درآمدهای اضافی نفتی به نظر
درآمدهای اضافی نفتی
به نظر من میرسد دولت برای استفاده از درآمدهای اضافی ناشی از افزايش قيمت نفت گزينههای زير را پيش رو دارد:
۱) دلارهای نفتی را به بانک مرکزی بفروشد و ريال حاصل از آن را در بودجه جاری هزينه کند تا با آن مثلا حقوق معلمان را افزايش دهد. اين گزينه هم باعث افزايش شديد نقدينگی و تورم بالا در کشور میشود و هم از طريق کاهش نرخ واقعی ارز صنايع داخلی را تهديد میکند.
۲) ارز را به واردکنندگان بخش خصوصی بفروشد. در اين صورت نقدينگی کشور تغيير نمیکند ولی واردات افزايش میيابد. در وضعيت فعلی تقريبا تمامی کالاهايی که وارد میشود (مثلا گندم و برنج و روغن و پوشاک و لوازم الکترونيک) در داخل هم توليد میشود و مجموع واردات و توليد داخل به اندازه مصرف داخلی است. افزايش چند ميليارد دلاری واردات باعث ورشکستگی صنايع داخلی و افزايش بيکاری در آن بخشها میشود.
۳) سيستم بازرگانی خارجی زمان جنگ را احيا کرده و خود راسا کالاهای اساسی اضافی را وارد کرده وآن را فقط بين اقشار محروم توزيع نمايد. در صورت وجود يک نظام تامين اجتماعی مناسب که اقشار محروم و نيازمند کمک را به درستی شناسايی نمايد اين روش میتواند بدون لطمه زدن به صنايع داخلي، رضايت اقشار کمدرآمد را تامين نمايد. اين روش سه اشکال مهم دارد. اولا واجد پتانسيل بسيار بالايی برای فساد اداری است، ثانيا نارضايتی زيادی بين کسانی که اين کمک را دريافت نکردهاند ايجاد میکند و ثالثا هيچ کمکی به ساختن ظرفيتهای صنعتی جديد در کشور نمیکند.
۴) دلارهای نفتی را در خارج از کشور سرمايهگذاری کرده و از انتقال آنها به اقتصاد ملی جلوگيری کند. مشابه اين کار در زمان شاه با خريد سهام کروپ آلمان صورت گرفت. اين سياست توسط کارشناسان اقتصادی توصيه میشود.
۵) دلارهای نفتی را صرف تامين مالی پروژهها در بخشهايی کند که تجهيزات مورد نياز آنها در داخل توليد نمیشود. به عنوان مثال درآمد اضافی را میتوان برای تجهيز ناوگان هوايی کشور يا توسعه سريع مترو يا توسعه زير ساخت تجارت الکترونيک و يا اجرای پروژه در بخش نفت و گاز و پتروشيمی هزينه نمود.
۶) دلارهای نفتی را جوری هزينه کند که وارد اقتصاد کشور نشود. يکی از زمينههای خوب برای چنين کاری تخصيص پول برای اعطای بورسيه به دانشجويان مستعد برای تحصيل در دانشگاههای خوب دنيا است. مهمترين مشکل اين روش پتانسيل فساد اداری گسترده در تخصيص بورسها است.
خلاصه اينکه قضيه ساده نيست. دلارهای اضافی در نگاه اول درآمد مجانی خوبی برای دولت است ولی در واقع لقمهای است که بلعيدن آن هميشه دردسرهای زيادی دارد.

نظرات
سجاد :
سلام. به شدت موافقم :)
سجاد - August 8, 2005 03:41 PM
Bahram :
همون طور که می دونی يکی از بزرگترين مشکلات جامعه ايران معضل بيکاری هست. در هيچکدوم از راه های مطرح شده من تاثير گذاری بالا در کاهش بيکاران نمی بينم. شايد مقداری مورد ۵. موفق باشی.
Bahram - August 8, 2005 06:06 PM
نیما :
من سهراه ديگه که البته به برخی راههای تو هم شبيه است پيشنهاد می کنم:
۱- دولت بخشی از اين بودجه را از طريق بانک توسعه صادرات صرف ايجاد خط اعتباری برای صادر کنندگان ايرانی کند. يعنی با ريفاينانس مشتريان صادرکنندگان ايرانی عملا به سمت خريد يازار برود به ويژه در بخش صدور خدمات فنی و مهندسی اين کار مفيد خواهد بود.البته مطمئنا سهم اين پيشنهاد از مازاد درزآمد بيشتر از ۱۰ درصد نخواهد بود
۲- کماکان و با آهنگ بيشتر روند اجرای پروژه های توسعه زيرساخت با شيوه تامين مالی مشارکت منابع را ادامه دهد. اين کمک مالی می تواند انتقال از شيوه بای بک به EPC را تسریع کند
۳- فکر میکنم صندوق ذخیره ارزی در دولت خاتمی اثرات بالائی داشت. به ویژه ریسک زدائی بالائی داشت. الان هم قانونا بخش اصلی این مازاد درآمد باید به صندوق منتقل شود. البته اگر در بودجه یش بینی قیمت نفت را به گونه ای انجام ندهند که صندوق دارای تراز منفی شود!
نیما - August 9, 2005 01:40 AM
hoursefly :
من فکر نمی کنم مشکل ما چطوری خرج کردن باشه.مسئله اينه که بعضی ها دلشون نمی خواد براي
ملت خرج کنند
hoursefly - August 9, 2005 12:52 PM
قاسمس :
با جمله ی اول بند ششم موافق هستم. اما در حال حاضر چندان درست نمی بینم که دانشجویان بورسیه شوند. تلاش باید برای افزایش هم کاری بین دانشگاههای داخلی و موسسه های خوب خارجی باشد. از طریق دانشجوی مشترک٬ تعریف پروژه ی مشترک و غیره
قاسمس - August 9, 2005 10:42 PM
قاسم :
آهان اسمم را درست کردم.
قاسم - August 9, 2005 10:44 PM
kasra :
سلام حامد جان...میخواستم اين پيام را برای مطلب بازگشت به وطنت بگذارم ولی گفتم شايد آنجا را نخوانی. برادر من بيا که دلمان برات تنگ شده. بيا يک کم ازت چيز ياد بگيريم. ياد ايام مسافرتهای ميليلارد تومانی بخير...دوستت کسری..راستی بگو غذا چه دوست داری برات بپزيم...
kasra - August 10, 2005 01:48 PM
hossein :
برام جالبه که تو اين مملکت بايد کلی بررسی کرد تا رسيد به اين که اين پول را چه جوری خرج کنيم؟
يه جورايی نمی فهمم.آخه اقتصادی نيستم!ولی وقتی پاتو توی هر جای اين مملکت می زاری می بينی کلی طرحهای استارت خورده و مونده وسط راه!جاده های بين شهرهاُ راه آهن هاُ کارخانجات شهرک های صنعتی مناطق آزاد و ويژه و....من نمی فهمم چطور دوبی اينقدر رشد می کنه و کيش ما هنوز هر جاييش می ری خاک و ويرانی هم داره يا اتوبانامون و...خب بنظر من پولا بايد خرج همين کارا بشه که هم رشد اقتصادی ميار ه هم اشتغال و هم رفاه و.....
راستی آقا حامد کمی از جريان هسته ای بنويس
دولت فعلا وقت اقتصاد و... نداره هسته ای و وبا و نا آرامی ها و زندانی ها و....
hossein - August 11, 2005 12:14 PM
nosrati :
بهترين راه اين است که بنزين وارد کنيم و بسوزانيمش
nosrati - August 15, 2005 03:51 PM
teacup :
ما آيا فاميل هستيم؟!
teacup - August 17, 2005 02:08 AM