« درآمد‌های اضافی نفتی  به نظر | صفحه اول | اندر اهميت عدد ۱) داشتيم »

24 مرداد 84

جزيره سرگردانی به نظر من

جزيره سرگردانی


به نظر من آدم‌ها سه جورند. گروه اول اهالی داگ‌ويل‌اند‌. گروه دوم آن‌هايی‌اند که تکليفشان را با جهان و انسان در همان پانزده بيست سال اول زندگيشان معلوم می‌کنند. يک بار برای هميشه فکر می‌کنند و تا تمام عمر بر سر فکرشان هستند. اين‌ها اهل عمل‌اند و جواب‌های روشن و قطعی برای همه چيز دارند.  چون کشتی نجات را يافته‌اند فقط مواظبند از کشتی به بيرون پرتاب نشوند. تغييرات کوچک در جهان فقط از عهده اين‌ آدم‌ها بر می‌آيد که زندگی را جدی گرفته‌اند. گروه آخر اما نيهيليست و آسمان‌جل و سرگردانند. حالشان از اين جواب‌های کليشه‌ای برای همه سوالات به هم می‌خورد. هر چه توی ماجرا سرک می‌کشند بيشتر می‌فهمند که اوضاع بدجوری عجيب و غريب است. برای اين جماعت  کشتی نجاتی نيست. اين‌ها فقط دست و پا می‌زنند تا روی آب بمانند. زندگی برای اين‌ها هميشه با «ترس و لرز» همراه است. يک روز هم که خسته‌ شدند قضيه را ول می‌کنند و مثل آن آدم کاردرست می‌گويند «ما رفتيم شما بمانيد با زندگی حقيرتان». من از اين سومی‌ها خيلی حال می‌کنم.


 



   نظرات

maysam :

راستش من فرق گروه اول را با دو گروه ديگر خوب نفهميدم! گرچه دو گروه ديگر واقعا فرق دارن!
حالا شما طرفدار نيکول کيدمن هستی چون طرفدار گروه سومی يا برعکسش! راستش من طرفدار گروه دوم هستم. تنها اميدمون به اضافه شدن عمر در نتيجه انقلابات ژنتيک فقط از گروه دوم برمی آيد! ما که اين کاره نيستيم.
بگذريم. آقا شنيدم ايرانی. کاش ميشد يه قرار بذاريم شما را زيارت کنيم. قربان شما

 

abooz :

دقيقا . منم جای تو بودم تو وين تو« يو ان» سيگار دود می کردم و تحليل چاق و رزومه ام ۲۰ صفحه آ۴ باشه - که بی شک نشونه ی کم دردی ته نگم بی دردی ) روا بود که چنين بگويم . می فهمی وقتی يکی نمی دونه اين قدمی که داره می ذاره بايد بذاره يا نه ينی چی؟ پوچی درديست غير مردن کان را ... . يکی از عواقبش فقط انگيزه نداشتن برای انجام هيچ کاريه. می خوام نفرينت کنم مبتلا شی ولی دلم نمی آد . زمنن به برادر میثم باید عرض کنم که نطریات شما منقرض شده متاسفانه بهش می گن تلفیق تکاملی . هدف تکامل افزایش طول عمر نیست تقویت استخر ژنی برای بقاست . استخر ژنی هم هیچ دخلی به طول عمر یه عضو گونه نداره. ضمنا این حرفت «.تنها اميدمون به اضافه شدن عمر» اگه حتی مکانیسم تکامل -که یکی از مهمترنهاش و نه تنها مکانیسمش بقای اصلح است - در خدمت فرد بود باز هم طولانی شدن عُمر رو باعث می شد؟

 

ehsan :

ن مث هميشه با ابوذرم.البته بيش تر(يا فقط)با اين تيکه ش:«می فهمی وقتی يکی نمی دونه اين قدمی که داره می ذاره بايد بذاره يا نه ينی چی؟ پوچی درديست غير مردن کان را ... . يکی از عواقبش فقط انگيزه نداشتن برای انجام هيچ کاريه. می خوام نفرينت کنم مبتلا شی ولی دلم نمی آد .»سرگردان بودن و دست و پا زدن برا رو آب موندن و ترس و لرز و شک مزمن هیچ حال کردنی نداره.

 

yaser :

سلام ببين چون از عنوان «ترس و لرز» استفاده کردی که نسبی آشکارا کی ير که گوری دارد به نظرم آمد که بگويم روی کرد کی ير که گور از آن جهت که حقيقت آفاقی را نفی می کند دارای سويه ای نهيليستی است اما در آن جا که حقيقت را در شور درون می داند و اين که آدميان حقيقت خود را خود می سازند نهيليستيک نيست ضمنا اگر ايران آمديد و خواستيد به دلايل مذهبی يا غير مذهبی يا هر دو سری به مشهد بزنيد ما در خدمتيم. سری به ما هم بزنيد.

 

ليشام :

آدم‌ها، آدم‌اند ... همين ... ولي كلاً اگه شما با همه حال كنيد، بيشتر حال مي‌كنيد

 

علي :

به نظرمن كوتوله از وقتي آمد اصلاح طلبي را بايد با معين شروع كرد و هر كسي هم نمي تواند با اين روش از فلسفه وجودي هم نگراني داشته باشد.

 

maysam :

اينجا چه خبره؟ های ابوذر خان گور پدر تکامل! تکامل ديگه کيه؟ من مشکلم اين امريکايی های مذهبی احمقه که ۲۰۰ ميليارد دلار تو عراق خرج می کنن ولی تحقيقات ژنتيک رو ممنوع ميکنن. با نصف اين پول ميشد عمر مفيد آدما رو به ۳۰۰ سال رسوند (عمر مفید مغز انسان ۳۰۰ سال است. اين بافت های ديگه هستن که زود فرسوده ميشن) . من مشکلم خودمم. گور پدر نسل بشريت.

 

راه ميان‌بر :

در زلف چون كمندش، اي دل مپيچ كانجا/سرها بريده بيني، بي‌جرم و بي‌جنايت!

 

m :

يعنی چی داگويلی؟؟؟

 

hossein :

«ترس و لرز» که ايهامی ندارد به کتاب کيرکگور چون اگر دارد خيلی منظورت فرق می کند.

 

Saleh Sahabeh Tabrizi :

میگم جناب رییس این چیزایی که گفتی احتمالا باید خیلی مهم باشه نه ؟ فکر کنم بهتره این جور چیزا رو یه جا یادداشت کنم

 

خود شيرين :

حالم از اينکه آدمها رو به سادگی سه دسته ميکنی به هم ميخورد!... تقسيم بندی آدمها به اين سادگی ها هم نيست... خيلی پيچيده تر هست.... ما که رفتيم... تو بمان با اين تقسيم بندی ها و نظريه پردازی هات....D:

 

Mehdi :

بخش مهمی از آدمهای گروه دو علاقه دارند که به جهانیان ثابت کنند روش زندگی و عقايدشان بهتر از بقيه هست و در اين راه از زهرمار کردن زندگی برای خود و ديگران دريغ نمی کنند. حتی حال کردن شما با گروه سومی ها را هم بر نمی تابند!

 

hamid :

ما بيشتر بی وفااااااااااااااااا.دکتر ادمها رو به دو دسته تقسيم ميکنه.اونهايی که برای دنيا افريده شده اند و اونهايی که دنيا برای اونها افريده شده.

 

محسن :

خب البته روشن است که وقتی مياييد آدمها را از اين زاويه ديد و با این لحن تقسيم ميبکنيد، قطعا در وحله اول شما هم گروه دوم را به رسميت شناخته ايد و پس با آن هم به ميزان لازم حال ميکنيد! راستی. به نظر من گروه سومی ها همه شان روزی در گروه دوم بوده اند. حالا يا کشتی را اشتباه يافته بودند يا اينکه آنها در پايان درست تر ديده اند و اهالی گروه دوم هم از ديد آنان داگويليانی بيش نيستند!

 

m :

اين کامنت من چرا ديگه نيست؟

 

قاسم :

گویا سگ-کده (داگ ویل) را دیده ای. فیلم رقص در تاریکی از همان کارگردان را فرصت کردی ببین

 

محمد :

گروه چهارم هم آدم‌هايی هستند که هميشه مشغول دسته‌بندی آدم‌های ديگر به گروه‌های مختلف هستند.

 

hoursefly :

گروه اول ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نفهميدم
گروه کار درست ها رو هم جا انداختين

 

کاوه :

و گروه پنجم آدم هایی هستند که فکر می کنند گرده چهارمی هست!
;)

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007