آدمها وقتشان را چه كار ميكنند؟
پرسيدم كه اگر دستمزد آدمها زياد شود ايا بيشتر كار ميكنند يا كمتر؟ همه جوابهايي كه دوستان دادند درست بود. يعني متناسب با شرايط ممكن است بيشتر كار كنند يا كمتر. اين موضوع نمونهاي از مسايلي با ماهيت و تبعات اجتماعي است كه ميشود با روشهاي معمول اقتصاددانها به آن جواب داد. براي جواب به اين سوال ابتدا اين مدل را مطرح ميكنيم كه همه آدمها سعي ميكنند وقت خود را به گونهاي تخصيص دهند كه بيشترين مطلوبيت يا لذت را براي آنها ايجاد كند كه خود اين مطلوبيت تابعي از ميزان وقت در سه بخش مختلف است:
1) وقت كاري كه هدف از آن كسب پول براي بهرهمند شدن از امكانات موجود در جامعه است. هر چند خود كار نيز ممكن است براي شخص لذتبخش بوده و در واقع نوعي هدف غايي به حساب آيد ولي چون عده كساني كه اين شانس را دارند كه چنين كاري داشته باشند خيلي اندك است از اين اثر صرف نظر ميكنيم. ضمنا همه فعاليتهايي كه به طور غيرمستقيم به بهبود وضع كاري كمك ميكند مثل مطالعه كاري يا آموزش را هم در اين گروه ميگذاريم.
2) كارهاي غيرمزدي مثل تعمير وسايل منزل و آشپزي و تميز كردن خانه و رساندن بچهها به مدرسه و سرويس خودرو و الخ. اين دسته از كارها در واقع از جنس گروه اول هستند با اين تفاوت كه شخص خودش را به استخدام خودش در ميآورد و پولي رد و بدل نميشود. در عين حال ميتوان تصور كرد كه همه اين خدمات را ميتوان با پرداخت پول از بازار تهيه كرد.
3) وقت استراحت و تفريح (مطالعه، فعاليتهاي بشردوستانه؛ امور مذهبي، ارتباطات اجتماعي و ...) كه در واقع تمام تلاشهاي انسان براي بهره بردن از اين بخش زندگي است.
در اين مدل صرف هر ساعت از وقت براي فعاليتهاي دو و سه به معني صرف نظر كردن از كار كردن بيشتر (وقت شماره يك) است. به عبارت ديگر استراحت و تفريح هم كالايي است كه قيمت دارد. حدس ميزنيد قيمتش چند است؟ بلي درست به اندازه دستمزد شخص. يعني به ازاي هر ساعتي كه استراحت يا تفريح ميكنيد بايد معادل آن از دستمزدي كه ميتوانستيد از كار كردن اضافي به دست آوريد صرفنظر كنيد. اين شبيه اين است كه استراحت را با اين قيمت از بازار ميخريد. طبعا هر قدر پولدار باشيد امكان خريد وقت استراحت و تفريح بيشتري خواهيد داشت.
حالا بر گرديم سر سوال اولمان. اگر دستمزد آدمها زياد شود واكنش آنها چه خواهد بود؟ بدون شك زماني كه فرد به فعاليتهاي شماره دو تخصيص ميدهند كاهش خواهد يافت. براي اينكه هر قدر دستمزد شخص بالاتر باشد انجام دادن كارهاي شخصياش توسط خودش برايش گرانتر تمام ميشود. در نتيجه مثلا توجيه بيشتري خواهد داشت كه بچههايش را با سرويس به مدرسه بفرستد يا غذايش را از بيرون بخرد يا لباسش را به خشكشويي بدهد و خدمتكار بگيرد و راننده داشته باشد و الخ. تا اينجا هر قدر دستمزد بيشتر باشد تمايل آدمها به كار كردن مزدي و كاستن از فعاليتهاي خانگي بيشتر ميشود.
ولي در مورد فعاليتهاي شماره سه يعني تفريح و استراحت وضع خيلي معلوم نيست. با بيشتر شدن دستمزد آدمها با كار ثابت پول بيشتري خواهند داشت و در نتيجه امكان بيشتري براي خريد انواع كالاها از جمله «استراحت و تفريح» خواهند داشت. اين نيرو در جهت تخصيص بيشتر وقت به استراحت و تفريح و كمتر كار كردن عمل ميكند. ولي از سوي ديگر نيروي برعكسي هست كه در واقع قلب تمام اين داستان است. با بالا رفتن دستمزد «قيمت استراحت آدمها بالا ميرود» يعني هر ساعت استراحت يا تفريح كردن (يعني صرفنظر كردن از كار مزدي) برايشان گرانتر تمام ميشود. طبيعي است كه اين نيرو در جهت كمتر كردن وقت استراحت يعني تخصيص بيشتر وقت براي كار عمل ميكند.
اينكه بلاخره آيا با زياد شدن دستمزد آدمها بيشتر كار ميكنند يا كمتر به تعامل اين دو نيرو بستگي دارد هر كدام كه غلبه كند نتيجه نهايي به آن سمت خواهد بود. حال يك توضيح اضافه تحليل نهايي را سادهتر ميكند. هر قدر يك كالايي كمتر در دسترس كسي باشد ارزش بيشتري پيدا ميكند و براي صرفنظر كردن از آن بايد پول بيشتري دريافت شود. مثلا ارزش استراحت براي كسي كه فقط شش ساعت وقت استراحت در روز دارد نسبت به كسي كه دوازده ساعت وقت دارد خيلي بيشتر است. حالا فكر كنم شما بتوانيد به سادگي بگوييد كه بالا رفتن حقوق چه كسي را تشويق به كار بيشتر ميكند؟ آن كه شش ساعت وقت استراحت دارد يا آنكه دوازده ساعت؟ ضمنا به اين نيز بستگي دارد كه آيا براي طرف خود وقت تفريح مهمتر است يا كالاهاي ديگري كه ميشود با پول خريداري كرد. اگر خود وقت مهمتر باشد واكنش به افزايش دستمزد كمتر خواهد بود ولي اگر كالاهاي ديگر ارزش بيشتري از وقت تفريح داشته باشند كار بيشتر ترجيح داده ميشود. البته دست آخر بايد بگوييم كه در عمده شرايط تعامل در نيرو به گونهاي است كه دستمزد بيشتر باعث بيشتر كار كردن آدمها ميشود. يعني آدمها ترجيح ميدهند از وقت استراحت بكاهند و در عوض پول بيشتري براي خريد كالاهايي با ارزشتر به دست آورند.
اين قسمت تئوري قضيه بود. جامعهشناسان و اقتصادانان بر اساس اين مدل تحليلهاي جالبي از تغييرات موجود در زندگي فردي و اجتماعي انسانها ارائه دادهاند. بگذاريد دوباره با يك سوال بحث را پايان دهيم. ميدانيم كه دستمزد آدمها به نسبت دهههاي قبل مرتبا در حال افزايش است. به نظر شما تاثيرات اجتماعي اين افزايش دستمزد چيست؟ به موردهايي در زندگي روزمره فكر كنيد.

نظرات
neda :
خيلي تحليل جالبي بود. تيزهوشي تان ستودني است حامد خان.
neda - January 21, 2006 12:47 PM
javad :
با سلام
میخواستم خواهش کنم در رابطه با "تئوری مقداری پول" توضیح دهید.
من شما را از پروژه ایریتک میشناسم و البته رزومه پربارتان که در سایت شریف بود.
با تشکر- براتی
javad - January 21, 2006 12:53 PM
کاوه :
سلام. فوق العاده بود!
کاوه - January 21, 2006 03:55 PM