« حديث تشنه و سراب ۱) | صفحه اول | »

30 آبان 84

سرمايه‌داران زالوصفت ۱) تعبير سرمايه‌دار

سرمايه‌داران زالوصفت


۱) تعبير سرمايه‌دار زالو صفت يا بخش خصوصی سودجو و موارد مشابه آن هر چند مدتی است که از ادبيات مسوولان رخت بر بسته است - و اين کار را مديون دولت هاشمی هستيم- ولی هم‌چنان در پس ذهن آنان و نيز در آشکار گفتگوهای روزانه مردم حضور دارد. گويی مردم و مسوولان ما که هر کدامشان يک بهينه‌کننده کامل منافع هستند از کسانی که سرمايه‌ بيشتری دارند انتظار دارند تا جوری متفاوت از رفتار معمول نوع بشر رفتار کنند و هر وقت هم که سرمايه‌داران همان مسيری را رفتند که تک‌تک آدم‌ها می‌روند شايسته صفت زالوصفت باشند.


۲) ما مردم عادی در هر لحظه در جستجوی فرصتی هستيم تا منافع خودمان را تا حد نهايت خودش بيشينه کنيم. هر جا که وامی در کار بود سعی می‌کنيم درخواست کنيم تا گير ما هم بيايد، اگر تعاونی مسکنی بود عضوش می‌شويم، اگر پيش فروش خودرو و موبايل بود پول‌هايمان را جمع می‌کنيم و ثبت نام می‌کنيم، اگر بورس سودآور بود پولمان را وارد بورس می‌کنيم و اگر نبود از آن بيرون می‌کشيم، اگر خانه يک طبقه داشتيم با کسی شريک می‌شويم و آپارتمان می‌سازيم، اگر بشود از کيش جنس ارزان آورد پای کار هستيم، خيلی‌هايمان می‌ريم و با چندرغاز پس‌انداز‌هايمان زمين‌هايی در جاهای پرت می‌خريم تا بعدا که گران شد صاحب خانه شويم، خريد عمده را ترجيح می‌دهيم تا ارزان بخريم، حتی وقتی می‌دانيم قرار است جنسی گران شود سعی می‌کنيم زودتر بخريم که بعدا پول بيشتری ندهيم. وقتی هم فروشنده هستيم - چه فروشنده کارمان و چه دارايی‌مان- معمولا سعی می‌کنيم به گران‌ترين قيمت ممکن بفروشيم. از موارد استثنايی که به دلايل خاص انسانی يا اخلاقی اين‌کار را نمی‌کنيم که بگذريم عمده رفتار عادی ما در طول زندگی بر اين منوال است. لطفا بگوييد چند نفر را می‌شناسيد که اين کار را نمی‌کنند. دقت کنيد که همه مثال‌هايم کاملا قانونی و شرعی است.


3) سرمايه‌داران حرفه‌ای هم کاری نمی‌کنند جز همين کارها که ما می‌کنيم ولی در مقياس کلان‌تر. اين طبيعت هر کسی است که بخواهد از پولش حداکثر سود را کسب کند و ربطی هم به سرمايه‌دار وطنی و غيروطنی ندارد. دماغ سرمايه‌دار بوی پول را تشخيص می‌دهد. حال اگر اين سود از توليد به دست آمد توليد می‌کند، اگر در ساختمان‌سازی بود وارد آن می‌شود، اگر قرار شد از تجارت پول در بياورد به سمت آن می‌رود و اگر وام گرفتن از خارج و گذاشتنش در بانک داخلی سودآور بود اين کار را می‌کند. همه اين مثال‌ها درست به اندازه کارهای قبلی شرعی و قانونی است فقط مقياس آن بزرگ‌تر است. واضح است که صحبت از کارهای غيرقانونی و غيرشرعی - مثلا فروش مواد مخدر يا زمين‌خواری يا دريافت وام غيرقانونی و الخ- نمی‌کنم که کسی بخواهد آن‌را مثال نقض برای حرف من بياورد.


4) بازار آزاد با تقريب خيلی خوبی اجازه نمی‌دهد کسی پول الکی دربياورد. اين‌که چرا در ايران سرمايه‌داران از ديد مردم به زالو صفت تبديل می‌شوند تا اندازه زيادی ريشه در سياست‌هايی دارد که دولت تنظيم می‌کند و بازار آزاد را مختل می‌کند. دوستم خوبم احمد سيف صنعت سيمان را مثال زده و گفته که قيمت سيمان بعد از آزادسازی چند برابر شده است. حرفش می‌تواند درست باشد به شرطی که آزادسازی کامل صورت نگيرد و واردات منع شود. در حالی که اگر واردات هم کاملا آزاد باشد به محض اين‌که توليد‌کنندگان سيمان بخواهند قيمت‌ها را بيش از حد نرمال بالا بکشند عده‌ای سرمايه‌دار سودجوی ديگر دست به واردات می‌زنند و آخر بازی قيمت سيمان همانی خواهد بود که بايد باشد. ضمن اين‌که توليد‌کننده دارد کار خودش را می‌کند و جنس را به بالاترين قيمت ممکن می‌فروشد. فراموش نکنيد عين تک تک ما که خانه يا ماشين‌مان را به گران‌ترين قيمت ممکن می‌فروشيم. يا در مثال وام خارجی و تبديل آن به وام داخلی تقصير دولت است که در شرايط تورمی قيمت ارز را سال‌ها است ثابت نگاه داشته و چنين مجرای آسانی برای پول درآوردن خلق کرده است. تا وقتی دولت چنين علامت‌هايی به آحاد اقتصادی می‌دهد آن‌ها هم سعی می‌کنند تا می‌توانند از قبل آن پول دربياورند. علامت‌ها را درست کنيد تا همين زالوصفت‌ها کار ديگری کنند.



   نظرات

احمدسیف :

حامد گرامی: با سلام. اين نوشته ات دقيق نيست. اندکی اين جا شلوغ می کنی! نکته من در باره صنعت سيمان براساس گزارش مالی دوشرکتی بود که در سايت بورس منتشر شده بود. ثانيا اين مقايسه ات مقايسه درستی نيست. يعنی تو می روی بازار و يک عدد موبايل می خری که از تفاوت قيمت اش استفاده کنی و من نوعی می روم و هزار عدد می خرم و يا آهن وسيمان را احتکار می کنم که قيمت شان بالا برود. اين دو تا يک جور نيستند. بعلاوه تعجب کردم که تو اين جا بين سود جوئی و رانت طلبی تفکيک قائل نمی شوی. شماری از اين کارهائی که تو در اين جا به آن اشاره می کنی مصاديق روشن رانت طلبی اند و من نظرم اين است که رانت طلبی به هر مقدارش برای سلامت اقتصاد بد است. اگر مقياس اش خيلی بزرگتر باشد خوب بيشتر بد است. در خصوص باز کردن درها در نظر نمی گيری که نظام توزيع ات بايد قابل باشد که اجناس وارداتی به سهولت توزيع شده و آن تاثيری که تو می گوئی راداشته باشد.

 

احمدسیف :

خيلی سال است که در ايران نيستم ولی يادم هست در سالهای آخر حکومت شاه که درها را باز کرده بودند بسياری از کالاهای وارداتی- سيمان گوشت و تخم مرغ- به علت نبودن راه کافی برای توزيع تلف شدند و اين تاثيری که تو می گوئی را بربازار نداشتند. البته که مقدار قابل توجهی ارز تلف شد.

 

کاوه :

سلام، راستی میل من رو داری. به نوید هم کلی سلام برسون.
(لبخند . چشمک.)

در مورد پست در مورد روشتون، یه چیزی که به نظر من رسید، اینه که شما حتی بعد از مدل سازی تابع هدف رو خیلی ساده در نظر می گیرید. اون جریان فعالیت های کمکی شرکت ها یادتون میاد؟ اون جا مدل شما به نظر می رسید که برخوردش این طوره که شرکت هدفش سود مالی هست، سهام دار هدفش از سرمایه گزاری فقط سود مالی هست؛ در نتیجه هر گونه فعالیتی که واقعا خارج از این هدف انجام شود نادرست است، اگر هم در راستای این هدف باشد، ادعای کمک بشر دوستانه و ... دروغ و فریب کاری است.

 

کاوه :

حالا سر این نکته که تابع هدف رادرست تعیین کرده اید من سوال دارم. شاید افراد سرمایه گذار هدفشان فقط سود نیست! شما احتمالا جواب می دهید، نه، اصلا هدف سرمایه گزاری همین است، هدف شرکت همین است. هدف فعالیت بشر دوستانه هم برای ان.جی.اُ هاست.

 

کاوه :

در دید سودجویانه هم هدف تعیین کرده شما هم شاید درست به نظر برسد. ولی به نظر من نیست. شاید خیلی از سرمایه داران هم همفکر با شما باشند. ولی باز این دلیل نمی شود فعالیت شرکت را به این محدود کرد. برای روشن تر شدن نکته یک مثال می زنم. چرا خیلی از شرکت ها حتی اگر امکانش باشد، و هیچ قانون مانعی هم نباشد، و هیچ گونه امکان نشر انجام عمل به بیرون هم نباشد، باز بعضی کارهای غیر قانونی را انجام نمی دهند؟ نمی دانم مثالم خوب بود یا نه. ولی نکته ام این جاست که این تابع هدف که تعیین کرده اید که سود مالی است، برای تحلیل کافی نیست. برای همین جواب نمی دهد. شاید خیلی به علت عوام فریبی و تبلیغ این کار های بشر دوستانه را بکنند. ولی عده ای هم شاید در تابع هدف خود فاکتر های دیگری هم دارند. شما شاید جواب بدهید این فاکترها بلاخره به سود شخصی بر می گردند. شاید این طور باشد، ولی ایا فرد بر اساس تفکر سود انگارانه این تصمیم را گرفته است؟ ببینید، شاید یک عمل تاثیر مثبت هم روی وضعیت شما بگزارد، هر چند هدفش این نبوده است که چنین سودی ببرد.

 

کاوه :

فکر می کنم روی مدل سازی باید دقت بیشتری داشته باشی. جزییات را تا جای ممکن حفظ کنی و بعد از اطمینان از بی تاثیر بودنشان حذفشان کنی.

 

کاوه :

در مورد اینکه مدل های ریاضیاتی در علوم انسانی تا چه حد می توانند کارا باشند، یک مقاله جالب توسط یکی از شاگردان ویتگنشتاین در مورد فلسفه دوم او که در سال 1999 نوشته بود در شرق ترجمه شده بود. خواندنی بود. چه روزی یادم نیست.

 

کاوه :

در مورد پست دعا، یک نکته ای که بر اساس روش تو به نظر من رسید این است اصل سوال تو این است که ایا جهان معین
deterministic
است یا نه. و اگر معین است(فیزیک کلاسیک و غیربعضی تفسیر های کوانتومی)، پس اختیار(دعا) چه می شود؟
نظرت چیه؟ روشت رو درست به کار بردم؟
یک مقاله جالب هم تو ویکیپدیا چند وقت پیش دیدم که چند تا استاد مشهور ریاضی و فیزیک ثابت کرده بودند که هر خاصیتی مثل اختار که موجوداتی مثل انسان داشته باشند، ذرات بنیادی هم دارند. یکی هم در مورد اینکه سرعت ثابت نور، و نتایج آزمایشگاهی و وجود پارامترهای مخفی(تز انیشتاین در مقابل تز عدم تعیین دیدگاه آماری مکانیک کوانتمي) از نظر ریاضی متناقض هستند. (چیزی که من فهمیدم این بود که هر چقدر هم پارامتر ناشناخته در نظر بگیری در مورد ذرات بنیادی، با فرض ثابت بودن سرعت نور نمی تونی نتایج آزمایشگاهی رو توجیه کنی.)

 

کاوه :

سلام آقای سیف. "من نظرم اين است که رانت طلبی به هر مقدارش >>برای سلامت اقتصاد بد<< است."
من معنی چند تا کلمه تو این جمله ی شما رو نفهمیدم. شایدبه علت نداشتن سواد اقتصادیه. می شه بیشتر توضیح بدید. متشکرم.

 

احمدسیف :

دوست عزيز کاوه: منظورم از رانت جوئی دوست عزيز همه اضافاتی است که در فرايند توليد به دست نمی آيد بلکه ريشه اش در حوزه توزيع است. همين مثال هائی که حامد زده است. آدمها می روند و موبايل می خرند يا برای مينی بوس اسم می نويسند و ياحتی در مواردی احتکار می کنند- يعنی کمبود مصنوعی ايجاد می کنند- تا قيمت ها بالا برود و بعد از مابه التفاوت قيمت « سود»‌می برند. به نظرمن اين سود نيست بلکه رانت و يا بهتر بگويم « باج»‌ است که برای سلامت فعاليت های مولد اقتصادی مضر است. اگر تو بتوانی با احتکار آهن کلی پول به دست بياوری برای چی بروی دنبال توليد آهن!! تا موقعی که ر اه برای اين جور پول سازی ها مسدود نشود توليد در ايران به سامان نمی رسد.

 

مهدی :

جالب اين است که خيلی از مشکلات سياسی کشور ما با کشورهای ديگر اين هست که ما آنها را زالو صفت می دانيم.

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007