« کالای عمومی و کيفيت زندگی | صفحه اول | انگليسی دردسر هميشگی من انگليسی »

18 مهر 84

علايم مدرکی بسياری از کشورهای

علايم مدرکی


بسياری از کشورهای پيشرفته با فزونی عرضه نيروی کار تحصيل‌کرده نسبت به فرصت‌های شغلی متناسب  با مدرک مواجهند. در نتيجه بسياری از تحصيل‌کردگان نهايتا مشاغلی را اشغال می‌کنند که لزوما مرتبط با تحصيلات آن‌ها نيست و خيلی هم شکايتی بابت اين کار ندارند. در ايران البته عادت قديمی مدرک داشتن = شغل سطح بالا هنوز در فرهنگ کشور جاری است و لذا شکايت از اين‌که شخصی با مدرک ليسانس يا دکترا کار غيرمرتبط دارد امری رايج است. با روند آتی عرضه نيروی کار تحصيل‌کرده طبعا اين موضوع تشديد هم خواهد شد. حالا نکته جالب اين‌جا است که با وجود اين‌که آموزش‌هايی که فرد در دانشگاه می‌بيند لزوما به محتوای کار او ربط ندارد ولی تحصيلات دانشگاهی هم‌چنان در بازار کار مهم است. يک دليل اين موضوع نقش اطلاعاتی است که مدرک دانشگاهی بازی می‌کند. مدرک در واقع از طريق علامت دادن به بازار کار نشان می‌دهد که صاحب آن واجد حداقل توانايی‌های فردی است چرا که توانسته به دانشگاه وارد شده و نهايتا دروس آن‌را با موفقيت بگذراند. نظام آموزشی با اين کار به طرف تقاضا در بازار کار (بنگاه‌ها) کمک می‌کند تا تخمين بهتری از قابليت نيروی کار به دست آورند و لذا در نهايت در کارا شدن بازار کار موثر است. شبيه همين وضعيت را در ايران هم می‌بينيم. کيفيت آموزش ممکن است در بسياری از دانشگاه‌ها يکی باشد ولی  فارغ‌التحصيلی از دانشگاه‌های سطح بالاتر شانس‌های بالاتری را در بازار کار به همراه می‌آورد. فارغ‌التحصيل شدن از دانشگاه معتبر بيش از آن‌که نشانه کيفيت آموزش‌های ارائه شده به فرد باشد نشان‌دهنده قابليت‌های شخصی وی است. اتفاقا خاصيت علامت‌دهی مدرک دانشگاهی  به خاطر نظام شديدا رقابتی ورود به دانشگاه در ايران می‌تواند حتی قوی‌تر از کشورهای ديگر باشد.



   نظرات

AmirT :

Do people have resume in Iran? Is the concept of resume present there?

 

salar :

سلام حامد جان لطفا يك آدرس ايميل يگه غير از جيميل برام بفرست.هر چي ميل ميزنم برميگرده.مرسي

 

ali :

در سيستمهاى خصوصى شده و رقابتى ارزش گرفتن مدرك از دانشگاهاى پر اسم و رسم تر؛ در اينده كمرنگتر خواهد شد. اين روند در ايران با توجه به خصوصى سازى قابل مشاهده هست. كار فرما؛ كارى يا محصولى با كيفيت بالا مى خواهد و نه اسم و رسم. اسم و رسم مى تواند "فقط سيگنال اوليه مثبتى" براى كار فرما باشد( توجه كنيد كه راجع به ايران مى گويم وگرنه در كانادا كه دانشگاه پر اسم و رسم تر نداريم! )

 

حامد قدوسي :

علی جان من با شما موافق نيستم. مثالش هم آمريکا است. با وجود بخش خصوصی گسترده مدرک هاروارد و ام‌آی‌تی و ييل همچنان نقش علامت‌دهی خود را بازی می‌کند. اتفاقا اين بحث به طور جدی وجود دارد که مدرک داشتن از دانشگاه با رنک بالا کارکرد علامتی قوی دارد. شما به نظر می‌رسد دلتان از ماجرايی که در کامنت قبلی گفته بوديد (پروژه‌های مفت برای اساتيد شريف) پر است. من با شما موافقم و برای من هم اين موضوع حماقت‌بار به نظر می‌رسد ولی به هر حال اين کارکرد کما و بيش در همه کشورها هست. در همين اتريش اگر فارغ‌التحصيل برخي دانشگاه‌ها باشيد به وضوح رفتار کارفرما متفاوت می‌شود. (مثال عينی‌اش را خودم ديده‌ام)

 

حامد قدوسي :

در واقع بحث علامت‌دهی اتفاقا با کارفرمای بخش خصوصی پررنگ‌تر می‌شود. در فضای دولتی است که کارفرما توجه زيادی به کيفيت نيروی کار ندارد. بنگاه خصوصی در مقابل اين موضوع حساس است ولی از طرف ديگر ابزارهای مطمئنی برای ارزيابی کيفيت کانديداهای بازار کار ندارد. مدرک در اين حالت تبديل به معيار سنجش کارفرما مي‌شود. در واقع او بخشی (و نه همه) از قابليت‌های داوطلبان را از روی مدرک دانشگاهی تخمين می‌زند. حال سوال اين است که اگر يک داوطلب از دانشگاه خوب در عمل کارکرد مناسبی نداشت (نکته کامنت شما) آيا کارفرما نظر خود را در مورد او عوض می‌کند يا در مورد کل فارغ‌التحصيلان آن دانشگاه؟ به نظر می‌رسد پاسخ اول درست‌تر باشد. يعنی چون به هر حال رابطه منطقی قوی بين دانشگاه فارغ‌التحصيلی و قابليت‌های شخصی وجود دارد توانايی‌های افراد از دانشگاه‌های برتر به طور سيستماتيک بالاتر از سايرين خواهد بود و لذا با نمونه تصادفی خارج از نرم اين ديدگاه عوض نمی‌شود. لذا دست آخر نقش مدرک سرجای خودش هست.

 

ali :

اجازه بده طور ديگر مطرح كنم. احساسى كه من از بازار كار ايران گرفتم با توجه به اينكه خودم هم از شريف بوده ام؛ چنين است: كارفرما معتقد است كه فارغ التحصيل شريف؛ م اى تى و يا هارارد بچه خوب و درس خوانى بوده است. ولى ۱- از ان طرف فكر مى كند توقع این افراد از نظر حقوق و مزايا بالاتر است. ۲- از طرفى تعريف اوليه اين سه دانشگاه توليد پژوهشگران دانشهاى بنياديست. كارى كه كارفرما مى خواهد در اين حدود نيست. پس چه لزومى دارد حقوق بیشتر بدهد به كارى كه در جامعه ايران بسيارى از فارغ التحصيلان قابلیت انجام ان را دارند.

 

ali :

اصلا يه سوال كمر شكن مطرح مى شود اينجا؛ ايران اصلا چه لزومى به شريف دارد. اينهمه جوانهاى مستعد ايرانى در مقابل فارغ التحصيلان ان خوار محسوب شوند. اينهمه بودجه حاصل از نفت ( ونه حاصل از اندركش صنعت با دانشگاه) صرف اين دانشگاه شود. براى تحقيقاتى كه در ايران كاربرد ندارد. فارغ التحصيلان ان را بايد دو دستى تقديم امريكا کنيم تا انها درتحقيقات بنيادى كه بسياريش كاربرد نظامى دارد استفاده كنند !!

 

حامد قدوسي :

خب بحث خوب پيش می‌رود. ببين من اصلا نمی‌گويم که محتوی علامتی يک مدرک چيست. می‌گويم مدرک علامت می‌دهد. خودت داری می‌گويی که مدرک چنين دانشگاه‌هايی که اسم بردی اين علامت‌هایی که گفتی را می‌دهد. خب. به هر حال کارکرد علامتی دارد. البته به نظر من ماجرا اين قدر منفی هم که می‌گويی نيست. همین مدرک شریف برای خیلی از کارفرماها تاثیر خیلی مثبت دارد چون نشان می‌دهد طرف در یک فرآیند رقابتی توانسته خودش را بالا بکشد. خدا وکيلی خود من وقتی به دوستانم که رفته‌اند ام.آی.تی (يا بقيه دانشگاه‌های سطح بالا) نگاه می‌کنم می‌بينم که افراد با قابليتی بودند. يعنی هم باهوش بودند و هم منضبط و پرکار. خوب طبيعی است که با ديدن فرد ديگري از همين دانشگاه بدون اين که او را بشناسم اين تخمين را می‌زنم که فرد قابلی است. البته خود مدرک هم مثل هر تخمين‌زننده ديگری خطا دارد.

 

حامد قدوسي :

انگار دلت از شريف خيلی پر است. ببين اولا بودجه سرانه شريف بيش از ساير دانشگاه‌ها نيست. ثانيا فرض کن در شريف را ببنديم. خب دوباره صد نفر اول کنکور می‌روند دانشگاه بعدی (مثلا فنی تهران) و دوباره آن‌جا می‌شود شريف. ثالثا سرمايه‌گذاری روی سرمايه انسانی خاصيتی تصادفی و تجمعی دارد. يعنی شما مقداری پذر می‌پاشی که بخشی اش هم در زمين همسايه در می‌آيد ولی به هر حال چيزی هم نصيب خودت می‌شود. اگر اين بذر را نپاشی که همين که هست که گيرت نمی‌آيد.

 

ali :

كاش مى شد در ايران به جاى فرمول ياد دادن در نظام اموزشى؛ مهارتهاى زندگى اموزانده میشد. حرف من اينست. ولى راست مى گويى ممكن نيست. تا كنكور پا برجاست؛ سيستم اموزشى هم همين است؛ محصول اين سيستم اموزشى (ادمها) هم همين است و مملکت هم همين باقى مى ماند.

 

حامد قدوسي :

نمی‌دانم از کی اين وبلاگ را می‌خوانی ولی اگر به بحث نظام آموزشی علاقه‌ داری آرشيو ارديبهشت ماه را بخوان چند تا مطلب در مورد نظام آموزشی هست.

 

AmirT :

Hamed nevesht:

بنگاه خصوصی در مقابل اين موضوع حساس است ولی از طرف ديگر ابزارهای مطمئنی برای ارزيابی کيفيت کانديداهای بازار کار ندارد.

in haa ke dar mowred e janbe ye "alaamati" e madrak gofti be onvaan e FACT qabool, vali aayaa vaz'iyyat e matloob ham hamin vaz'iyyat e mowjood ast? aayaa nemishavad tamhidaat e digar i baraaye arzyaabi e keyfiyyat e kaar-joo andishid? in dorost ast ke kasi ke faareghottahsil e Harvard ast hattaa dar emrikaa (ke omdatan talaash mishavad fard e shaayeste bar sadr beneshinad na shakhs e "khosh-madrak") bishtar tahvil gerefte mishavad, vali magar faareghottahsilaan e Harvard o MIT o amsaalehomaa che darsad i az niroo ye kaar raa tashkil midahand?!

 

AmirT :

man gomaan mikonam baayad faraayand haa 'i padid aavarde shavand ke in madrak-garaa'i e efraati raa ta'dil konand, na in ke aan raa ta'yid konand va be aan daaman bezanand. yek raah e aan, hamaan towr ke zemnan dar COMMENT e qabl eshaare kardam, mo'arrefi va talaash dar bast e farhang e RESUME ast. (ma'zerat ke baa in khatt e pinglish neveshtam!)

 

ali :

اقاى قدوسى من اشاره داشتم كه بسيارى مشكلات ريشه فرهنگى هم دارد ولى حرفم بى مصداق باقىمند اكنون فرصت مناسبىاست براى يك مثال كاربردى. در كانادا اگر دانشگاه تازه تاسيسى افتاح شود همه مردم و ارگانها حمايت اجنماعى مى كند به دنشگاه بال و پر مى دهند تا بالا بيايد و رشد كند. درايران دانشگاه ازاد تاسيس شد به منظور: ۱- قدمهايى به سوي حذف كنكور ۲-ايجاد شغل جديد در جامعه بدون اختصاص بودجه خاص دولت (غير انتفاعى) ۳- جلوگيرى از خروج ارز از مملكت براى مطالعات دانشگاهى توسط جوانان ۴-جلوگيرى از سرخوردگى قشر حساس و كاراى كشور ۵- غيره ... حال يك سوال از شما دارم. چقدر من و شما و ديگران سركوفت زديم به اين ارگان تازه نهال؟؟؟

 

حامد :

سلام،آقا در مورد اون بحث فرعی حقوق ها.چون برام مهم بود رفتم دنبالش.برای مثال BCG به مشاورای ارشدش راحت سالی 250 تا 300 هزار یورو رو میده!این راحت که میگم،واقعا راحتا!اینم من مطمئنم چون از خودشون پرسیدم.

 

حامد :

BCG=The Boston Consulting Group

در مورد حقوق های مهندسی هم،حقوقایی که اون حامد گفته بود،حقوق خودشه!!!

 

Sahand :

Ali is right when says some employers are not comfortable hiring from the best. I know of Iranian lady with PHD in molecular biology from one of the top US University and she can’t find the job because she is considered over qualified. My own cousin had a PHD in Robotic and was fired along with more than 100 others PHDs when the deal with China did not get through. In most of the firms usually cut starts at the top and R & D department. Thousands of highly paid Aerospace engineers in California cannot find the job and have to work as a computer and printer repair person.

 

Sahand :

Soon to be Dr. Ghoddusi: mixing up MIT with Harvard and Yale is like mixing oil and water. Harvard and Yale are sort of private universities and anyone with lover than average IQ but lots of money can enter there. MIT. Cal Tech, UC Berkley and etc are different. George W. Bush, Dick Cheney and Gods know how many of Bush’s administration are from Yale. Mr. Aliraza Dostdar studies Anthropology at Harvard and when I asked him if he could explain Levi-Strauss’ kinship, he not only did not answer my question but also deleted my comment and once a while he even blocks my IP. When with the sound of "dohl-o zorna" he wrote a very cheap article on bloggers and was very welcomed in his university, I asked him whether he did not ashamed of himself getting into Hussein Derakhshan’s business.

 

Sahand :

oops, I meant " lower than average "

 

حامد قدوسي :

حامد عليخانی منم از کسی که پارتنر شعبه اتريش شرکت ديويت اند توش بود پرسيدم گفت ماهی ۴ هزار يورو. حالا بزار تو فايل‌هام يه نگاهی بکنم چون يه چيزايی در مورد حقوق متوسط مشاوران دارم. ضمنا فرانسه جای گرانی است اين را هم حساب کنيد. مثل ژاپن که آن‌جا هم حقوق‌ها بالا است.

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007