«  رايحه‌ای از بهار  ظاهرا | صفحه اول | در دفاع از سوبسيد نقدي »

24 آبان 84

ماليات تورمی منشاء تورم چيست؟

ماليات تورمی


منشاء تورم چيست؟ يکی از توضيح‌های نسبتا معقول برای اين سوال که شواهد تجربی هم ظاهرا مويد وجود آن در اقتصاد ايران است بحث کسر بودجه يا به قول مردم همان چاپ پول بدون پشتوانه است. مکانيسم آن‌هم ساده است. وقتی مخارج دولت از هزينه‌هايش فراتر می‌رود -مثلا دولت از يک طرف حقوق معلمان را زياد می‌کند يا پروژه‌های عمرانی جديد شروع می‌کند يا سرانه بهداشت و درمان را افزايش می‌دهد و يا پليس بيشتری استخدام می‌کند و از طرف ديگر به هر دليلی درآمد‌هايش کم می‌شود. مثلا به دليل کاهش قيمت نفت يا کاهش نرخ ماليات يا معافيت‌های مالياتی يا کاهش عوارض يا کم‌کردن قيمت واقعی آب و برق و سوخت و الخ- بايد اين تفاوت دخل و خرج را از جايی جور کند و گرنه نمی‌تواند که فی‌المثل معلم استخدام کند و حقوق آن‌ها را پرداخت نکند. راحت‌ترين کاری که دولت‌ها در اين شرايط می‌کنند استقراض از بانک مرکزی است. يعنی بانک مرکزی به دستور دولت مقداری پول جديد چاپ کرده و به خزانه می‌دهد و نهايتا پول‌ها خرج می‌شود. اين همان چيزی است که به اسم افزايش نقدينگی در جامعه معروف است.


با اين کار دولت، کل پول در اختيار مردم بيشتر می‌شود ولی چيزی که در کوتاه مدت تغيير نمی‌کند عرضه کالا و خدمات است. يعنی در بازار همان قدر گوجه فرنگی و لباس و تلويزيون هست که قبلا بوده يا همان قدر آپارتمان برای اجاره و فروش وجود دارد. پس مردم پول بيشتری دارند ولی مقدار فيزيکی و ملموس کالا و خدمات تقريبا همان ميزان است. پس به طور طبيعی در نهايت يک فرآيند، قيمت‌ها بالا می‌رود تا تعادل حفظ شود. اين فرآيند البته در يک دوره زمانی ديگر می‌تواند باعث تحريک توليد‌کنندگان به توليد بيشتر و در نتيجه رشد اقتصادی شود که البته اتفاق افتادن آن مستلزم وجود ظرفيت‌های خالی در اقتصاد است و از بحث ما خارج می‌شود.


نکته بامزه در اين ماجرا اين‌جا است که دولت از طريق تحميل تورم به مردم در واقع از آن‌ها ماليات می‌گيرد. يعنی مردمی که قرار بوده پول بيشتری برای عوارض و ماليات بدهند آن‌را در جای خود نمی‌دهند و در عوض از طريق کاهش قدرت خريد پولشان اين موضوع را جبران می‌کنند. با اين نگاه تورم نوعی ابزار مديريت اقتصاد است. اتفاقا برخی می‌گويند که ماليات تورمی در برخی شرايط يکی از روش‌های مناسب ماليات‌گيری است. چرا که اولا هزينه‌ای برای شناسايی و جمع‌آوری ماليات به جامعه تحميل نمی‌کند و ثانيا از هر کس به اندازه مصرفش ماليات می‌گيرد. در نتيجه افراد با مصرف بيشتر ماليات بيشتری می‌پردازند.


با اين وجود در مورد تاثير درازمدت تورم بر توزيع درآمد بين صاحبان سرمايه و نيروی کار بحث باقی می‌ماند. دوستمان آقای احمد سيف هم مطلبی در اين‌باره نوشته است که به نوعی مکمل بحث من و نگاه به مساله از زاويه ديگری خواهد بود.



   نظرات

سرزمین رویایی :

ربرای پست قبلت می خواستم بگم کاش خاتمی یک کم شجاعت بیشتری داشت. فقط یک کم.

 

pantea :

من يه سوال برام پيش اومد. اين ماليات تورم در واقع بهاييست که مردم برای کم شدن قدرت خريدشون ميپردازند. اما به نظرم مياد که اون کارکرد ماليات رو که ايجاد در آمد برای دولته(اگه اين کارکردش نيست حرفم رو اصلاح کن) نداره. يعنی دولت از مردم پول نميگيره که خرجشون کنه. بعد هم اينکه ماليات بر مصرف مردم باشه و نه در آمدشون به نظرم چندان عاقلانه نمياد به دليل اينکه خيلی از اقشار جامعه در امد ندارند با حد اقل جزو طبقه فقير محسوب ميشند. به اين طبقه نميشه گفت مصرف نکنيد اما به نظر ميرسه که اين طبقه بايد از معافيتهای مالياتی بهره مند بشند. روی اين حساب نميفهمم که چطور تورم ميتونه به عنوان يک ابزار مديرت اقتصادی به کار بياد. ممنون ميشم بيشتر توضيح بدی يا يک مثال بزنی.

 

hamed ghoddusi :

سلام پانته‌ خانم. به نظرم اتفاقا متن من درست خلاف نکته اول شما بود. ببينيد کسری بودجه يعنی اين‌که يک‌سری خدمات برای مردم تامين مي‌شود بدون اين‌که همه پولش از مردم دريافت شود و لذا مردم بعدا از طريق کاهش قدرت خريدشان بقیه اين پول را می‌پردازند. همان طور که گفتم مثلا دولت برای افزايش امنيت پليس بيشتری استخدام می‌کند ولی محل درآمدی برای پرداخت حقوق آن‌ها ندارد. در نتيجه پول چاپ می‌کند. مردم پيشاپيش از خدمات پليس‌ها بهره‌مند شده‌اند و حالا دارند از طريق ماليات تورمی پولش را می‌دهند. در واقع ماليات تورمی به طور غيرمستقيم پول به دولت دادن است.

 

hamed ghoddusi :

دوم اين‌که بحث اين که ماليات بايد روی درآمد باشه يا مصرف يه بحث مفصليه ولی به طور خلاصه بگم که از اگر بحث معافيت مالياتی صرف‌نظر کنيم اتفاقا ماليات بر مصرف روش معقولی است برای اين که در روش مالیات بر درآمد افراد ممکن است درآمد واقعی‌شان را اعلام نکنند ولی اگر درآمد بيشتری داشته باشند طبعا و به طور گريزناپذير مصرف بيشتری خواهند داشت و به اين ترتيب افراد ثروت‌مندتر ماليات بيشتری می‌پردازند. البته خب ماليات تورمی مثل هر ابزارهای اشکالات و خطاهای خود را دارد. از جمله همين بحث فشار به طبقات محروم.

 

pantea :

حامد جان
ممنون از جوابتون. من منظورم از کارکرد ماليات اين بود که پول مردم برای مردم خرج بشه. یعنی اول پول از طرف دولت دریافت بشه و بعد برای ارائه خدمات صرف بشه. شما ميگين که در این روش ابتدا خدمات فراهم ميشه و بعد پولش از مردم به صورت کاهش قدرت خريد گرفته ميشه. من اينو می فهمم اما نکته اي که نفهميدم اين بود که اولا اين کاهش قدرت خريد رو همه اقشار جامعه اعمال ميشه اما اون خدماتی که فراهم ميشه احتمالا بين همه اقشار جامعه يکسان پخش نميشه. (طبقه مرفه احتمالا بهره بهتری میبرند)بنا بر اين اين ابزار نفعی برای طبقات محروم جامعه نداره که شما هم تاييد کرديد.

 

pantea :

از طرف ديگه بخش ميانه توزيع در آمد بيشتر مصرف ميکنند و کمتر پس انداز و يا سرمايه گذاری. اين بخش بنابراين دارند بيشترين هزينه رو ميپردازند و در نهايت اون بخش محروم که نسبت به مصرف کالاهای ضروری الاستيسته شون خيلی کمه و چاره ای جز مصرف ندارند که قبلا حرفش رو زديم.
خلاصه اينکه طوری که من ميفهمم اين ابزار بيشتر به نفع طبقه بسيار محدودی از جامعه است و نميتونه ابزار عادلانه و کاربردی ای باشه. خوشحال ميشم راهنمايی کني. بعد هم انگليسی اين ماليات تورمی چی ميشه؟ ممنون.

 

pantea :

از طرفی طبق استدلال آقای سيف بالا بودن نرخ تورم باعث گسترش بخش محروم جامعه و زياد شدن اختلاف طبقاتی ميشه. اگر چنين چيزی درست باشه يعنی نه تنها بالا بودن تورم اقشار آسيب پذير رو تحت فشار ميگذاره بلکه روز به روز به عده اون طبقه تحت فشار می افزايد. نکته آخر اينکه من فکر نميکنم نسبت مصرف اقشار ثروتمند با ثروتشون خطی باشه. علتش هم اينه که بخش اعظم ثروت آدمها به صورت سرمايه گذاری در سهام و ملک و حتی پول نقد جمع شده. اين بخش از سرمايه مصرفی ايجاد نميکنه که بخواد در اين روش مالياتی حساب بشه.اما در عوض به دليل بالا بودن نرخ تورم دائما بر ارزشش(اگر پول نقد نباشه) افزوده ميشه. بنا براين اين ابزار نتونسته اين بخش رو شامل بشه.

 

Ali :

Inflation in Iran is not due to Budget Deficit. Government is not able to sell its Hard Currency (oil dollars) in the market and change it to Domestic Currency (Rial).
I know you know it but make sure all people understand it.

 

Ali :

I don't think so. Do you have any evidance? not only in Iran any where. Can you give me a refrence to a academic paper about this effect of inflation? I think rational expectation deny this claim.
Is there any sustained effect (long run effect) of inflation on wealth distribution? I think no.
only in short run, you may say :
1- It decrease purchasing power of money so it worse off mans whose wealth is money and not fixed asset.
2- It better off firms' profit and then also firms owners' wealth especially the firms whose supply curve is not adjustable to long run curve in short run (they can not produce as much as they want with the same cost or there is market power in that industry).
3- it adresses only unpredictable inflation.
4- In long run there's no effect of inflation on real economy.

 

Ali Shourideh :

To Ali: You should consider time inconsistency as a possible source for infaltion problem in Iran. Also There is evidence that income inequality is positively correated with inflation. Take a look at this paper by Stefania Albanesi: http://www.moneyworkshop.ch/documents/papers/albanesi.pdf
She also provided a cash-credit model explaining why poor are more vulnerable ro inflation.

 

نيما قديمى :

جناب آقاى قدوسى با سلام،

از طريق لينک بلاگ نيوز اين‌جا آمدم و صفحه‌تان را مرور کردم. نوشته‌هاى جالبى داريد و مهم‌تر اين‌که زمينه‌هاى مورد علاقه مشترکى داريم. گرچه من با شنيدن نام حلقه وين ياد پوزيتيويسم مى‌افتم که ميانه خوبى با آن ندارم ولى به هر حال فکر مى‌کنم نفس کشيدن در جايى که پوپر و ويتکنشتاين زمانى آنجا نفس کشيده‌اند بايد خيلى جالب باشد (اصطلاح ديگرى به ذهنم نرسيد) من هم مهندسى خوانده‌ام و هروقت فشار کار و زندگى در ايران مجالم دهد سرى در کتاب‌هاى فلسفى محض و مضاف به خصوص فلسفه دين و اخلاق دارم و گاه‌گاهى ترشحاتى از ذهن زنگ خورده‌ام روى کى‌برد مى‌ريزم. بسيار خوش‌حال شدم که با شما آشنا شدم. دوست داشتيد در بحث‌هاى ما در فانوس هم شرکت بفرماييد. البته من خودم هم آنجا مهمان هستم.
با احترام

 

Ali :

To Ali Shourideh: Thank you for your reference. I haven't read it in detail but I had a look at the figures. In fact I couldn't see any real corelation between Gini and Inflation. There are some countries with bad economical conditions with high inflationan and worse Gini. but it's not causality (in my view), only a weak correlation. i.e. in figure 3 if you omit one country (with special condition) there isn't even any correlation!
Look at the Variance please. If there was good relation (i.e. direct corelation or causality) it should be less.
I have no idea about his model (I haven't read it yet).

 

Ali :

To Ali Shourideh: I think there is two source of inflation (as a long run problem): 1) When Oil price goes up government sell some dollars to Central Bank not to the market. It cause inflation but when we look at the Budget, there is no Budet Deficit. as a evidance, in this condition we have positive current account, no Budget Deficit, increasing govermental costs, fixing public goods prices, less inflation (that it should be), increasing prices of Stock and Homes.
2) when oil price goes down (or fixed) Government was not able to decrease its costs and we have budet deficit, ....

It's interesting that even with a high oil price we are experiencing almost second pattern (less growth and declining Stock prices and land) I think it 's the worst thing that can be happen. May God hold oil proce up.

But what you mean by time inconsistancy (for long run source of inflation)? thank you again for the paper

 

Ali Shourideh :

to Ali: I entered my email so that if you want you can email me. But dude, this is not working!! you should have a heterogenous model to address income distribution and the usual neoclassical one is not working.

 

سهامدار جزء :

در موردthe velocity of money و اثرش روی تورم هم توضيح ميدهی. اينکه چطور سرعت بالای گردش پول حتی بدون افزايش نقدينگی تورم زاست.
ممنون

 

خاطراتچی :

درخواست از فرهنگستان فارسی برای ارائه واژگان فارسی در زمینه وبلاگ نویسی http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=aa0d7c8e-94cb-4402-847a-e7d44e96328b

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007