مبارزه با مواد مخدر از
مبارزه با مواد مخدر از زاويهای ديگر
به مساله مبارزه با مواد مخدر میشود اين طوري هم نگاه کرد:
غيرقانونی کردن فروش مواد مخدر و مبارزه با عرضه آن در اکثر کشورهای دنيا باعث زيرزمينی شدن و در نتيجه افزايش قابل توجه قيمت آن میشود. بر اساس تخمينهای سازمان ملل تفاوت قيمت ترياک و هرويين بين بازار اروپا و افغانستان بين ۱۵ تا ۱۰۰ برابر است. چنين تفاوت قيمتی برای يک کالای معمولي در محيط تجاری آزاد غيرقابل دستيابی است و دقيقا به خاطر همين ممنوعيت است که در رتبهبندی سودآوری صنايع معمولا صنعت مواد مخدر رتبه اول و فحشاء رتبه دوم را دارد. حال برای لحظهای تصور کنيد که چنين ممنوعيتی در کار نباشد. در اين صورت مواد مخدر هم همانند هر کالای ديگری بايد به جای چند ده برابر تفاوت با چند ده درصد اختلاف قيمت نسبت به محل توليد به دست مصرفکنندگان برسد. اين موضوع از يکسو باعث میشود که سود اين تجارت بسيار بسيار کمتر از وضعيت فعلی شده و باعث نشود افراد در پس سودهای كلان وارد عرصه توليد و عرضه مواد مخدر شوند. از سوی ديگر هم قيمت مواد آنقدر بالا نخواهد بود که کسی نتواند هزينه مصرف روزانه خود را به طور منظم بپردازد - احتمالا چيزی در حد قيمت سيگار-. در نتيجه شايد معتادان هم بتوانند مواد مخدر را به طور مرتب مصرف کنند بیآنکه اخلالی در زندگیشان پيش بيايد يا وابسته باندهای قاچاق شوند يا بخواهند دارايی خود را به باد دهند. توجه کنيد که بسياری از اثرات منفی مصرف مواد مخدر ناشی از عدم دسترسی و مصرف نامنظم است که خود ناشی از مشکلات مالی است.
البته چون اين حوزه شفاف نيست نمیتوان هيچ چيز را با قطعيت گفت ولی برخی نظرات میگويد که باندهای قاچاق بيش از همه بر تنور برنامه جهانی مبارزه با مواد مخدر میدمند و سعی میکنند با غيرقانونی نگه داشتن آن سودهای کلان خود را تضمين نمايند. اتفاقا در جريان برخورد پليس هم معمولا کسانی که به دام میافتند يا کشته میشوند فروشندگان خردهپا هستند که فريب دستمزدهای بالای کار را میخورند ولی متوجه ريسکی که در آينده ممکن است گريبان آنها را بگيرد نيستند. در نتيجه مبارزه با مواد مخدر نه تنها ضرری برای روسای باندها ندارد بلکه روز به روز بر ثروت آنها میافزايد.
اين ماجرا نمونهای از سياستهايی است که با وجود تحميل هزينه به ملتها و نيز تلفات به نيروهای پليس نتيجهای تقريبا عکس میدهد. شايد بر اساس تحليلهايی اينگونه است که برنامه مواد مخدر سازمان ملل و حتی ستاد مبارزه با مواد مخدر ايران رفته رفته دارند رويکردشان را از مبارزه با عرضه به سمت مبارزه با تقاضا سوق میدهند. البته وقتی صحبت کاهش تقاضا میشود ياد آن صحنهای از فيلم خانه روی آب میافتم که جوان معتاد میگفت «عشق و اراده را جيغ بزنيد تا اعتياد فرار کند!». به هر حال اين تحليل من نگاه به مساله از يک زاويه خاص است که حتما جای نقد هم دارد.

نظرات
kiarash :
Shayad bozorg-tarin irade in ravesh (ghanooni kardane tejarate mavade mokhade) in bashe ke dastresi behesh rahat-tar mishe. oonvaght shayad beshe ye chizi mesle sigar. hatman ghabool dari ke kheili az sigarihaye alan motad nistand. vali dar soorate azad shodanesh ... dige maloom nist chi mishe ,,,,
kiarash - November 17, 2005 06:08 PM
nerd :
حتی اگه کار غلطی هم باشه ايران ميتونه فقط اجازه ترانزیت بار با مشایعت پلیس رو بده و از قیمت بار کرایه بگیرد. در اين صورت با توجه به سود سرشاری که عبور جنس از ايران و ورود آن به اروپا برای کارتل های مواد مخدر دارد خود آنها اجازه تخليه بار در داخل ايران را نخواهند داد و مواد مخدر در ايران تقريبا ناژديد خواهد شد. در اين صورت دولت هم ميتواند برای خرده فروشی و يا ترانزيت های غير قانونی مجازات های سنگين تری را در نظر بگيرد. به اين صورت علاوه بر اين درآمد کاهش مشکلات مصرف مواد مخدر در کشور و کاهش هزينه های مبارزه با مواد مخدر از ديگر فوايد آن است. در حالت فعلی در حقيقت ما داريم هزينه ای را برای مبارزه پرداخت ميکنيم که در حقيقت اروپا بايد پرداخت کند. البته اين حرف من هم در حد نظر شخصی ست.
nerd - November 18, 2005 12:23 AM
ماهور :
با سلام خدمت شما که معمولا وبلاگتونو می خونم .و البته لذت می برم.
ازتون می خوام اخرین نوشته من با عنوان "ارزش اب" رو بخونین ونظر بدین .ممنون می شم در این رابطه به من کمک کنین
ماهور - November 18, 2005 12:29 AM
دچار :
راحت شدن دسترسی به تنهایی بد نیست، نه تقاضای «مردم» نسبت به چیزی رو بالا می بره نه پایین. فکر می کنم واضح ترین چیزی که این رو نشون می ده، مسخره بودن استدلال کتاب بینش مونه برای حجاب از قول ویل دورانت که «آنچه بجوییم و نیابیم گرانبها می شود.» همیشه هلند به خاطر آزاد بودن مواد مخدر (و غیره) معروف بوده، همیشه هم جواب هلندی ها این بوده که به نظر ما این روش بهتر جواب می ده تا صرف پول برای مبارزه مستقیم.
دچار - November 18, 2005 09:50 AM
پانتهآ :
حامد جان در جواب گفتهء شما به يکی دو نکته اشاره کردهام که در همون نظرخواهی وبلاگ خودم ميتونيد بخونيد: http://rateyourmusic.com/yaccs/commentsn/blog_id=90000043478_and_blog_entry_id=113202541975693500#8330430
پانتهآ - November 18, 2005 10:12 AM
پانتهآ :
ببخشيد، لينک انگار طولانی بود و نظرخواهيتون رو به هم ريخت! ميتونيد پاکش کنيد.
پانتهآ - November 18, 2005 10:19 AM
1_99 (بخش 1) :
سلام.اي ول! آقاي قدوسي، چقدر سرعت به روز كردنتون بالا رفته.1)در صورت آزادي خريد و فروش مواد، تغيير چنداني در قيمت و كميت عرضه بوجود نخواهد آمد.چون در حال حاضر يك وعده هروئين به
قيمت يك نخ سيگار تمام ميشه.در مورد كميت عرضه هم، سال پيش يكي از مسئولين مقدار موادي كه توسط نيروي انتظامي كشف شده بود را درصد خيلي كمي از مواد وارد شده اعلام كرد(مطمئنم كه كمتر از 10% بود).به همين خاطر تهيه مواد الان خيلي راحت شده(مثل خريد ماست!)مثلن چند بار با دوستام كه ميخواستند براي خوابگاه! مواد بخرند، رفتم.خيلي راحت بود. 2)اگر خريد و فروش مواد آزاد بشه، ميتونه روي كساني كه "تجربه اولين بار" دارند، تاثير بزاره.مثلن ديدن اين جمله پشت شيشه بقالي محل كه "ترياك فرد اعلاي افغان-نشان با تضمين رسيد" ميتونه محرك خوبي براي نوجوانان باشه، كه با ضمينه قبلي كه در مورد اين مواد در جامعه هست، باعث "داشتن تجربه اولين بار" بشه.اگر بهش ساخت و خوشش آمد كه ديگه هيچ كس نميتونه جلوش را بگيره و احتمال معتاد شدنش خيلي زياده(و بدبختيهاي بزرگي كه همه ميدونيم به سرش مياد)....
1_99 (بخش 1) - November 18, 2005 12:18 PM
1_99 (بخش 3 :
۶)آزادي خريد و فروش ميتونه كيفيت را هم بالا ببره.يك دكتره توي تلوزيون ميگفت "بي كيفيت بودن مواد در ايران ضررهاي زيادي به
معتاد ها ميزنه".موادي كه در اروپا هست، از نظر كيفيت، غير قابل مقايسه با مواد ايرانه و باعث تاثير در قيمتش شده.
7)در زمان پهلوي دوم با نظارت دولت در بعضي مناطق كشور خشخاش كشت ميشد.اتفاقن چند وقت پيش يكي از كشاورزهائي كه ميكاشته
را ديدم.ميگفت اون زمان باوجود اينكه خشخاش ميكاشتيم ، كسي معتاد نبود و كشت خشخاش تاثيري بر معتاد شدن افراد نداشت.يك چيز جالب
هم گفت كه تا بحال افغاني اي "نديده" كه در كار تهيه و قاچاق مواد باشه و معتاد هم باشه!.قربان همگي.
1_99 (بخش 3 - November 18, 2005 12:20 PM
1_99 (بخش 2) :
بهمين خاطر "تجربه اولين بار" خيلي مهمه
و با "تجربه اولين بار" در مورد سيگار، در صورت تكرار استعمال خيلي فرق داره. 3)نقش افراد با قدرت و نفوذ در حكومتها هم خيلي مهمه.اين افراد سود زيادي از منع خريد و فروش ميبرند.چون جزئي از حكومت هستند،
مي تونند به راحتي مواد را وارد كشور كنند و بفروشند.و سود اين ممنوعيت خريد و فروش ديگه لازم نيست به حساب حكومت بره (چون قانوني نيست).
به نظر من امكان نداره در كشور هائي كه با قاچاق مواد درگيرند، باند هائي از خود حكومت در قاچاق دست نداشته باشه. 4)آزادي خريد و فروش ممكنه باعث بوجود آوردن اين ذهنيت در نوجوانان بشه كه اين آزادي را نوعي چراغ سبز براي مصرف تلقي كنند.
5)اگر دولت ايران نقش ترانزيتي داشته باشه مطمئنن سازمانهاي جهاني واكنش نشان ميدن و به ايران فشار مي آرند كه اين كار را نكنه.(مثلن سازمان ملل كمكهائي كه دراين زمينه به ايران ميكنه، قطع ميكنه).و چون بازار داخل نياز داره ، به هر حال به مقدار مصرف، وارد ايران هم ميشه.
1_99 (بخش 2) - November 18, 2005 12:20 PM
saleh sahabeh tabrizi :
( من واقعا عذر مي خوام كه اين جور مي نويسم اما ... )احتمالا چند روزي هست كه گرفتار مساله هاي ناجور اقتصاد خرد شده اي ... اگر از شر اون مساله ها خلاص بشي و دوباره به اين دو پست اخيرت برگردي ... حتما در بنياد اين جور گفته ها شك ميكني ... البته شايد هم از معايب هم نشيني با اون " رايحه ي بهار " باشد ... عموما كساني كه با ايشون زياد نشست و برخاست دارند ، تا چند روزي حرف هاي شگفت انگيزي مي زنند ... البته نگران نباش ، اثر زود گذري داره ... چون تو فقط چند ده دقيقه باهاش نشسته اي ( ... دوباره هم عذر خواهي مي كنم شديد ! )
saleh sahabeh tabrizi - November 18, 2005 06:52 PM
hamed ghoddusi :
صالح جان من هم معذرت میخوام ولی احساس میکنم شما و رفقا کمی دچار کمبود اقتصاد خرد هستيد و زيادی گرفتار ترکيب سياست و اقتصاد هستيد. حرفهای من اتفاقا خيلی ساده و روشن است. جای نقد هم دارد خب البته ولی برای خودم جزو قديمیترين ايدهها و روشنترين حرفها است. نقد داری. بسمالله ولی تو را خدا ديگه بحث شمال و جنوب و اينا را پيش نکش. منطق اقتصاد خرد قضيه را نقد کن. عزت زياد.
hamed ghoddusi - November 18, 2005 08:58 PM
saleh sahabeh tabrizi :
اما باور كنيد تا كنون در هيچ كتاب خرد و كلاني چنين دفاعي از پرداخت نقدي سوبسيد نديده ام ... اگر شما ديده ايد ارائه بفرماييد ما هم استفاده كنيم . به علاوه فراموش نكنيم كه ما دانش آموزان علوم انساني هستيم . نه به طور خاص دانش آموز اقتصاد .!. تازه اگر بخواهيم به همين گفته هاي اخير حضرت عالي استناد كنيم بايد بگوييم كه شما تنها دانش آموز اقتصاد خرد هستيد و نه بيشتر ! ( البته ما همچنان از ارادتمندان شما هستم و به خوبي به وقوف شما به ديگر حوزه ها هم آگاه ... اين گفته جسارت نيست ... بلكه تنها براي ياد آوري ست كه اقتصاد ، تنها اقتصاد خرد نيست ... سالهاست كه مباحث كلان ، بخش عمومي ، جهاني شدن و ... وارد اقتصاد شده است ( آن شمال و جنوبي هم كه به طعنه گوشزد ميكني جزيي از همين دانش است كه البته من نفهميده ام كه چه دخلي به كامنت پيشين من داشته ! ) ) مگر نه اين است كه بسته ي ماليات ستاني و تخصيص سوبسيد از ابزار هاي سياستگزاري دولت است ؟ اين چه خام انديشي است كه ما اين بعد كلان اقتصادي را رها كنيم و به استناد مجموعه اي از بديهياتي كه علاقه داريم نام اقتصاد خرد بر آن بگذاريم ، چنين ابزاري را از دولت بگيريم
saleh sahabeh tabrizi - November 18, 2005 11:32 PM
saleh sahabeh tabrizi :
اول آنكه اين گونه مباحثي كه مطرح مي كنيد چندان هم نيازمند دانش اقتصاد خرد نيست . بعيد مي دانم اين ايده به ذهن كساني كه اقتصاد خرد نخوانده اند نرسد . يك منطق رياضياتي بسيار روشن ، كه تنها به اندكي ذكاوت نياز دارد و نه بحث هاي ليارد و والترز ! در ضمن گمان نكنيد كه هنوز هم مي توانيد به استواري پيش از 1936 مسائل بخش عمومي ( كمي تا قسمتي كلان ) را با تحليل هاي اقتصاد خردي تبيين كنيد و براي آنها راه حل ارائه نماييد . تازه به زعم من يك نكته ي اوليه در اين منطق ساده ناديده گرفته شده است . آن هم اينكه پاسخ به اين سوالات پيش از آنكه در صلاحيت اقتصاد باشد ، در صلاحيت فلسفه است ( مقصود من فلسفه ي سياسي ( احتمالا چيزي شبيه به مباحث پيچيده ي اقتصاد سياسي كلاسيكي ست ) و تا كنون من اقتصاد دان خردي را نديده ام كه با چنين جسارتي سر در ميان اينگونه مباحث كند . اگر تا كنون در كتابي از چنين مثال هايي ديده ايد من را هم باخبر كنيد
saleh sahabeh tabrizi - November 18, 2005 11:32 PM
saleh sahabeh tabrizi :
تازه اين مباحث بسيار قديمي شده اند و پاسخ آنها مدت ها پيش داده شده . ( پيشنهاد مي كنم به مجموعه ي مباحثات 1930 تا 1940 مراجعه كنيد ( كه كرده ايد ! ) ) بعد از آن هم اگر اقتصاد دانان نئو كلاسيك توانستند در برابر اقتصاد كينزي كمري راست كنند ، به هيچ وجه نتوانستند بنياد هاي دولت رفاه كينزي را ( توجه به قيد دولت رفاه الزامي ست ) بر هم بزنند . كدام تجربه ي پيروز از بر هم زدن نقش هاي اقتصاد سياسي سراغ داريد ؟ كدام كشوري را سراغ داريد كه سوبسيد ها را به صندوق پستي افراد بفرستد ؟ اگر بخواهيم با اقتصاد خرد پاسخ چنين پرسش هايي را بدهيم ، هيچ مفري براي تبيين اثرات خارجي ، توزيع درآمد و ... نخواهيم داشت . رفيق عزيز ..!.. بالاخره احتمالا اين همه خلاقيتي كه به خرج داده ايد پيش از اين به ذهن ِ بوكانان ، پيگو ، سموئلسن ، فلدستين ، ميلوارد و ... هم رسيده بوده . بعيد هم مي دانيم كه دانش اقتصاد خرد اين نوبليست ه و استادان دانشگاه هم از دانش اقتصاد خرد شما كمتر باشد . اقتصاد خرد صلاحيت پسخگويي به اين پرسش ها را ندارد ؛ مخلص كلام !!!
saleh sahabeh tabrizi - November 18, 2005 11:34 PM
saleh sahabeh tabrizi :
براي اينكه كمي بر بار اين سخنان اضافه كنيد ، اين يادداشت ها را ترجمه كنيد و براي پنج اقتصاد دان خرد ( كمي اقتصاد دان تر از... ) پست كنيد . ( فراموش نكنيد كه به ايشان تذكر بدهيد كه ماجراي شمال و جنوب را پيش نكشند !! ) و بعد نظر ايشان را هم ضميمه كنيد . البته كمي هم منصف باشيد و تذكر بدهيد كه بالاخره اينها اندكي فراتر از مثال هاي فانتزي كتاب هاي درسي هستند . موضوع كمي جدي تر از اين هاست . خلاصه در نهايت امر هم رفقا را از حاصل ماجرا باخبر كنيد تا همه بهره اي ببرند
saleh sahabeh tabrizi - November 18, 2005 11:35 PM
saleh sahabeh tabrizi :
از سوي ديگر فراموش نكنيم كه دولت مي تواند عقل ِ فريز شده ي جامعه باشد . به همين دليل است كه ما سياست گزاري را در اختيار آن قرار مي دهيم . اين نكته است كه آبستن مباحثي ست كه از اساس به سياست مرتبط مي شود و وقتي شما درباره ي دولت سخن مي گويي چاره اي نداري جز آنكه "گرفتار تركيب اقتصاد و سياست " بشوي ! در آخر هم يك پيشنهاد مهم دارم . شكي ندارم كه سخن من آنچنان هم نزد شما ارزش علمي نخواهد داشت ! ( البته بايد هم همين گونه باشد ... من هم نسبت به اين امر كاملا موضع خنثي دارم ... يعني اين اختلاف نه براي من جنبه ي مثبتي دارد و نه جنبه ي منفي ... همه را مي توان به حساب اختلاف سن و اختلاف جايگاه آكادميك گذاشت ! )
saleh sahabeh tabrizi - November 18, 2005 11:35 PM
saleh sahabeh tabrizi :
در نهايت هم از سر ادب دوباره بايد عذر خواهی کنم که چنين پرخاشگری کرده ام ... اين را به حساب اين بگذاريد که تنها نيم ساعت تا فردا مانده است و امروز خسته تر از هر روز ديگری بوده ام ... فراموش نکنيد که از طرف من به همسر گرامی هم سلام برسانيد ... ارادتمند هميشگی
saleh sahabeh tabrizi - November 18, 2005 11:37 PM
Faezeh :
در راستای یکی از کامنتها راجع به اینکه آیا کشوری مستقیم پول نقد به مردمش می دهد:
آلاسکا یک برنامه ای دارد به اسم permanent fund dividend که 25 سال است که راه افتاده . یک موسسه دولتی است که درصدی از درآمدهای نفتی آلاسکا هر ساله به آن داده می شود و این موسسه سرمایه گذاری می کند و هرساله به تمام ساکنان آلاسکا (جزییات حقوقی اش را نمی دانم) سودی از این سرمایه می دهد (از $800 تا $1900 متغیر بوده )
این هم سایتش
https://www.pfd.state.ak.us
بحثهایی هم هست در آمریکا در مورد به کاربردن چنین سیستمی در عراق .
Faezeh - November 19, 2005 12:41 AM
hamed ghoddusi :
صالح جان ممنون از کامنتات. من جوابی روی حرفات ندارم فقط میترسم با اين نوع کامنتهايی که نوشتهای و نسبتا جدید است داريم می غلطيم به دعوايی که با برخی دوستان ديگر داشتهايم. شايد به خاطر اينکه من سوادم در اقتصاد خيلی کم است (خصوصا از جهت اسم و رسم و عدد و مثال) شايد هم به خاطر روحيه و نوع مطالعات و مدل ذهنیام باشد ولی به هر حال من علاقه دارم به جای مثال زدن و آمار آوردن و به تاریخ استناد کردن و اينجور چيزها روی منطق مدلشده مباحث اجتماعی بحث کنم. میدانم که اين رويکرد من منتقدانی زياد دارد ولی خب طرفدارانی هم دارد. فعلا بچسبيم به پست آخر. من میگويم ممنوع کردن مواد مخدر درجه انحصار را در بازار بالا برده و حاشيه سود را شديد زياد میکند و الخ. شما میگويی اين طور نيست و جایی از این تحلیل اشکال دارد. خب بیا و نشان بده که نيست که ما هم ياد بگيريم و بحث جلو برود. اين طوری به نظر من بحث خيلی بهتر و روشنتر جلو میره تا به يک بحث به قول شما ساده و رياضياتی نگاه متافيزيکی داشتن. شاد باشی عزيز.
hamed ghoddusi - November 19, 2005 12:46 AM
sara :
سلام برای پرداختن به عنوان کلی اعتياد شايد بد نباشد به تعريف آن در مورد مواد مختلف پرداخت تعريف اعتياد برای موادی نظير هروئين و کوکائنی مصرف تنها يکبار از اين مواد است يعنی با عدم مصرف مجدد علايم نرسيدن مواد به بدن ظاهر می شود و طبعا نياز به مصرف مجدد در فرد به وجود می آيد و مصرف مجدد و بعد از مدتی بيشتر و باقی داستان... ازاد بودن مواد و قيمت مناسب آن فرصت تجربه و امکان آن و وسوسه مصرف را برای افراد به وجود می آورد که نتيجه آن افزايش مصرف و جامعه ای پر از معتاد است
sara - November 19, 2005 02:37 AM
sara :
ر يک فرد معتاد پديده ای داريم به نام تحمل که تعريف دقيق علمی آن عبارت است از :نياز به مقدار بيشتری از دارو برای ايجاد مسموميت يا تاثيرات کمتر همان مقدار داروی مصرفی پس از مصرف مداوم يا شديد. که قسمت دوم آن مدنظر است شما گفته اید فرد مثل سیگار نیاز روزانه خود را فراهم می کند هر فرد با مصرف منظم نیاز بیشتر پیدا می کند بیشتر و بیشتر و بیشتر بدون انتها تا جایی که دیگر از او هیچ کاری بر نمی اید.فرضياتی که بر طبق آن طرح مسئله کرده ايد به اندازه لازم دقيق و علمی نيست.برای حل یک مسئله تنها نگاه اقتصادی کافی نیست نگاه علمی به موضوع بحث هم لازم است.
sara - November 19, 2005 03:10 AM
hamed ghoddusi :
سارا خانم مرسی از تذکرتان. من اين را نمیدانستم که معتادان بيشتر و بيشتر میخواهند.
hamed ghoddusi - November 19, 2005 09:07 AM
Nafeese :
تعريف های شديداْ را ببينيد: هفده ارديبهشت
http://annette.persianblog.com
Nafeese - November 19, 2005 01:34 PM