« اقتصادی‌نويس‌ها | صفحه اول | »

6 آذر 84

دلشدگان و سردار طلايی

ديدم که نيروی انتظامی برای تامين امنيت و مديريت ترافيک کنسرت استاد شجريان سی و پنج ميليون تومان طلب کرده و يکی از هنرمندان ديگر به اين موضوع اعتراض کرده است. من اتفاقا فکر می‌کنم اين کار خوبی است. به دو دليل:
۱) برگزاری کنسرت از طريق ايجاد بار ترافيکی و شلوغی برای کسانی که در آن حوالی زندگی يا رفت و آمد می‌کنند اثرات خارجی منفی دارد. کسی که داخل کنسرت است از برگزاری آن منتفع می‌شود ولی کسی که به هر دليلی داخل نيست متحمل بار منفی ناخواسته‌ای می‌شود. پس عدالت حکم می‌کند که هزينه تحميل شده به ديگران به حساب کسانی که باعث آن بوده‌اند يعنی مصرف‌کنندگان مستقيم نوشته شود. هزينه پرداختی به نيروی انتظامی طبعا روی محاسبه قيمت بليط اثر دارد و به نحوی از مشتريان کنسرت دريافت می‌شود. از طرف ديگر دادن اين پول به نيروی انتظامی توان راهنمايی و رانندگی را برای مديريت ترافيک افزايش می‌دهد -مثلا کمک می‌کند تا پليس‌ها اضافه‌کاری کنند- و نوعی جبران‌کننده اثرات منفی است. هرچند به نظر می‌رسد اثرات منفی چنين کنسرتی آن‌هم در طول چند شب بيش از اين مبلغ باشد. ولی همين خودش قدمی مثبت است.
۲) خريد خدمت از نيروی انتظامی اقدام خوبی برای شفاف‌سازی رابطه دولت و مردم است. کنسرت کالای عمومی يا ضروری نيست که دولت موظف باشد خدمات مربوط به آن‌را در هر صورت تامين کند. پول دادن به نيروی انتظامی باعث بازسازی رابطه مبتنی بر ماليات-خدمت‌ بين شهروندان و دولت می‌شود که به خاطر وجود پول نفت در ايران مختل شده است. وقتی پول بدهيم مشتری خدمات دولت هستيم و حکومت از سر صدقه سری خدمتی به ما نمی‌دهد. هرچند نه صددرصد ولی به هر حال مشتری پادشاه است و قدرت چانه‌زنی روی خواسته‌هايش را دارد. خيلی بهتر است که جاهايی که لازم است هزينه مستقيم بيشتری به دولت بدهيم و در عوض از هزينه منفی غيرمستقيم ناشی از ارائه نشدن مناسب آن مصون بمانيم. به زبان اقتصادی اين رابطه بهينه پارتو است.



   نظرات

mitra :

عقل ميگه حرف شما درست است ٬ اما نوع تربيت ما هم با اين فلسفه پولش را ميدهم پس هر کاری می تونم بکنم يک مقدار سازگار نيست.

 

ميم نون :

فكر مي‌كنم خدمتي كه اينجا در موردش حرف مي‌زني امنيت و آرامش باشد فارغ از اين كه به هر حال اين يك اتفاق هنري است و گمان مي‌كنم بايد مورد حمايت هم واقع بشود سازوكار ماليات كجاي اين قاعده است؟
سوال من اين است كه من به عنوان شهروندي كه ماليات مي‌دهم چرا و چطور بايد اين هزينه ثانويه را بپردازم؟
كسي مثل شجريان هم كه جاهاي ديگري فرضا ماليات مي‌دهد چرا و چطور بايد براي اين برنامه كه جزيي از شغلش محسوب مي‌شود هزينه مجددي بپردازد؟
اصولا من در مسايل اقتصادي پرتم و اينها را از حوزه مسايل شهروندي مي‌پرسم.

 

Ali :

عالی بود.

 

Ali :

5) با همه احترامی که برای استاد شجریان قائلم فکر میکنم کار استاد در لغو کنسرت غیر اخلاقی بوده. اگه ایشون نبود میگفتم بهتره یکی بابت تضییع حقوق اونهایی که تو صف بودند ازش شکایت کنه.

 

Ali :

حرفت درسته به خصوص خرید خدمت از نیروی انتظامی. اما چندتا موضوع:
1) اگر این سیاست نیروی انتظامیه باید تو همه کنسرتها و مجالس که نیاز هست اجرا بشه. یعنی یک سیاست مشخص و اعلام شده ای باشه. با یک گل بهار نمیاد.
2) اعلام سیاست از قبل و اجرای اون بدون تبعیض باعث میشه پذیرش سیاست توسط عموم راحتتر باشه که تو موفقیت اجرای سیاست عامل کلیدی به حساب میاد اون هم در مورد نیروی انتظامی. اصولا فراهم کردن پذیرش سیاست توسط عموم نکته کلیدی در اکثر زمینه های سیاستگذاری است.
3) شروع سیاست بهتره از جایی باشه که تحریک کمتری ایجاد میکنه.
4) برقراری امنیت نباید به حساب مخالفت عده ای (مثلا گروههای فشار) باعث بشه از کنسرت شجریان بیشتر از کنسرت دیگه در همون جا و با همون جمعیت بگیرند. آزادی و اجرای قانون حکم میکنه که گروههای فشار یا اغتشاشگر خارج از کنسرت نه تنها عوارض خارجی برای شجریان نیست بلکه عوارض خارجی برای دولت هست یعنی باید حتا تخفیف هم قائل بشند. در مورد سخنرانیهای سروش یا هر کس دیگه هم این موضوع درسته. افراد تو جامعه باید با آسایش حرفهاشون رو بزنند.

 

hamed ghoddusi :

خانم ناصری دقت بفرماييد که مالياتی که ما می‌دهيم برای امنيت عمومی است. کنسرت يک کالای خصوصی است که فقط عده‌ای از آن بهره‌مند خواهند شد (و اتفاقا عده‌ای نسبتا مرفه) و با توجه به محدود بودن ظرفيت نيروی انتظامی بسيار ناعادلانه خواهد بود اگر پليسی که بايد امنيت عمومی شهر را تامين کند به اين کار اختصاص دهند. آقای شجريان هم ماليات عمومی ميدهد باز برای همان امنیت عمومی ولی همانند يک کارخانه که وقتی برق سه فاز می‌گيرد بايد پولش را بدهد استاد هم وقتی برای برگزاري کسنترش از خدمات پليس استفاده می‌کند بايد هزينه آن را بپردازد. اميدوارم توضيحم روشن باشد. مويد باشيد.

 

خراباتی :

جناب قدوسی
در صحت مطلب جنابعالی تردیدی نیست اما گاهی دولت ها باید برخی هزینه ها را بپردازند و با توجه به وضعیت موسیقی و تاثیر مستقیم آن در فرهنگ و نقش آن (هر چند با واسطه) در اقتصاد ،‌ پرداخت یارانه از سوی دولت در این شرایط موجه و بلکه لازم به نظر می‌رسد

 

ب.ن.ن :

Part I: If I understood the post correctly, you argue that since attending a concert creates some “negative externalities” for the people who are not participating in it, the police force should charge the participants for the cost of negative externalities to resolve the problem of “missing market.” The fact that the concerts are held in designated places (concert halls) in the first place is supposed to resolve the problem. That is the “city of Tehran” can levy taxes on ticket sale so the tax revenue can be used to compensate for the negative externalities created by the concert. (However, since usually concerts create “positive net externalities”, most of the times cities subsidize them!)

 

ب.ن.ن :

Part II: Your support for the taxation by police force is missing the point: As long as there is no other alternative organization/firm which can compete with the police force in provision of security/traffic order, allowing a monopolist (the police force) to charge an arbitrary unregulated price will generate much worse misallocation of resources, creating Pareto inferior outcome.

 

sorosh :

be sharte inke niroye entezami pol ro hazinehe koneh. ama mano va shoma khob midonim ke in kami bej begiriyeh. saniyan hanoz ma baraovord dorosti az in hazineh nadrim va nemidonim ke vaghaena chaghadar hazineh baraye control trafic va amniyat lazemeh. in ham masalehei ast ke bayad made nazaar gharar dad.

 

Ali :

حامد جان حق با شماست. منبع خبر من یکی از دوستانم تو اینجا بود که fan شجریان هم هست ولی بعد comment تو Tتو google News گشتم ولی خبری پیدا نکردم که لغو شده باشه و خبر مبتنی بر تمدیدش برای دو شب دیگه بوده. اگه اون کامنت رو حذف کنی یه دنیا ممنون میشم.
از همه کسانی هم که اون رو خوندند معذرت می خوام سعی می کنم از این به بعد دقت بیشتری کنم.

 

احمدسیف :

حامد گرامی: با سلام در پيوند با اين پست تو من یک مشکل کوچولو دارم: اگر استدلال خودت را دنبال کنی مردمی که در آن دوروبرزندگی می کنند دارند اين هزينه جانبی را می پردازند بعد تو دفاع می کنی که اين پول به نيروهای انتظامی داده شود! آیا نظرت این است که بخشی از این پول هم باید بین ساکنان سرشکن بشود یا نه؟ اگر نه، پس تکليف « ضرروزيان»‌ مردمی که در آن حوالی زندگی می کنند چه می شود؟

 

hamed ghoddusi :

ايرج عزيز سلام و ممنون از کامنتت. به لحاظ منطقی بايد مکانيسم‌ها طوری باشد که اين ضرر و زيان را جبران کند. مثلا همان طور که يکی از دوستان هم گفته است در بليط‌ها مالياتی پيش‌بينی شود که به شهرداری داده شود تا شهرداری با اين پول خدمات بهتری به شهروندان آن ناحيه ارائه کند. نوشته من در باب اين موضوع است که پرداخت پول يکی و نه همه اثرات جانبی را تا اندازه‌ای جبران می‌کند. از طريق تامين نيروی پليس بيشتر برای مديريت بهتر ترافيک و در نتيجه کاهش اثرات منفی خارجی. درست می‌گوييد اين همه ماجرا نيست ولی قدمی در جهت آن است. من خواستم نشان دهم که با اين چارچوب اقدام نيروی انتظامی چندان عجيب و غيرمنطقی نيست که البته اشکالات خاص خودش از جمله نبود بازار رقابتی را هم دارد.

 

ژرفا :

من با چند موردی که نوشتيد مشکل دارم. ۱- نوشتيد که کنسرت يک کالای ضروری يا عمومی نيست. چرا فکر می کنيد نيست و دولت مسئوليتی در قبال برگزاری صحيح چنين مراسمی نداره ؟ موسيقی و تمام موارد مربوط به اون قسمتی از فعاليت های فرهنگي و هنری لازم و واجب هر ملت و دولتی هست که بايد بهش خيلی جدی نگاه کرد . اگر بخواهيم اينطور فکر کنيم پس بايد بگيم کتاب و نمايشگاه کتاب هم ضروری و عمومی نيست چون درصد خيلی کمی از ايرانی ها کتاب می خونن و دولت مسئوليتی برای برگزاری صحيح و امن نمايشگاه کتاب نداره ! فقط خوراک و پوشاک نيست که ضروری و عمومی ه !

 

ژرفا :

۲- درسته که مردم ايران ماليات رو به شکل واقعی و صحيح پرداخت نمی کنن و دليلش هم پول نفت ه که کشور ما رو ثروتمند کرده اما دولت از خدمات نميده. چون مردم حکومت رو انتخاب می کنن - بگذريم از تحميلی بودن ها و غيره - که پول خودشون رو که همون ثروت ملی باشه براشون به درستی خرج کنه. پس چه دليلی داره که مردمی که بعد از سالها میخوان يک کنسرت درست و حسابی برن٬ مجبور باشن بليط گرون تری بخرن که امنيت داشته باشن ؟ کجای دنيا چنين چيزی مرسوم ه ؟ چرا هنرمندی که بعد از سالها تصميم گرفته کنسرت بگذاره بايد اينطوری باج بده ؟ اين حرکت نيروی انتظامی بيشتر شبيه به يه باج سيبيل گرفتن علنی ه از اون هنرمند. دولت ايران ماليات نمی گيره اما به جاش اينقدر از منابع ملی و عمومی درآمد داره و حتی يک دهمش رو هم صرف همون ملت نمی کنه .

 

majid saeedi :

kollan ba harfet movafegham, vali be sharti ke barkhord hame jaa yeksaan bashe. masalan age too makan, mahdie ye tehran ham sine zani e hamintori bashe, ya masalan too khiaboon e 16 e azar ham ke mellat e atrafesh hafte ey yek bar aasi mishan hamintori bashe, nafaghat bara shajarian e badbakht ke ba kolli dardesar n saal yek bar az in consert haa migzare. be alaave age intori e bayad behesh ejaaze bedan ke gheymat gozari e bilit e consert esh ham azaad bashe, na ke ta'refe ye ershad dashte bashe.

 

مانی :

سلام. فکر نمیکنم شجریان با نظرت موافق باشه. دفترچه حساب بانکی خودشو بیشتر از خزانه دولت لایق نگهداری! این وجوه ناقابل میدونه، و حتم دارم همین روزا در مصاحبه ای خواهد گفت: این یک نوع کارشکنی «آنها» در کار هنرمند مردمی هنردوست است.

 

mohammad :

مرد حسابی تو هم حالت خوشه ها، خيال کردی تو کجا زندگی ميکنی؟ اولا که نيروی انتظامی اين قضيه‌ی پول گرفتن رو بهانه خواهد کرد تا عملا از برگزاری کنسرت‌ها جلوگيری کنه (با چارج کردن مقادير بيش از حد). ثانيا اين که وقتی که نيروی انتظامی انحصار داره در ارايه‌ی اين سرويس و هيچ کسی هم زورش به نيروی انتظامی نميرسه، طبعا نميتونی انتظار داشته باشی که برای تامين امنيت هم قيمت منصفانه اي چارج کنه. خلاصه اين که اين به نظر من راهی ميشه برای نيروی انتظامی که از مراسم‌های مختلف فرهنگی باج خواهی کنه.

 

as :

بی ربط نوشتي !!!!

 

يك سؤال :

چرا كنسرت كالاي عمومي نيست؟ تعريف كالاي عمومي چيست؟ كالاها بايد داراي چه ويژگي‌هايي باشند كه بگوييم اين كالا يا خدمت عمومي است؟ شما اطلاع دقيقي از نرخ ماليات‌هاي ايران داريد؟ (به ويژه پلكان‌هايي كه در گروه حقوق‌و دستمزد بالاتر هستند و مشتري كالايي مثل كنسرت مي‌باشند) موافق هستيد كه ماليات‌ها كاسته شود ولي برخي كالاهاي عمومي با پرداخت هزينه خريداري شوند؟ از اطلاعات شما سپاسگذارم.

 

حامد قدوسی :

جواب دوست سوال کننده. کالای عمومی طبق تعریف مورد اتفاقش کالایی است که مصرف آن منحصر به یک مصرف کننده نیست و هزینه اش هم قابل تخصیص نیست. کنسرت این طور نیست برای این که وقتی یک نفر از کنسرت استفاده یک صندلی در سالن کم می شود و بقیه از آن بهره نمی برند. لذا کنسرت کاملا یک کالای خصوصی است. این کالای خصوصی البته ممکن است عوارض جانبی مثبت داشته باشد مثلا باعث ارتقاء سطح موسیقی در کشور شود ولی این با کالای عمومی کاملا فرق دارد. لذا من به شدت از این موضوع دفاع می کنم که وقتی فواید استفاده از کنسرت به عده معدودی می رسد آن عده باید هزینه های مستقیم مربوط به آن را که به جامعه تحمیل می شود بپردازند. با این کلی شما مبنی بر این که مالیات کم شود (یا در کیس ایران پرداخت نقدی به مردم بیشتر شود) و در عوض خدمات عمومی هم کاسته شود همیشه موافق بوده ام و بارها در دفاع از آن نوشته ام. شاد باشید.

 

حامد قدوسی :

بورگان به نظر من وضعیت همچنان بهینه پارتو است تا وقتی که تغییر ساختاری اتفاق بیفتد. پلیس در خیلی کشورها نیروی انحصاری است و قبول دارم که ممکن است بیش از هزینه نهایی یا حتی به اندازه هزینه نهایی ولی روی یک منحنی هزینه ناکارآمد شارژ کند ولی در همین وضعیت انحصاری هم آیا بهتر است پلیس پول نگیرد و یک سری خدمات را ارائه نکند یا پول بگیرد (ولو گران) و خدمات جدیدی ارائه کند؟ به نظر من از دید مصرف کنندگان مادامی که حاضرند برای این خدمات پول بدهند وضعیت دوم مطلوب تر است.

 

حامد قدوسی :

ژرفای عزیز و بقیه دوستان که مورد مشابهی را داشتند. بلی در مورد نمایشگاه کتاب هم من معتقدم که تمامی هزینه های آن باید به حساب مصرف کنندگانش نوشته شود. معنی اش این نیست که نباید امنیت آن تامین شود بلکه باید هزینه امنیت محاسبه شده (همانند هر هزینه دیگری مثل آب و برق و جا و غیره) و از کسانی که پول می دهند (در این مورد ناشران) دریافت شود. مخالف این نکته دوستان نیستم که برخی وقت ها بعضی کالاها اثرات جانبی مثبت دارند و به این خاطر مستحق دریافت سوبسید هستند. ولی به نظرم این دو مورد را باید به طور شفاف در کنار هم مطرح کرد. یعنی همان قدر که از پرداخت سوبسید برای کالاهای مورد علاقه قشر خودمان حمایت می کنیم به این هم فکر کنیم که کسان دیگری که به این نوع خدمات علاقه ندارند نباید به خاطر علاقه ما دچار هزینه شوند.

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007