تا جايی که قدرت مجردسازي ذهن
تا جايی که قدرت مجردسازي ذهن من اجازه میدهد میتوانم بگويم کامنتهای دوستان برای مطلب دعا را میتوان حول دو محور اصلی طبقهبندی كرد:
۱) روابط جهان قطعی نيست و يا علم ما به آنها محدود است. از کجا معلوم که دعای درويش خود جزيی از زنجيره علت و معلولی نباشد. مثلا آنگونهای که نيوشا گفته اثری شبيه کار انرژیدرمانی کاران داشته باشد.
۱-۱) نکته من: فکر میکنم بين قطعی بودن روابط علت و معلولی و قدرت کشف آن بايد تفاوت گذاشت. علم انسانی امری غيرقطعی و نسبی است که دليل اصلی آن محدوديتهای ما به عنوان شناسنده است. اين ربطی به اين که به قول امين قوانينی در جهان حاکم باشد ندارد. اين قوانين میتواند حاکم باشد و ما هرگز قادر به کشف كامل آنها نباشيم. ولی به هر حال «قانون» هستند يعنی قرار نيست هر روز«به گونهاي» باشد. من تخصصی در فيزيک ندارم اگر اشتباه میکنم لطفا يکی از متخصصين تصحيح کند. تا جايی که از دوستان فيزيکدانم ياد گرفتهام اصل عدم قطعيت هايزنبرگ بيش از اينکه پديدهای معطوف به هستیشناسی مساله باشد به معرفتشناسی بر میگردد. يعنی صحبت از اين میکند که سرعت و اندازه حرکت را نمیتوان همزمان با دقتی بيش از يک عدد خاص «اندازه» گرفت. اينگونه که من می فهمم اين مساله به شناخت ما مربوط میشود نه به طبيعت پديده و لذا رافع مساله اصلی نيست.
۱-۲) سوال من: اگر دعای درويشان هم میتواند يکی از علتهای پديدهها باشد (به موازات ساير عوامل) که همانطور كه هژير و حامد.ع و آنته و رويا و بقيه گفتهاند در برخی موارد اثر کند، آنوقت ما بايد هر از چند گاهی با آنها مواجه شويم. هر کدام از ما در طول عمرمان هزاران مشاهده دقيق داريم و روزانه ميليونها دعا در جهان مستجاب میشود که نهايتا بايد راه خود را از بين مکانيسمهای مادی پيدا کند. پس احتمالا هر يک ما بايد در طول مشاهدات عمرمان شاهد چند تا اتفاق عجيب باشيم كه در واقع تحقق همان حالتهای استثنايی علت و معلول است. مثلا يكبار ببينيم آب خالص در سطح دريا در ۱۰۱ درجه میجوشد يا تركيب سديم و كلر به جای نمك شكر توليد میكند. آيا هرگز چنين چيزی ديدهايم؟
۲) دعا وسيله تصميم خداوند نيست بلکه عامل تحقق اراده او است. يعنی خداوند از قبل مقرر کرده بود که هواپيما سقوط نکند و دعای درويش صرفا وسيلهای بوده است.
۲-۱) سوال قديمی من: اگر اين طور است واقعا چه نيازی است به دعای ما؟ واقعا اگر دعا صرفا وسيلهای بيش نيست که فقط واسطه تحقق ارادهای قبلی است پس اين همه توصيهها به دعا و نيايش برای بهبود امور در طيف وسيعی از اديان ابراهيمی و شرقی برای چيست؟ سالها پيش از خودم میپرسيدم که مگر نمیگوييم خدا مهربان و خيرخواه است پس اين دعا که «تقدير من را آنگونه که خود صلاح میدانی برقرار کن» چه معنايی دارد؟ مگر خداوند قرار است تقدير من را آنگونه که صلاح نمیداند مقرر کند؟
۲-۲- جواب جواب من: دعا میتواند روی اراده خدا اثر کند برای اينکه با دعا کردن خود فاعل دعا در وضعيت جديدی قرار میگيرد (به قول دينداران به خدا نزديکتر میشود) و لذا احتمال اينکه مورد لطف بيشتری از سوی مخاطب دعا قرار بگيرد افزايش میيابد. پس دعا کردن امری مفيد است. با اين تعبير جواب سوال ۲-۱ تا حدی داده میشود ولی معمای درويش و هواپيما برای من با همان شدت برقرار میماند چرا که باز هم بايد اتفاقی بيفتد تا هواپيما سقوط نکند.
اميدوارم اگر در بين كامنتهای قبلی نظر ديگری بود كه در اين طبقهبندی گنجانده نمیشود دوستان تذكر دهند.

نظرات
حامد قدوسي :
امين عزيز سلام. به نظر من میرسد چيزی که ما از جهان خارج میبينيم با مدل مسيحی مبتنی بر اينکه خدا جهان را ساخت و آنرا رها کرد بيشتر سازگار است. برای اينکه مشاهدات ما رابطه علت و معلولی ثابتی را در طول زمان نشان میدهد مگر اينکه آن قضيه معروف باقلمون و شب عيد پاک اتفاق بيفتد که ظاهرا هنوز اتفاق نيفتاده. به هر حال طبق آن چيزی که ما میبينيم جهان خارج قانونمند است. شايد مشاهدات ما ناقص است شايد هم ...
حامد قدوسي - October 29, 2005 10:45 AM
حامد قدوسي :
بورگان نکتهات کاملا درسته و منم باهات موافقم که دو مساله جوابهای همسانی میتونن داشته باشن. من خودم که ایدهای ندارن و ظاهرا اين طوری که مريم جعفر اقدم گفته بودم اين موضوع بحث داغی است.
حامد قدوسي - October 29, 2005 10:47 AM
امين :
آقای قدوسی عزيز، اتفاقاً آن چه در متون دينی اسلامی است همان «هر روز به گونهای» بودنِ هستی را نشان میدهد (کل يوم هو فی شأن) و قدرت مطلقی که برای خدا در متون دينی تصوير شده آن گونه نيست که بتوان بر آن قانونی نهاد. ممنون از لطف شما.
امين - October 29, 2005 10:53 AM
کاوه :
سلام حامد. فکر کنم سخنان تند احمدی نژاد بازتاب های زيادی در خارج از کشور داشته باشد... و تو و افرادی که در خارج از کشور زندگی می کنند احتمالا بتوانید بخشی از آن ها را اسکن کنید و منتقل نمایید. فکر می کنم در شفاف ساختن اذهان کمک زیادی باشد.
کاوه - October 29, 2005 11:02 AM
ب.ن.ن :
به جای سئوال نحوه تاثیر دعا بر دنیای فیزیکی، شاید بهتر باشه به سئوال عمومی تر نحوه اثر اراده بر دنیای فیزیکی فکر کنیم . همان طوری که اراده ما (اگه باور کنیم که همچین چیزی وجود داره) می تونه در دنیای فیزیکی تغییر ایجاد کنه و از حالت ثانویه ای که شرایط اولیه بدون دخالت اراده ما ایجاب می کرد خارجش کنه، میشه تصور کرد که دعا هم می تونه بر دنیای فیزیکی تاثیر بذاره و از حالت ثانویه پیش بینی شده خارجش کنه. البته من نمی دونم که نحوه تاثیر اراده دقیقا چطور هست، فقط به نظرم میاد که هر پاسخی به اون سئوال ، پاسخ به سئوال تو هم می تونه باشه.
ب.ن.ن - October 29, 2005 11:18 AM
مهدي ابراهيميان :
سلام. بحث جالبی داشتيد. فکر می کنم منافاتی ندارد که هر دو دليلی که نوشتيد درست باشند. در جواب سوالی که کردين: «پس احتمالا هر يک ما بايد در طول مشاهدات عمرمان شاهد چند تا اتفاق عجيب باشيم كه در واقع تحقق همان حالتهای استثنايی علت و معلول است. ... آيا هرگز چنين چيزی ديدهايم؟» بايد بگويم که بارها ديده ايم. منتها فکر می کنم جوش آمدن آب در دمای ۱۰۱ درجه هيچگاه مورد دعای مستجاب قرار نگرفته!! اما شفای مريضان و مثالهايی از اين دست که فراوانند....
مهدي ابراهيميان - October 29, 2005 12:26 PM
مهدي ابراهيميان :
اما درباره سوال قديمی شما، که خودتان جواب داده ايد. نکته ای که من اضافه می کنم: خداوند دعا را علت قرار داده است و بهتر می دانید که تا علت نباشد معلولی هم نخواهد بود(حال اینکه فلسفه اینکه دعا علت باشد چیست بحثی جداست...) در واقع معنی جمله «تقدير من را آنگونه که خود صلاح میدانی برقرار کن» يعنی آنگونه که من - با ديد ناقص خودم- می خواهم برقرار نکن و با جامع نگری خودت برقرار کن. آيه هایی هم در قرآن داريم بر همين مفهوم: «و يدعوا الانسان بالشر دعاءه بالخير و کان الانسان عجولا» يا «ولو يعجل الله للناس الشر استعجالهم بالخير لقضى إليهم أجلهم فنذر الذين لا يرجون لقاءنا فى طغيانهم يعمهون» يعنی انسان عجول گاهی به خیال خیر، برای خود طلب شر می کند(آیه اول) و اگر خداوند در اجابت دعای شر انسان ها هم مانند اجابت دعای خيرشان تعجيل می کرد اجلشان هرآينه فرا رسيده بود(آيه دوم)
مهدي ابراهيميان - October 29, 2005 12:40 PM
امين :
بنا به ديدگاه اسلامی آن چه در مقابل ديدگان ما میگذرد آن نيست که در واقع هست، بلکه پردهها بر غيب کشيدهاند. با اين ديدگاه شايد هر گونه تلاش برای «دستگيری خدا حين دستکاری در طبيعت» غيرممکن باشد و قوانين فيزيک پردهای باشند که رفتارهای ارادی موجودی هوشمند را به صورت جبری نشان میدهند. پس اگر «به نظر من میرسد چيزی که ما از جهان خارج میبينيم با مدل مسيحی مبتنی بر اينکه خدا جهان را ساخت و آنرا رها کرد بيشتر سازگار است» شايد به اين دليل باشد که آن چه ما در جهان خارج میبينيم آن چيزی است که به ما نشان میدهند نه واقعيت: «لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ» (انعام 103)
امين - October 29, 2005 12:57 PM
امين :
در نهايت، برايم کاملاً قابل درک است که دنيای بیقانون (يا دنيايی که قانوناش «وَ إِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ» باشد) بسيار ترسناک است. به قول رماننويسی «افتادن در دستهای خدای زنده وحشتناکترين است» و به محض اين که تصوری از اين ايده داشته باشيد که قوانين فيزيک بنای منطقی مستحکمی ندارند و ما صرفاً برای آسودگی خيال آنها را پذيرفتهايم، بودن در دستهای خدای زنده را حس خواهيد کرد.
امين - October 29, 2005 12:58 PM
امين :
ببخشيد در نظر زير «افتادن در دست خدای زنده» را از يک رماننويس نقل کردم چون خاطرم نبود کجا خوانده بودمش، اما بايد بگويم اصل نقل قول را از کتاب عبرانيان در کتاب مقدس است: http://bible.cc/hebrews/10-31.htm
امين - October 29, 2005 01:07 PM
s :
(الف) در موردِ بحثِ فنـّیِ فیزیکی مطمئن نیستم، ولی تصورم این است که فیلسوفان از عدمِ قطعیتْ چیزی—به قولِ شما—هستیشناختی (به اصطلاحِ خودشان متافیزیکی) مراد میکنند، نه معرفتشناختی. (ب) میگویید "روزانه ميليونها دعا در جهان مستجاب میشود"، و نمیدانم مستندتان چیست. بحثتان وقتی موضوعیت داشت که، مثلِ داستانِ هواپیما، میدانستیم که منظورِ دعاکننده برآورده نمیشود اگر که دعا نکند؛ آیا خبر دارید که *از این نوع دعاها* روزانه میلیونها مستجاب میشود؟ (ج) در موردِ جوشیدنِ آب به نظرم به یک نکته توجه نمیکنید: نظریهی فیزیکیای که در موردِ نقطهی جوشِ آب داریم آنقدر جایش محکم است که اگر درویشِ داستانمان دعا کرد و دیدید که آب در 110 درجه جوشید این را خطای مشاهده تلقی خواهید کرد؛ در موردِ سقوط نکردنِ هواپیما احتمالاً چنان نظریهای ندارید و برای "تبیین"اش متوسل به متافیزیک میشوید.
s - October 29, 2005 01:27 PM
مريم اينا :
فكر كردم بهتر است در مورد بند اول كه از عدم قطعيت حرف زده اي توضيح دهم. اتفاقا خود فيزيكدانها مي گويند كه اين عدم قطعيت هستي شناختي است. براي همين هم هست كه از تعابير مختلف مكانيك كوانتومي صحبت مي شود. زيرا تعبير اوليه و استاندارد كه همان تعبير كپنهاگي است مي گويد قضيه هستي شناختي است- اما فيزيكدانهاي رئاليست مثل شرودينگر و اينشتين و ... مي گويند قضيه معرفت شناختي است- بايد بگويم بحث تعابير مكانيك كوانتومي هنوز يك مسئله باز است- ...
مريم اينا - October 29, 2005 02:02 PM
ليشام :
ضمن تأكيد به بامزهبودگي سيستم، يادآوري مينمايم: حافظ، وظيفهي تو دعا گفتن است و بس ـ در بند آن مباش كه نشنيد يا شنيد ...
ليشام - October 29, 2005 03:44 PM
hamed ghoddusi :
مريم و آنته ممنون از تذکرتون. اگر درست فهمیدهباشم و اگر بحث عدم قطعیت يه بحث زنده باشه بین هستیشناسی (متافیزیک، ممنون از آنته) و معرفتشناسی پس حداقل نمیشه بهش استناد قطعی کرد برای رد عليت قانونمند.
hamed ghoddusi - October 29, 2005 03:46 PM
1_99 (بخش 1) :
سلام.شرمنده از اينكه طولاني شد.در مورد س2-1 :بايدبگم كه هر دعايي كه مورد پذيرش خدا قرار نميگيره!.مثلن من كه يك آدم عادي هستم و دعا كنم كه "خدايا آب را درسطح دريا 103.5 درجه به جوش بيار، من بايد واقعن احمق باشم كه انتظار براورده شدن دعام را داشته باشم.چون كاري است كه بر خلاف آنچه خدا از
قبل براي ما تعيين كرده. اما يك درويش كه مستجاب الدعوه است هم اين طور دعايي نميكنه، چون وقتي خدا در وجودش اين قدرت مستجاب الدعوه بودن را گذاشته، بهش اين درك را هم داده كه دعاي احمقانه نكنه! و آن را در سر جاش استفاده كنه. در ضمن در حالت كلي وقتي يك عارف از طريق غير رسمي! از چيزي اطلاع پيدا ميكنه (كه با فاش كردنش ميتونه حتي جون انسان هارا نجات بده ) بهش اون را هم گفتن كه مثلن فاش كني يا نه يا به كي بگي(من يك موردش را سراغ دارم). بر همين اساس اگر روزانه ميليونها دعاي احمقانه و بيهوده به آسمانها فرستاده بشه تاثيري بر دماي جوش آب بر سطح دريا نداره!.
1_99 (بخش 1) - October 29, 2005 05:17 PM
1_99 (بخش 2) :
حالا دو تا سوال پيش مي آيد كه الف) چه نيازي به دعاي درويش مستجاب الدعوه كه بهش گفتن از دعا كجا استفاده كنه، هست؟، ج: فرض كنيم خلبان
به مسافر ها گفته كار همگي مون تمامه!، اين وسط درويش ما دعا ميكنه و دعاش ميگيره!،حالا دو حالت پيش مي آيد: 1)ممكن ما متوجه نشيم كه درويش
بوده كه دعا كرده و فقط ببينيم اوضاع ناگهان درست شد.در اين حالت ديگه سوال شما كه دعا اين وسط چيكار كرده مطرح نيست.چون همه فكر ميكنند
يا خلبان ميبينه با يك اتفاق ساده كه در سيستم هواپيما افتاده (تقدير خدا) از سقوط جلوگيري شده.(ديگه ذنجيره روابط علت و معلولي ديده نميشه).
2) حالت دوم اينكه درويش با صداي بلند دعا ميكنه كه همه مي شنوند و باور ميكنند! كه دعاي درويش آنها را نجات داده. شايد (وشايد و شايد)خدا ميخواسته كه بقيه با ديدن كار-درستي درويش! به اون(منظورم خدايه!) نزديكتر بشن(حداقل براي چند روز!!!) .
1_99 (بخش 2) - October 29, 2005 05:21 PM
1_99 (بخش 3) :
سوال دوم: ب) چه نيازي به دعاي ما آدمهاي عادي هست؟، ج: در همون هواپيماي قصمون، حتمن آدمهاي ديگه هم دارن دعا ميكنند و از خدا
كمك ميخواهند و مثلن بعضي ها نذر ميكنند يا بعضي ها با تصور مرگ دردناكشون، بياد خدا مي افتن و بخودشون قول ميدن اگر زنده موندن از اين
به بعد آدم باشن و .... (كه وسيله گفتن اين حرفها-شايد دروغها!- به خدا، دعا هستش).
در نهايت اينكه در هر دو حالت بالا به نظر من(خدا ميدونه، شايد حقيقت چيز ديگه اي باشه)، دعا وسيله نزديكي به خدا هست( ودليل وجود
دعا "شايد" همين باشه).
براي معماي درويش و هواپيما هم مينويسم.
1_99 (بخش 3) - October 29, 2005 05:22 PM
1_99 :
سلام (:
1_99 - October 29, 2005 08:13 PM
1_99 (بخش 1) :
و اما بعد...،سلام به همگي.در مورد معما!: آقاي قدوسي!بالاخره اين خداي شما چه جور خدائي هست؟.آيا تقدير كننده تمام امور از روز(شايد هم شب!)
ازل هست يا نه؟.(منظورم حتي اموري هست كه قراره جناب درويش با دعاش تغييرش بده).اگر جواب شما مثبت هست، مي خواهم بگم كه ميشه قضيه را يك جور ديگه هم نگاه كرد(يا توجيه! كرد) كه كاملن مرتبط با مطلب 3 بخشيم هست، توي همين صفحه.اينجور ميشه در نظر گرفت كه: فرض كنيم با دعاي درويش بادي مي وزه كه عامل نجات هواپيما هست(است!).حالا با توجه به اينكه يك خدا داريم با تمام ويژگيهاي خدائيش،ميشه فرض كرد كه خدا از قبل در نظر گرفته!(شايد لغت درستي در مورد خدا نباشه) كه قبل از پرواز هواپيما در 300 كيلومتري محل خراب شدن هواپيما، كودكي كه توي خونشون بوده توسط مادرش دعوا بشه(يعني مادرش دعواش كنه)،اون هم بياد از خونه بيرون و به گلي كه پروانه اي روش بوده، از روي عصبانيت لگد بزنه و باعث پرواز پروانه اي كه روي گل نشسته بشه(ادامه....)
1_99 (بخش 1) - October 29, 2005 08:16 PM
1_99 (بخش 2) :
و پروانه با پروازش باعث جابجائي لايه هاي
هوا بشه كه به علت پديده تشديد اين جابجائي هوا آشوب ناك بشه و وقتي هواپيما پرواز كرد و به نقطه خراب شدن رسيد(كه از قبل تعيين شده!)و خرابي بر هواپيما نشينان معلوم
شد، درويش دعا كنه(حالا اينجا هستش كه براي اينكه بدونيد درويش چرا دعا كرده، بايد به مطلب 3 بخشي من تو همين صفحه رجوع كنيد!)
و جريان آشوب ناك هوا بعد از دعاي درويش به هواپيما برسه و جان مسافران را نجات بده، حالا چرا مسافران بايد نجات پيدا كنند به ما مربوط نيست!
(البته اين جريان آشوبناك ميتونه همينجور ادامه داشته باشه و وقتي به سواحل فلوريدا رسيد، بزنه دهان همه را سرويس كنه! ، اگر خدا مقدر كرده باشه!.(ادامه....)
1_99 (بخش 2) - October 29, 2005 08:17 PM
1_99 (بخش 3) :
(ميگن بچه ها را ناراحت نكنيد براي همينه!) .مسئله اينه كه يك خداي با شعور! ميتونه كار هاي عالم را كه بايد حتمن منظم باشد(شرط خدائي) را طوري تنظيم كنه كه
دعاي درويش هم جزئي از اون ترتيب و نظم باشه.پس خدا براي اينكه هواپيما نشينان را به خودش نزديك كنه(با توجه به دلايل 3 بخشي قبليم)، درويش را توي هواپيما
قرار داده و كار ها را طوري مرتب كرده كه اثر درويش هم جزئي از آن نظم و ترتيب باشه ونه بر عليه اوون.(حالا شايد يكي بگه نقش اوون كودك عصباني
مهمتر از درويشه!!!).قربان همگي.
1_99 (بخش 3) - October 29, 2005 08:20 PM
1_99 :
سلام.اون ۳ بخش پايين را قبل افطار و اين ۳ بخش بالا را بعد افطار نوشتم كه با يك سلام از هم جدا شدن.اول ۳ تاي پايين را بخونيد.
1_99 - October 29, 2005 08:23 PM
امير :
سلام حامد.
1- بعضي از دعاهايي كه ما ميكنيم جنبه تشكر داره كه اثرش توي افراد به صورتهاي مختلف ديده ميشه. .../ ...
2- يك سري ديگه از دعاها اثر تمركزي و تلقيني داره كه باز هم بسته به ميزانش تو افكار و رفتار آدما خودشو ميتونه نشون بده. .../...
3-دعاهايي هست كه امور غيرعادي را طلب ميكنه كه به نظر من سطحش با دو مورد قبلي فرق ميكنه و ميتونه اثرات مافوقالطبيعه باشه. .../...
4- راستش من كمتر به مورد آخري برخوردم شايد خيلي هم كمتر "با اطمينان بالا" شنيده باشم. اتفاقات زيادي هر روز ميفته كه شايد اثرات "پديده اتفاقات همزمان" باشه، يا شايد بازتاب رفتار يا ذهنمون تو محيط باشه. .../...
5- بحث جالبي رو شروع كردي كه اميدوارم به جواب برسي ...
امير - October 30, 2005 02:03 AM
MM :
سلام. راجع به عدم قطعیت حرف شما درست نیست. یعنی از نظر فیزیک دانان کوانتمی. آنها معتقد این عدم قطعیت در ذات دنیا است و به ابزار ما بستگی ندارد و هرچقدر هم علم پیشرفت کند این احتمال است که بر جهان حاکم است. البته بعضی از فیزیک دان ها هم با این قضیه مخالف هستن. مثل انیشتین. ولی خیلی از فیزیک دانها بعد از دستاوردهای کوانتمی منکر رابطه علیت هستند. چون یکی از فرض هاش نقض شده. اینکه از یک علت خاص همیشه یک معلول خاص انتظار بره. و خب بعضیا هم حتی گفتن که تازه الان، با این وضعیت احتمالی، پذیرش خدا برای فیزیک علمی شده!
MM - October 30, 2005 02:57 AM
MM :
و البته اينجوری هر اتفاق غير منتظره ای از لحاظ علمی غير قابل باور نيست. يعنی اگر کسی از وسط ديوار رد بشه يا يه عارف از روی آب رد بشه يا اين کارا، فیزیک کوانتمی شگفت زده نمیشه. چون از لحاظ معادلات شرودینگر، این کارها امکان پذیره و فقط احتمالش خیلی کمه. مثلا یک در ده به توان بیست! یعنی کار دعای اون عارف اینه که طبیعت از بین این انتخاب ها ( که ظاهرا) آزاده که کدوم رو انتخاب کنه، این انتخاب خاص و نادر رو انجام بده. فیزیک کوانتمی اینجوری هر لحظه جهان رو میلیاردها حالت میدونه که یکیش انتخاب میشه. اینکه چه جوری انتخاب میشه رو فیزیک نمیدونه.( واسه همین بعضیاشون میگن خدا) ولی فیزیک امروز میتونه تابع این احتمال رو به دست بیاره.
MM - October 30, 2005 03:01 AM
MM :
مخالف معروف این حرفها انیشتین هست. با اون جمله معروفش که «خدا برای اداره جهان تاس نمیندازه.» و اعتقاد داره که اصل علیت بر حهان حکمفرماست وعلم هنوز مونده تا بتونه علت های مجهول رو شناسایی کنه. مثلا چیزهای مثل علاقه و احساسات دیگر. انیشتین میگه اگه همه قوانین طبیعت پیدا بشه، دیگه اثری از احتمال نمی مونه. و همه چیز بر طبق قوانین علیت جلو میره. البته بحث تو این زمینه به جایی نرسیده هنوز و منوطه به پیشرفت فیزیک. اگه بخواد اصل عدم قطعیت هایزنبرگ ( که همونجور که گفتم به ذات جهان مربوطه) نقض بشه یه انقلاب بزرگ توی فیزیک میفته. و توی خیلی چیزهای دیگه. این خیلی هیجان انگیزه. واسه همین من فیزیک میخونم!!!
MM - October 30, 2005 03:07 AM
MM :
يه چيز ديگه هم هست! حرکت جوهری ملاصدرا هم ميگه که جهان در هر لحظه از نو زاده ميشه. اين حرف با نسبيت عام انيشتين خيلی قرابت داره. و يه جورهای با بحث شما. و چندين ميليارد جهان که هر لحظه طبيعت ( يا خدا) يکيش رو انتخاب کنه.
ولی در کل نظرات انيشتين به نظر من قشنگ تره.
MM - October 30, 2005 03:11 AM
MM :
و خب منافاتی با حرکت جوهری نداره هر کدوم از حالت ها! خيلی حرف زدم! وبلاگم هم خرابه. فعلا اينجام!
MM - October 30, 2005 03:12 AM
مهربد :
هرچه هست خدا خودش به خیر کند!
راستی "و یا" استفاده نکنید لطفا!
مهربد - October 30, 2005 07:05 AM
مجید :
بنظر من این بحث را میتوان کلیتر هم درنظر گرفت.اصل خلقت آسمانها و زمین با کدام قانون فیزیکی شناخته شده همخوانی دارد؟خلقت انسان هوشمند چطور؟ توانایی طی الارض و امثال آن در بعضی افراد چطور؟
چه لزومی دارد جهانی که شروعش با قوانین صرفا فیزیکی قابل تعریف نیست ادامه اش با آن قوانین قابل تعریف باشد؟جایگاه اراده خدا کجاست؟آیا خداوند خود را محکوم به تبعیت از قوانین خلق شده خود کرده است؟
مجید - October 31, 2005 05:23 AM
بهروز :
سلام. به نظر من اين چالشي كه شما بهش اشاره كردين ميتونه خيلي حادتر از اين باشه. 2 فرض زير را در نظر بگيريد:
1) بهروز اختيار دارد.
2) دنيا داراي يك ديناميك قطعي است.
خيلي راحت ميتونين به همين طريق به تناقضش برسونين. پس آيا در نتيجه بهروز اختيار ندارد؟
بهروز - November 2, 2005 02:39 PM