حسين درخشان آيينه خود ما است
حسين درخشان در وضعيت ناجوری قرار گرفته است. تقريبا می توان گفت که بين آدم های جدی اعتبار چندانی ندارد و حالا که دارد در جنگی که از سر بی فکر نوشتن راه انداخته بود می بازد دست به ابتکاری می زند که شبيه چيزی است که در استراتژی نظامی اصطلاحا بهش می گويند فرار به جلو. يعنی سعی می کند با ساختن حرفی غيرقابل باور، خود را در موقعيت جديدی قرار دهد که شايد از آن وضعيت قبلی خلاصی يابد. اين رفتار را بيش از همه در کودکان ديده ايم که چون تجربه و پيچيدگی بزرگان را خبر ندارند دلايلی می آورند که نادرست بودنش برای بقيه مثل روز روشن است ولی خود طرف اين احتمال را می دهد که ديگران حرفش را بپذيرند.
با اين همه نمی خواهم دو رويي پيشه کنم و حرف هايي از اين دست بزنم که مثلا آدمی مثل هودر بی ارزش تر از آن است که برايش وقت بگذاريم و خوب يا بد در موردش حرف بزنيم. اتفاقا من فکر می کنم که بايد به پديده ای به اسم هودر پرداخت چرا که بازتابی ديدنی از گوشه هايي از وضعيت خود ما است.
1) نوشته های هودر دقيقا مدل ايده آل نوشته ای است که جامعه ما می پسندد. نوشته ای که تکليف يک موضوع بزرگ را در چند سطر معلوم کند بی آن که روی موضوع ريز شود يا اصلا صلاحيت اظهار نظر داشته باشد. در اين مدل نويسنده و خواننده صرفا حسی کلی از موضوع دارند- گاهی حتی اين را هم ندارند- و با اين حال به خود حق می دهند که قضاوت کنند بی آن که چيزی دقيق در مورد جزييات و پيچيدگی های مساله بدانند.
2) هودر سمبل سهل جويي رايج در جامعه ما است. گوشه امنی را که آدم های جدی به خاطر کم اهميت بودنش به آن بي توجه اند به عنوان حوزه کار انتخاب کنيد و با زحمت کمی زندگی تان را بچرخانيد و مطرح شويد و سفر کنيد و الخ. البته خودتان می دانيد که کل ماجرا کمی به بازی شبيه است لذا گاهی به فکر می افتيد که برای آينده تان کاری بکنيد.
3) هودر متخصص مسايل فنی وبلاگ که اتفاقا اين چيزها را خوب می فهمد چون کمی معروف می شود فيلش ياد هندوستان می کند و به نظرش می رسد که می تواند راجع به چيزهای بی ربط به خودش هم همان قدر دقيق نظر بدهد. آخرش می شود اين نوشته های خنده دار يکی دو سال اخيرش. آيا اين خصلت بسياری از روشنفکران روزنامه گرای ما نيست که در باب هر چيزی حرف می زنند؟ به عنوان نمونه فريبرز رييس دانا را نگاه کنيد.
4) هودری که در محدوديت بوده لذت و ارزش آزادی را درک می کند پس تلاش می کند تا تلاشش برای جبران عقب ماندنش از قافله را با اشاره های مداوم به لذت های ممنوعه به بقيه نشان دهد.
5) از يک ديد فرويدی هودر دچار عقده زبان ندانستن است به اين خاطر دايما در ديگران دنبال چنين عيبی می گردد تا کمی خيالش از بابت خودش راحت شود.
6) به طور متوسط از هر چهار حرفش يکي آن قدر پرت است که از فرط بی ربط بودن خون ملت را به جوش آورده و سر و صداشان را در می آورد و آن وقت هودر و طرفدارانش به نظرشان می رسد که حرف مهمی زده شده است. درست عين ماجرای انکار هولوکاست.
7) نان خوردن هودر از راه ارائه تصوير کليشه ای از ايران به غربی ها است. کليشه هايي که تنها تفاوتش با کليشه های موجود نشاندن 5% مرفهين شمال شهر به جای 5% مذهبی های تندرو جامعه است. از قبل ايران نان خوردن عادت رايج خيلي از اساتيد مقيم خارج است که کارنامه پژوهشی شان را از طريق تحقيق های سهل و ممتنع در زمينه مسايل ايران پر می کنند.
8) و دست آخر اين که هودر نمونه کامل هر دم به راهی بودن و متمرکز نبودن است. يک روز پروژه اش اسراييل است، دفعه بعد اسپانيا و روز بعد را خدا می داند. مهم اين است که هيچ کدام را نبايد جدی گرفت چون می دانيم که فقط حرفی است که زده می شود.
با اين همه يک چيز هست که در هودر هست و هنوز صد در صد به جامعه ما سرايت نکرده است. هودر بی نزاکت است. در نوشته های زير لينک ها به بقيه توهين آشکار می کند يا مثلا در راديو اش می گويد « اگر خنگيد و شماره يادتون نمی مونه دوباره تکرار کنم» ظاهر حس باحال بودن از طريق رها کردن زبان هنوز عادتی همه گير نشده و اميدوارم هرگز نشود.
من هر وقت که به سايـت حسين درخشان نگاهی می اندازم يادم می آيد که خودم هم ممکن است مثل او باشم. او فقط بی خيال تر است و اين خصلت ها را بيشتر بازتاب می دهد. خصوصا گاهی که بعدا به نوشته ام نگاه می کنم به خودم می گويم باز مثل هودر نوشتی.

نظرات
marjan :
wow! It was the first time that I read something about Hoder and felt satisfied with the writer's logic without abusiveness
Thanks for clarifying the issue
marjan - January 12, 2006 07:11 PM
professor Zanbor :
agha Hamed: daghighan rast migi, masalan hamin taarooz be Fariborz Raiesdana khodesh Hodari-ye. shoma bahash daroftad-ie zira ke Raiesdana az dide shoma chape v shoma ba chapha alergy darid. agha bejaye partabe gel- kasafet be lebase Raiesdana, be ma begid ke az che chize in agha---raghib--- khosheton nemiyad.
professor Zanbor - January 12, 2006 07:11 PM
خُسن آقا :
جامعه ایران مشکلاتی بزرگتر از هودر دارد. ای کاش بجای پرداختن به هودر به این مشکلات میپرداختیم.
در ضمن از قدیم گفتهاند کسی که به زمین خورده را نباید لگدمال کرد، از انسانیت بدور است.
خُسن آقا - January 12, 2006 07:22 PM
Pedram :
in item#3 you've written
به نظرش می رسد که می تواند راجع به چيزهای بی ربط به خودش هم همان قدر دقيق نظر بدهد
now, in item #7 you are doing the same thing:
از قبل ايران نان خوردن عادت رايج خيلي از اساتيد مقيم خارج است که کارنامه پژوهشی شان را از طريق تحقيق های سهل و ممتنع در زمينه مسايل ايران پر می کنند.
How can you say so? How do you know that this is true? Have you done a research on this? Yes, you seem right, he IS a mirror that we can see ourselves in.
Pedram - January 12, 2006 07:32 PM
امين :
حامد عزيز گويا متن را کمی با عجله نوشتهايد و چند غلط تايپی در آن راه يافته که اغلب خوانايی متن را دچار اشکال نمیکنند؛ به جز اين جمله:
«از قبل ايران نان خوردن عادت رايج خيلي از اساتيد مقيم خارج است که کارنامه پژوهشی شان را از طريق تحقيق های سهل و ممتنع در زمينه مسايل ايران پر می کنند.»
سهل و ممتنع بودن صفتی ستايشآميز برای اين گونه تحقيقات است. کلاً به چيزهايی سهل و ممتنع گفته میشود که به نظر ساده بيايند اما درست کردنشان کاری خلاقانه و منحصر به فرد بوده به گونه ای که عملاً برای افراد ديگر ممتنع (غيرممکن) باشد. در حالی که به نظر میآيد قصد شما ستايش اين گونه تحقيقات نبوده است.
امين - January 12, 2006 07:32 PM
حامد قدوسی :
امين عزيز ممنون از تذکرت. من تصور ديگری از معنی اين عبارت داشتم. اکنون از شما ياد گرفتم. زنبور عزيز راستش من دشمنی با دکتر رييس دانا ندارم. حتی می شه بگم يه رفاقتی هم می تونم باهاشون داشته باشم. قصدم نقد کردن رفتارش بود. واقعا چون روشنفکر راست خيلی نداريم مثال اون وری توی ذهنم نيومد. پدرام عزيز تذکر شما از اين باب درست است که بايد دامنه موضوع تحقيق را محدود می کردم به علوم انسانی که مد نظرم بود ولی به نظرم به لحاظ منطقی حرف بی راهی نمی زنم برای اين که نگفته ام *همه* اساتيد بلکه گفته ام خيلی و البته خيلی کلمه دقيقی نيست و البته من می توانم برای خيلی مثال های متعدد بياورم. با اين همه اگر صفت *خيلی* را نمی اوردم شايد حرف دقيق تر بود.
حامد قدوسی - January 12, 2006 07:41 PM
ليشام :
خداوند همهي ما را به راه راست هدايت كناد...
ليشام - January 12, 2006 08:04 PM
Winston :
he is just a typicall dumb iranian who has nothing to do with thinking and thinkers. he is as useless as one may imagine with possible links to his mullahs in tehran. I never believed that he was questioned upon his arrival at tehran. he is a bad liar too but well, he shouldnt be given lots of attention and that is what we are doing. we give him attention and our time and he is happy with this. It is bad
Winston - January 12, 2006 08:09 PM
محمد :
هودر هرچه هست يا نيست کسی بود که اکثريت ما را با وبلاگ نويسی آشنا کرد. همين يک خدمت را به جامعه ايرانی کرد و بس. از اول هم کسی وبلاگ او را جدی نمی گرفت و نبايستی هم جدی گرفت. کسی نگفته همه وبلاگ ها بايستی جدی باشند. ملت به تفريح و خالی کردن عقده هايشان هم احتياج دارند. حداقل هودر سروته يک کرباس است. دو سه باری که مصاحبه هايش را ديدم همان چيزی را می گويد که در وبلاگش می نويسد. عقايدش به همان ميزان سطحی و بديهی است. مشکل هودر نيست. مشکل کسانی است که با لفاظی و ظاهر روشنفکرانه دادن به نوشته هايشان برنامه کاری خودشان را دنبال می کنند - قبلاً بگم منظورم حامد نيست که نوشته هايش هميشه خواندنی و بحث انگيز است.
محمد - January 12, 2006 08:48 PM
:
به توضیحِ امین این را هم اضافه کنید که صورتِ فصیحترِ آن اصطلاح "سهلِ ممتنع" است نه "سهل و ممتنع".
Anonymous - January 12, 2006 09:32 PM
مانی :
سلام حامد. یادم نبود، هفته پیش outlook را جدید نصب کردم، برای همین همه آدرسهای ایمیل از بین رفت. آدرس تو را هم اینجا پیدا نمیکنم. یک ایمیل به من بزن. شب بخیر
مانی - January 12, 2006 09:52 PM
Taha :
من فکر می کردم سایت این آقا در مقوله جوکه. شما هم خیلی جدی نگیر!
Taha - January 12, 2006 11:57 PM
محمد :
حامد:
به نظر من اشتباه تو اینه که هودر رو با مقیاس یک ژورنالیست یا محقق نقد میکنی. هودر فقط یک وبلاگ نویسه و به نظر من خیلی از نقدهای تو به همین دلیل بی ربط هستند چون استانداردهای وبلاگ نویسی خیلی با استانداردهای ژورنالیستی فرق میکنه.
محمد - January 13, 2006 03:25 AM
Habib :
I read your essay and I should say I feel very illiterate now!! However, I am motivated now to study harder. Your third comment on Hoder's technical expertise in weblogs and his attempt to convert his expertise to other fields without having any knowledge about it is very interesting. Larry Diamond, a political scientist who works extensively on democratization in Eastern Europe after collapse of the Soviet Union mentions this in his conceptualizations of a democratic civil society Diamond mentions that in a well established civil society groups and actors maintain their " partiality". In other words you express yourself and deal with what you know. Unfortunately, Hossein similar to some dear person who believed "Economy belongs to donkey" states his opinion in fields he has no knowledge of. Anyway, thanks for your essay and motivating me.
Take care
Habib - January 13, 2006 04:21 AM
عجب! :
تخصص خودت چه ربطی به مطالبی که نوشتی دارد؟ توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند؟
عجب! - January 13, 2006 04:41 AM
بی تا :
من با خسن آقا مخالفم. اتفاقن جامعه ایرانی از داشتن افرادی با رفتار هودری است که سالها عقب افتاده مانده است.
همیشه کسانی نماینده جامعه ایرانی در موارد مختلف بودند که لیاقتش رو نداشتند.
و افرادی که لایق بودند از طرف همین افراد کنار گذاشته شدند.
بی تا - January 13, 2006 04:51 AM
meena :
You are right but do not speak about him further.
meena - January 13, 2006 04:52 AM
ali :
خوشحالم که هنوز امثال جنابعالی تعداد ویزیتور روزانه شون رو از طریق خراب کردن حودر زیاد می کنن.
ali - January 13, 2006 01:40 PM
man :
dar morede bi nezakati vaghean movafegham
man - January 13, 2006 01:57 PM
کاوه :
سلام. من قبلا به سایتش نرفتم و الانم فیلتره و نمی تونم برم. ولی مستقل از هودر، برعکس بقیه، من فکر می کنم هر آدمی حق داره در مورد چیزی که به زندگیش مربوط میشه نظر بده. فکر می کنم (همه) این کار رو می کنیم. حالا اگر حرف تو خالی زد، نظر خودمون رو می گیم. سر مطالب شرق در مورد روش علمی و ... که یک مدت قبل چاپ شد هم همین مساله رو داشتم. آزادی بیان عقاید محدودیتی نداره! حامد عزیز، دوست داری که به تو بگن که رشته ات فلسفه نیست، دین شناسی هم نیست، پس حق نداری در این موارد حرف بزنی؟
محدود کردن حرف زدن آدم ها چیزی رو درمان نمی کنه. فقط باعث می شه این حرف ها پشت پرده زده بشن.
یادمه یک بار یکی یک کامنت خارج نزاکت برای
http://ameteor.blogspot.com/
گزاشته بود. برخوردی که
ameteor
کرد هنوز هم یادمه. تو آرشیوش حتما هست. یک نگاهی بکن. رفتاری که باید یاد بگیریم.
موفق باشی.
کاوه - January 13, 2006 03:49 PM
Siamak :
شاید بهترین تحلیلی بود که از رفتار کسی مثل هودر خوانده بودم. فقط می خواستم دو نکته دیگه رو بگم.
هودر می نویسه چون فکر میکنه که باید بنویسه. نه بخاطر اینکه به واقع چیزی برای گفتن و نوشتن داره. و این هم برای داشتن خوانندگانی هست که به حالت اعتیاد واری نوشته هاشو دنبال میکنند. این موضوع در مورد جوابگویی به انتقادهاییم که ازش میشه صادقه.
دوم اینکه شخصیتش بر خلاف تلاشی که داره به هیچ عنوان عمیق و باز نیست و نمیتونه نگاه باز و intelectualیی به موضوعات مورد علاقش داشته باشه. تنها پافشاری میکنه بر چیزهایی که بنیاد محکمی ندارند. صرفا چون هودر هست و نباید حرف اشتباهی زده باشه.
مرسی بابت نوشته
Siamak - January 13, 2006 05:37 PM
Mohamadi :
Agha Hamed: please do not insult me and others by saying that Derakhshan is the reflection of us. I would rather be called a dog then being compared –in anyway--- to Hussein Derakhshan.
Mohamadi - January 13, 2006 09:32 PM
aida :
سلام.مدت سه سالي كه بلاگر شدهام شايد كمتر از 6-7 بار به بلاگ هودر سر زده باشم نه به دليل مشكل خاصي بلكه مدل نوشتنشون برام جالب نبوده (اين توضيح رو دادم -گر چه لازم نبود-كه بدونيد نظرم از ديدگاه يك طرفدار نيست) اخلاقي كه ما بلاگرها داريم و فكر ميكنم چندان پسنديده نيست اينست كه موضوع نوشتههايمان مانند مد لباس تغيير ميكند و به همين صورت همه گير ميشودو گويا مد رايج بلاگ ها نقدهودر است البته من جزو آن دسته از بلاگرهايي هستم كه فكر ميكنم وبلاگ تحت هر شرايطي فضاييست براي گفتن هر چه كه ميخواهيم چه غلط و چه درست و با اين ديد شايد حتي درست نبود اين كامنت رو اينجا بگذارم اما تذكر كوچكي بود به كسي كه مدت كميست كه خواننده بلاگش شدم
aida - January 14, 2006 12:08 AM
reza :
This what I call an educated note... very nicely said.... great job.... keep up the good work.
reza - January 14, 2006 12:38 AM
:
می گویند شیوه نگارش سعدی در نوشتن گلستان سهل و ممتنع است. یعنی به نظر آسان می آید ولی در عمل نوشتن به مانند آن خیلی مشکل است... الغرض: آخه تو که هنوز معنی و مفهوم این اصطلاح رو نمیدونی چطور میتونی یه نفرو به قول خودت از دید فرویدی نقد کنی و بگی دچار عقده زبان ندانستن است؟!!!! تعجب می کنم از اینکه تمام افرادی هم که مطلبتو خوندن و نظر دادن ( چه موافق و چه مخالف) بهت گوشزد نکردن که تو هم از نظر مرادت (فروید)محکوم هستی!!! تو واقعآ مصداق ضرب المثل " کور خود و بینای مردم" هستی یکی مثل حسین درخشان.
Anonymous - January 14, 2006 01:27 AM
مهران از کانادا :
می گویند شیوه نگارش سعدی در نوشتن گلستان سهل و ممتنع است. یعنی به نظر آسان می آید ولی در عمل نوشتن به مانند آن خیلی مشکل است... الغرض: آخه تو که هنوز معنی و مفهوم این اصطلاح رو نمیدونی چطور میتونی یه نفرو به قول خودت از دید فرویدی نقد کنی و بگی دچار عقده زبان ندانستن است؟!!!! تعجب می کنم از اینکه تمام افرادی هم که مطلبتو خوندن و نظر دادن ( چه موافق و چه مخالف) بهت گوشزد نکردن که تو هم از نظر مرادت (فروید)محکوم هستی!!! تو واقعآ مصداق ضرب المثل " کور خود و بینای مردم" هستی، یکی مثل حسین درخشان.
مهران از کانادا - January 14, 2006 01:31 AM
:
Oh, Hoder, you're the Ahmadinejad of blogs
Anonymous - January 14, 2006 03:23 AM
:
This is in response to:
محمد
who said it was hoder who introduced blogs to iranians, do you really believe that if there was no hoder iranians would wonder if they should eat blogs before lunch or after lunch
Anonymous - January 14, 2006 03:30 AM
vahid :
به نظر من دخالت بی مورد و اظهار نظر های مسخره هودر در هر موضوعی ای به خاطر حس قیم بودنش نسبت به وfگلاک هاست.
مخصوصا با حاشیه امنیتی که از شروع موج وبلاگ نویسی با وبلاگ هایی که همه میشناسیم مث احسان ، خورشید خانم ، کسایی که فقط به خاطر حضور داشتن بین وبلاگ نویسا مینوشتن و در کل کسایی که بخاطر "وبلاگ" داشتن وبلاگ داشتن و کمتر تو زمینه های تخصصی یا جدی وارد میشدند براش بوجود اومده بود میتونستن دست به هر نوع جوسازی بزنن.
کم کم دور و بری های حسین درخشان به خاطر مطالب زیادی بیخودشون و تاثیر وارد شدن شدن خبرنگاراو زیاد شدن وبلاگای تخصصی به حااشیه رفتن و حسین درخشان موند تک و تنها .
به حر حال اگه ادیسون لامپ برق رو اختراع نمیکرد یکی دیگه میکرد.
vahid - January 14, 2006 03:42 AM
:
گويا اين آقاي درخشان اينجا يك چيزيه مثل پروين توي دنياي غير مجازي ايران!! آدم جسابيا نه در ردش حرف مي زنن نه در تائيدش!
Anonymous - January 14, 2006 09:07 AM
Mazyar :
حامد جان! فكر نمي كني خودت هم قدري در دامي كه حسين درخشان افتاده، افتادي؟!
Mazyar - January 14, 2006 03:49 PM
joojoo :
اعلامیه ی حقوق بشر ، ماده ی 19 : هر کس آزاد است هر عقیده ای را بپذیرد و آنرا به زبان بیاورد و این حق شامل پذیرفتن هر گونه رای بدون مداخله ی اشخاص می باشد و می تواند به هر وسیله که بخواهد بدون هیچ قید و محدودیت به حدود جغرافیایی ، اخبار و افکار را تحقیق نماید و دریافت کند و انتشار دهد .
joojoo - January 14, 2006 05:03 PM
میثم :
1- شاید لینکدونی جاش نباشه, اگه علاقه داشتی راجع بهش چت می کنیم!
2- من کاری ندارم که ممکنه اثرات زمستان و سرما و زیاد تو خونه موندن و حوصله زیاد واسه نوشتن باشه
3- کاری به این ندارم که به یک تعبیر نویسنده ها در مثل فاعلند و خواننده ها مفعول! و دعوا دعوای فاعلانی چون سیب و سیبیل بر مفعولانشان است!
4- کاری به این ندارم که کل کسانی که درگیر این بحث ها شده اند حتی 10 درصد وبلاگ بازهای ایرانی هم نیستند. اینترنت بارها که بماند
5- کاری به این ندارم که حسین درخشان باز جریان آفرید چه خوشمون بیاد چه بدمون بیاد
6- در نهایت کاری هم به این ندارم که حالم از مزخرفات دو طرف داره بهم میخوره. هرکی هر موضعی رو تو نوشته اول گرفته در هر صورت ادامه داده محض رضای خدا حتی یک نفر هم نبوده که از این جبهه بره اون جبهه
آنچه مرا خوشحال می کند آن است که اتحاد مخرب هر دو گروه که در دوم خرداد متحد شدند می شکند. اتحاد جمهوری خواهان و روشنفکران مذهبی, اتحاد کارگزاران و مشارکت, اتحاد جوانان و پیران, اتحاد زنها و مردها و اصلا اتحاد چه معنا دارد حتی در prisoners dilema
(قیاس مع الفارق است اما) این دعواها مرا یاد دعوای دکتر جونم با علوی تبار می اندازد. دکتر جونم هم همیشه برنده است. اینجا هم آخر سیب به سیبیل می بازد آخر اگر سیبیل ها سیب ها را نخوانند پس دیگر کی بخواند؟ داداش من که فقط بلده با دخترا چت کنه؟
میثم - January 14, 2006 07:17 PM
yasget :
زدی وسط خال .
البته خیلی ها از جمله خودم خیلی از این مشکلات را داریم (نمونه یک ایرانی تیپیک" ولی به هر حال وقتی آدم حقیقتی رو می خونه حال می کنه
yasget - January 15, 2006 08:01 AM
داریوش :
حامد جان سلام
خیلی وقت بود سری به اینجا نزده بودم
کلی مطالب قبلیت رو خوندم و حال کردم
آقا خیلی مخلصیم
داریوش - January 15, 2006 02:27 PM
:
من ماهور خانم هستم . اگه در مورد متن من با عنوان فلسفه هنر نظر بدی ممنون می شم
Anonymous - January 15, 2006 08:21 PM
مهدی :
شاید بتوان گفت هر کس آزاد است هر عقیده ای را انتخاب کند و به زبان بیاورد، اما بی نزاکتی با حقوق خوانندگان هم مرتبط است و در وبلاگی که همه آن را می توانند بخوانند مجاز نیست.
مهدی - January 15, 2006 08:27 PM
joojoo :
دقت کردی این اعلامیه ی حقوق بشر ، ماده ی 19 چه چیز مسخره ایه ؟!!!
joojoo - January 15, 2006 10:47 PM
:
راستی شاید ادرسم یادمون رفته باشه.
Anonymous - January 16, 2006 06:53 AM
tasvireman.blogspot.com :
اینم ادرس وبلاگم
tasvireman.blogspot.com - January 16, 2006 06:56 AM
david :
Do not waste you time on this bipedal creature Hossien Derakhshan.
he is the man of Insult and conspiracy and nothing more than that.
I have read what he has written aginst american policy. just for not letting him to live in the united states
david - January 16, 2006 04:41 PM
سرعت گیر ( دست انداز) :
ترمززززززززززززززززززززززززززززززززززز
کجا داری میری؟؟
وایسا مارم ببر
کی گفته تو راست میگی؟
کی به تو حکم قضاوت داده؟
به تو چه؟
چرا فکر می کنید که اجازه دارید در مورد هر چیزی نظر بدید؟
لازمه که نوشته های همین ارسال رو با مضمون همین نوشتار مقایسه کنید
شما نویسنده خوبی هستید ، اخه دارید چیزی رو همان طوری نفی می کنید که دارید نفیش را میکنید
سرعت گیر ( دست انداز) - January 18, 2006 12:56 PM
ساروی کیجا :
من با این آخرین کامنت خیلی موافقم . کی گفته شما حق قضاوت دارید ؟ اون هم با این همه تحکم و تشدد . دنیا به دو رنگ سیاه و سفید تقسیم نشده ، اگر هم شده باشه لزوما سیاه و سفیدش همونی نیست که شما دلتون می خواد .
با اضافه کردن ویزیتور به وسیله نقد هودر هم موافقم . مد شده که همه بهش بگن اه اه . و همه ی همین اه اه گویان هم هر روز برن و وبلاگش رو بخونند .
حسین درخشان اگه هیچی هیچی هیچی نباشه ، با شهامت که هست ، کدومتون جرات دارید مثل او حرف بزنید ؟ حتا در زندگی عادی و شخصی تون کدومتون می تونید مثل او فکر کنید یا حرف بزنید ؟ خیلی از شما از سایه ی خودتون هم می ترسید و جرات انتقاد ندارید .
*
و در آخر ، استاد یک کلمه ی فارسی است که جمع اون می شه استادان ، نه اساتید . جمع مکسر کردن کلمه ی استاد به صورت اساتید ، مثل جمع بستن توپ و باروت به اتواپ و بواریت است .
ساروی کیجا - January 18, 2006 03:53 PM
سامان :
راستش هودر تا وقتي مخالفهاي عقدهاي اي مثل شماها داره که اظهار نظر کردن در وبلاگش را هم خطاي نابخشودني ميبينيد غم نبايد داشته باشه!
به جاي فحش دادن به کسي که (ناخوداگاه يا آگاهانه) ميپنداريد از شما بالاتر است سعي کنيد خودتان را بالا بکشيد. با اين کارها تنها او را بزرگتر ميکنيد.
سامان - January 18, 2006 03:55 PM
Mehrdad :
I totally disagree with you. your post was very judgmental. this is one of us Iranians' major problems. Hoder is not you. he is a different person and can say and do whatever he likes to say and do unless it hurts somebody. I am closely following his posts and stuff and I have never seen his stuff hurting anybody. at most he expresses his idea about others , which is still OK I think. Why do you think he should act the way you like? I think he is great guy and doing a great job and has his own language that in fact I like. If you don't like it don't read his weblog and don't listen to his radio...m
Mehrdad - January 18, 2006 06:35 PM
حامد :
يك نكته جالب اينه كه خيلي ها با مخالفت كردن با بقيه سعي ميكنند خودشون رو مطرح كنند.
كاري ندارم كه حسين درخشان كي هست و چكار ميكنه.
ولي نحوه برخورد با يك نفر چون عقايدش رو مينويسه خيلي برام جالبه
همين طوريه كه ما اين جوري مونديم.كافيه يكي حرف بزنه بقيه شروع كنند كه اين چرا اين طوريه و چرا اون طوريه.خودت چكار كردي براي مردم و جامعه ات؟
فقط انتقاده كه كاري نداره.
حامد - January 18, 2006 07:16 PM
Amir :
Hossein Derakshan can write whatever he wants about what ever he likes ,and it is only and only up to him and no body esle , so if some body doesnot like him or his writng I just recomand him or her do not visit his weblog and then relax .what i can see in his weblog, is himself ,it shows us,the kind of person he is and what type of charactor he could have and the point is ,this is his real him .So it make it very easy for the readers to be connected to him or not .
Amir - January 18, 2006 08:28 PM
amin :
hey why are u so angry with him.....nobody's complete as u know!...........but hoder is a good guy overally and does not deserve thses nonsense u have said!
amin - January 18, 2006 09:52 PM
فیروز :
فقط میزان کمی بحثهایی را که در نقد حودر در وبلاگ های فارسی بررسی کنیم می شود به این نتیجه رسید که حودر در کار خود (صرف نظر از میزان کیفیت ان) موفقیت داشته اشت و ان اینکه دغدغه های فکری اش را به جمع کثیری انتقال دهد و خط بحث تعیین کند. برخورد شخصی نقد نیست و این حرف کامنت فردی بنام حسن درست است که بسیار مسائل مهم تر از حودر وجود دارد. وی البته خود در جمله دوم همه حرف خود را پنبه می کند و تنها عمق کینه شخصی خود را به حودر برملا می کند.
فیروز - January 18, 2006 10:34 PM
Arash :
that was awesome so true.
Arash - January 19, 2006 12:34 AM
:
baeid midounam to ham mesle hoder hamchin jorati dashte bashi ke be arajifi ke ye mokhalef dar moredet neveshte be rahati link bedi hoder har chi bashe in akhlagho dare va amsale to ke khosheshoun miad motefavet bashan nadaran
Anonymous - January 19, 2006 12:44 AM
Some dude :
What a bunch of balonies! It's his weblog for crying out loud! Do you really think he has to stick with YOUR standards when he's chronicling his experience, thoughts and his musings? as far as I am concerned, he can say whatever he wishes. You don't like it, by all means, stop reading his weblog. Until then, shut the fuck up already will ya?
Some dude - January 19, 2006 04:07 AM
Kambiz :
آقا این چه وضعیه؟تو فرهنگ ایرانی فقط نفی کردن هم و کوبیدن هم یه ارزش حساب می شه چرا واسه ی عقاید همدیگر هیچ اححترامی قایل نیستیم و به جای اینکه به کار خودمون فکر بکنیم و سعی کنیم تو هر کاری که هستیم هی بهترو بهتر کار بکنیم و اگر تو کار کسی اشتباهی به نظرمون می رسه از اون اشتباه تو کار خودمون به نهو خوبی استفاده کنیم به نظر من که تقریبا هر روز مطلبای حسین درخشان رو دنبال می کنم حسین درخشان نمونه ی خوب یه استعداد سنت شکن ایرانیه که حق بزرگی به فرهنگ ما داره خودمو نو دست کم نگیریم ....خوش باشید
Kambiz - January 19, 2006 09:38 AM
afra :
راستش اینکه به قول شما یه زمینه ساده رو پیدا کرده و مطرح شده فقط نشونه هوش و ذکاوت طرف وگرنه با عرض پوزش خرحمالی کردن که هنر نیست هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اینی که اشاره فرمودید بیشتر یه ارزش محسوب میشه.
afra - January 19, 2006 08:53 PM
shahin :
I dont know too much about bloging, but from what I know its about people saying whats on their mind,
not all have to agree with what one says,... not all have to like it, not all have to take it seriously.
Unfortunatly we Iranians see all things black and white,... but there are 250+ shades of gray.
hoder i dont see you as ahmadi nejad of iran blogs but the howard stern!
shahin - San Diego
shahin - January 20, 2006 07:06 AM
mina :
I think that eachof us has the right to say whatever he wants to say .
mina - January 20, 2006 11:39 PM
Iranian idiot :
The Moment That Any man thinks He's Reached the top, He falls Down.
Iranian idiot - January 21, 2006 01:00 AM
ehsan :
مدتها بود که چنین متن بی تعصبی در باره شخص ثالث نخونده بودم. تقریبا با اکثر نظرات شما موافقم ولی بیشتر با سبکی که حتی به هودر اجازه استفاده از آن برای شلوغ کردن را نمیدهند موافقم. شاید پس از مشکلاتی که در آمریکا و زندگی شخصی و غیره برای آقای درخشان پیش آمده موقع آن باشد که کمی بیشتر فکر کنه. ورود از حوزه گرافیک و نرم افزار به خبرنگاری و از خبرنگاری به سیاست ممنوع نیست ولی ملزوماتی دارد که رعایت نکردنش شهرتی متفاوت می سازد. گرچه ترافیک سایت هودر بدلیل فیلترینگ کاهش یافته ولی در میان همین گروه که نوشته های او را میخوانند کمتر میتوان کسی را پیدا کرد که با انتقاداتی که در این یادداشت به او شده مخالف باشد. سربلند باشید.
ehsan - January 21, 2006 05:06 AM
saqur :
بعد از تعبیری که از نیک آهنگ به صورت خردبیر خودم برای هودر آورد دیگر از هرچه نویسنده بود ناامید شده بودم که مطلب شما را تصادفی دیدم. البته این نکته را هم باید در نظر داشت که نیک آهنگ با دید بصری به هودر می نگرد و شما با دید خود هودر به مسائل. کمتر نقادی اینقدر ظریف می شود.
تا یادم نرفته بگویم که هودر را خود ما بزرگ کردیم. وگرنه او به اندازه نصف آنهایی که من می شناسمشان قلم نمی زند و نمی تواند که بزند. خیلی وقتها برای خودم که راجع به هودر مطلب نوشتم متاسف می شوم. لینکش را بعدا برایتان می فرستم.
saqur - January 21, 2006 11:18 PM
saeed :
بابا روتونو برم!
آخه اگه این هودر وبلاگ درست کردن یادتون نداده بود که الان باید پشم گیس می کردین!
saeed - January 21, 2006 11:43 PM
مژده مقتدر :
سلام اقا حامد . من مژده هستم از دوستان صمیمی لیلا صالحی که از دوستان شماست . من هم بنا به دلایلی با همسرم در اودنسه دانمارک زندگی می کنم (نمی دونم موقتا یا نه ؟؟؟؟ ) من فکر می کنم شما زیاد فکر می کنید . اینقدر فکر نکنید تا مردم دنیا راحتتر زندگی کنن . کی گفته هر کی وبلاگ داشت باید در مورد همه چی نظر بده ؟ یا اینکه همه نظراتش درسته ؟ ... در ضمن من شما رو خیلی خیلی خیلی تصادفی ÷یدا کردم .
مژده مقتدر - January 22, 2006 06:50 PM
mehdi :
ss
mehdi - January 23, 2006 06:12 PM
Janet :
Hossein Derakshan can write whatever he wants about what ever he likes , but people will laugh more at this all thump and ignorant man
Janet - January 26, 2006 09:18 AM
میلاد :
چرا نمی تونی تحمل کنی کسی محبوب تر از خودت باشه؟
میلاد - February 3, 2006 04:40 PM