رقابت کامل؟ يک اشکال تکراری
رقابت کامل؟
يک اشکال تکراری که مخالفين اقتصاد بازار بر تئوریهای موجود علم اقتصاد وارد میکنند اين است که اين علم بر اساس فرضيات رقابت کامل بنيان نهاده شده است و چنين چيزی در عالم واقع وجود ندارد پس کل علم فقط به درد فرمولهای رياضی کتابهای درسی میخورد. اين اشکال همان قدر سست است که کسی بگويد فيزيک مقدماتی دانشگاه چيز بیخودی است چون مقاومت هوا در هيچ يک از فرمولهای آن وارد نشده است. در جواب اين منتقدين بايد گفت:
۱) اولا مدلهای مبتنی بر رقابت کامل تنها مقدمات کار هستند و بيشتر جنبه آموزشی دارند. در مباحث پيشرفتهتر در مورد بازارهای بدون رقابت کامل يا مسائلی که رفتار بازار را از رقابت کامل دور میکند مفصلا بحث میشود. اتفاقا اقتصاددانها چون به معجزه دست نامريی بازار در تخصيص بهينه منابع اعتقاد دارند دايم در پی اين سوال هستند كه چه عواملی مانع از كاركرد موثر دست نامريی میشود و لذا بيشتر از همه به شناخت ريشهها و خصوصيات رفتارهای غيربازاري علاقهمند هستند.
۲) در علم هميشه تصويری از واقعيت را داريم که بايد از خود واقعيت سادهتر باشد تا به کار آيد. مدلهای مبتنی بر رقابت کامل اتفاقا چون مدل هستند تصويری سادهشده و عمومی از رفتار بازار را ارائه میدهند. مهم اين است که فرضهای اساسی مدل و پيشبينیهای آن تعارضهای اساسی با رفتار واقعی جهان نداشته باشد. تا جايی که من میدانم هنوز مدلی بهتر ارائه نشده است.
۳) در عمل خيلی از بازارها رفتاری نزديک به رقابت کامل دارند و اين مدلها برای آنها کاربرد دارد. چندتا رشته فعاليتی که به ذهن من میرسد که در ايران به رقابت کامل نزديکند اينها هستند: توليد محصولات غذايي، فولاد، فرش ماشيني، لوازم الکترونيکی مثل رايانه و تلويزيون، نرمافزارهای رايانهاي، پوشاک معمولی (غير تجملاتی)، خدمات مسافرکشی و آژانسداری، پزشکي، آموزش و خدمات رايانه، مبلمان اداری استاندارد (از نوع حسنآبادی نه يافتآبادی)، پيمانکاری کارهای عادی ساختماني، آرايشگاه مردانه، آی اس پی در اکثر شهرها و خيلی زمينههای ديگر. يک خصوصيات مهم بازارهای رقابتی اين است که يک بنگاه عملا قدرت ندارد قيمتی متفاوت از قيمت متوسط بازار روی محصولات خود بگذارد و معمولا قيمت بازار تا نزديک حداقل سود (يعنی سود متوسط سرمايه به علاوه قيمت وقت صاحبان کار) پايين میآيد. اين خصوصيت را در تمام بازارهای بالا میتوانيد ببينيد.

نظرات
امير حسين :
بند دوم قابل توجه آنهاست که مهندسی را ترک می کنند چون در مهندسی همه چيز را ساده مي کنند. حامد راستی یک پستی درباره همندسی و اقتصاد و نقاط اشتراک و افتراقشان بنویس.
امير حسين - October 4, 2005 02:57 PM