« | صفحه اول | »

13 آذر 84

همه چيز به نظر ما است.

دقت كرده‌ايد استفاده از كلمه‌هايي مثل «به نظر من» ، «به باور من» ، «به نظر مي‌رسد» و حرف‌هايي از اين دست چقدر توي وبلاگ‌ها زياد شده است. يك دليلش اين است كه برخي خواننده‌هاي عزيز وبلاگ را با سخنراني اساتيد دانشگاه اشتباه مي‌گيرند و انتظار دقتي در حد دقت مقاله علمي از آن دارند. لذا لازم است با افزودن اين جور قيد‌ها بگوييم كه بابا جان داريم حرف غيررسمي مي‌زنيم. چيزي شبيه گپ زدن توي كافه ولي اين‌ بار به صورت نوشتاري.
البته خوشبختانه بزرگان وبلاگ‌نويسي اين قدر گفته‌اند كه ديگر همه داريم قبول مي‌كنيم كه وبلاگ رسانه‌اي شخصي است و واقعا ماها هر چه مي‌گوييم «به باور ما است» و «به نظر ما است» ، «شايد اين طور باشد» و الخ .
بر اين اساس بنده از همين امروز اين عبارت‌ها را از جلوي نوشته‌هايم بر مي‌دارم و به بقيه هم توصيه مي‌كنم تا به عنوان بخشي از نهضت بزرگ «غيررسمي سازي» وبلاگ‌ها يك بار براي هميشه خيال خواننده‌ها را راحت كنند و بگويند كه چه ذكر كنند و چه ذكر نكنند قيد‌هايي از آن دست در اول همه جملاتشان وجود خواهد داشت. اين جوري از حجم نوشته‌هاي وبلاگي مقداري كاسته مي‌شود.



   نظرات

قاب عكس خالي :

وبلاگ براي اينه كه لا اقل يك جا همه چيز به نظر ما باشه

 

ایران امروز--- علی :

وقتی قرار شد یک جایی مانند وبلاگ فقط به یک نفر اختصاص داشته باشد و فردیت او بر این اساس اندکی جا انداخته شود ان هم توسط خودش نباید زیاد سخت گرفت.

 

محمد جواد روح :

كاملا با نوشته ات مخالفم و آن را به دو دليل غيردموكراتيك مي دانم: يكي همان دليلي كه «ايران امروز» نوشته؛ يعني مداخله در حوزه خصوصي نويسنده و ديگري كه مهمتر است؛ پافشاري تو بر ادبيات «قاطعانه قضاوت كردن و احتمال خطا را باقي نگذاشتن» كه از آداب انقلابيگري است و نه اصلاحگري و دموكراسي خواهي.

 

hamed ghoddus :

جواد جان راستش به نظرم سوء تفاهمي پيش آمده چون من هم دارم همان چيزي را مي‌گويم كه تو مي‌گويي. يك‌بار ديگر نوشته را بخوان. من دارم مي‌گم اصولا وبلاگ‌نويسي يعني «به نظر من اين طور است» و لذا نيازي به اين همه قيد اضافي نيست. فكر كنم تو هم همين را مي‌گي.

 

حامد.ع :

من به 2 دلیل خیلی با نظرت موافق نیستم،اول اینکه چون آدما وقتی اولش اون "به نظر من" رو نمیگن،کم کم امر بر خودشون متشبه میشه که چیزی که میگن فقط نظر شخصیشون نیست و یک جورایی عین حقیقت هست.یک دلیل ساده هم برای این حرفم اینه که آدم ها اگر حرف هایی که میزنن فقط نظر شخصیشون باشه(و ارتباطی بین این نظر شخصی و حقیقت مطلق ندونن)اون وقت لزومی نداره روی نوشته هاشون تعصب(به معنای واقعی کلمه)داشته باشن(در حالی که دارند).دوم هم اینکه اگر نوشته های یک وبلاگ در حد یک یادداشتی کاملا شخصی و بی دقت هست،دیگه ارزش نظر دادن نداره و اون وقت یک فایده بزرگ وبلاگ نویشی حذف میشه،و دقیقا به همین دلیل هست که بخش کامنت های یک وبلاگی مثل چای،بسیار خواندنی تر از بخش نظرات بزرگان وبلاگ نویس هست.این روندی که شما در پیش گرفتی نتیجش کامنت هایی از جنس "خوشم اومد،به من هم سر بزن" خواهد بود.

 

AmirT :

Your post reminded me of the following excerpt from Franklin's autobiography (apparently, he opposes your suggestion):

"...never using, when I advanced any thing that may possibly be disputed, the words certainly, undoubtedly, or any others that give the air of positiveness to an opinion; but rather say, I conceive or apprehend a thing to be so and so; it appears to me, or I should think it so or so, for such and such reasons; or I imagine it to be so; or it is so, if I am not mistaken. This habit, I believe, has been of great advantage to me when I have had occasion to inculcate my opinions, and persuade men into measures that I have been from time to time engag'd in promoting; and, as the chief ends of conversation are to inform or to be informed, to please or to persuade, I wish well-meaning, sensible men would not lessen their power of doing good by a positive, assuming manner, that seldom fails to disgust, tends to create opposition, and to defeat every one of those purposes for which speech was given to us, to wit, giving or receiving information or pleasure. For, if you would inform, a positive and dogmatical manner in advancing your sentiments may provoke contradiction and prevent a candid attention. If you wish information and improvement from the knowledge of others, and yet at the same time express yourself as firmly fix'd in your present opinions, modest, sensible men, who do not love disputation, will probably leave you undisturbed in the possession of your error. And by such a manner, you can seldom hope to recommend yourself in pleasing your hearers, or to persuade those whose concurrence you desire. "

 

چشم براه :

چشم، شروع می کنیم.

 

مانی :

سلام. «به نظر من» مثل «آنطور که به نظر می رسد»، ظاهرا، شاید، اگر، «به فرض اینکه» و امثالهم یک کارکرد دیگه هم دارند. این عبارات برد گزاره ها را محدود میکنند. یعنی برای آنها مرز میگذارند. پس به نظر من، نظر تو کاملا صحیح نیست!

 

مهدی علی مددی :

take it easy!

 

نیما :

مخاطب معمولا در مورد متن به صورت انتزاعی قضاوت نمی کند و از صاحب متن پیش قضاوت دارد علاوه بر اینکه اصولا فعهل وبلاگ خوانی از جنس روزنامه خوانی است و سرعت حرکت چشم و میزان نامل و تعمق بر روی متن خیلی بالا نیست.حتی اگر به صورت تصادفی هم مخاطب با یک متن روبرو شود باز هم پیش قضاوتهای او این اجازه را نمی دهد که تنها بر اساس کلمات نویسنده نسبت به حرف او واکنش نشان دهد.این گونه قیدها و جملات تاکیدی بیشتر به درد خود نویسنده می خورد تا خیال خود را راحت کند و احساس کند که با مخاطب اتمام حجت کرده و گرنه مخاطب چندان وقعی به این جملات نمی گذارد.

 

محمدطاهری :

سلام دوست عزیز.
من افتخارآشنایی با شماراندارم اما ازنوشته های شما لذت می برم.به خصوص مطلبی که شاید یک سال پیش درمورد"پوپولیسم"نوشته بودید.اگر وقت کردید،به وبلاگ من هم سری بزنید.البته اگر وبلاگ من با تعریف شماازوبلاگ همخوانی داشته باشد.

 

minimos :

خدا از دهانت بشنود! فلسفه اش دقیقآ همان است که گفتی!

 

میرزا پیکوفسکی :

من کاملاً با شما موافقم. از ترس ریسمان سیاه سفید فکر می کنم یکی از پرکاربرترین کلمات وبلاگم «شاید» باشد، ولی باز هم به من می گویند فتوا زیاد صادر می کنی.

 

بی تا :

پیشنهاد خیلی به جایی بود.

 

magna carta :

کاملاً مخالفم. برعکس استفاده از اون قیدها رو دوستانه پیشنهاد می کنم اگر قبلاً کسی استفاده نمی کرده. استفاده از اون قیدها ما رو مطمئن می کنه که نویسنده خودش قبول داره که حرفش حرف آخر نیست و تنها نظر خودشه. و به این ترتیب همیشه اماده تر خواهد بود نقد و رد دیگران رو بهتر قبول کنه.

 

magna carta :

کاملاً مخالفم. برعکس استفاده از اون قیدها رو دوستانه پیشنهاد می کنم اگر قبلاً کسی استفاده نمی کرده. استفاده از اون قیدها ما رو مطمئن می کنه که نویسنده خودش قبول داره که حرفش حرف آخر نیست و تنها نظر خودشه. و به این ترتیب همیشه اماده تر خواهد بود نقد و رد دیگران رو بهتر قبول کنه.

 

magna carta :

کاملاً مخالفم. برعکس استفاده از اون قیدها رو دوستانه پیشنهاد می کنم اگر قبلاً کسی استفاده نمی کرده. استفاده از اون قیدها ما رو مطمئن می کنه که نویسنده خودش قبول داره که حرفش حرف آخر نیست و تنها نظر خودشه. و به این ترتیب همیشه اماده تر خواهد بود نقد و رد دیگران رو بهتر قبول کنه.

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007