باز هم قيمت بنزين
آن قدر گفته اند و گفته ايم که تقريبا خسته شده ايم. هر چند که الان تقريبا مطمئنيم که ماجرا فقط از سر ندانستن منطق مساله نيست که می دانيم که بعد اين همه گفتن بهتر از ما می دانندش و در محافل خصوصی دانستنشان را بر ملا می کنند. ماجرا بيشتر فروختن مصالح مملکت به چند تا رايي است که قرار است بنزين مفت به مردم دادن در انتخابات آتی براي شان بياورد. با اين حال شايد بد نباشد بازهم سرنخی از قيمت جهانی بنزين داشته باشيم. آژانس توسعه آلمان پروژه ای را با همين عنوان اجرا کرده و قيمت را در تمام کشورها جمع آوری نموده است. گزارشش را که خيلی خواندنی تنظيم شده نگاه بکنيد ضرر ندارد. چند تکه گزارش خيلی جالب است. در قاره آفريقا کم ترين قيمت بنزين را کشور قذافی دارد با 9 سنت به ازای هر ليتر که برابر قيمت ايران است. بعد از ليبی قيمت کشور بعدی يعنی مصر به 28 سنت صعود می کند. در آمريکا هم هوگو چاوز دارد با بنزين ارزان 4 سنتی به مردمش رشوه می دهد و قيمت در کشور بعدی يک دفعه می شود 35 سنت. در آسيا هم برادر صفر مراد نيازاف رکوددار کف جدول است با 3 سنت به ازای هر ليتر. نفر اول اروپا هم در ارزان فروشی روس ها هستند که خوب قيمت شان حساب و کتاب بيشتری دارد و 55 سنت کم تر نمی دهند. وضع ما هم خيلی بد نيست. به لطف ايده های برادر احمد توکلی و شرکای محترم که با پول مملکت رفتند و در يکی از گران ترين کشورهای جهان دکترای اقتصاد گرفتند رتبه جهانی ايران در ارزان فروشی ماده مفيد بنزين در عدد چهار ثابت می ماند. يعنی بعد از ترکمنستان و عراق و ونزوئلا. قبلا هم گفتم، با هر منطقی حساب کنيد اين وضع فاجعه بار است. حتی با منطق عاميانه درآمد متوسط مردم هم جايگاه ما بايد خيلی با اين چيزی که هست فاصله داشته باشد. يعنی بايد جايی در حد هشتاد و اين ها باشيم نه چهار.

نظرات
روزبه :
و جالب اینه که بزرگترین حامی این طرح طبقه متوسط و مرفه جامعه است. برای اینکه اونها بیشترین منفعت رو می برند. کسی که پول ماشین خریدن نداره براش فرق نمی کنه قیمت بنزین چنده. اون کسی براش فرق می کنه که 4 تا ماشین داره!
به نظر من باید بگی ما رکورددار توزیع ثروت از فقرا به پولدارها هستیم. جالب اینه که این کا رو به اسم «حمایت از اقشار کم درآمد» انجام می دیم!
روزبه - January 19, 2006 04:34 PM
kalagh siah :
ميشود چشمها را بست و پشت چراغهاي چشمک زن قرمز از روياهاي فراموش شده آسماني تازه ساخت
اما باز اين آسمان هم ابرهايش بلد نيستند کي ببارند درد اين است
در آسمان روياهامان هم آدمهاي بي چتر زير باران به هم دروغ ميگويند شايد کمي کمرنگ تر و باران باز معصومانه چشمهاشان را ميپوشاند فاجعه اين است
kalagh siah - January 19, 2006 05:11 PM
امیر علیزاده :
آقا این گزارش رو هر کاری کردم باز نشد! حتی مستقیماً از خود سایت هم وارد شدم نشد. در هر صورا ممنون، آمار جالب و وحشتناکی بود!!
امیر علیزاده - January 19, 2006 07:03 PM
:
آقاي قدوسي شكمت سيره، كه اين نظرات رو مي دي والا ...
Anonymous - January 19, 2006 10:58 PM
مهدی :
آقا خدا خیرت بده که این مطلب رو مطرح کردی. مدتهاست به این موضوع فکر کردم که چرا هیچ جای دنیا اینجوری سرمایه نسل آینده رو به باد نمیدهند. پیشنهادی تهیه کردم که مشکل ترافیک و آلودگی هوا رو حل میکنه با محسنات بسیار:
1- قیمت بنزین معادل قیمت جهانی شود.
2- بانک داده مشترک بیمه ها برقرار شود و حق بیمه رانندگان مخاطی و با سابقه تصادف منطبق با ریسک بیمه آنها باشد.
3- مالیات سالانه خودروها سنگین تر بشود و درآمد آن بین شهرداری و دولت تقسیم بشود. بعد از 7 سال عمر مالیات بشدت بالا برود. شهرداریها درآمد اضافه را فقط به مصرف بهبود راهها و مسائل رفت و آمد برسانند.
5- بالاترین استاندارد ضد آلودگی دنیا (ژاپن یا کالیفرنیا) برای خودروهای تولیدی و وارداتی اعمال بشود.
5- از محل اضافه درآمد بنزین (هزاران میلیارد تومان در سال)
الف - سیستم حمل و نقل عمومی گاز سوزتقویت شود. تاکسی و سیستمهای عمومی غیر گازسوز جمع آوری بشوند.
ب - طرح نصب فیلتر بر روی همه خودروها اجرا شود.
ج – عوارض و مالیاتهای سنگین بر روی خودرو نو (هم اکنون بیشتر از 30 درصد است) حذف شود. به این ترتیب قیمت خودرو نو ارزان شده و خودروها قدیمی پر مصرف و آلوده کننده عملا مشتری نداشته راهی بازیافت خواهند شد.
د – پلیس راهنماییی به رادار و دیگر سیستمهای کنترل سابقه رانندگان و فن آوری روز کنترل ترافیک مجهز شود.
نتایج
1- خرید خودرو نو آسان میشود اما نگاه داشتن و راندن آن به ترتیب گران و گرانتر خواهد شد.
2- نگاهداری و راندن خودرو کهنه غیر اقتصادی خواهد شد.
3- مردم بیشتری تواناتی خرید خودرو نو خواهند داشت اما دواطلبانه آنرا فقط آخر هفته و با احتیاط بیشتر خواهند راند.
3- آلودگی هوا تحت تاثیر جدید شدن ماشینها و احتراز انتخابی رانندگان کاهش خواهد یافت.
4- با سرعت راندن؛ جرائم دیگر رانندگی و تلفات ناشی از حوادث رانندگی از سوی خود رانندگان متوقف خواهد شد چرا که میدانند برای همه آنها از طریق افزایش نرخ بیمه خود خواهند پرداخت.
5- هزاران شغل در صنایع اتومبیلسازی ایجاد خواهد گردید. شغلهای جانبی دیگری نیز در حمل نقل عمومی و صنایع پاک ایجاد خواهد شد.
6- شهرها چهره نوتری به خود خواهند گرفت. مردم بخاطر توانایی خرید خودرو
مهدی - January 20, 2006 05:58 AM
فرشاد :
آقا من همش را فهمیدم به جز اینکه چرا افرادی که در گرانترین کشور دنیا درس خوانده اند باید طرفدار گرانتر شدن بنزین باشند. قاعدتا فهمیدن این چیزها به سواد ارتباط دارد نه به کشوری که مدرک گرفته اند. با این حساب تحصیل کرده های هند باید طرفدار چه سطح قیمتی باشند؟
فرشاد - January 20, 2006 04:19 PM
روزبه :
فرشاد
کسی دنبال گرونتر شدن بنزین نیست. دغدغه اصلی اینه که یه سیستمی داشته باشیم که هر کی بنزین مصرف می کنه خودش پولشو بده. نه اینکه دولت با پول نفتی که مال همه مردم بنزین رو با قیمت مفت بده دست مردم که دودش کنن بره هوا. یه راهش اینه که دولت هزینه تولید (یا واردات) بنزین رو بگیره. آیا این معنی اش گرون شدنه؟ بنزین توی ایران مفته آقاجون!
مسئله توزیع عادلانه پول نفته نه گرون شدن و ارزون شدن بنزین
روزبه - January 20, 2006 08:39 PM
فرشاد :
روزبه جان من کاملا موافقم که بنزین باید در ایران گران بشود تا نسبت قیمتها بتواند کار خود را در بکند. نکته من را نگرفتی. من با روشی که حامد به توکلی حمله می کند موافق نیستم همانطور که با روشی که حسین درخشان را تحلیل می کند.
روزبه جان من کاملا با استدلالهای شما در وبلاگ خودت و اینجا موافقم. یکی از بدیهای فضای وبلاگی این است که بچه ها عادت دارند در متنها و کامنتها به هم حمله کنند. کمی به آنچه در وبلاگها می گذرد نگاه کنید آنگاه به حسین شریعتمداری حق می دهید برای جذب خواننده چنان کند. همین احمد توکلی که لحاظ اقتصادی اصلا حرفهای او را قبول نداریم روزنامه فردایش به این دلیل تعطیل شد که سعی می کرد چرندیات تند ننویسد، هر چند تحلیلهای اقتصادی درست و حسابی هم نداشت.
حامد جان یکی از دلایلی که تا به حال در مورد وسوسه راه انداختن وبلاگ مقاومت کرده ام همین است که نمی خواهم به آنها که فکر می کنم اشتباه می کنند در ملا عام حمله کنم. قربانش بروم دکتر مراد ما در کنار اقتصاد این را هم خوب به ما یاد داده است که وقتی کسی حرف اشتباه می زند عصبانی شویم. البته من این خصوصیت را خود هم دارم ولی بیایید در وبلاگ کمتر خرجش کنیم.
فرشاد - January 21, 2006 12:46 AM