري است! همان گونه که اساتيد براي تجارت ميروند بيرون دانشگاه شرکت ميزنند. نکته نهايي هم اينکه دانشجويان طرح مشترک ليسانس (مثل آخن) را بايد از دانشجويان شبانه (نوبت دوم) که کارشناسي ارشد هستند و از طريق کنکور سراسري انتخاب ميشوند، تفکيک کرد.

 

یاسر :

یک نکته‌ی دیگر در دفاع از درس‌ خواندن پولی. وقتی فقط ۱۰ درصد افراد به دانشگاه می‌روند، در حقیقت هزینه‌ی تحصیل این ۱۰ درصد به طور غیرمستقیم بیشتر بر دوش آن ۹۰ درصدی است که به هر دلیلی دانشگاه نمی‌روند و خود این با عدالت در تناقض است. چیزی باید رایگان باشد که همه فرصت و تمایل استفاده از آن را داشته باشند.

 

Maryam :

قسم اول نيست حالا ممکن استPareto Dominant ببينيد من حرفم اين است که اين حالت که در شريف است
که بهتر باشد. مشکل پول بيشتری که به استادان ميدهند هم اين است که آنها بيشتر تمايل دارند که
به اين دانشجويان درس بدهند. در نتيجه استادان ميخواهند که اين دانشجويان را در دانشگاه نگاه دارند
و درس هايی که به آنان ارائه ميکنند بسيار آسان تر از درس های بقيه دانشجويان است در نتيجه باعث
ميشود که سطح دانشگاه به مرور پايين بيايد.
مثلاً دوستانی که مکانيک باشند ميدانند که مکانيک شريف مشکل شديدی
در مورد کم داشتن استاد دارد حالا آنها يک مرکز در کيش زده اند و همه استادان سر رفتن به آنجا سر و دست
ميشکنند.

بله فايده هايی هم دارد که خوب مهم ترين آن پولی است
که برای دانشگاه مياورد. حالا بايد ديد در شرايط کنونی اثر کدام بيشتر است. آيا شريف از بقيه ظرفيتهايی
که داشته است برای پول در آوردن استفاده کرده آيا مشکل کمبود دانشگاه را نميشد با روشهای ديگری جبران کرد.

 

Maryam (Correction of the first sentence :

ببينيد من حرفم اين است که اين حالت که در شريف است Pareto Dominant قسم اول نيست حالا ممکن است
که بهتر باشد.

 

minimos :

يک سری نکات ريز اجرايی باقی می ماند: مثلآ يک سری شروط حد اقل برای ورودی ها بايد در نظر گرفته شود تا هر آدمی-حتی بي سواد-صرف اينکه پول دارد وارد سيستم نشود. ديگر اينکه دانشجويان پولی چون هزينه ی سيستم را می پردازند به نور چشمی رييس دانشگاه و دانشکده تبديل نشوند. سوم آنکه دانشگاه ها در تعيين هزينه ی تحصيل مختار باشند(بازار رقابتی! و قاعدتآ دانشگاه بهتر پول بیشتر می گیرد) و ديگر آنکه تحصيلات را بفروشيم نه مدرک را- يعنی اگر دانشجوی نوبت دوم امد و نتوانست ادامه بدهد به زور بهش نمره ندهيم که بالاخره با مدرک بيرون برود و اگر کار به مشروطی و اخراج کشيد قاطع عمل کنيم) پنجم آنکه فرصت برابر برای تک تک افراد جامعه برای ورود به سیستم موجود باشد: راهکار ديگری برای آدمهايی که پول ندارند برای ورود به سيستم بگذاريم(که الان وجود دارد و نامش کنکور است!) و دیگر اینکه این تصور ایجاد نشود که حالا که دانشگاه پولی شد آنهایی که با کنکور آمده اند هم باید هزینه بپردازندو... از اين دست مسائل!

 

Enkratic :

به نظرم الان روی نقطه ی اکسترمم است .. چرا که به بدتر شدن وضع آموزشی قشر مهمتری منجر ميشود ... کاش بيانيه ی دانشکده ی مهندسی برق شريف را می توانستم اينجا بياورم .. نکات خوبی را اشاره کرده است .. اول آنکه قيمت آن بی نهايت پايين است .. هزينه ای که دانشکده حساب کرده بود ٬ سرانه حدود ده برابر قيمت فعلی ميشد .... ثانيا اين پول به وضع اساتيد کمکی نخواهد کرد .. چون قيمت مصوب آموزش عالی را ميگيرند .. تنها به مخارج دانشگاه کمک خواهد کرد .. ثالثا ممکن است روی کاغذ ٬ تمام استدلال های موجود درست باشد ٬ امّا در ايران و در عمل نمود مضحکی خواهد يافت .. لذا بهتر است سيستم فعلی را به هم نريزيم ..

 

محمدحسین :

اين طرح مسلماْ روی ظرفيت پذيرش از کنکور تاثير می‌گذارد، پس وضع عده‌ای بدتر می‌شود. به جای اينکه سيستم رايگان را پولی کنيم بهتر است وزارت علوم از جنگش با دانشگاه آزاد دست بکشد و به افزايش کيفيت سيستم پولی موجود کمک کند. يا اينکه طرح‌هايی مثل دانشگاه شريف در کيش را در کنار سيستم رايگان گسترش دهد.

 

neo :

برات متاسفم

 

sohail :

اين طرح مثل طرح مدارس غير انتفاعی است. در آنجا هم شعار اين بود که به علت کمبود بودجه کسانی که تمايل دارند از امکانات بهتر استفاده کنند دست در جيب مبارک کنند و خودشان هزينه تحصيل خودشان را بدهند و بسيار بسيار تاکيد ميشد که در عوض از طريق گرفتن ماليات از اين مدارس وضع مدارس دولتی بهتر خواهد شد و هيچ مسئولی حاضر نبود که قبول کند که وضع مدارس دولتی بدتر می شود و همه تاکيد داشتند که اوضاع آرمانی شده و همه چيز بهتر ميشود . اما تو و وجدان خودت آيا اينگونه شد؟! نه تنها وضع مدارس دولتی بدتر شد بلکه امروزه به هزار و يک دليل الکی از همه دانش آموزان به زور پول ميگيرند و شعار تحصيلات برای همه و مجانی عملا يک افسانه است که در کتابهای قصه ۱۰ سال پيش پيدا ميشه.

 

Enkratic :

اگر بخواهم نظراتم را تصحيح کنم ٬‌ بايد اعتراف کنم که اولا گرفتن دانشجو در مقطع BS بدون پول احمقانه است .. چون هيچ سرمايه ای برای دانشگاه محسوب نمي شود .. شايد بهترين سيستم موجود همان چيزی است که در نظام شاهنشاهی اجرا ميشد و آن معاف کردن تنها قشر برتر دانشجويان شريف از شهريه بود .. آنها هم که نميتوانستند بدهند ٬ از صنعت با تعهّد وام ميگرفتند .. حال اگر اين تحوّل بخواهد زمينه را برای اجرای اين طرح روان کند ٬ بشدّت با آن موافقم ... امّا اين افرادی که من ميبينم قدرت جمع کردن سيستم موجود را ندارند .. احتمالا وضعيت مضحکی پيش خواهد رفت .. اين را با توّجه به قدرت مديران فعلی ٬ به عينه ميبينم ...

 

sohail :

ايمان دارم که پس از اجرای فراگير اين طرح همان بلا بر سر دانشگاه هم خواهد آمد . چرا با طرح يک سری شعار های آرمانی و تقليد از جوامعی که هيچ کدام از خصوصيات جامع ما با آن ها سازگار نيست به اين طرح دامن ميزنید؟ تا کی می خواهيد آرمانی به اين مسئله نگاه کنيد؟

 

دراي :

من از حامد عذر ميخوام اما لازمه يه چيزايي بگم. اولا به نئو: براي چي متاسفي؟ استدلال رو بگو!

 

ghachakhnaby :

حامد جان ۱ مثال از رفاهی که مطرح کردی:(ارشد)
۱۳۸۳ رشته پليمر-رنگ اميرکبير ظرفیت ۸ نفر عادی
۱۳۸۴ همان رشته ۷ نفر عادی ۷ نفر پولی
پيدا کنيد رفاه را؟
منتظر جوابت هستم

 

حامد علیخانی :

دانشجوی پولی وقتی پولش رو برای کره و پنیر خرج میکنه،جای من رو تنگ نمیکنه،چون پول ندارم که اون ها رو بخرم.اما هنگامی که با پول وقت استاد من رو میگیره،تو چیزی تصرف پیدا کرده که من با زحمت به دستش آوردم.بنابر این تو بحث عدالت حرفات مصداقی نداره.نمیدونم چرا همه با مدارس غیر انتفاعی مقایسه میکنن.نسبت مدرسه غیر انتفاعی به مدرسه نسبت دانشگاه آزاد هست به دانشگاه.این جا مسئله اینه که سازمان ملی پرورش استعداد های درخشان رو دارن پولی میکنن(فرض کن قبلا کسی پولی نمیداده.)

 

حامد علیخانی :

تو داری از نتایج نظریه هایی استفاده میکنی که اصول موضوعش تو ایران برقرار نیست.۱.وضع موجود ثابت نمیمونه،چون منابع بسیار محدود هست.۲.یکی دیگه از اصول موضوعه شفافیت (atomicite میگن به فرانسوی) هست.اگه مستندات طرح بهینه پارتو هست،اولا قیمت باید رقابتی باشه(مزایده مثلا)نه بخشنامه ای.ثانیا بدجه دانشگاه شفاف باشه.که این ۲ تا هم نیست.مشکل این طرح دقیقا مسائل اجراییش هست که در عمل به اون چیزی که باید منجر نمیشه.

 

حامد علیخانی :

سوتی دادم،منظورم( trancparance =شفافیت)بود.نکته دوم هم منظورم آزادی ورود برای همه هست.مثال نقضش هم اینه که یه بهایی مثلا نمیتونه وارد بازار بشه(حالت اکسترم رو گفتم).اصولا این حرفا مال یه نظام ایدئولوژیک نیست.برای اینکه از این حرف ها بزنی قبلش باید یک سری "ارزش" ها رو "کمی" کنی تا وارد معادلاتت بشن.

 

حامد علیخانی :

زیاد پر حرفی کردم،اما یک چیز دیگه هم جالبه.دانشگاه ما هم میخواست این کار رو بکنن،اما در نهایت هیئت امنا قبول نکرد.گفتن اول بره تو مقیاس کوچیک،توی یک جای کوچیک امتحان بشه اگر جواب داد،ما هم از بهبود وضعیت بدمون نمیاد.اما تو ایران آزمون و خطا رو از بهترین و معتبر ترین جاها شروع میکنن.

 

حسین :

من هم با حامد (ع) موافقم.زمانی میتونی در مورد بهینه پارتو صحبت کنی که همه چیز شفاف باشه.اما تو مسئله ما حداکثر میتونی بگی رفاه فعلی(در حد چیز هایی که میبینیم)ثابت هست و با این تغییر خوش به حال یک عده میشه.اما مسئله ما یک سری پارامتر پنهان داره که نمیبینیم.مثلا نمیبینیم این بودجه چه میشود.یا نمیبینیم اون هایی که خوش به حالشون میشه کیا هستند:به طور منطقی کسی نمیتونه با بهینه پارتو مخالف باشه.مسئله اینه که شرایطش برقرار نیست

 

کوثر یوسفی :

سلام. نکته ی جالبی بود اما به شرطی قابل قبول است که ظرفيت دانشجويان روزانه کم نشود. به علاوه، کيفيت آموزش در شريف و تهران بيش از هر دليل ديگری، تحت عامل "بالا بودن میانگین هوش دانشجویان" (یا مخاطبین اساتید) ارتقا یافته.. همین اساتید شریف و تهران اگر قرار باشد برای مخاطبینی با میانگین هوشی پایینتر تدریس کنند در بلند مدت بر کیفیت آموزشی ایشان تاثیر می گذارد و در نهایت، اعتبار دانشگاه را مخدوش می کند..

 

کوثر یوسفی :

اين را هم بيفزاييد که کسب درآمد از اين راه، دانشگاه سراسری را به یک موسسه تجاری-آموزشی تبدیل میکند.. در حالیکه منبع درآمد دانشگاه های فنی باید از صنعت تامین شود و نه همچون دانشگاه آزاد در حلقه ی تولید مدرک و گرفتن شهریه بیفتد. توضیح بیشتر:

http://www.raazoneyaaz.persianblog.com/1384_2_raazoneyaaz_archive.html#3468361

 

مسافر :

سلام . اول بايد بگم که مثالی که برای طرح پارتو زدی از اصل مشکل داشت. کسی که مياد توی صف نون سنگک گرون تر می ايسته، عملا مدت زمانی رو که بقيه بايد توی صف عادی بايستند طولانی تر ميکنه. برای همين وضع بقيه رو بدتر ميکنه...
دوم: مثال ديگه ات در مورد دانشگاه. هزينه جاری يک دانشگاه خيلی کمتر از هزينه تأسيس از ابتدای يک دانشگاه جديده. اين بايد در مورد دانشجوی پولی لحاظ بشه. يعنی ميزان پولی که از دانشجو ميگيرند بايد کاملا بيشتر از هزينه جاری باشه... سوم : ترجيح من همونه که يک دانشگاه جديد تأسيس بشه. نشوندن يک سری دانشجوی ضعيف کنار دانشجويان قوی، کيفيت کلاس رو پايين مياره... و اگر هم نياره سودی برای اون دانشجويان ضعيف نخواهد داشت.... و آخر : با دانشجوی پولی مخالف نيستم... ولی مثل همون سيستمی که در دانشگاه آزاد هست... قاعدتا اگر سيستم خوب طراحی بشه، عدالت خالص بايد نهايت به رشد بيشتر هم منجر بشه ...البته شايد مفهوم عدالت در ذهن ما کمی متفاوت باشه

 

کوثر یوسفی :

میخوام این نکته رو به حرفای قبلیم اضافه کنم که اگر دانشگاه آزاد شکل نگرفته بود با تخصیص بهینه پارتو در آموزش آکادمیک موافق بودم.. اما حالا که راه دانشگاه آزاد برای دهکهای بالای درآمدی بازه، هیچ توجیه اجتماعی برای طرح شبانه باقی نمیمونه..

 

Ali :

valla na inke ba harfaye Hamed-e gol movaafegh baasham, vali yaadame ke bamane 82 ke man Iran boodam o montazere shooroo'e doreye doctora, daneshjoohaye foghe lisaanse pooli daashtan amoozeshe daneshkada ro kharaab mikardan ke chera ostaad emrooz sare kelaas nayoomade. in khodesh ye nokteye mosbat bood be nazare man, maii ke pool nemidaadim, hargez ham sedaamoon dar nemioomad

 

دراي :

من فقط يک درخواست کوچک از همه دوستاني که اينجا کامنت ميگذارند دارم: لطفا قدري در مورد ضوابط و مقررات اين طرح پرس و جو کنيد و بعد با شدت و حدت به مخالفت يا موافقت بپردازيد! من هم در وبلاگ خودم در اين مورد نوشتم و از اينکه اينهمه کامنت بيربط ميبينم شاکيم!

 

محمد :

به نام خدا/ جالب است که من هم ديروز راجع به همين موضوع نوشتم و امروز به مطلب قبلی ات لينک دادم. آمده بودم که بگويم نيمچه اظهارنظر من درباره مطلب آموزش و پرورشی ات را بخواني. حالا می گويم هر دو را ببين.

 

olaagh :

سلام. خوب... اينم ميشه!!!

 

علی :

سلام.فکر کنم مشکل اين حرف های درستی که اينجا نوشتی اينه که اين ها مصداق اين بحث نيستند.کسی با تاسيس دانشگاه پولی که مشکل نداره.دقيقا مثل مثال نانوايی سنگکی.اين ها دو تا نانوايی مجزا هستند که ربطی به هم ندارند.اما در بحث دانشگاه و در اين مصداق، يکی از اصلی ترين عوامل ارزشمند شدن دانشگاه دولتی اين است که دانشجويانی در آن درس می خوانند که تز لحاظ معيارهای علمی از بقيه بالاتر بوده اند.بنابراين حتی از لحاظ اقتصادی، با ورود دانشجويان پولی ارزش اقتصادی اتفاقی که می افتد هم پايين می آيد.تازه اين در حالی است که ما همه فاکتورهای غير اقتصادی را ناديده بگيريم.

 

one :

به Enkratic عزيز
۱.در هزينه ای که فرزانه حساب کرده از قصد بودجه های هزينه ای را هم بر تعداد دانشجويان تقسيم کرده تا هزينه دانشجويان بالا رود. در حالی که سرانه هزينه پرداختی دولت ۱.۸ ميليون تومان است. قیمت فرزانه نه ۱۰ برابر بلکه ۲.۵ برابر بوده است
۲. دانشگاه ساليانه مبلغ زيادی در حدود ۵ ميليون تومان به اساتيد پول می دهد که غير از حقوق در فيش پرداختی است. خيال نکن حقوق استادان تنها همان پولی است که در فيش می گيرند.

 

راوي :

به نظر من اين كارايي پارتو فقط از منظر اقتصادي به موضوع نگاه مي كنه ولي عوارض اجتماعيش رو در نظر نمي گيره.

 

راوی :

البته من با طرح (نه به صورتی که در دست اجراست) موافقم.

 

ehsan :

دوست من!اين ور آب همه دعواها سر اينه که اون مقدمه اصل پارتو رعايت می شه يا نه!تازه!اينم حل شده...همه اجماع دارند که به ۱۰۰۱ دليل ورود دانشجويان پولی برای ما ضرر داره اما بحث اينه که بعضی معتقدند سودش برای ما بيشتر از ضررشه و بعضی نه...سر استدلالهای هر گروه مال بحث در اينجانيست...

 

دوست :

اگه می دونستم هم مدرسه ای های سابقم انقدر بی منطق + بی احساسن(از ۲ طرف کم دارن!) هیچ وقت نمی گفتم از کدوم مدرسه فارغ التحصیل شدم.حوصله توضیحم ندارم

 

m :

اين كه وضع بقيه بدتر نشود خيلي هم ساده فهميده نمي شود. مثلا بعضي ها با استدلال مشابهي شروع به خريد و فروش سربازي كردند. به نظر من كه كار درستي نبود. گاهي اين بد شدن وضع ديگران مي تواند تحقير شدن آنها باشد يا مسائل رواني و اجتماعي ديگري باشد كه در جامعه ايجاد مي شود . هرچند وضعيت اقتصادي آنهايي كه ضرر ديده اند تغيير نكند !

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007