گاف
آقا من تا امروز متوجه اين نكته نشده بودم كه واژه «گاف» كه در جملههايي مثل «طرف گاف داد» به كار ميبريم يك كلمه انگليسي (Gaffe) و در واقع همان كلمهاي است كه در عبارتي مثل «گاف انرژي» به كار ميبريم. بيشتر به نظرم ميرسيد كه احتمالا اولين حرف يك كلمه بيادبانه فارسي است. البته اگر برداشت من درست باشد ظاهرا بهتر است بگوييم «طرف مرتكب گاف شد». اين هم از گاف عمرانه ما. البته واضح است كه ماجرا ربطي به«قاف» عزيز ندارد.
حالا اگر دوستان لطف كنند و تكليف واژه هممعني گاف يعني «سوتي» را هم روشن كنند قدم بزرگي در راستاي شفافسازي انديشه انتقادي در ايران برداشتهايم.

نظرات
سايه :
به فرانسه هم همين معني رو مي ده.. اينكه اصلش انگليسي يا فرانسه است رو نمي دونم
سايه - January 18, 2006 05:49 AM
:
مثل گاف بزرگ CNN در ترجمه متن کنفرانس خبری رئیس جمهور ایران که پخش زنده داشت. اقا این سوتی بود یا گاف؟ فارسی بود یا فرانسه بود یا انگلیسی؟یا اصلا یه چیز دیگه بود و مال یه جای دیگه؟
Anonymous - January 18, 2006 08:45 AM
:
مثل گاف بزرگ CNN در ترجمه متن کنفرانس خبری رئیس جمهور ایران که پخش زنده داشت. اقا این سوتی بود یا گاف؟ فارسی بود یا فرانسه بود یا انگلیسی؟یا اصلا یه چیز دیگه بود و مال یه جای دیگه؟
Anonymous - January 18, 2006 08:45 AM
BaHaar :
ممنون از روشنگري... منهم تا اين لحظه فكر ميكردم مخفف يك كلمه بي ادبي است و از جمله كلماتي است كه اين چند ساله كه ايران نبوده اختراع شده مثل "كف"و "خفن" و ...
BaHaar - January 18, 2006 09:02 AM
:
پس بالاخره شروع کردی به انگلیسی خواندن. آفرین بر تو.
Anonymous - January 18, 2006 10:02 AM
آشپزباشي :
بنظر من هم بيشتر فرانسه مياد. علتش هم اينه که قديمها از زبون پيرمردهاي فرانسهدان ميشنيدم اما نکتهاش اين است که قديمها گاف "ميکردند"، "نميدادند"!
شوخي نميکنم ها! وارد بحث "زبان شناسي"(!) اخير هم نميخوام بشم، جداً عرض ميکنم. قديمها مثلاً وقتي صحبت سياست بود فرض بفرماييد ميگفتند رزم آرا تو سخنراني ديروزش گاف کرد و وقتي صحبت به مسئلهي نفت رسيد گفت...يا مثلاً گافي که اميني کرد اين بود دربار و ارتباط شاه با آمريکا را....
و از اين قبيل.
در فرانسه هم ميگويند fair gaffe و faire همان to do انگليسي است يا يک درجه روشنفکرانهتر منزهتر، ميگويند commettre gaffe يعني مرتکب گاف شدن
اين گاف "دادن" اختراع جديد است که من ميبينم همه جا مينويسند. آنچه ما از قديميها شنيديم گاف کردن بود و بس. گاف دادن بيمعني است.
آشپزباشي - January 18, 2006 11:24 AM
اسماعیل :
سلام.یه مدت نبودم.شما هم که سر نمی زنی! راستی آثر روانی خبر جعل اطلاعات توسط شرکت لایو دور در توکیو رو دیدی که چه بلایی سر دومین بورس بزرگ دنیا آورد؟ توقف معاملات. اثر روانی در ایجاد اختلال به نظر من نقش موثری داره. بورس نیویورک و رسوایی مالی که یادت هست چه بلایی داشت سر اقتصاد امریکا میاورد؟ یکی از عوامل موثر بر خروج از تعادل میتونه شوک روانی باشه. افزایش ناگهانی قیمت بنزین یک پیشداوری در مورد سیاستهای دولت ایجاد می کنه و اثر واقعی افزایش قیمت را تشدید می کنه. در مورد اینکه چرا راننده های تاکسی خودشون قیمت رو افزایش نمی دن باید بگم که تعیین قیمت یک تصمیم جمعی است که در بازار شکل می گیره و وقتی بازار رقابتی باشه یک نفر نمیتونه هر قیمتی رو که خواست بده.مگه اینکه این تصمیم جمعی در خارج از بازار اتخاذ بشه مثلا در اتحادیه ها. راستی دارم رو یه نوشته کار می کنم تا آثار حذف یارانه بنزین رو تحلیل کنم. وقت کردی نوشته 120 بشکه نفت من رو بخون. قربانت.
اسماعیل - January 18, 2006 11:43 AM
اسماعیل :
گاف انرژی یعنی چی؟
اسماعیل - January 18, 2006 11:51 AM
amir :
توی سینما هم به اشتباهات سهوی فیلم میگن goof که توی فارسی میگن بهش گاف.
گفتم شاید ربطی داشته باشه.
amir - January 18, 2006 12:11 PM
محسن حسينيان :
راستش فكر كنم سوتي مؤدبانه گاف باشد. اما به هر حال بهتر است گاف يا سوتي ندهيم كه ملعبه ديگران باشيم.
با تبادل لينك موافقيد؟
محسن حسينيان - January 18, 2006 12:46 PM
حامد قدوسی :
آشپز باشی عزيز من هم نظر شما را داشتم و گفتم که به نظرم مرتکب گاف شدن يا گاف کردن درست است و گاف دادن به معنی انگليسی کلمه نمی خورد. چون گاف يعنی خطا و خطا دادن معنی نمی دهد.
حامد قدوسی - January 18, 2006 01:25 PM
آشپزباشي :
حامد عزيز
بنده هم در کامنتم سه جا گاف کردم (با کمي اغماض البته!)
1ـ "که" در: ... اميني کرد اين بود "که" دربار...
2ـ "و" در: ...روشنفکرانهتر "و" منزهتر،...
3ـ "همانطور که شما نوشتيد" در: ...يعني مرتکب گاف شدن "همانطور که شما نوشتيد"...
خداوند همهي گاف کنندگان را ببخشايد و گاف دهندگان را هم به راه راست هدايت کند! ;-)
آشپزباشي - January 18, 2006 02:34 PM
مریم اینا :
سلام- خودت هم در مورد گاف انرژی گاف دادی! اون چیزی که که در موردانرژی می گن همونEnergy Gap هستش- این گاف با اون گاف فرق داره-
مریم اینا - January 18, 2006 02:47 PM
حامد قدوسی :
مريم خانم من الان ديگه خيلی فيزيک بلد نيستم ولی کمی عجيبه که گپ را توی فارسی گاف بخونن. من تصورم اين بود که گاف انرژی به همين معنی اصلی يعنی خطای انرژی به کار می ره. حالا شما روشنگری کنيد.
حامد قدوسی - January 18, 2006 02:54 PM
NeghNeghoo :
سلام
حالا که دوردورزبانشناسی است، واینک نق نقو:
اسماعیل عزیز "گوف" به انگلیسی یعنی خیط کردن یا دسته گل به آب دادن. حتماً شخصیت کارتونی معروف دیزنی را به نام "گوفی" می شناسی.
گاف به انگبیسی هم همان گاف می شود.
NeghNeghoo - January 18, 2006 09:43 PM
مسعود برجيان :
حامد جان!
شد من به يك چيزي فكر كنم و همان موضوع را همان روز در وبلاگت ننويسي؟ بابا جان! بنده در خلوت ذهنم هم از دست تو آسايش ندارم؟ آن از اولين روز ماه رمضان كه از خود بيخود شدم و راهي خيابانها شدم و به تأمل و انديشه در علت و هدف روزه گرفتن پرداختم و درنهايت به كشف و شهودي ناگفتني نايل شدم و به خانه بازگشتم كه اشارهاي به اين قضيه كنم كه ديدم جنابعالي صاف زدهايد وسط سيبل و عين همان حرفها و جملات و كلماتي كه در ذهن من ميلوليدند را در وبلاگت منتشر كردهاي و اين هم از حالا كه چند روزيست راجع به گافكردن يا گافدادن و اينها فكر ميكردم و امروز همان مطلب، سر از وبلاگ جنابعالي درآورد.
آقا جان! حوزهي خصوصي ذهن من را به رسميت بشناس، لطفاً!!!
مسعود برجيان - January 18, 2006 10:09 PM
حجت :
گاف که فک کنم به اشتباهای تابلوی سینمایی میگن
از زمان هیچکاک مثه اینکه باب شده
سوتی هم به خاطر این میگن احتمالن که وقتی آدم سوتی میده
یه کاری که مکنه بکنه سوت زدنه دیگه
حجت - January 19, 2006 01:14 PM
مریم اینا :
آره راست می گی- این یه سوتی توی تلفظ هستش که سالهاست تو واژگان فیزیک به فارسی جا افتاده - گاف(gap) انرژی ربطی به خطا و گاف و اینها نداره- همون شکاف انرژی هستش که مثلابین ترازهای انرژی یک اتم وجودداره-
مریم اینا - January 20, 2006 10:09 AM