انگليسی دردسر هميشگی من انگليسی
انگليسی دردسر هميشگی
من انگليسی را به شيوه خاص خودم و تقريبا بدون حضور در کلاس ياد گرفتهام و لذا دانش انگليسیام نوعی پستی و بلندی دارد. يعنی يک چيزهايی را خيلی خوب بلدم و يکجاهايی حسابی میلنگم (مثلا در تلفظها يا اسلنگها). در اين بين يک تجربه جالب برای من ياد گرفتن لغتهای روزمره بود. مدتی بود که همش با خودم کلنجار میرفتم که چطور بايد لغات مورد نياز برای گفتگوهای روزانه پيچيده را ياد گرفت. کتابهای عمومی که میخواندم و روش معمول آموختن از متن (هم به معنای متن نوشتاری و هم گفتاری) چندان برايم مفيد نبود يعنی يک چيزهايی را ياد میگرفتم و يک چيزهايی جا میماند. تا اينکه فهميدم ماجرا جواب سادهای داشته که من از آن غافل بودم. ديدم که کتابهايی هستند که اکثر لغات معمول در نهادهای مختلف مثل دادگاه و پزشک و بانک و فرودگاه و کلمههای مربوط به بيان احساسات و توصيف شرايط و آب و هوا و مديريت جلسات و گفتگو پای تلفن و غيره را به صورت منظم توضيح دادهاند. در واقع يکی دو تا آخر هفته کافی است تا آدم هر يک از اين نوع کتابها را بخواند و طيفی از اين لغات را که هم برای مکالمه و هم برای خواندن روزنامهها و مجلهها و درک خبرها به کار میآيند را ياد بگيرد.
همين مشکل را با نوشتن هم دارم. خصوصا که با توجه به حوزه کاری و علمیام نياز به نوشتن گزارشها و مقالههايی با لحن نسبتا ادبی و سنگين دارم که کمی پيچيدهتر از نوشتن مقالههای علمی و فنی است. تا الان ايده خواندن و يادگرفتن از متنهای ديگران را دنبال کردهام ولی اين بيشتر به سعی و خطا شبيه است و بازدهش زياد نيست. مدتی است دارم فکر میکنم که حتما بايد کتابهايی برای اصول نوشتن متون انگليسی وجود داشته باشد که من از آن بیخبرم. راستش تا به حال هر چی کتاب رايتينگ خواندهام مربوط به استراتژی نوشتن بوده که خب البته در جای خودش مفيد است ولی به مساله من ربطی ندارد. من دنبال يک کتابی هستم که مثلا بگويد در نوشتن حرفهای انگليسی خوب است جمله با چه کلمههايی شروع شده و با چه کلمههای به جمله بعدی مرتبط شود. چه لغاتی برای سبک نوشتاری مناسب است و چه لغاتی نيست. تحولات، شدت و ضعف، طبقهبندیها و اين جور مفاهيم را چگونه بايد توصيف کرد. چه طور بايد به صورت معقولی از نظری انتقاد کرد يا نظرات متضاد را تحليل کرد. با چه لغتهايی بايد نتيجهگيری کرد و الی آخر. اينها چيزهايی است که من نتوانستهام به صورت سيستماتيک و کاربردی از کتابهای رايج آموزش انگليسی که بيشتر مکالمه محور هستند ياد بگيرم. کسی چنين کتابهايی سراغ دارد؟
پ.س : البته منظورم کتابهای نوشتن علمی که در مورد توصيف و تفسير متغيرها و نمودارها بحث میکنند نيست. من به چيزی کمی کيفیتر از اين نياز دارم.

نظرات
sima :
اين کتاب شايد مفيد باشد:
http://www.mla.org/store/CID24/PID160
sima - October 11, 2005 05:00 PM
sima :
اليته شايد هم اين بيشتر به دردتان بخورد:
http://www.mla.org/store/CID24/PID159
sima - October 11, 2005 05:03 PM
علي :
حامد جان ممنون بابت خبري كه لينكش را برايم فرستادي؛ ديدي كه كارش كردم و ميبيني كه دارند شورش را در ميآورند؟ راستي سري هم به كامنتها بزن؛ عبرت آموز است.
علي - October 11, 2005 05:15 PM
عليرضا :
بهترين کار اينه که مرتب متون حرفه ای زيادی مشابه اون چيزی که می خواهی بنويسی رو بخونی و برای خودت تجزيه و تحليل کنی و ساختارش رو در بياری بعد هم نمونه های مشابه برای خودت بنويسی. اگر بتونی بعضی از متنهات رو هم بدی همکارهای باسواد نظر بدن خوبه.
به نظر من ايراد بيشتر کتابهای آموزشی انگليسی, به خصوص اونهايی که برای رشته های تخصصی نوشته می شن, اينه که خلاقيت نوشتاری آدم رو از بين می برن. برای همينه که هرچی بيشتر از طريق تجربه ی مستقيم با متون حرفه ای (چه خوندن و تجزيه و تحليلشون و چه نوشتنشون) ياد بگيری بهتره. به نظر من البته. :)
عليرضا - October 11, 2005 05:32 PM
قاسم :
من نوشته های جیمز جویس مخصوصن کتاب دوبلینر را مفید یافتم
قاسم - October 11, 2005 05:57 PM
Mohaajer :
من يک کتاب يادم هست با عنوان paragraph development که در ايران داشتم. خيلی بخشها داشت راجع به وصل کردن جملهها و پاراگرافها و ... به نظرم خوب بود. متاسفانه اينجا ندارمش که مشخصات دقيقش را بدهم.
Mohaajer - October 11, 2005 06:37 PM
ali :
۷ سال در مدرسه؛ چندسال در دانشگاه؛ موسسات زبان. کجای کار می لنگد؟؟
ali - October 12, 2005 03:29 AM
AmirT :
Good question, ali!
AmirT - October 12, 2005 10:03 AM
zahra :
کتابی که برای رفع مشکل اول خوندين چی بوده؟
zahra - October 12, 2005 12:17 PM
مرغ آمين :
نوشتن وبلاگ پادسمپاد را شروع کردهام. گفتم شايد برايتان جالب باشد.
مرغ آمين - October 12, 2005 02:05 PM
Bijan :
يه ديکشنری هم هست مال longman به اسم activator که کلمههايی که معنای نزدیک به هم دارند ولی بار معنايی متفاوت رو توش آورده و توضيح داده
Bijan - October 12, 2005 05:30 PM
kثرما :
سلام
حالا تو اون مال خودت در خصوص گفتار معرفی کن دوتا مث من استفاده کنن. تا ديگران هم برای شما دومی را معرفی کنن.
kثرما - October 13, 2005 02:07 AM
hoursefly :
دقيقا نی خواستم همينو بگم شما بی زحمت دو کتاب اولی رو معرفی کنين. منم از معلم زبانم درباره سومی می پرسم
hoursefly - October 13, 2005 11:55 PM
AmirT :
ّThere is no magic short-cut to learning English other than practicing a lot. In that I agree with Alireza. But I would like to add that attitude is also important. If you view learning English as something fun, if you learn to flirt with new words and concepts in the English language, rather than thinking of it as an obstacle, as a "dard-e-sar", it helps a lot.
AmirT - October 17, 2005 10:25 PM