« | صفحه اول | خصوصي‌سازي مردمي »

17 آذر 84

ساعت بيولوژيک

اول اين که خبر خاصی نيست. دو روز است که حال هر دو مان گرفته است و هيچ دل و دماغی نداريم. انگار هوای آلوده تهران را با تمام وجود تنفس می کنيم و صدای گريه ها را جلوی چشممان می بينيم.

دوم اين که امروز توی اين بی حالی، اعصابم از دست اين آفتاب خدا هم به معنای واقعی خورد شد. همان قدر که آفتاب قبل از ظهر برايم انرژی بخش است، آفتاب بعد از ظهر کسالت آور و گيج کننده است. در نتيجه دقيقا از ساعت 12 ظهر بنده قادر به انجام هيچ کار مفيدی نيستم تا وقتی که آفتاب پايين برود که خوشبختانه اين روزها دور و بر ساعت چهار عصر اين اتفاق می افتد. با اين وضع عملا تا دو سه ساعت بعد از ناهار تقريبا هيچ کار جدی نمی توانم بکنم. می ماند دو کار. يا بروم جلسه يا بنشينم پای اينترنت و علافی کنم. از اولی که معمولا خبری نيست و در نتيجه من مشغول دومی می شوم تا عصر که موتور کارم روشن می شود. آن وقت دوست دارم تا نصف شب کار کنم که آن هم معمولا عملی نيست و بايد بروم خانه. خلاصه که اين وضعيت دارد غير قابل تحمل می شود. مخصوصا که با کار پاره وقتی که دارم مجبورم بعضی روزها بعد از ناهار سرکارم باشم در حالتی که اصلا حس کار نيست و خود کار هم کمی برايم مشکل است. کاش نزديک قطب بودم. جايي که خورشيدش ساعت دو بعد از ظهر غروب کند. شايد وضع بهتر می شد.



   نظرات

:

اعصاب‌ام خـُرد شد.

 

AmirT :

Keep a little rug in your office and take a nap there after lunch!

 

hazhir :

I second the anonymous commentator on this one! I also would be quit ineffective without a nap, but have a rug in my office, with a small pillow and take a 15-min nap which refreshes me for the rest of the day. The only trick is not to sleep over 20 minutes, or you will get even more tired!

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007