دفاع اخلاقي از بازتوزيع
در حوزه سياستگزاري به جواب روشني نرسيدهام ولي در محدوده رفتار فردي با قاطعيت قابل قبولي به اين نتيجه رسيدم كه چون در جامعهاي با ساختار ناعادلانه زندگي ميكنيم به لحاظ اخلاقي موظفيم كه به طور شخصي سهم خودمان را در بازتوزيع ثروت عملي كنيم. يك دليل قوي براي اينكار دارم: كاملا محتمل است كه نابرابريهاي موجود در شرايط اوليه و نيز در امكان دستيابي به فرصتها باعث شده باشد تا هر يك از ما سهمي بيش از آن چيزي كه حقمان است از ظرفيتهاي محدود اين جامعه نصيبمان شود. وقتي نظامهاي اجتماعي به طور موثري نقش خود را در اعطاي فرصتهاي برابر ايفا نميكنند لازم است به طور شخصي و به اندازه سهممان از بهرهمندي اين كار را بكنيم. گفتم كه اين حرف را از جنبه سياستگزاري مساله نميزنم ولي معتقدم كه از جنبه اخلاق فردي بايد شديدن اين موضوع را تبليغ نمود. اين كه بهرهمندي اضافي در دست هر كس چقدر است و بازتوزيع آن بايد به چه شكلي صورت گيرد مسالهاي است كه هر كس بايد براي خودش حل كند. مهم اين است كه مطمئن شويم زيادهخواري نميكنيم و آن چه داريم حق كسان ديگري نيست كه به ناحق به ما رسيده است.

نظرات
saleh s tabrizi :
راولز رو بهتر از من خوندي و به چم و خم قضيه هم آشنايي . يه جورايي تبيين " حجاب غفلت " راولز استدلال مهميه . نتايج سياست گزاري عمومي هم ميشه ازش استنتاج كرد
saleh s tabrizi - January 8, 2006 06:06 PM
حسام الدین :
سلام
عکس اين تفکر که داری از نظر اخلاقی مطرح ميکنی سالهاست که در جامعه ما وجود داره و اون اينه که ما دنباله چيزاي هستيم که فکر ميکنيم سهم ماست ولی دست افراد ديگه هست و اين يعنی بدبختی
حسام الدین - January 8, 2006 06:16 PM
saeed :
مجید جان ، دلبندم ، سیاست گذاری نه سیاست گزاری... بعدش هم چرا از دید سیاست گذاری به این قضیه نگاه نمیکنی؟ مالیات خودش یک جور باز توزیع ثروت است... به شرطی که درست خرج شود
saeed - January 8, 2006 08:16 PM
:
مجید جان ، دلبندم ، سیاست گذاری نه سیاست گزاری... بعدش هم چرا از دید سیاست گذاری به این قضیه نگاه نمیکنی؟ مالیات خودش یک جور باز توزیع ثروت است... به شرطی که درست خرج شود
Anonymous - January 8, 2006 08:17 PM
hamed ghoddusi :
سعيد جان دلبندم. حق با تو است توي اينترنت تعداد استفاده از سياستگذاري بيش از سياستگزاري است.
ضمنا خوب شد گفتي كه ماليات نوعي بازتوزيع است. البته اين نكته خيلي مهم را هم تذكر دادي كه بايد درست خرج شود. مشكل حل شد.
رفيق سر همين كه ماليات بايد باشه يا نه كلي بحث فلسفي و نرماتيو و پوزيتويستي هست. من به لحاظ نرماتيو تا اندازهاي و به لحاظ پوزيتيويستي مقدار زياد ضد مالياتم كه فكر كنم به تفصيل در موردش بحث كردم قبلا. به همين دليل از ديد سياستگذاري به قضيه نگاه نميكنم فعلا. راستي كم نا پيدا شدي تازگيها.
hamed ghoddusi - January 8, 2006 08:34 PM
saleh s tabrizi :
گذاردن در فارسي به معني انجام دادن كاري و سپس رها كردن آن است . حال آنكه گزاردن انجام دادن كاري ست كه پس از آن پي آننيز گرفته شود و به هواي باد و باران سپرده نشود . سياست گزاري هم از جنس دوم است ( ر . ك : كارگزار )
saleh s tabrizi - January 9, 2006 06:27 AM
Ali :
لینکهای لینکدونی رو اصلاح نمیکنی برادر؟
Ali - January 9, 2006 07:19 PM
saeed :
صالح جان ممنون از توضیحت... اما ببخشید که ما رو کنکور اینطوری کرده... فکر میکنم خیلی به آنچه مد نظر نویسنده هست ربط داره... اما سایتهایی رو که از سیاست گذاری استفاده میکنند با اونهایی رو که از سیاست گزاری استفاده میکنند مقایسه کن ... در ضمن گزاردن لزوما به معنای انجام کاری نیست... مثل خبرگزاری... و همچنین گذاردن به معنی رها کردن آن نیست... مثل بنیانگذاری... بگذریم...
saeed - January 9, 2006 08:28 PM
saeed :
حامد جان میدونم که با مالیات مخالف هستی و کلی هم با هم بحث کردیم همون موقع.. اما من معتقدم رها کردن باز توزیع به عنوان یک عمل اخلاقی منطقی نیست... بلکه چون صحیح است باید سیستماتیک باشد... مثل این است که بگوییم به جای اینکه ایستادن پشت چراغ قرمز را اجباری کنیم، آنرا یک امر اخلاقی کنیم..
saeed - January 9, 2006 08:32 PM
saeed :
راستی .. ما هستیم... شما مارو ریز میبینی استاد :)
saeed - January 9, 2006 08:33 PM
JaSa :
" .. در جامعهاي با ساختار ناعادلانه زندگي ميكنيم به لحاظ اخلاقي موظفيم كه به طور شخصي سهم خودمان را در بازتوزيع ثروت عملي كنيم." .. در جامعه اي با ساختار ناعادلانه چطور هر كس مي تواند سهم خود را تعيين كند تا بتواند آن را باز توزيع نمايد؟!
JaSa - January 13, 2006 06:16 PM
JaSa :
مثلا خود من! چقدر بايد بپردازم يا چقدر بايد به من پرداخته شود؟!
JaSa - January 13, 2006 06:19 PM
JaSa :
لطفا اگر جوابم را دادي خبرم كن (در وبلاگم)
JaSa - January 13, 2006 06:21 PM
آرش :
موافقم، تقریبا با همه اش
ولی باید حواسمون رو جمع کنیم که پایبندی به اخلاق صرفا فردی حداکثر نتیجه ای که داره اینه که یک سری که به این درک رسیدن این کار رو انجام می دهند و در بهترین حالت این پیام رو به تعدادی از نسل بعد هم منتقل می کنند. این جاست که من می گم باید در کنار پایبندی به اون حس و نتیجه اش به عنوان یک سری اخلاقیات فردی شروع به مبارزه هم کرد.
ب.ت. و فکر می کنم واضحه که منظورم -لزوما- مبارزه چریکی نیست.
آرش - January 16, 2006 03:36 AM
اسماعيل :
يه نكته خيلي مهم رو توجه نكردي داداش: اساس توزيع ثروت توي خيلي از كشورها شديدا ناعادلانه تر از ايران بوده، حالا با ايكوال اپورچونيتي كه مثل دعوا سر خورده ريزه هاس اصل قضيه حل نمي شه. منظورم اينه كه بقيه جاها رو اشتباه عادلانه فرض كرده اي. مثلا امريكاي چند قرن پيش رو كه بخوني، مي بيني كه پادشاه انگليس يهويي ميليون ها هكتار زمين به يكي مي بخشيده كه هنوزم نوادگان يارو دارن توي امريكا حالشو مي كنن. خوب مگه اون موقع زمين امريكا مال مفت و ملك طلق انگليس بوده؟؟ يا مثلا خود كشورهاي اروپايي كه يه موقعي در قالب فئوداليسم تمام كشورو بين چند تا فاميل تقسيم كرده اند.(من شنيدم كه همين الان هم 90درصد زمين هاي انگليس در چارچوب املاك اعضاي حزب محافظه كار هست. البته نوع توزيعشو بين تعداد اعضا نمي دونم). به هر حال توي اين فضا ايكوال اپوچونيتي يه بازي سر خورده ريزه ها براي دلخوشي رعاياي سابق به نظر مياد. البته منم با توزيع عادلانه تر ثروت در ايران موافقم ها، ولي اينكه بگي بقيه جاها از ايران بهتر هست خيلي دور از ذهنه. حتما بايد از دو سه قرن قبل شروع كني تا بي عدالتي رو ببيني.
اسماعيل - January 18, 2006 05:35 AM