«عبدالمطلب خطاب به ابرهه: من نگران شترهای خودم هستم، کعبه
«عبدالمطلب خطاب به ابرهه: من نگران شترهای خودم هستم، کعبه را خدايی هست که محافظتش میکند.»
من به اين موضوع که کسی بگويد کار خيری انجام داده و برای آدم نيازمندی که بيکار بوده کار پيدا کرده است با ترديد کامل نگاه میکنم. برای اينکه به نظرم میرسد که طرف به دوست و آشنا سپرده و بلاخره او را سر شغلی گذاشته است. ولی با اين کار خيرش در واقع يک نفر ديگر که او هم میخواسته اين کار را بگيرد و به آن نياز داشته را بيکار نگه داشته است. فیالواقع کار خير ما اين است که خيالمان را از بابت وضعيت کسی که جلوی چشممان است راحت میکنيم و در عوض جلوی بهتر شدن وضعيت يک نفر ديگر را که نمیشناسیم میگيريم. اين بازی يک بازی جمع صفر است. برای اينکه تعداد شغلها در جامعه ثابت است و ما با اين کار خيرمان معمولا شغل جديدی خلق نمیکنم فقط جای دو بيکار را عوض میکنيم. وقتی خوب دقيق میشوم میبينم تعداد اين تیپ کارهای به ظاهر خير که مجموع درد و رنج بشريت را تقريبا تغيير ثابت نگاه میدارد خيلی زياد است. آن قدر زياد که شايد قسمت عمده کارهای خير ما را تشکيل دهد. تصور داشتن ايده و برنامهای برای بهبود وضع انسانها معمولا توهمی بيش نيست. به اين ماجرا که فکر میکنم اهميت اين گفته نغز سروش که بشر بهتر است «دعوی خدايی کردن و تغيير امور عالم» را نداشته باشد و به همان بندگی خودش بچسبد برايم آشکارتر میکند.

نظرات
AmirT :
DA'Vi nadaashte baashad, vali AAREZOO ye taghyir ham nadaashte baashad? in ke bependaarim dar nahaayat jam' e jabri e HAME CHIZ sefr ast (ke nist) che natije ye amali 'i daarad?
masalan dar mowred e hamaan shoghl-yaabi (va be ebaarat i: "digaraan raa sar e kaar gozaashtan"!) aayaa behtar ast aan shoghl raa kas i ke faamil e man ast daashte baashad yaa kas i ke shaayestegi e ehraaz e aan shoghl raa daarad?
AmirT - October 24, 2005 09:09 PM
امير :
1- اگر كه آدم بهتري رو به شغل مورد نظر معرفي كني پس جمعش صفر نميشه. ولي اگر برعكسش بشه كه خيلي افتضاحه.
2- من و امثال من كاري بيشتر از اين نميتون بكنن. اگه نكنن كه ديگه هيچي.
3- من هم موافقم. آدم بايد بره بندگيش و بكنه و ادعاي بيشتر نكنه.
امير - October 25, 2005 02:31 AM
ali :
کاملا مخالفم با ايده منفعلانه شما. اين ايده شما که انسان را در برابر انسان ديگر به بيخيالی و انفعال دعوت می کند؛ در فرهنگ غرب به وضوح قابل شهود است. اين سخن عبدالمطلب در شرايط خاص بيان شده و شما نمی توانيد از ان استنتاج به قياس عام بکنيد. ايه ای از قران کريم به ياد دارم به اين مضمون ( دقيق ياد ندارم ):"و قتی به انها ( کفار) می گويی انسانهای فقير را احسان کنيد؛ می گويند : ايا کمک کنيم به کسانی که اگر خدا می خواست روزيشان می داد !" می بينی استدلال شما از نظر قران کاملا مردود است. مراقب باشيد اقای قدوسی !
ali - October 25, 2005 08:22 AM
کاوه :
سلام حامد.نکته خوبی است.خيلی از ما رفتار حداقلی يافته ايم.يافتن کار برای بی کار مستحقی انگاری تکليف يافتن کاری ديگر برای آدم هايی مستحق تر ديگر را برطرف می کند!شايد مفهوم کارآفرينی را بتوان اينجا کمی ملموس تر ديد.... اما يک نکته: کمی بايد عملاتی تر بود. نقد تنها کفايت نمی کند. ايده هم بايد داد و تو در آنجا می توانی تجربه های ديگران را منتشر کنی.
کاوه - October 25, 2005 10:50 AM
hamed ghoddusi :
علی آقا سلام. وقتی شما از مال خودتان به کس ديگری میدهيد در واقع يک بازی مجموع صفر را انجام نمیدهيد. برای اينکه با اين کار درد و رنج موجود در عالم واقعا کاهش میيابد. در نتيجه مثال شما مصداق يا مثال نقضی برای حرف من نيست. اشاره من به برخی کارها است که ظاهر خير دارند ولی در واقع کاری برای بشريت نمیکنند. برخی ايدههای به ظاهر خير که مدعيان نجات بشريت دارند از همين جنس است. موفق باشيد.
hamed ghoddusi - October 25, 2005 10:58 AM
saleh sahabeh tabrizi :
البته که شب قدر٬ تيتر اسلامی هم ميطلبه
saleh sahabeh tabrizi - October 25, 2005 01:21 PM
نیما نامداری :
اینکه شما کسی را به جائی برای کار معرفی کنید چه ربطی به " برنامهای برای بهبود وضع انسانها " دارد و هر دو تای اینها چه ربطی به "دعوی خدايی کردن و تغيير امور عالم " دارد؟
نیما نامداری - October 25, 2005 02:19 PM
حامد.ع :
مشکل اصلی سروش اینه که دقیق حرف نمیزنه و بیشتر از اینکه فیلسوف باشه،ادیب هست و در نتیجه نمیشه نقدش کرد...شما هم ظاهرا به همون درد دچارید.دقیق صحبت کنید تا بشه نقدش کرد.صحبت اولت در مورد ثابت بودن تعداد مشاغل و...درست ،بدیهی و قابل قبول هست.اما نفهمیدم چه جوری نتیجه گرفتی "تصور داشتن ايده و برنامهای برای بهبود وضع انسانها معمولا توهمی بيش نيست"!!!
حامد.ع - October 25, 2005 02:49 PM
Jerman :
I appreciate it I have not ever thought about it in this way
Jerman - October 25, 2005 03:09 PM
reza :
.Il n’est pas de sauveurs suprêmes :
Ni dieu, ni césar, ni tribun,
Producteurs, sauvons-nous nous-mêmes !
Décrétons le salut commun !
Pour que le voleur rende gorge,
Pour tirer l’esprit du cachot
Soufflons nous-mêmes notre forge,
Battons le fer quand il est chaud !
reza - October 25, 2005 05:19 PM
کاوه :
سلام حامد قدوسی. من سر نکته اصلی که خیلی کارها فقط در ظاهر ساده بینانه خوب هستند کاملا موافقم.
راستی، برام جالب بود که بازی صفر تو نظریه بازی ها (اقتصادی) با بازی صفر تو نظریه بازی های تر کیبیاتی متفاوته. بازی های ما اکثرا معین و آگاهی کامل هستند. (deterministic, perfect knowelge)
بازی های شما خیلی سخت تره آنالیز کردنشون.
موفق باشی.
کاوه - October 25, 2005 06:57 PM
1_99 :
سلام.با اجازه آقای قدوسی چند تا سوال از آقای حامد.ع دارم:۱)منظور شما از اديب و جمله اديبانه چيه؟.۲)منظور شما از فيلسوف و جمله فيلسوفانه چيه؟.فقط جهت افزايش آگاهی پرسيدم.(فکر بد نکنيد!!!).
1_99 - October 25, 2005 09:45 PM
کاوه :
چیزی که من از سروش می دونم. تو پلی تکنیک یک سخرانی می کرد، پارسال جشنواره تابستانه. بحث سر یادم نیست چی بود. وارد شدم. داشت یه چیزی رو توضیح می داد. یه دفعه شروع کرد شعر خوندن و از مولوی گفت و از حافظ گفت و ... بعد بیست دقیقه به دوستم گفتم بریم؟ گفت آره. در عرض اون بیست دقیقه هیچ! تاکید می کنم هیچ مطلبی نگفت که به حرفش ربط داشته باشه. وقتی ما از سالن خارج می شدیم هنوز داشت داستان می گفت.
کاوه - October 26, 2005 12:55 AM
AmirT :
I found something from Qur'an: "God does not change the condition of a people until they change the condition of their own selves" (13:11). AmirT
AmirT - October 26, 2005 02:01 AM
mitra :
ببخشيد اما اين پست اينقدر عجيب بود که من خنده ام گرفت !! طبيعيه که تعداد شغل در جامعه ثابت است ٬ اما من در مقابل خدا و وجدان خودم مسئول و پاسخگوی چيزهائی هستم که می بينم ٬ نه حق دارم چشمم را ببندم که نبينم و نه حق دارم به بهانه ثابت بودن اعداد شغلها ( يا در بعد وسيعتر ثابت بودن توليد و درآمد ملی!!!!!) ديده هام را فراموش کنم ٬ به قول همون جمله ای که از عبدالمطلب نقل کرديد من هم بايد وظيفه وجدانی خودم را انجام بدم وگرنه همه بدبختها و بيکارها و فقرا خدائی دارند که حمايتشان می کند! اگر خدا آنها را به اميد من و شما رها ميکرد تا حالا ۷۰ کفن پوسانده بودند!!!
mitra - October 26, 2005 09:36 AM
hamed ghoddusi :
ميترا خانم ببخشيد ولي من هم از اين غيرت و هميت دوستاني مثل شما كه هي كامنتهاي عصباني گذاشتهاند خندهام ميگيره. اول خودتان ميگوييد كه قبول داريد كه جمع يه چيزايي ثابت است بعد ميگيد نميتونيد چشماتون را ببنديد. خب نبنديد ولي چه كمكي ميكنيد با اين نبستن؟ دست آخر هم ميگوييد خدا اگر آنها را به اميد من و شما رها كرده بود الان مرده بودند خب منم همين را ميگم. به اميد من و شما رها نشده اند. اين حرف آخرتان كه درست متضاد حرف اولتان است :)
hamed ghoddusi - October 26, 2005 01:02 PM
hamed ghoddusi :
نيما جان ربط اول را در متن (البته فقط به اشارهاي) توضيح دادهام. ربط دوم را اگر به معني كه سروش عبارت خدايي كردن به كار ميبرد دقت كني متوجه ميشوي.
hamed ghoddusi - October 26, 2005 01:04 PM
hamed ghoddusi :
حامد ع. سلام. من يه سوال دارم. چرا اصولا اين قدر عصباني ميشي؟ مگه من قراره همه چيز را با دقت فيلسوفانه بنويسم كه شما هم حتما نقدش كنيد. بابا اين جا تز دكترا نيست دفترچه يادداشت روزانه است. اگرم يه روز به نظر شما چرت نوشتم خب بيخيال از كنارش بگذر. حالا از اينا بگذريم هنوز پاريس هستي؟ ما شايد يكي دو ماه ديگه يه سر بيايم اون ور
hamed ghoddusi - October 26, 2005 01:07 PM
mitra :
فکر نمی کنم متضاد باشد خوب من هم اقتصاد خوانده ام و طبيعتا می فهمم حرف شما از نظر عقلانی درست است ٬ اما خوب خيلی جاها هست که رياضيات را بايد به نفع اخلاقيات کنار گذاشت يا حداقل توجه بهش را کاهش داد ٬ همه چيز را با ديد رياضی و منفعت طلبل ديدن هميشه هم به بهترين نتيجه منتهی نميشه به نظر من ٬ اگر يادتون باشه توی اون پست شرکتهای چند مليتی و نيروی کار جهان سوم٬ من هم با شما موافق بودم ٬ يعنی آدم صرفا اخلاق گرائی هم نيستم ٬ اما اينجا ديگه خيلی تند رفتيد ٬ نه منفعت طلبی صرف نه اخلاق گرائی بی منطق
mitra - October 26, 2005 01:12 PM
hamed ghoddusi :
ميترا خانم من فکر کنم ماجرا اصولا دچار سوء تفاهم بزرگی شده است. من حرفم اين است که خيلی وقتها ما فکر میکنيم عمل اخلاقی انجام میدهيم ولی در واقع هيچ کار مفيدی نمیکنيم. حال سوال اين است که آيا يک کار اخلاقی است؟ نمیدانم چرا شما بحث را به منفعتطلبی و اخلاقگرايی کشاندهايد. من اصلا صحبت از منفعت خودمان نمیکنم. حرف من رابطه عمل من و تغيير جهان بيرون است.
hamed ghoddusi - October 26, 2005 01:37 PM
mitra :
خوب شما چرا فکر می کنيد اين کار اخلاقی نيست؟( نگفتم بی اخلاقی است ) اين کار در نهايت می توان گفت از لحاظ رياضی مفيد نيست و يا بهبود دهنده وضع نيست ٬ اما به نظرم کاملا اخلاقی است .
mitra - October 26, 2005 01:51 PM
ق :
اين كه وقتي ما براي انجام يك كار خير آشنايمان را براي يك پست خالي معرفي مي كنيم كه اگر معرفي نكنيم كس ديگري مي رود استخدام مي شود در واقع ما فقط جاي دو بيكار را عوض كرده ايم و كار ما مجموعش صفر است خيلي واضح است من واقعا تعجب مي كنم از كار كساني كه اين زير به اين حرف حامد انقلت آورده اند . من حس مي كنم منظور حامد را به كل نگرفته اند.
ق - October 26, 2005 02:24 PM
AmirT :
in ke برای اينکه به نظرم میرسد که طرف به دوست و آشنا سپرده و بلاخره او را سر شغلی گذاشته است. ولی با اين کار خيرش در واقع يک نفر ديگر که او هم میخواسته اين کار را بگيرد و به آن نياز داشته را بيکار نگه داشته است. aslan "badihi" nist. be nazar e man ke observation e naab i st.
AmirT - October 26, 2005 03:37 PM
حامد.ع :
بله و در خدمت شما هم هستیم.
حامد.ع - October 26, 2005 03:44 PM
hamed ghoddusi :
ميترا خانم من نمیفهمم به لحاظ رياضی مفيد نيست يعنی چی؟ و چگونه وقتی مفيد است به لحاظ اخلاقی پسنديده است؟
hamed ghoddusi - October 26, 2005 07:11 PM
hamed ghoddusi :
اشتباه تایپ شده درستش اينه نمیفهمم وقتی مفيد نيست چطور به لحاظ اخلاقی پسنديده است؟
hamed ghoddusi - October 26, 2005 07:36 PM
Faezeh :
I can think that even it is good from an economic point of view.
Obviously the number of jobs is the same but maybe it is welfare increasing.
Well there are all theses search costs associated with matching the firms and the workers. If I introduce someone for a vacant job, then I am helping to reduce the search cost, i.e. increasing the total welfare!
On the other hand, I gain some utility myself since I feel better about myself .Moreover I don't see the suffering of my jobless relative /friend anymore.
One may say I could be getting that job for a less qualified person, but that is not the case. I am not forcing anyone to give a job to my relative. The employer considers all the aspects and after that gives it to him(i.e. it is the result of their optimization problem "whatever" that is )so I am not harming anyone in this sense
So overall it seems to be increasing welfare/Pareto though not creating any jobs!
Faezeh - October 26, 2005 11:25 PM
Faezeh :
ٌٌWell, I don't know how much my argument is satisfying for you, but I imagineif someone agrees with it, it makes sense to say from a secular standpoint, finding a job for a jobless relative/friend is a moral act.
I guess it is somewhere in qoran too that when donating(enfagh) first consider your family and relatives. It totally makes sense to me!!
Faezeh - October 26, 2005 11:34 PM
hamed ghoddusi :
سلام فايزه خانم. مرسی از کامنت. راستش من خودم متوجه اين جنبه قضيه بودم و حرف شما را کاملا قبول دارم. حتی میشود جنبههای دیگری هم به آن اضافه کرد. مثلا فکر کنم نه تنها هزينه مبادله شغليابی کاهش میيابد بلکه به علت تعدد کانديداها ممکن است کيفيت انتخاب هم بالا رود. ولی به اين خاطر اين بحث را مطرح نکردم که تاثير این عوامل در مقابل آنچيزی که تصور میشود (نجات دادن يک نفر از بيکاری) خيلی ناچيز است. در واقع يک جور نگاه ميکروسکوپی به يک مقوله بزرگتر است که فقط بحث را پيچيده میکرد.
hamed ghoddusi - October 26, 2005 11:47 PM
شهرام :
سلام. من با تعداد ثابت مشاغل موافقم. اما لازم است متغيرهايي مانند توليد ناخالص و بهرهوري و ... را هم به مدل اضافه كنيم. مثلا ممكن است فردي در يك شغل بازدهي بيشتري داشته باشد و مناسب شغل ديگري نباشد.
شهرام - October 27, 2005 02:19 PM
mohaad.a :
شما يه چيزی واسه خودتون ميگين.
لطف کنيد دقيقتر به اين موضوعات نگاه کنيد
mohaad.a - October 29, 2005 12:44 PM