جنسيت، بارت و باقی قضايا
جنسيت، بارت و باقی قضايا
۱) چند روز پيش رفته بودم مهمانی دوست اتريشیام. دختر خانمی را در جمع معرفی کرد و گفت همخونهای من! میدانستم که الان دوست دختر نداره. کمی با تعجب نگاه کردم. گفت فقط آپارتمانمان را مشترکا کرايه کردهايم و رابطه خاصی با هم نداريم. اين بار چندم است که میبينم يک دختر و پسر جوان مدتها با هم در يک خانه (در واقع در دو اتاق جدا) زندگی میکنند و رابطه جنسی هم با هم ندارند. قبلا هم از يکی دوستانم که خانمی بود و همين تجربه را داشت پرسيدم که آيا با بودن همخانه پسر احساس ناراحتی يا خطر نمیکند؟ گفت نه! برای چی؟
۲) در ايران آپارتمانها و خوابگاهها و اتاقهای کار و اتوبوسها را مجبورند جدا کنند چون در غير اين صورت زنها از دست مردان مزاحم آسايش نخواهند داشت. اين يك توهم ساخته شده توسط محافظهكاران نيست. واقعيتی است كه دوستان غيرمذهبی هم بر آن صحه میگذارند. مشخصا محيطهای شلوغ مثل بازار اصولا نمونهای از مکانهاي جولان دادن چنين مردانی است كه دامنه آن ظاهرا روز به روز گستردهتر هم میشود. يکی از دوستانم که چند سالی در ترکيه زندگی کرده بود و برگشته بود میگفت نمیتوانم ايران را تحمل کنم. برای اينکه امکان ندارد بيرون بروم و بدنم مورد تعرض قرار نگيرد.
۳) به نظر میرسد جنسيت در منطقهای از دنيا که کشور ما در آن واقع است به عنوان امری شديدا فيزيکی فهم میشود. اگر فيلمها را بازتاب تمايلات درونی بينندگان بدانيم میتوانيم به تصويری که از رابطه جنسی در فيلمهای خاورميانهای ارائه میشود استناد کنيم. من سالها است فيلمفارسی يا ترکيهای نديدهام و شايد اطلاعاتم بروز نباشد ولی تا جايی که يادم است تجاوز به عنف يا حداقل نوعی تعرض به زنان عنصر ثابت تقريبا تمام اين فيلمها بود. دقت کنيد که میگويم فيلمفارسی و لذا به نظرم جامعه ايران پيش و پس از انقلاب چندان تفاوتی از اين جهت ندارد.
۴) به نظر من فهم فيزيکی از جنسيت انتظار لذت از آنرا تا حد لذت ناشی از يک تماس جسمی ساده تقليل میدهد. يک مثال به غايت ناراحتکننده از نتايج چنين تصوری از ماجرا در ايران رابطه جنسی با همجنس (حتی به شکل تجاوز و تعرض) توسط کسانی است که اصلا تمايلات همجنسخواهانه ندارند. مثال ديگرش همين تلاشها است برای لمس کردن بدن زنان يا گفتن چند کلمه ولو در قالب جکهای جنسی به گونهای كه نوعی اشاره به جنسيت را علنی كند.
۵) از خصوصيات کشش جنسی فيزيکی اين است که در نوعی از ابهام و دور از دسترسی و يا پوشيده شدن موقت توسط عناصر ديگر تقويت شده و معنی میيابد. همانند بخشی از بدن كه از لای شكاف بيرون می زند. اشاره به چنين معنايی در نوشتههای رولان بارت فراوان است. دختران ايرانی که پاچه شلوارشان را اندکی - و نه خيلی زياد - و درست به اندازهای کوتاه میکنند که قطعهای از بدن را بين کفش و شلوار در معرض نمايش بگذارند به خوبی به اين خصوصيات آگاهند. دقيقا به همين دليل است که فضاهايی که بايد القاء کننده چنين تمايلاتی باشد عمدتا نيمه تاريک و نيمه روشن هستند.
۶) گشودگی دشمن جنسيت فيزيکی است. آگاهی نسبت به جنسيت وجه فيزيکی آن را بیارزش میکند. اين آگاهی میتواند محصول تعدد گفتگو يا ديدن يا تماسهای عادی مثل دست دادن و يا رابطههای پيچيدهتر و يا حتی خواندن و گفتگو درباره آن باشد. به هر حال نتيجه آن تبديل توهم کشش عام جنس مخالف به فهم لذت ناشی از کشش خاص است. کشش خاص که میگويم منظورم رابطهای است که لذت آن نه از فيزيک رابطه که از کششهای روحی ناشی از اميال دو طرف به دست میآيد و در مقابل منظورم از کشش عام اين توهم است که جسم همه افراد جنس مخالف لزوما جذبه جنسی دارد. به نظر من به خاطر همين رازگشايی از امر جنسی و درست بر خلاف تصور غلطی که در جامعه ما وجود دارد فضای عمومی جامعه غرب فضايي جنسيتزدايی شده و برای زنانی كه تعمد نداشته باشند امن است.
۷) از جنبه ساديستی قضيه که بگذريم میگويند لذت تجاوز جنسی که اينروزها شنيدن اخبارش در ايران لرزه بر تن آدم میاندازد در کمترين حد خود است. من مطمئن نيستم در ايران همه متجاوزين اعم از متعرضين (مردان کوچه و خيابان) و جنايتکاران (متجاوزين به عنف) لزوما در پی لذت ساديستی باشند. پس ريشه قضيه کجا است؟ به نظر شما اين وضعيت بيمارگونه که روز به روز هم غيرقابل تحمل و ترسناکتر میشود ناشی از چيست؟

نظرات
امين :
آقای قدوسی عزيز مثل اين که قصد کردهاید چندی يک بار نظرخواهی پرباری داشته باشيد! اين موضوع لرزه بر اندام من هم میاندازد. عجالتاً اين مقاله برای خواندن بد نيست، اگرچه شايد خيلی علمی نباشد:
http://khabarnameh.gooya.com/politics/archives/011025.php
امين - November 1, 2005 06:19 PM
! :
چه ربطی داشت به بارت؟؟
! - November 1, 2005 06:25 PM
hamed ghoddusi :
برای اينکه چارچوب بحث را از بارت الهام گرفتم و جايی هم توی متن بهش اشاره کردم.
hamed ghoddusi - November 1, 2005 07:17 PM
نیما نامداری :
حجاب و ديگر مصاديق جداسازی با محدود کردن حوزه اولیه ارتباطات انسانی که اصلی ترین عرصه یادگیری است موجوداتی پرورش داده که تمام اطلاعات خود از رابطه غيرفيزيکی با جنس مخالف را از مجلات زرد و داستانهای عاشقانه سطحی گرفته و الگوهای روابط سکسی را نیز از فیلمهای پورنو استخراج می کند. تمام آنچه که هر روز می بينيم نتيجه منطقی اين محدوديتهاست.
نیما نامداری - November 1, 2005 07:48 PM
نیما نامداری :
با اينکه می دانم نظر من را به تفصيل می دانی فقط برای افتتاح باب می گويم. تفکیک فضاهای عمومی و به حداقل رساندن فضای تجربه تعامل با جنس مخالف در ایران آگاهیهای جنسی و جنسیتی را به حداقل رسانده است. اين مشکل تنها خود را درسطح جنايت و تخلف نشان نمی دهد. من به کرات دیده ام برخی بزرگان سیاست علم و یا هنر این مملکت چگونه در مواجهه با یک جنس مخالف رفتارهای آنرمال و حتی نابهنجار از خود بروز داده اند.
نیما نامداری - November 1, 2005 07:48 PM
---- :
حامد جان فوکو در کتاب تاريخ جنسيتش در باب بند پنجم تعبير پر مغزی دارد. همچنين تشابه بی بديلی بين امروز ما و زمان ملکه ويکتوريا وجود دارد. به خواندنش خيلی می ارزد. حداقل از ذهن ايده پرداز فوکو لذت می بری. در باب بند آخر بحث زياد است. از پيک جمعيتی گرفته تا فاصله طبقاتي، حاشيه نشينی، فقر، گسترش ناموزون شهرها و ارزان بودن تفریحات جنسی و بی خطر بودن تجاوز و گسترش فساد اداری ممزوج به انواع سوء استفاده های جنسی بگير تا عقده های جنسی یک نسل در ریا بزرگ شده و خط قرمز های بی حد و مرز و حتی آثار پس از جنگ که هنوز گريبان گيرش هستيم و مطالعات در مورد جامع شناسی شرم و موج هنجار شکنی و تمایل به اعتیاد. به زعم من اشارت کلی به اين موضوع تنها يک هشدار است نه یک بررسی موشکافانه!
---- - November 1, 2005 08:09 PM
امشاسپندان :
آقای قدوسی عزيز! درباب بند اخر نوشته تان بايد بگويم که بنا بر انچه روان کاوان می گويند تجاوزاساسا برای کامجويی نيست...برای تحقير است. يکی از دردناک ترين اشکال تحقير هم هست و فکر می کنم در جامعه ای چون ايران که همه افراد روز و شب تحقير را از سوی نهاد ها و افراد مختلف شاهدند و روابط فرادستی-فرودستی به شدت حکم فرماست گسترش اين وضعيت بيمارگونه امری بديهی است. من با اجازه به اين نوشته شما لينک دادم
امشاسپندان - November 1, 2005 08:56 PM
Sahand :
“ olmadik da khanoom syfidan bir duzgon souz eshittik.” na mordim ve az khanoom syfi ye harfe dorost hesabi shenidim.
Sahand - November 1, 2005 10:04 PM
a reader :
سلام من امريکا زندگی ميکنم و ميخواستم برای اطلاع دوستانی که اين تجربه را ندارند بگم که اينجا هم وضع بدتر از بده! آمار تجاوز بيداد ميکنه و فقط آدمها ياد گرفتن که ظاهر جامعه را حفظ کنن
a reader - November 1, 2005 10:16 PM
جوجو :
همانقدر که آزاد گذشتن میلی با طغیان نفس همراه است ، سرکوب آن نیز با طغیان همراه است . کتاب دینی !!
جوجو - November 1, 2005 10:18 PM
آشنا :
سلام آقای قدوسی برای اولين بار که وبلاگتونو خوندم خيلی برام جالب بود البته در مورد اين مطلبی که نوشتيد به نظر من مرزبنديهای جغرافيايی نميتونه ملاک بالا و پايين بودن شاخص باشه - بيماری ايدز نيز گواه ان-
به نظر من اين انسانيته که رو به افول گذاشته (و اين مطلب که از ابتدا تشريف فرمايی انسان به زمين اين حس بوده و خواهد بود ) و ميشه يک بررسی کرد تاريخ و اين حس رو و افزايش به قول شما شاخص تجاوز رو ( اين نکته به خصوص رو در نقد مطلب آقای نامداری گفتم ) که در چه برهه هايی چه عواملی سبب اين امر شدند
بحث وضعيت فعلی جامعه ايران نه به خاطر حجاب بلکه به علت رفتار غلط .....
که اين وضعیت پوشش از یک لجبازی شروع به علاقه ادامه و نا اميدی پايان خطرناکی را رقم می زند
آشنا - November 1, 2005 11:28 PM
ali :
سلام .. مطلبتون برام جالب بود . اين ديد رو به اين وسعت نداشتم. اگه بتونين از لحاظ جامعه شناسی هم مساله رو ببينين خوبه . من سعی میکنم ربط مطلبه شما رو با ازدواج (راهه پرواز) تو وبلاگم بگذارم. البته اگه کمک شما هم باشه خيلی بهتره. يا حق
ali - November 2, 2005 12:07 AM
Sahand :
Dr. Ghoddusi: Very complex matter and I will give my Fatva on this matter but you are absolutely mistaken on entry number six. Last year people in US have visited porno sites more than sport, movie and others combined and the revenue from it was much higher than that of the entire high tech industries and as you know also American are sort of conservative in comparison with European but are much more open than some other nations.
Sahand - November 2, 2005 02:02 AM
ali :
اولا من علی که وب سايت دارد نيستم. اسلام با جدايی معنادار بين زن و مرد به هردو بها داده است. در غرب اختلاط دو جنس به راحتی؛ کشش بين مرد و زن را از بين برده است ( مصداق اين رواج همجنس بازی است. چون انقدر تن لخت زن از کودکی می بيند که به اين سمت متمايل می شود که فرقی بين مرد و زن نيست. هردو الات جنسی دارند؛ پس از هر دو می شود کامجويی فيزيکی کرد ( ديدن صرف فيزيک مسئله ) ). در ايران کشش بين مرد و زن در اوج است. چون اختلاط لجام گسيخته نبوده است. ولی اشکال کار جای ديگر است: اسلام مجموعه ای از قواعد است. يکی از اين قواعد حيات بخش <<ترغيب به ازدواج زود هنگام است>>. وقتی در جامعه با وجود کشش بين دو جنس؛ ازدواج ميسر نشد===> فساد و جرم جنسی خواهد بود. اسلام ساده؛ زيبا و حيات بخش است. ايرانيها عادت دارند همه چيز را پيچيده کنند.
ali - November 2, 2005 02:23 AM
ali :
يا بايد اسلام را کامل اجرا کرد. يا بايد مدل غرب را پذيرفت منتها با پيامدش: ايدز؛ همجنس بازی؛ از بين رفتن نسلها؛ و ................ حال سوالی سخت مطرح است: اگر به دليل اقتصادی؛ اجتماعی؛ ... ازدواج زود
نتواند انجام شود؛ در جامعه ای پیچیده مثل ايران بايد چه کار کرد. من سواد پاسخ گويی به اين را ندارم.
ali - November 2, 2005 02:31 AM
امين :
آقای علی (نظر زيرين) جسارتاً و بدون اجازهی صاحبخانه بايد بگويم راجع به همجنسبازی (يا بهتر بگويم: همجنسگرايی) نظرتان از لحاظ دقت اشکال زياد دارد و يک ادعای ثابتنشده است، و لااقل اين که اصلاً منطبق با نظريات مقبول روانشناسی در اين باب نيست. تا آنجا که من دريافتهام و متن آقای قدوسی هم همين ادعا را دارد، در غرب اتفاقاً آن چه شما (ديدن صرف فيزيک مسأله) میناميد بسيار کمتر از آن است که در ايران ديده میشود. در غرب اگر روابط همجنسگرايی هم توجيه میشود اغلب به دليل آن نيست که فرد همجنسگرا کلاً از کامجويی صرفا جنسی از جنس مخالف ناتوان باشد يا تنوعطلبی او را به آزمودن ديگری کشانده باشد، بلکه از آن روست که اين فرد روابط عاطفی و عاشقانه با جنس مخالف نمیتواند برقرار کند و اغلب در دام اين گونه روابط عاطفی با همجنسان خود میافتد.
امين - November 2, 2005 03:11 AM
امين :
همچنين مدل ازدواجی که شما میگوييد در اسلام بودهاست، با تصوری که جامعهی ايرانی از الزامات اقتصادی ازدواج و دوام آن دارد هماهنگ نيست، بلکه بيشتر شبيه روابط عاشقانهی نوجوانان غربی است که چارچوبی شرعی و محدودکننده به آن افزوده باشند. اين روابط اغلب زودگذر هستند و دوام کمی دارند، اگر روزی فکر کرديد که جامعهی ايرانی حاضر شده که چنين روابطی را حتی به اسم ازدواج بپذيرد بايد دانست که انقلاب بزرگی در فرهنگ ما رخ دادهاست.
امين - November 2, 2005 03:12 AM
1_99 :
سلام آقای قدوسی.مطلبی که نوشتيد خيلی جالبه.به همين خاطر من ميخوام يک <منبر>! چند بخشی براتون برم!.اشکال نداره که طولانی بشه؟.(چه مثبت و چه منفی لطفن بگيد).
1_99 - November 2, 2005 04:48 AM
ali :
اقای امين: ايا می شود خداوند انسان را بيا فريند بدون تمايل به جنس مخالف. اين امکان ندارد. در کتب اسمانی به خلقت زوجين اشاره می شود و به محبت ( کشش درونی ) بين انها. این قانون حاکم است بر موجودات. پس امکان ندارد اين جمله شما <<اين فرد روابط عاطفی و عاشقانه با جنس مخالف نمیتواند برقرار کند !!!!! >>
ali - November 2, 2005 06:12 AM
ss :
علی آقا، شما البته میتوانید حکم کنید به اینکه پزشکی و روانشناسی معاصر مهمل میگویند و/یا پزشکان و روانشناسان منحط و خودفروخته و غافلند (و لابد پیشرفتهایشان هم یا تصادفی بوده، یا دزدی از علم مسلمانان بوده، یا اول پیشرفت کردهاند بعد منحرف شدهاند، یا اینکه در معرض استدراجند). اگر اینطور میگویید که هیچ. در غیر این صورت احتمالاً باید بپذیرید که گرایش به همجنس عمدتاً امری ژنتیک است و ربط چندانی به این ندارد که چقدر بدن برهنه دیده باشید. (این هم جالب است که از نظر علی آقا ظاهراً همجنسگرایی فقط بین مردان وجود دارد، چرا که این را ناشی از دیدن تن برهنهٔ *زن* میدانند.)
ss - November 2, 2005 06:57 AM
احمدآبادي :
من حدود يكسال است كه در آمريكا تحصيل مي كنم. (ام بي اي مي خوانم همان كه شما از آن بيزار شده اي ! حقيقتا من هم چندان دل در گروش ندارم !) يكي از چيزهايي يادگرفتم و برايم بسيار ارزشمند است پرهيز از عموميت دادن به مشاهدات شخصي خودم است نظير مشاهده زندگي بي دردسر چند دختر و پسر و عموميت دادن آن.
اخيرا يك جمله اي را به يكي از دوستانم در ايران گفتم خالي از لطف نيست:
اگر من چند وقت ديگر به ايران آمدم و مثلا گفتم مردم در آمريكا فلان هستند يا بهمان لطفا بمن پرخاش كن چون در اين مدت من چند خيابان مشخص با آدميان مشخص را ديده ام . وب سايتهايي را خوانده ام كه احتملا تو هم مي خواني و كتابهايي را خوانده ام كه احتملا تو هم مي خواني و فيلم و...
چقدر اين استدلال كه فلاني سالها در غرب زندگي كرده و فلان مطلب را در مورد فلان چيز گفت ميتواند عامه پسند باشد !
راستي چند وقتي است وب لاگت را مي خوانم. قدري همزادپنداري پيدا كرده ام
خوش باشي
احمدآبادي - November 2, 2005 07:06 AM
احمدآبادي :
من و شما احتمالا از آن مقوله ادمهايي هستيم كه تا بدين سن و سال رسيده ايم وقت چنداني براي كشف و تجربه هاي دست اول جنسي نگذاشته ايم.
من هميشه به مقوله وفا معتقد بوده ام و فعلا هم هنوز هستم. شما را نمي شناسم و نمي دانم اما حدس مي زنم.
نداشتن تجربه هاي دست اول كه البته مقداري هرزه گي هم لا محاله لازم دارد به نوعي لازمه پربار شدن اين گونه تحليل هاست. در غير اينصورت به گونه اي تئوري بافي هاي ساده انگارانه و بعضا بچه گانه مي شود.
احمدآبادي - November 2, 2005 07:06 AM
نیما نامداری :
آشنای عزيز:من با حجاب مشکلی ندارمومن با الزام در هر چيزی که مانع تجربه يادگيری انسان شود مخالفم. من نمی گويم حجاب باعث وضعيت نابهنجار فعلی شده بلکه تفکيک سازی اجباری که در بعد از انقلاب اجرا شده را عامل این اوضاع می دانم.
نیما نامداری - November 2, 2005 08:48 AM
نیما نامداری :
علی عزيز: اين ايدز و ديگر چيزهائی که به عنوان پيامدهای اختلاط در غرب گفته ای از قرار چندان در ايران ناياب نيستند.ايدز را که بهتر است سری به وزارت بهداشت بزنی و آمار بگيری. همجنس گرائی هم داستان خيلی ساده ای است. بعضی انسانها به دلايل فيزيولوژيک به جنس مخالف تمايل دارند بعضی ها هم به جنس موافق! بر خلاف آنچه در متون اسلامی آمده اين امر واجد هيچ خصلت غيراخلاقی نیست.
نیما نامداری - November 2, 2005 08:53 AM
نیما نامداری :
همجنس گرائی يک نوع تمايل جنسی است که در بعضی انسانها وجود دارد و اين گونه انسانها طبعا به جنس مخالف تمايل ندارند. اين گونه آدمها در ايران نيز وجود دارند و اين مساله هيچ ارتباطی با محيط ندارد. اما شرايط محيطی است که برخورد با آنها و نحوه زيستشان را تعيين ميکند. ضمن آقای علي:با فرمول آشنای شما برای ازدواج زودهنگام منطقا بايد نتيجه گرفت که اين مشکل تنها در مجردها وجود دارد اما بنا به گفته خانم بروجردی معاون سابق امور اجتماعی وزير کشور در مصاحبه با روزنامه شرق اکثریت مشتريان تن فروشان مردان متاهل هستند. من به صورت روزمره در کوچه و خيابان مردان سن و سال داری که مجرد به نظر نمي رسند زياد ديده ام که به زنان تعرض می کنند. اخبار روزنامه ها هم حرف شما را تایید نمی کند.
نیما نامداری - November 2, 2005 09:04 AM
hamed ghoddusi :
۹۹ـ۱ عزيز من اين پست را نوشتم که از نظرات دوستان استفاده کنم و ياد بگيرم. بلند و کوتاه هر چه بنويسيد ما مشتاقيم.
hamed ghoddusi - November 2, 2005 09:35 AM
کاوه :
سلام،
دز مورد همجنس گرایی، اکثر مواردش به نظر من روانشناسی هست تا اجباری، یعنی ترجیح فرد است. حالا آیا هر ترجیحی مجاز است، یا ترجیح نادرست را بیماری یا جرم در نظر گرفت، جای بحث دارد. آیا فردی که خود آزاری می کند بیمار است یا انتخاب شخصی باید شمرده شود؟ آیا هر آنچه که شخصی است اخلاقی است؟(نمی گویم قانونی، اخلاقی) به هر حال ترویج عملی با اقدام به آن مي تواند جرم به حساب آید.
کاوه - November 2, 2005 09:57 AM
کاوه :
در مورد ایران؛ یک نگاهی به کتاب عبید زاکانی، رساله ی دلگشا بیاندازید تا بدانید وضعیت رفتاری جنسی جدید نیست. اگر در منابع دیگر تاریخی این موضوعات مطرح نشده است، دلیل عدم وجود موضوع نیست.
کاوه - November 2, 2005 09:59 AM
کاوه :
چرا در بسیاری از کشور ها مصرف مواد مخدر به صورت شخصی آزاد نیست؟ جواب این می تواند در مورد خیلی از مسایل که به عنوان شخصی طرح می شوند مطرح شود.
کاوه - November 2, 2005 10:01 AM
Sahand :
yek: It is time to go to bed and I will pitch in my two pennies tomorrow but briefly
Homosexuality is neither exclusively genetics nor caused by environment only. It is mostly psychologically structured and it is not a choice that people make and has everything to do with triangular relationship of mother, the child and the father’s representative. The increase if homosexuality in the world is mostly for absence of father for lack of parental functioning and if even some one has a genetic tendency for homosexuality these shortcomings of parental functioning magnifies it and a dysfunctional family structure is a fertile soil for homosexuality. There is tons of literature on this issue and khanoom Nilofar Beyzaie's article on a brilliant Iranian homosexual artist Reza Abde is a wonderful one.
Sahand - November 2, 2005 10:13 AM
Sahand :
seh: These and others scientists claim that not only AIDS curing drugs such as AZT does not cure AIDS but causes AIDS instead. Their research money was cut and was silenced. They accuse Dr. Gallo of US and Dr. Montagnier of France for these misinformation and even fraud. I brought up this issue because these days, everyone tries to find a gene for every abnormality. This misinformation is so widespread that even professor Simon Le Vay--- a homosexual and professor of biology at the UC-San Diego and Salk Institute for biological Studies-- in his book: “The Sexual Brain “ claims that homosexuality is genetics,
Sahand - November 2, 2005 10:14 AM
Sahand :
dou The genes-eye advertisers trying to find a gene for everything is dominate world view for a couple reasons, first this view takes the responsibility away from the parents, so that they do not feel guilty say for their child being schizophrenic or homosexual etc and second; this pharmaceutical industries is a multi billion dollars business and they have to find---- or even invent--- a gene for everything to sell their drugs. For more than twenty years they are shouting that HIV causes AIDS but not only they have not provide a single evidence for it but also they have silenced some of the best minds in molecular biology such as UC- Berkley microbiologist professor Peter Duesberg and Noble prize winner Dr. Kary Mullis – the inventor of PCR, Polymerese Chain Reaction, a DNA –amplification method.
Sahand - November 2, 2005 10:14 AM
مهدی :
سلام حامد جان
من هم چند وقتی است در وین زندگی می کنم امیدوارم در آینده بیشتر با هم آشنا بشیم. صحبتهاتو تا اندازه ای قبول دارم اما چون من در خوابگاه زندگی میکنم و با خیلی از ملیتها و همینطور اتریشی ها برخورد دارم می تونم بگم که نمیشه یک حکم کلی برای این موضوع صادر کرد این مسله کاملا به سطح فرهنگ و خانواده افراد وابسته است (البته فارغ از مباحث ژنتیکی )
مهدی - November 2, 2005 04:59 PM
مهدی :
مثلا چند وقت پیش یک پسر اسپانیایی و اخیرا دختری فرانسوی رفتارهایی از خود نشان میدهند که نمونه آنها را تو در ایران مثال آوردییا بعبارتی همان فهم فیزیکی و نه بیشتر از طرف ديگر بله در معدل کل خب وضعیت در ایران یا مشابه آن با این کشورها قابل مقایسه نیست فکر می کنم این مقایسه هم اصولا درست نیست
مهدی - November 2, 2005 05:02 PM
مهدی :
در کشورهای غربی معمولا جوانها از سنین ۱۴ یا ۱۵ یا همین حدود ها دیگه روابط جنسیشون رسما شروع میشه و البته با کمترین محدودیت بعد از ۱۸ هم کاملا بدون محدودیت و عادی ادامه پیدا می کنه بعبارتی یک جوان ۲۵ ساله غربی حدود ۱۰ سال تجربه جنسی دارد
و از این نظر در آستانه ی پختگی در رفتار قرار می گیرد
کدوم جوان ۲۵ سال ایرانی ۱۰ سال تجربه عادی و با کمترین محدودیت را دارد
تازه اضافه کنید محدودیتهای مضاعف در دانشگاه و محل کار و اجتماع که خود نوعی تحقیر روزمره را بهمراه دارد
مهدی - November 2, 2005 05:18 PM
مهدی :
و اضافه کنید نبود و کمبود مراکز تفریحی برای جوانان را در جوان ترین کشور دنیا همراه با عدم آینده ای روشن در زمینه شغل و تشکیل خانواده و هزاران استرس روزمره دیگر با توجه به اینکه این مشکلات روز به روز هم بیشتر می شود و از طرفی راه حل های منطقی و علمی در این جوان ترین کشور دنیا روز به روز نایاب تر می شود فکر می کنم مقایسه وضعیت ما با وضعیت جوانان اروپایی چندان امکان پذیر نباشد
مهدی - November 2, 2005 05:26 PM
علی :
حامد چه قلم عالمانه ای. شاید دقتت در وزین نوشتن در مورد مطلبی حساس چنین نتیجه ای برجاگذاشته. بهرحال کیف کردم از سبک نگارشت طوری که از معنا جا ماندم. دوباره می خوانم و اگر نظری داشتم می نویسم
علی - November 2, 2005 05:32 PM
مهدی :
البته اگر بخواهیم سیستمی به قضیه نگاه کنیم خیلی فاکتورهای دیگر را هم باید بررسی کرد مثل گذشته تاریخی. مباحث فرهنگی . اعتقادات مذهبی و....در این صورت اگر وزن همه اینها لحاظ شود و در بررسی مورد توجه قرار بگیرد آنوقت می توان گفت بحران ما آیا طبیعی ست با از حالت طبیعی خارج شده ؟
مهدی - November 2, 2005 05:36 PM
sima :
تجاوز در مورد قدرت است و تحقير. اگر نبود تجاوز نمی شد؛ سکس با توافق دو طرف می شد. نه به گشودگی ربط دارد و نه به پوشش. این طرز تفکر تقصیر را بر گردن تجاوز شده می گذارد: یعنی یکجور گفتن این ادعاست که« به دلیل طریقه لباس پوشیدنش بوده!» اما تجاوز در مورد قدرت است و خشونت.
فهم فيزيکی از جنسيت اتفاقاْ می تواند لذت از آنرا به مراتب بالا ببردُ چرا که دانستن در مورد بدن خود و ديگری می تواند به خلاقيت در سکس اضافه کند. برعکس؛ ندانستن در مورد سکس می تواند آنرا به تجربه ای محدود و گاهی هم نامطلوب تبدیل کند. آموزش سکسی در مدارس نه تنها می تواند جلوی رفتارهای پرريسک را بگيردُ بلکه می تواند به لذت بخش بودن آن هم کمک کند.
sima - November 2, 2005 06:17 PM
sima :
آنقدر نکته زیاد است که از حوصله این کامنتدونی خارج است. اما کامنت ها به من نشان می دهد که چقدر احتیاج به بحث در این مورد زیاد است.
حامد عزیز؛ کاش می گفتی از کدام قسمت گفته های بارت بهره برده ای و بارت آنرا در چه کانتکستی می گوید. چیزی که بارت می گوید در خارج از کانتکستش معنایی کاملاْ متفاوت (و شاید تا حدی مخالف معنای متن او) می گیرد.
sima - November 2, 2005 06:18 PM
sima :
جامعه غرب هم آنچنان برای زنها امن نيست. هر ۵ دقيقه در امريکا يک زن مورد تجاوز واقع می شود. تبديل زنان به شيء برای لذت جنسی مردان به اين خشونت دامن می زند. این به «گشودگی» جنسیت هم ربط ندارد؛ بلکه مرتبط به نرمالیزه کردن خشونت علیه بدن زن در تولیدات فرهنگی است.
گشودگی دشمن کشش جنسی فيزيکی نيست! مگر آدمها فقط بايد در مقابله با هم هميشه کشش جنسی داشته باشند؟! (ببخشید که بی پرده می گویم؛ اما مگر ندید پدیدند که تا آدمی را می بینند او را در فکرشان لخت کنند؟ یعنی مگر آدم باید به هر کس و ناکسی علاقه جنسی داشته باشد؟) حالا طرف هرچه هم گشوده یا پوشیده باشد تمابل چیزی است که در مناسبات اجتماعی ساخته می شود. برای یکی پوشیده بودن و عدم تماس است که تمایل تولید می کند؛ برای دیگری تماس و «گشودگی». در ضمن حامد جان توجه کن که فرض را بر اين می گذاری که تمايل «اصلي» هميشه به جنس مخالف است... ساخته شدن تمایل تنها به جنس مخالف هم دلیلش سرکوبی سایر اشکال تمایل در جامعه ایست که دگرجنسگرایی و تک همسری در آن اجباری و نرم شده. یعنی حتی اجازه فکرکردن به آن هم از آدم سلب می شود.
sima - November 2, 2005 06:18 PM
sima :
يک قسمت ديگر کامنتم را کامنتدونيت خورد که ديگر حال نوشتنش را ندارم؛ اما در مورد تاريخ جنسيت و دگرسازی تمايلات غير دگرجنسگرايی بود. فقط بگويم فوکوُ توماس لاکر و جوديٍ باتلر در اين زمينه بيسار نوشته اند و نجم آبادی هم در مورد همجنسخواه زدايی در ايران مدرن در کتاب آخرش نوشته.
دوستانی که دنبال دلايل همجنسگرايی می گردند بد نيست لحظه ای تامل کنند و بپرسند «من چگونه دگرجنسگرا شدم؟» يعنی آنرا فرای تاريخ و خدادادی ندانند و به تاريخ جرمسازی و آنرمال سازی و بيماری سازی دگر تمايلات جنسی توجهی کنند.
sima - November 2, 2005 06:24 PM
Friend :
Nice discussion.
Just a quick reminder that it doesn't seem fair to me to compare the academic/highly educated fraction of a society with ordinary people (Bazar) of another.
Friend - November 2, 2005 06:42 PM
zahra eshraghi :
البته غرب هم آنگونه که ميگويی مريم مقدس نيستند . ميتونيم بعدا بحث کنيم.
zahra eshraghi - November 2, 2005 10:10 PM
ali :
من نظريات علمی دوستان را خواندم. و نظرات علمی عده ای خلاف کتاب الهی است. اين نشان می دهد که علم و انديشه ادمی در اين امور ( علوم انسانی ) چقدر نا توان است. همانطور که گفتم نص صريح قران؛ همجنس بازی را اصلا قابل قبول نمی داند. قران خلقت موجودات را زوجين بيان می کند. اين را باعث حفظ نسل می داند. و بيان می کند که بين مرد و زن محبت قرار داده ايم. تا با اين کشش درونی بتوانند در کنار هم زيست کنند==> نتيجه اين هم زيستی رسيدن به ارامش زوجين است. حال اگر نظر خداوند را مورد قبول نمی دانيد و نظر اقای نمی دانم چوپولوفوسکی را قبول داريد ايراد از شماست.
ali - November 2, 2005 11:19 PM
کاوه :
" يعنی آنرا فرای تاريخ و خدادادی ندانند و به تاريخ جرمسازی و آنرمال سازی و بيماری سازی دگر تمايلات جنسی توجهی کنند."
به خانم سیما: من فکر می کنم دقیقا بر عکس است. یعنی همجنس گرایی یک پدیده طبیعی نیست، بلکه تاریخی اجتماعی هست. ببخشید، ولی از نظر من جسم انسان دقیقا جسم یک حیوان است، یک حیوان از گروه پستانداران. آیا هیچ پستاندار دیگری هست که در رفتار اجتماعی اش همجس گرایی یک پدیده عادی باشد؟ دیدگاه میشل فوکو بیشتر حول دفاع از غیر عادی هست تا عادی و در مقابل با محدود کردن غیر عادی. من نکته ام این است که حدس می زنم(چون داده کافی در مورد رفتار جنسی پستانداران ندارم.) که دگر جنس گرایی پیش فرض رفتاری طبیعی هست، و هم جنس گرایی یک حالت غیر عادی. یعنی اکثر رفتار های هم جنس گرایی انسان های طبیعی از لحاظ جنسی اجتماعی/روانی/انتخابی است و عملا این ها به صورت پایه و طبیعی دگر جنس گرا هستند و در طول حیات خود هم جنس گرایی را "انتخاب" می کنند. پس مفهوم تحمیلي تاریخی، ... تاثیر زیادی روی این موضوع ندارد.
کاوه - November 2, 2005 11:51 PM
کاوه :
از نظر طبیعی ادامه نسل همجنس گرا وجود ندارد.(البته در حال حاظر ممکن است این پدیده به کمک وسایل پزشکی پیشرفته ممکن باشد، که مطمئنا طبیعی نیست.) پس عملا ژنی اگر هم در همجنس گرایی تاثیر داشته باشد، در طول زمان این ژن باید کمتر شود، مخصوصا اگر همجنس گرا، دوجنس گرا نباشد. این سیستم طبیعی دنیای واقعی هست. سیستمی در مقابل همجنس گرایی به طور ذاتی.
کاوه - November 3, 2005 12:02 AM
خرس مهربان :
سلام اقای قدوسی عزيز خوشحالم که نسل جوان تر جموری اسلامی اين قدر عاقل شده اند و در حال کشف جهنمی هستند که پدران شان برای ما ساخته اند . موفق باشين
خرس مهربان - November 3, 2005 12:55 AM
1_99 (بخش 1) :
۱)نقش آموزش در نوجوانان: يكي از دوستانم جرياني را به نقل از يكي از استادانش برام تعريف كرد:دختر 15 ساله اي توسط شوهر خواهرش مورد تجاوز قرار گرفته بود و حامله شده بود.پدر خانواده بعد از اطلاع از موضوع، دختر را تا دم مرگ كتك زده بود!.به نظر شما شايد رفتار وحشيانه داماد خانواده يا پدر دختر خيلي مهم جلوه كنه ، اما به نظر من آموزش نديدن دخترخيلي مهمتره. در ايران نوجوانان به هيچ وجه در زمينه مسايل جنسي آموزش درست و اصولي، از كانال هاي مشروع و سالم نميبينند(البته درمورد بيشتر مسائل اجتماعي هيچ آموزشي وجود نداره، اما نمود اين مسئله در زمينه مسائل جنسي بيشتره).آموزش ها بيشتر از طريق سريالهاي خارجي صدا و سيما، مجلات زرد، داستانهاي تخيلي بعضي سايتها، چرندياتي كه معلمان ديني و پرورشي سر كلاس ميگن ، بعضي كتابهاي داستان و... كه
1_99 (بخش 1) - November 3, 2005 04:45 AM
1_99 (بخش 2) :
)از منظر دين: در اسلام 3 راه براي فرونشاندن غريزه جنسي وجود دارد:تقوي پيشه گي، كه عموم نميتوانند آن را انجام دهند.ازدواج، كه شرايطش با توجه به اوضاع و احوال
فرد ممكن است پيش بيايد يا نيايد.ازدواج موقت:كه يكي از جالب ترين جاهاست كه اسلام "واقعيت اجتماعي" را پذيرفته(غريزه سخت كنترل شونده جنسي) و براش راهكار داده.
حضرت علي ميگه :"اگر خليفه دوم بر من پيشي نميگرفت و كاميابي از زنان را تحريم نميكرد، من برنامه كاميابي را چنان تنظيم ميكردم كه جز شقاوت پيشگان به ارتكاب زنا دست نيازند".
موضع گيري هاي تندي بر عليه اين دستور اسلام ميشود.اما بايد توجه داشت كه ما همه انسانيم و داريم در مورد انسانها صحبت ميكنيم.پس بايد "واقعيت اجتماعي" در اين ضمينه را
پذيرفت و حالا كه قراره روابط جنسي بين افراد جامعه باشه(كه در هر حالت و هر جامعه اي بوده،هست و خواهد بود ) پس
1_99 (بخش 2) - November 3, 2005 04:46 AM
1_99 (بخش 1 -ادامه) :
تمامن آموزشهاي ناقصي به نوجوانان مي دهندو بيشتر رفتارها بر اساس آزمون و خطا ميباشد كه البته هزينه هاي زيادي هم براي دو طرف دارد.نوجوان آموزش نديده، هماني است كه بزرگ مي شود و در سنين بالا هم دچار ناهنجاري جنسي است.علاوه بر اين اگر نوجواني مورد تجاوز قرار گرفت نميتواند به خانواده بگويد و درخواست كمك كند زيرا هنوز براي خيلي از خانواده ها صحبت از مسائلي كه در زمينه رفتار جنسي نوجوان در جامعه هست، زشت و ناگوار است.
1_99 (بخش 1 -ادامه) - November 3, 2005 04:46 AM
1_99 (بخش 2 -ادامه) :
چه بهتر اين رابطه ضابطه مند ودر چهار چوب "حقوقي"
انجام بشه.اتفاقن كسي مثل پيامبر هيچ وقت دنبال جامعه پاك و بيگناه نبوده و از ظرفيت "انسان " خبر داشته .در زمان پيامبر بد ترين اعمال در شهر پيامبر انجام ميشده.به عنوان نمونه
رجوع كنيد به مقاله اي از مولانا در فيه ما فيه با اين عنوان"شب و روز جنگ ميكني و طالب تهذيب اخلاق زن مي باشي".پيامبر با ابزار هايي كه در اختيار داشته فقط كنترل ميكرده و
"واقعيت اجتماعي "را قبول ميكرده و نه انكار!.
1_99 (بخش 2 -ادامه) - November 3, 2005 04:47 AM
1_99 (بخش3 ) :
۳)حجاب و روابط نزديك غير جنسي: از ديدگاه جامعه شناسانه ميتوان ارتباط نزديكي ميان نوع حجاب و نوع وميزان روابط يك زن ديد.كافيست اين مقدمه را در نظر گرفت كه اكثر
(براي اينكه مطلق صحبت نكنم گفتم اكثر)كساني كه حجابي مانند چادر دارند در روابطشان تعاريف خاص خود را دارند كه منتهي به كم شدن ارتباطاطشان با دنياي اطراف مي شود، كه اين
كم شدن ارتباط باعث كم شدن سطح آگاهي ها مي شود.(البته اين يك بحث مناقشه آميز است و ممكن است خيلي ها باهاش مخالف باشند).در بررسي حجاب و روابط نزديك غير جنسي
(اصطلاح ديگه اي يادم نيامد!)نظير دست دادن با يك دختر نامحرم، بحث "فقهي" (توجه كنيد كه بحث فقهي است)جالبي پيش مي آيد.آيت ا... بهجت، كه در حال حاضر
سخت گير ترين فقيه شيعه از نظر احكام فقهي است، فتوائي دارد به اين مضمون
1_99 (بخش3 ) - November 3, 2005 04:48 AM
1_99 (بخش4 ) :
۴)فهم فيزيكي از جنسيت : فهم فيزيكي از جنسيت علل زيادي دارد."يكي" از قوي ترين عللتهاي آنرا براي جامعه ما، شايد بتوان دردين و تفسير هاي از آن (در باب زنان)
جستجو كرد.در كتاب كافي ، بخش ازدواج، قسمت ازدواج موقت احاديث قابل تاملي آمده كه حتمن آنها را بخوانيد(مخصوصن دوستاني كه مونث هستند!).در اين احاديث با استناد به قرآن
ذكر شده به هر طريق كه از زنان كامجويي ميكنيد، اجرت آنها را بپردازيد.يعني رابطه با زن، يك رابطه فيزيكي ميشود(توجه كنيد كه اين مطلب ارتباطش با مطالب بخش 2 اينه كه در
ازدواج موقت، فهم فيزيكي از جنسيت ،خيلي غالبه ).همچنين آراي بعضي از عارفان و فيلسوفان هم در شكل گيري اين طرز تفكر بي تاثير نبوده(به عنوان مثال ايرادي كه سروش از
ملا صدرا در كتاب "فربه تر از ايدئولوژي" ميگيرد).در نهايت تمامي اين عوامل فضائي را بوجود آورده كه پدران ما و خود ما در آن نفس كشيديم و زندگي كرديم و با اين ديد
بزرگ شده ايم.
1_99 (بخش4 ) - November 3, 2005 04:49 AM
1_99 (بخش3 -ادامه ) :
ادامه ۳) كه "اگر دختري باشد كه از كودكي در خانواده اي بزرگ شده كه حجاب در برابر نامحرم و دست دادن با
نامحرم در آن خانواده مهم نبوده، برادران ديني ميتوانند بدون هيچ اشكالي با آن دختر و همينطور با ديگر افراد مونث آن خانواده دست بدهند يا با آنها بصورت بدون حجاب معاشرت كنند".
نكته اي كه اينجاست اينه كه حتي يك فقيه سخت گير هم در برابر "واقعيت اجتماعي" تسليم ميشه و به نفع "واقعيت اجتماعي" راي ميده.
1_99 (بخش3 -ادامه ) - November 3, 2005 04:49 AM
1_99 (بخش5 ) :
۵)هم جنس گرائي: درتمامي نوجوانان در سنين نزديك به بلوغ، هم جنس گرائي تقويت ميشود كه در افراد مختلف، شدت و ضعف دارد.در بعضي از نوجوانان، اين هم جنس گرائي،
بعد از بلوغ از بين نميرود و بر كشش به سوي جنس مخالف غلبه دارد.بعضي از دوستانم از اينكه در بعضي از كشورهاي غربي ، هم جنس گرائي قانوني است، ابراز انزجار ميكنند.اما بايد
توجه داشت كه در بلاد كفر! اين مسئله را به عنوان يك "واقعييت اجتماعي" پذيرفته اند و روانشناسان و جامعه شناسان ديده اند كه اگر آن را انكار كنند ، جامعه مجبور به پرداخت
هزينه هاي زيادي ميشود.پس با قانوني كردن آن، به نوعي اين كار را محدود كرده و آنرا كنترل ميكنند(مثلن بايد هر هفته دفتري را در شهرداري امضا كنند و شهرداري هم به آنها وسائل
بهداشتي رايگان ميده)و از طرف ديگه در مدارس شديدن بر عليه هم جنس بازي تبليغات ميكنند.در اين مورد، من شخصن واقعيت اجتماعي را بالاتر از احكام دين اسلام در اين ضمينه
قرار ميدم!.
1_99 (بخش5 ) - November 3, 2005 04:50 AM
1_99 (بخش6 ) :
)روابط دختر و پسر: يك نويسنده آمريكائي در كتابش آماري را مربوط به يك پرسشگري از دانش آموزان چند دبيرستان در آمريكا منتشر كرده بود كه طي اون نزديك 80%
دانش آموزان پسر كه بيش از 16 سال داشتند و 70وچند درصد دانش آموزان دختر كه بيش از 17 سال داشتند، تا بحال حداقل يك بار روابط جنسي را تجربه كرده بودند!(به ميل
خودشان و چه با همجنس و چه با جنس مخالف).كلن وقتي در مورد مسائل جنسي از غرب صحبت ميكنيم ، وضعيت خيلي متفاوت با ماست كه الگو برداري از آن با اين شرايط ايران
نياز به بررسي هاي نظري و تجربي دارد.مسئله "باز بودن جامعه براي بعضي از رفتارهاي جنسي" مانند مسئله "ولايت فقيه" است!.فقط وقتي مي توان در مورد خوب بودن
يا بد بودنش در يك جامعه نظر داد كه با محك تجربه در همان جامعه سنجيده شود.وگرنه بيان مطالب صرفن نظري در زمينه موضوعاتي مانند بوجود آوردن مدارس مختلط و...نميتواند
وسيله رد يا قبول آن موضوع باشد.
1_99 (بخش6 ) - November 3, 2005 04:51 AM
1_99 (بخش7 ) :
۷)حكومت بعد از انقلاب با اميد بوجود آوردن جامعه اي مانند جامعه زمان رسول ا... كه در آن تمامن دستورات قرآن اجرا شود(اين گونه جامعه اي اصلن وجود نداشته و حاصل
طرزتفكر محافظ كارانه است.همانطور كه گفتم، فساد در جامعه زمان رسول ا... بالا بوده)، در شرايطي بعضي محدوديتهاي اجتماعي را وضع كرد كه جامعه هيچ آموزشي در
زمينه مسائل جنسي نداشت و جوانان آن دوران تازه غرب را ديده بودند و در مرحله آشنائي با آن بودند .در اين شرايط نه تنها جامعه بهشتي نشد كه بدتر هم شد و هر چند كه سرانجام
"واقعيت اجتماعي" بر آن طرز تفكر پيروز شد(جامعه الان با جامعه 20 سال پيش خيلي متفاوت است)، اما ما هنوز تاوان آن سياستها را داريم ميدهيم(ناهنجاري هاي جنسي).
1_99 (بخش7 ) - November 3, 2005 04:52 AM
1_99 (بخش7 -ادامه ) :
ادامه ۷)در حال حاظر "واقعيت اجتماعي" با قدرت تمام در حال حركت است و هركس در برابرش بايستد زير چرخهايش له ميشود، اما نگراني بزرگ اينجاست كه عنصر آموزش وجود نداره،
كه اين باعث بوجود آمدن ناهنجاريهاي جنسي شده.يكي از دوستانم به نقل از دوست_دختر اش به من گفت كه سن برقراري رابطه جنسي توي دخترها رسيده به دوم و سوم راهنمائي و
پسر هاي دبيرستاني را ميشناسه كه با دخترهاي دوم راهنمائي (با رضايت خود دختر)رابطه جنسي دارن!.قربان همگي.
1_99 (بخش7 -ادامه ) - November 3, 2005 04:53 AM
1_99 :
سلام.مطالب من در مجموع در ۱۱ بخش! آمده.لطفن از پائين به بالا بخونيد.
1_99 - November 3, 2005 04:54 AM
مهدی ابراهیمیان :
سلام. فکر می کنم زيادی مساله رو فلسفی می کنين... دوستی داشتم که در اينجورموارد مثال جالبی داشت. می گفت يعنی واقعا برای اون پسر فرقی نمی کنه که دوستش (همخونه اش) آقای خزعلی باشه يا يه دختر جوان؟! من که فکر می کنم بهتره آدم سرش رو تو برف فرو نکنه، و اگر فرو کرد، فکر بيجا نکنه. درسته که آستانه تحريک در جوامع غربی بالا رفته، اما قطعا مثال بالا نکات خوبی رو به آدم می رسونه...
مهدی ابراهیمیان - November 3, 2005 05:42 AM
ali :
اقای1_99 شما کی هستی که واقعيت اجتماعي را بالاتر از احكام دين می دانی؟؟فقيه؟؟ کاوشگر دين؟؟ <<.... از طرف ديگه در مدارس شديدن بر عليه هم جنس بازي تبليغات ميكنند.در اين مورد، من شخصن واقعيت اجتماعي را بالاتر از احكام دين اسلام در اين ضمينه قرار ميدم>>
ali - November 3, 2005 06:25 AM
Sahand :
Dr. Ghoddusi: I was going to gave my Fatva on sex and violence but ended up watching a real “ rooster fighting game.” ---- you know what I mean--- bravo, yavash yavash dari shiveye jangidan ra yad migiri. hichvaght be ide ei ke etemad dari vasesh be jang ve kotah neya. Taarof kardan to khone Iraniast ve maraze khili badiye. I always tried to tell people that doggedly arguing a matter is sign of person’s deep commitment and has nothing to do with being rude. By the way I read your comment in hanouz site and a little baffled first, your criticizing others for reporting the news on credit for marriage is wrong because Sharghnewspeper's article is very clear on this. Second: I thought you do not support government being involved in economical planning, providing, giving head start etc.
PS: The more you keep personal attack and peripheral minor issues out of your discussion, the more people would value the rest.
Sahand - November 3, 2005 08:04 AM
Sahand :
A nation having a strong economy may survive the outside attack of aggressive free trading but a body like ours with a very weak immune system is vulnerable to chronic illness. This globalization is like a saw in every nations ass, they neither can pushed in nor take it out