همه اين نوشتهها به کاری نيامد.
همه اين نوشتهها به کاری نيامد. ديدنش هم من را آزار میدهد و هم محتملا دوستداران رييسجمهور منتخب را. از شرشان خلاص شوم آسودهترم. تنها دلخوشیام اين است که در حد وسعم تلاشم را کردم. مابقیاش تقدير ما بود.
پ.ن : اميدوارم سوء تفاهم برانگيز نبوده باشد. آن پستها را پاک کردم چون دورهاش تمام شد ولی آن حرفها تمام نشده است به زبانی ديگر باز خواهم گفت.

نظرات
عباس :
مرده شور اين هيجانات انتخاباتی را ببرد که حتی صغری کبرای يکی مثل حامد را هم به هم ميزند. خيلی از کبراهای تو بر صغرای اشتباه سور شد و نتيجه بالطبع اشتباه. از تئوری های اقتصادی احمدی نژاد تا اخباری که از صحبت های دکتر بود.حرف اصلی دکتر اصلاح منش مديران و روش مديريت بود تا تغيير برنامه ها. کاش برنامه های هاشمی را هم در اين چند روز ميديدی تا ببينی چه ايده آل ها و جفنگيات نشدنی را به اين ملت قول داد. به هرحال کاش به حرف های امثال دکتر نيلی تکيه ميکرده تا امثال عبدی. به هر حال سواد اون مطمئنتر هست برای استدلال تا عقده های روانی يکی مثل عبدی. شايد بعد از انتخابات بيشتر بحث کرديم سر هيجانات اينچند روز. ولی اينها بيشتر از جنس مقاومت سازمانه در برابر تغيير بود تا نگرانی از روش های اشتباه
عباس - June 24, 2005 01:19 AM
نسترن :
شما را چه ميشود؟
نسترن - June 24, 2005 01:34 AM
محمد :
آيا اين هزينه ای است که بايستی بپردازيم؟ آيا بايستی مانند جامعه های بسته ای هم چون چين و سنگاپور و مالزی بشويم تا بتوانيم به رشد اقتصادی دسترسی پيدا کنيم؟ اگر چنين است پس آن تاريخچه صدساله آزادی خواهی که حرفش را می زنند چه می شود؟ آيا يک گردش صدوهشتاد درجه (يا به قول احمدی نژاد سيصدوشصت درجه!) ما را به سرمنزل مقصود می رساند؟ حتی بنيان گذار اين سيستم حکومتی هم با همه قدرت و ابهت و پشتوانه مردمی که داشت جرعت نکرد چنين بکند و ناچار شد ظاهری مردمی به اين سيستم بدهد. آيا حالا ديگر زمان آن رسيده که حقيقت را قبول کنيم که آنچه رضاخان و بعد از او پسرش در اين مملکت کردند تنها راه رسيدن به رفاه اجتماعی است؟ دموکراسی - شموکراسي؟
محمد - June 24, 2005 01:44 AM
کامران :
اینهایی که از هراس مواجهه با اشتباه تاریخی خود در ندادن رای، عذاب وجدان مشارکت در ورود ایران عزیز به ورطه هولناک را با مطرح کردن احتمالات نامعقول در مورد احتمال خوب بودن کاندیدای متحجران به فراموشی میسپارند، نا ایران را می شناسند و نه این آقا را. عباس خان یک نظری به سوابق ایشان بکن. بعد یک نگاهی به کارنامه خالی شهرداری تهران در دو سال اخیر که حتی تبلیغات چیهای حرفه ای سیما هم نمیتوانند جز چند شعار نامربوط یک روند مثبت را در آن به تصویر بکشند . الحق در دو سال با دست باز و پول فراوان و دستورات بالا برای موظف کردن همه به همه گونه همکاری با آقایان، حتی در حفظ روند قبلی که میراث کرباسچی بوده است ، به سختی شکست خورده است.
چه خوب بود که مدعیان روشنفکری بجای استفراغ کردن گزاره های دروغی که سیما در تلاشی در ساله در ذهن عوام کرده است، خود چشم باز میکردند و واقعیتها را همانطور که هست و نه آنطور که سیما یا جام جم یا کیهان میگویند، میفهمیدند.
حامد عزیز
در این روزهای سخت ، نوشته های عالی شما ، مهمترین و جدی ترین نقدهایی بود که در تمامی فضای سایبر و فضای رسانه ای دیده میشد. افسوس که ستادهای انتخاباتی و روزنامه ها این نقدهای درخشان را ندیدند. وگرنه شاید سرنوشت این کشور ، اندکی روشنتر از آن میشد که فردا خواهد شد.
کامران - June 24, 2005 01:54 AM
hoursefly :
مردم ما میراثی هزارساله را بدوش می کشند که هر صبح در گوش آنان ساد زیستی و قناعت را یادآوری می کند /میراثی که به آنان اجازه نداده است درک کنند اگر دکوراسیون مدرن و فضای راحت طلبانه برای رشد معنوی ضرر دارد پس باید در غار زندگی کنیم و برای سفرمان چهارپا بیاوریم/داستانهایی که به آنها قبولانده است ما نباید و نمی توانیم فضانوردانی باشیم که کرات دیگر را فتح می کنند
hoursefly - June 24, 2005 02:03 AM
مسافر :
خدا به ما رحم کنه !
مسافر - June 24, 2005 04:39 AM
نيما شبنامه نويس :
با سلام. معمولا در جوامعي كه نخبگان آن بالا بالاها به هم ديگر مشغول مي شوند، زمينه براي توليد يك جنبش فرودستان در اين پايين پايينها ايجاد مي شود. راي عامه مردم به احمدي نژاد، راي به مخالفت با توسعه نامتوازني است كه مي رود تا ۱۰ ميليون نفر را براي هميشه له كند، تا چرخ توسعه بچرخد. من ترجيح مي دهم در شرايط مساوي، همراه با همه همرزمان بميريم تا اينكه به ضرب قرعه توسعه هاشمي گونه، يكي بماند و ده تا بميرند. همرزمان من تمام مردم كشورم هستند و جبهه ما در برابر اقتصاد دنيا/ و البته پيامبر اسلام نيز در هنگام حضور در مدينه نشان دادند كه اگر در برابر سرمايه داري نتوانستنيد ايجابي به پيش رويد، سلبي عمل كنيد و ايثار را محور سازيد/ كه گمان مي كنم ما باز هم به شبيه آن موقعيت نزديك مي شويم./ به روز هستم/ يا علي
نيما شبنامه نويس - June 24, 2005 06:26 AM
نيما شبنامه نويس :
در ضمن سعي كنيد اين منطق را درك كنيد كه در جوامعي كه در مسير پيشرفت، تحت فشار از طرف پيشرفته ها هستند، و خودماني اش مشت روي سرشان است، فعال كردن موتور حركت تك تك افراد جامعه با تزريق نشاط به آنها، نه با تزريق پول، تنها راه حل ممكن براي گريز احتمالي از نابودي هميشگي است.
نيما شبنامه نويس - June 24, 2005 06:33 AM
نيما شبنامه نويس :
توضيح مجدد: راي مردم در دور اول به احمدي نژاد، راي به پاسخهاي ساده براي نيازهاي ملموسشان بود، و مسلما رايي عمقي و با شناخت دقيق از ريشه هاي مشكلاتشان نبود/ اما من فكر مي كنم كه همين مدل يعني نزديكي نسبي بين بالايي ها -يعني تصميم گيرها- و پاييني ها -يعني بدنه كاري كشور- مي تونه تك تك افراد را مشتاق كنه كه با تمام قدرت و فول پاور، بدون انتظار داشتن مزاياي بيشتر، كار بكنند، و همين موتوره كه مي تونه جامعه رو تكون بده. به قول قديميها، همه ما به كم راضي بوديم اگر همسايگانمان بيشتر نمي داشتند/ تبعيض رو بايد حذف كرد، و انگيزه رو بايد يه جور ديگه بين مردم تزريق كرد/ تزريق انگيزه از طريق تبعيضها، فقط به درد جامعه اي مي خوره كه پيشرفت اوليه رو داره/ نه به درد جامعه ما/ نظرتون چيه؟
نيما شبنامه نويس - June 24, 2005 06:49 AM
مهدی ابراهیمیان :
من هم ۷ دليل ساده به دلايل شما اضافه کردم...
مهدی ابراهیمیان - June 24, 2005 10:57 AM
X :
امروز در نازی آباد حتی یک نفر ندیدم بخواهد به هاشمی رای بدهد. شاید اگر هم بوده می ترسیده بگه. از شهرستانها هم خبر گرفتم: اصفهان، مشهد، بابل، تبریز، شیراز و همدان، احمدی نژاد با اختلاف جلو افتاده است.
X - June 24, 2005 02:24 PM
IRANI :
به انقلاب ايران نگاه می کنم. همه مردان نظام پهلوي را غارتگر خوانده بودند. برای فرونشاندن خشمی که اينچنين به پا خواسته بود چه سرها که بر بالای دار نرفت. باید به انتظار نشست و دید که اینبار چه کسانی قربانی اين خشم ديوانه وار می شوند. آيا نمی بينيد. همه در پی انتقامند.
IRANI - June 24, 2005 04:43 PM
answer :
kojaye Quran gofte ke servat bade?
koja gofte shode faghir bashid?
mage in ahmadi nejad az hazrate soleyman balatare ke goft khoaayaa be man molki ata kon ke be kasi nadahi?
mage khanevadehye peyambar faghir bud?
maghe shomaa nistid ke dar morede zan o mard migid hoghough mosavi vali na lozuman motashabeh?
taa kojaa avam faribi?
aghe inna mard budand chehreyeh vaghe'ishun ro penhaan nemikardand! aghe az khodaa mitarsidan jorat nemikardand dorough began....
ki hokumat mikone mohem nist, inke che tafakkori hokumat mikone moheme!
mibinid rahbar har az chand ghahi dar morede in ahzabe siasi bad mige va az baghiye keshvar haa enteghad mikone va mige che khube ke mardom be fard ray midand na be hezb? baraye ineke ye nafar miyad va mire va mardom faramoush mikonan, vali ye tafakkor hast va baghi mimune, faghat ye farde dighe sare kare! be fard ray nadadid, ino befahmid, be yek tafakkor ray dadid!
maa hanuz taa inke haghemun bashe ke azad zendegi konim kheyli fasele darim.
answer - June 24, 2005 08:13 PM
beheshti :
سلام. من به آقای احمدی نژاد رای دادم ولی انتظار زيادی از او ندارم. من نه انتظار دارم اقتصاد کشور متحول شود و نه فکر ميکنم بتوان در اين مدت کم فاصله طبقاتی را به طور ملموسي کم کرد. من تنها به دنبال تحول در گفتمان کلان کشور هستم حتی به بهای هزينههای اقتصادی. در اين ۱۶ سال گفتمان های غالب و رايج در کشور يا به نفع متمولين بوده يا مخالفين و در اين ميان اين محرومين بودند که فراموش شده بودند. من به احمدی نژاد رای ميدم چون فکر ميکنم کشور به اندازهکافی برای ۱۰۰ زندانی سياسی وقت و انرژی گذاشته و الان نوبت به ۰۰۰و۰۰۰و۱۰ فقير و محرومی است که کمی از دغدغه مديران رو به خودشون اختصاص بدهند. من به احمدی نژاد رای ميدهم چون ...
beheshti - June 24, 2005 08:54 PM
dardmand :
احمدی نژاد هديه به مردم ايران. بگذار تا به غلط کردن بيفتند. اميدوارم روزی چشم همه ايرانيانی را که به احمدی نژاد رای دادند اشک آلود ببينم. نفرين به اين همه حماقت.
dardmand - June 25, 2005 03:20 AM
mehdi :
jenaabe dardman, man az ahmadinejad khosham nemiad vali be democracy ehteram mizaram...
mehdi - June 25, 2005 07:16 AM
minimos :
تموم شد! )):
minimos - June 25, 2005 07:25 AM
Ali :
شوخی شوخی با ۶ميليون اختلاف رای انتخاب شد. حالا بذار رفقا تا ابد بگن تقلب شد و اينجوری شد و اونجوری شد.
انصافا رفقا اگه شما هم از اونايی هستين که میگفتين اينها برنامه هاشمی-ه برای اينکه با رای بالا انتخاب بشه، لطفا توی دل خودتون بگين «تحليل من اشتباه بود» شايد اين باعث بشه دفعه ديگه که دارين يه چيزی رو تحليل میکنين، يه لحظه فکر کنين شايد تحليل کس ديگهای هم درست باشه و اونجوريا هم که شما میگين نباشه.
Ali - June 25, 2005 08:31 AM
مصطفی :
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=199195
اين يعنی چی؟
يعنی پس از ۱۸ دقيقه از پايان رای گيری آقايون ميدونستند که پيروز شدند؟
کمک کنيد بفهمم
مصطفی - June 25, 2005 09:02 AM
meysam lotfy :
بازگشت دولت به مردم را به همه دوستان تبريک ميگم
meysam lotfy - June 25, 2005 09:53 AM
meysam lotfy :
در ضمن فکر ميکنم که حرف اخر رو مردم ديروز زدن
يا حق
meysam lotfy - June 25, 2005 09:55 AM
X :
آيه ۶۱ سوره بقره را می خواندم... شايد علتی پيدا کنم برای بی خردی جمعی. به جای جواب هزار تا سوال جديد پيدا کردم!
X - June 25, 2005 10:25 AM
ميثم :
اقتصاددانها بهش ميگن collective rent seeking
ميثم - June 25, 2005 10:27 AM
Nasle 3 :
سلام ِ پيروزي «دکتر» رو تبريک می گم. ((ولقد کتبنا فی الذبور « ان الارض يرثها عبادی الصالحون» ))
Nasle 3 - June 25, 2005 02:47 PM
توحید عزیزی :
سلام. آقا قصد توهين ندارم. می تونم خودمونی باهات حرف بزنم؟ حال شما خوبه؟ پوزت بدجوری خورد ها :) خيلی مخلصيم. يادت باشه برای تحليل اوضاع اجتماعی يه جامعه بهتره توی همون جامعه باشی نه ۳۰۰۰ کيلومتر اونورتر ... خيلی می خوامت
توحید عزیزی - June 25, 2005 03:36 PM
hamed ghoddusi :
آقای توحيد عزیز سلام. نه پوزم نخورد چون از چند روز پيش پيشبينی اش را کرده بودم. وضع جامعه را هم تحليل نکردم فقط نتايج سياستهای ايشان را گوشزد کردم. يا حق
hamed ghoddusi - June 25, 2005 03:58 PM
ناشناس :
پيروزي فاشيسم بر رأيدهندگان مبارك!
كمي قبلتر شايد شصت و اندي سال پيش مردم آلمان پيروزي فاشيسم را بههم تبريك ميگفتند. تحقير ملت آلمان در پيروزي فاشيسم به غروري دهشتناك تبديل شد. باري پرواي من اين است كه در دوره بعدي به كسي كه اختلاف زيادي با احمدينژاد ندارد، بايد رأي داد. آزموني كه اينبار با هاشمي به بار نشست و رأيدهندگان بازنده، غرور خود را پايمال شده ديدند.
باري دل در اين برهوت ديگرگونه چشماندازي ميطلبد.
ناشناس - June 25, 2005 04:21 PM
minimos :
حامد بيچاره!
minimos - June 26, 2005 09:51 AM
minimos :
يا شايد بهتر بود می گفتم:«حامد طفلک!» یا از این قبیل جملات احساسی
minimos - June 26, 2005 09:53 AM
minimos :
ما مبارزه کرديم، و همه ی مبارزه ها لزومآ به پيروزی منجر نميشه! برای من که کلی تجربه بود ان شاء الله مبارزه ی بعدی.
minimos - June 26, 2005 09:55 AM
مریم اینا :
کاش پاکشان نمی کردی، حرفهای تو از معدود حرف های درست و حسابی و از روی استدلال در این مدت بود. اما خوب اختیار با خودت است.
مریم اینا - June 26, 2005 10:19 AM
سید بشیر سجاد :
سلام. اول تشکر از نوشتههای جالبت! دوم، بهنظرم پاک کردنشان کار جالبی نبود. برای من در طول یک هفتهای که گذشت این وبلاگ نقد منصفانهای بود از یک شخصیت ناشناخته (در کنار کلی چرند و پرند بیاساس در خیلی جاهای دیگر که بهعنوان نقد احمدینژاد مطرح میشد). لطفا اگر امکانش هست لااقل لینکی چیزی به آنها بگذار (اگر دوست نداری در لابلای بقیه نوشتهها باشد).
سید بشیر سجاد - June 27, 2005 09:43 AM
تقی یاره :
سلام
من هم می گم کاش پاک نمی کردی. من مايلم دوباره بخونمشون. و آن عزيزانی را که نسنجيده رای دادند به اين نوشته ها ارجاع بدم.
تقی یاره - June 28, 2005 03:22 PM