« روزمره‌جات | صفحه اول | بنيادگرايي شخصي »

2 بهمن 84

بازهم قيمت بنزين

1) آقاي دكتر احمد توكلي در محافل مختلف اين استدلال را تكرار مي‌كنند كه « اقدام دولت در افزايش قيمت بنزين به ليتري 300 تومان موجب فاجعه اقتصادي و اجتماعي مي‌شد و مجلس با قانون تثبيت قيمتها، جلوي تورمي بالاي 40 درصد در كشور را گرفت.» فرض كنيم - كه اين فرض بسيار محل ترديد است- كه حرف ايشان در مورد تورم چهل درصدي ناشي از واقعي شدن قيمت بنزين درست باشد آن وقت ماجراي اقتصاد ما شبيه بيماري خواهد بود كه براي نجات از يك بيماري مزمن و خطرناك بايد تن به يك درمان دردناك و سخت بدهد. آقاي احمد توكلي مثل مادر مهرباني است كه از ترس درد كشيدن بچه‌‌اش حاضر نيست اين درمان اعمال شود و در نتيجه سفت و سخت مقابل اصلاح قيمت بنزين ايستاده‌ است و به آن افتخار هم مي‌كند. آيا به نظر شما چنين مادري لزوما مادر عاقلي است؟ آيا اين بچه كه بعدا عاقل‌‌تر مي شود و نيز بيماري‌اش جدي‌تر، يقه والدينش را نخواهد گرفت كه چرا مرض را زودتر درمان نكرديد تا من از تبعات آن فلج نشوم يا براي درمان متاخر درد و رنج بيشتري را تحمل نكنم؟

2) چرا مردم ما فكر مي‌كنند كه قيمت بنزين باعث تورم است؟ براي اين‌كه دولت‌هاي ما در سال‌هاي گذشته بنزين را يك باره و درست زماني گران مي‌كردند كه نقدينگي جديد ناشي از كسري بودجه در آخر سال قبل به جامعه تزريق شده بود و در نتيجه مردم هم‌زماني را با عليت اشتباه مي‌گرفتند. البته چون دولت معمولا قيمت بنزين را تقريبا به اندازه نرخ تورم بالا مي‌برد مردم از ميزان افزايش قيمت بنزين به عنوان شاخصي براي تخمين تورم سال آتي و در نتيجه تنظيم قيمت محصولات خود استفاده مي‌كنند. حالا اگر دولت بخواهد تصور وجود رابطه بين قيمت بنزين و تورم را از بين ببرد مي‌تواند بنزين را مثلا در آبان ماه يا ماه رمضان كه ماه ركود است گران كند ولي در هفته اول فرودين با سر و صدا اعلام كند كه حقوق كارمندان اين قدر افزايش يافت. در اين صورت افزايش حقوق كارمندان به عنوان راهنماي تورم عمل خواهد كرد و مردم به سادگي خواهند ديد كه بالا رفتن قيمت‌ها ربطي به افزايش قيمت بنزين ندارد.

پ.ت: پويان هم مطلب خوبي در اين باب نوشته و نشان داده كه سي درصد افزايش قيمت بنزين باعث يك درصد افزايش در نرخ تورم مي‌شود.



   نظرات

:

اين جراحي كه بايد حالا اتفاق بيفتد چقدر هزينه دارد؟ابعاد اين را قدري باز كن.

 

امير رضايي :

اين جراحي كه بايد حالا اتفاق بيفتد چقدر هزينه دارد؟ابعاد اين را قدري باز كن.

 

Ehsan :

Hamed, I am clearly not in favor of Tavakkoli's argument, but are you denying any kind of inflationary effect of an increase in the fuel prices?

 

حامد.ع :

طرفای ما،هزینه تلفن داخل شهری هم بیش از چیزی هست که تو برای موبایل گفتی.هزینه مکالمه با موبایل هم 35 برابر چیزی هست که گفتی.من هرچی گشتم،قرارداد دقیقه ای یک سنت برای موبایل پیدا نکردم.میشه بگی خط دوستت مال چه شرکتی هست؟

 

حامد.ع :

طرفای ما هزینه تلفن داخل شهری هم بیش از چیزی هست که گفتی.هزینه موبایل هم 35 برابر چیزی هست که گفتی.میشه بگی دوستت با چه شرکتی قرارداد بست؟

 

hamed ghoddus :

حامد جان من خودم از همون موبايل دارم. اين جا اكثر موبايل‌ها به گونه‌اي است كه اگر به همون خط زنگ بزني دقيقه‌اي يك سنت است. موبايل‌هايي هم هست كه به همه خط ها 9 سنت است. اگر از موبايل به خط ثابت يا موبايل خط ديگر زنگ بزنه معمولا 20 سنته. اسم اون شركتي كه هم من و هم دوستم ازش سرويس داريم هست One و شركت‌هاي ديگري كه اين جور سرويس را مي دن هستن مثل A1 yaa Tele Ring
مي گم پس قدر اين جا را بدونيم انگار فرنگ شما گروني است :)

 

hamed ghoddus :

حامد جان من خودم از همون موبايل دارم. اين جا اكثر موبايل‌ها به گونه‌اي است كه اگر به همون خط زنگ بزني دقيقه‌اي يك سنت است. موبايل‌هايي هم هست كه به همه خط ها 9 سنت است. اگر از موبايل به خط ثابت يا موبايل خط ديگر زنگ بزنه معمولا 20 سنته. اسم اون شركتي كه هم من و هم دوستم ازش سرويس داريم هست One و شركت‌هاي ديگري كه اين جور سرويس را مي دن هستن مثل A1 yaa Tele Ring
مي گم پس قدر اين جا را بدونيم انگار فرنگ شما گروني است :)

 

hamed ghoddusi :

Ehsan Jaan I am not denying any effect, obviously there would some effects cuz fuel is a production factor for some sector e.g. transport and then a sharp jump in fuel prices will increase to total costs in such sector which eventually affect the whole economy. Nevertheless my point is that this inflation would not be as high as he says, - this is my guess- also he never points out the positive effects.

 

حامد.ع :

این ها سایتاشون اینگیلیسی نیست،من مجبورم مزاحم تو شم.ببخشید،من یک سوال دیگه هم داشتم.برای خود سیم کارت پول نمیگیرن اون جا؟چون این همه تفاوت قیمت برام عجیبه.

 

Mohammad :

Hamed jaan, gheymate vaghe ee hamoon gheymate tamas ba khat haye digar, ya telephone sabet ast, va baraye adame gomrahi dar natige giri nabayad az on estefade naconim. Vagarne dar america baraye tamas ba baghi mobail haye hamoon sherkat hata oon yek cent ro ham nemigirand, ke in faghat tablighi baraye estefade bishtar az khotoot oon sherkat ast, vali daramadeshoon ro az baghi tamasha dar miavarand
Ekhtelafe gheymate yek cent va bist cent ham khodesh dare in mafhoom ro miresoone ke yeki az oona vaghe ee nist, mesle bazar ahye chand gheymati ke sherkat ha yeki az gheymat ha ra na bar asase gheymate vaghe ee balke baraye e'male siasate ahde aksar kardane sood , vali dar sharayete khassi taeen mikonand


 

hamed ghoddusi :

محمد عزيز ممنون از توضيحات. براي من روشن‌گر بود و فكر مي‌كنم حق با شما است. البته متناسب با شرايط ممكن است واقعا شركت موبال سود خاصي نبرد چرا كه آدم‌ها به تجربه دريافته‌اند كه افراد داخل كاميونيتي آن‌ها چه موبايلي دارند و در نتيجه كلاسترهاي موبايلي شكل گرفته است در نتيجه مثلا من و خانمم و دوستان ايراني‌مون اكثرا موبايل يك شركت را داريم و بيشترين تماس موبايل‌ هم بين ما است. در نتيجه با وجود كلي صحبت معمولا ماهانه بيش از 5-6 يورو هزينه تلفن (به علاوه 7 يورو شارژ ثابت) نمي‌ديم. فكر كنم بهترين معيار براي نرخ متوسط همون موبايل‌هايي است كه به همه چيز دقيقه‌اي 9 سنت است. اون ديگه تشويقي نداره و تقريبا قيمت واقعي است كه باز به نسبت خيلي ارزونه. حامد ع عزيز نه پول پيش هم نداره يعني ما براي خط و گوشي نسبتا خوب سامسونگ كلا 7 يورو مي‌ديم. اگر هم گوشي خيلي بهتر برداري كه مثلا دوربين و مالتي مديا و اينا داشته باشه 30 يورو اولش مي‌دي يا شارژ ثابت ماهانه ات مثلا 4 يورو بيشتر مي شه. راستي يك نكته هم اينه كه اين شرايط مي‌تونه رشد متناسب با مبدا ايجاد كنه مثل اپل و اي بي ام. اگر كلاستر يك شركتي خيلي بزرگ باشه فيدبك مثبت مي ره روي مشتريان جديد و هي بزرگ تر و بزرگ تر مي‌شه. فكر كنم همه تلاش دارند خودشان را به اين نقطه جرم بحراني برسونند.

 

saleh s tabrizi :

حامد عزيز
توي اين اقتصاد ، بيشمار نقطه ي ناكارآمد وجود داره كه همه ي ما هم به خوبي ميشناسيم . وقتي همه چيز ميلنگه ، چه جوري مي تونين رو اين مساله انگشت بذاريد كه اصلاح قيمت بنزين اقتصاد رو از فلج شدن نجات مي ده ؟ ( ر ك : مثال مادر و فرزند ) يا مثالتون ، اغراق گمراه كننده اي ست يا اينكه واقعا اين هوا به اصلاح قيمت بنزين اهميت ميدين ! من مخالف اصلاح قيمت بنزين نيستم ، اما معتقدم كه كار من ِ اقتصاد خوان جست و جوي اولويت هاست . شك ندارم ( و احتمالا شك نداريم ) كه اول بايد سراغ نقاط ناجور تر رفت . زياني كه ما از صنعت خودرو ي وطني ديده ايم بيشتره يا قيمت بنزين ؟ بودجه ي مزخرف اقتصاد رو فلج مي كنه يا قيمت بنزين ؟ سياست هاي منفعل پولي ما رو فلج مي كنه يا قيمت بنزين ؟ پالايش ناكارآمد ما رو فلج مي كنه يا قيمت بنزين ؟ و ... ( البته نه اين كه من معتقد باشم كه مواردي نظير خودرو سازي وطني يا پالايش ناكارآمد ما رو فلج مي كنه ها ! ) درضمن اضافه كنم كه شوك درماني حتي تو تصحيح قيمت بنزين عواقب ناجوري داره كه اقتصاددانان وطني عموما اون رو ناديده مي گيرند ( ر ك : آراي منتقدين تعديل ( از نوع غير وطني شون )) اگر من بيشتر از شما از اين حضرت آقا يي كه اسمشون رو آورديد شاكي نباشم ، كمتر از شما دلخور نيستم ؛ ولي باور كن حامد جان خطر ايشون كمتر از علماي مدافع شوك درماني نيست ! ( البته افزايش قيمتي كه مورد نظر شماست ( احتمالا 300 تومن ) به زعم من شوك درماني نيست اما نيازمند بسته ي سياستي ست ! ) بله قيمت بنزين پدر اقتصاد رو درآورده ، ولي حالا كه چي ؟ نه سياست هاي منفعل هاشمي و خاتمي و تيماشون جواب ميده و نه شوك درماني ها ! روراست باشيم ، يه دليل اقامه كن كه اولويت ِ ( بر اولويت تاكيد دارم ) قيمت سيصد تومني بنزين عايداتش اونقدر هست كه اقتصاد رو از فلج شدن نجات بده و بقيه ي امور اصلاحي رده هاي ديگه اي دارن ! اون وقت درس و مشق رو ول كنيم ، بريم بشينيم جلوي مجلس اعتصاب غذا كنيم كه نمايندگان اصولگرا كار و بارشون رو ول كنن و برن دنبال سيصد تومني كردن بنزين كه يه وقت اقتصاد فلج نشه
پ . ن : تقصير خودته كه اينقدر اين كامنتدوني ات گنده است كه آدم ميتونه توش اندازه ي يه پست كامنت بنويسه ! + مواردي در بالا وجود داره كه لزوما در كامنت مستقيم به بحث تو نيست ، بلكه حاشيه ست براي رفقاي غير اقتصاد خونده ! + يه وقت من بدبخت رو نكنين مدافع عدم اصلاح قيمت بنزين ها ، من فقط از اولويت ها پرسش ميكنم و مدافع پكيج هاي سياستي ام ! + به عادت معهود ، پيش از همه ي موارد فوق " احتمالا " ، " به نظر ميرسد " و " شايد " را اضافه كن ! + مخلص

 

hamed ghoddusi :

صالح جان ممنون. نكته ات در مورد اولويت و بسته سياستي را قبول دارم و البته مي دونم كه مخالف اصلاح قيمت نيستي. به نظرم سوالت سوال درستي كه آيا واقعا بنزين اين قدر اهميت دارد يا نه؟ من به يك دليل عمده روي اين موضوع تاكيد دارم و آن اين‌كه بعد از اصلاح نسبي قيمت ارز اين حوزه يكي از گره هاي بزرگي است كه اصلاحش به طور نسبي كار ساده‌تري است (به نسبت انرژي كه اصلاحات ديگر لازم دارند مثل اصلاح نظام بازرگاني خارجي). ولي چرا اصلاحش مهم است :
1) پنج ميليارد دلار سوبسيد مستقيم و بيش از دو برابر اين سوبسيد پنهاني است كه از خزانه دولت مي‌رود. دقت كن كه كل بودجه جاري مملكت ما (بدون شركت‌ها) حول و حوش 15 ميليارد دلار است. پس اصلاح قيمت بنزين منابع مالي عظيمي را براي بهبود بخش‌هاي ديگري مثل بهداشت و آموزش آزاد مي‌كند.
2) مصرف به شدت بالا است كه نتيجه اش آلودگي و غيره. خوب اين معلول است. مصرف بالا است چون هزينه سوخت فاكتور مهمي در انتخاب خودرو نيست و لذا خودروساز و خريدار وطني در يك حركت كاملا عقلاني نيازي نمي‌بينند كه هزينه بيشتري براي اصلاح مصرف سوخت پرداخت كنند. با واقعي شدن قيمت فشار روي توليدكنندگان براي كاهش مصرف و فشار روي خريداران براي انتخاب خودرو متناسب با نياز به شدت بيشتر مي‌شود و مردم براي رفتن سر كار نيسان پاترول چهار در استفاده نمي‌كنند بلكه پژوي دويست و شش مي خرند :)
3) اگر مصرف كنترل شود بخشي از ارز خارجي كه مصرف بنزين مي‌شود صرفه جويي مي‌شود.
4) قيمت پايين سوخت (نه فقط بنزين) علامت‌هاي غلط به سرمايه‌گذاري مي‌دهد. هر شركتي را كه باهشون كار كني مي بيني به عنوان يكي از مزيت‌ها قيمت پايين سوخت را ذكر مي‌كنند. آيا اين واقعا يك مزيت است يا يك سوبسيد فراگير از طرف دولت كه باعث مي‌شود عدم مزيت‌هاي ديگر پوشانده شود؟

در اين كه اصلاح قيمت بسته سياستي لازم دارد حرفي نيست. دوستان اول بپذيرند كه وضعيت فعلي بيمارگونه است بعد مي شود نشست و روي راهكارهاي عملي كردن اين ايده صحبت كرد. يك نمونه‌اش را در خاطرات عاليخاني ديدم كه احتمالا تو هم ديده‌اي. گفته بود سال 45 بهتر بود بنزين سوپر را گران مي كرديم و آن يكي ثابت مي ماند ولي در عمل بيشتر بنزين سوپر تحويل پمپ بنزين‌ها مي‌داديم و در نتيجه مردم آرام آرام عادت مي كردند كه در نبود بنزين ارزان بنزين گران بزنند و بعد كم كم قيمت آن يكي را بيشتر مي كرديم و عرضه اش را هم بيشتر. از اين كلك‌ها بايد زد تا عوارض تبعات را كم كرد.

 

saleh s tabrizi :

چايي بريزم استاد !؟!

 

hamed ghoddusi :

بريز قربون دستت. بزرگ ولي كم رنگ

 

Pouyan :

در مورد قيمت بنزين و اثار تورمي آن مطلب جديدي نوشتم.اگر علاقه مند بودين به وبلاگم مراجعه كنيد.

 

محمد :

در ارایه این بسته باید حواسمون باشه فرق داستان کشور با اون مریضه اینه که اون درد آمپول را تحمل می کند و هیچ ضرر ناجوری هم نمی بیند. ولی در کشور این درده برای بعضی ها فقط یکم آسایش کمتر است (این مثل همون درد آمپوله) ولی برای بعضی های دیگه می تونه قطع شدن نیازهای اولیه و مردن رو در پی داشته باشه. پس هر چقدر هم مصلحت آینده کشور و حتی همان فرد در اصلاح قيمت بنزين باشه ما حق نداریم زندگی کسی را در این راه فدا کنیم. لازمه که همه عواقب احتمالی حاصل از اون شوک بررسی و راهکارهایی برای جلوگیری از فشار بیش از حد بر کسانی که توانش را ندارند داشته باشیم

 

امير رضايي :

حامد جان.....يك بار روي monitor ابعاد اين جراحي را برايمان تشريح كن ....از زاويه:

1)قيمت هدف....مختصات عددي روند رسيدن به آن

2)مقدمات لازم براي شروع تغييرات(با نگاهي به مفهوم بسته سياسي و اولويت ها)

3)آثار كوتاه مدت و بلند مدت(يا تخمين هاي عددي در مقياس كلان)

4)آثار سياسي(با بر شمردن راهكارهاي حذف آثار نامطلوب آن براي مجري....بالاخره قرار است انها پروژه را پياده كنند...نبايد انتظار داشت بپذيرند كه تيشه به ريشه خود بزنند)

 

Mehdi :

تشبيه بسيار جالبی بود. دقيقا موضوع را می رساند

 

اسماعیل :

حامد جان شانس آووردیم که وزیر اقتصاد نشدی(شوخی). بابا جان 30 درصد افزایش قیمت بنزین نسبت به سهم اون در سبد خانوار و یا سبد نهاده های تولید یک واحد تولیدی کالا یا خدمات روی تورم اثر گذار نیست. مساله اینه که این افزایش 30 درصدی رو قشر مسلط جامعه(صاحبان بنگاههای کالا و خدمات به صورت عمده فروشی یا خرده فروشی) به اقشار غیر مسلط(حقوق بگیرانی که تسلطی بر بازار ندارند) تحمیل می کنن. اونهم به دلیل شرایط غیر رقابتی حاکم بر بازار. اقتصاد ایران خیلی یچیده تر از این حرفهاست. فرض کن مصرف بنزین یک خانوار مسلط روزانه متوسط 20 لیتر باشه. افزایش 30 درصدی قیمت بنزین یعنی به قیمت الان 24 تومان روی قیمت می گذاره و هزینه این خانوار روزانه 400 تومان بالا می ره حالا اون راه توجیه افزایش درآمد رو داره و قیمت کالا یا خدماتش رو طوری بالا می بره که 400 تومن رو تامین کنه. حالا فرض کنیم در اقتصاد ایران 20 درصد جامعه رو خانوارهای مسلط تشکیل بدن یعنی حدود 14 میلیون نفر تقسیم بر دو که کنیم(متوسط تعداد افراده خانوار مسلط که طبق طبقه اونها می شه فرض کرد کم تعدادن) 7 میلیون خانوار می شه که این 7 میلیون خانوار در روز 400 تومن رفته رو هزینه شون. حالا این خانوارها وارد جنگ قیمت با هم می شن و هزینه 400 تومن در روز رو چند برابر می کنن که باید همه اش رو خانوارهای غیر مسلط بپردازن. خانوارهای مسلط تو جنگ قیمتها توجهی به50 میلیون نفر دیگه ندارن.این وضع چطوری از بین می ره؟ بودن رقیب برای خانوارهای مسلط که به جای افزایش قیمتها از هزینه هاشون بکاهن. در صورت بودن رقیب نمی شه هزینه ها رو به دوش خانوارهای مسلط انداخت. در صورت قوی بودن حمل و نقل عمومی راننده های تاکسی به راحتی نمی تونن قیمتها رو افزایش بدن. این مثال من در سطح خیلی ساده شده به مساله نگاه می کنه. سطح رفاهی خانوارهای غیر مسلط به دلیل تحمیل افزایش قیمت و هزینه جنگ قیمتها به اونها کاهش پیدا می کنه. پس افزایش قیمتها برای رسیدن به قیمت واقعی چه سودی داره؟ رسیدن به قیمتهای شفاف(بازاری) و در نتیجه برقراری کارایی. بنابراین باید سیاستهای دولت طوری باشه که از بار ناشی از این سیاست بکاهه. من موافق افزایش قیمت هستم ولی به شرطی که اقتصاد هم بازتر بشه و حمل و نقل عمومی قوی تر بشه. من بر اساس تئوری اقتصاد سرمایه گذاری جامعه رو شامل تولید کننده و مصرف کننده نمی بینم بلکه به دلیل شرایط انحصاری حاکم بر کل اقتصاد ایران جمعیت رو به خانوارهای مسلط بر تولید کالا و خدمات( از صاحب کارخانه بگیر تا راننده تاکسی) و خانوارهای غیر مسلط تقسیم می کنم. تئوری جنگ قیمتها هم می تونه جنگ بین خانوارهای مسلط رو توجیح کنه. چقدر حرف زدم...

 

اسماعیل :

تئوری اقتصاد سرمایه داری( سرمایه گذاری نوشتم!)

 

اسماعیل :

البته سال بعد معلوم میشه که تفکر آقای توکلی جلوی فاجعه رو گرفته یا اون رو به تاخیر انداخته! مساله در سیاستگذاری توازن هستش که می تونه تعادل رو به اقتصاد برگردونه. حالا یه دولتی می خواد 100 قیمت رو افزایش بده و یکی دیگه اصلا افزایش نمی ده! باید سیاستها در کنار هم اجرا بشن. بدون باز کردن اقتصاد و برداشتن انحصارات افزایش قیمتها به جایی نمیرسه و بحران اجتماعی رو به دنبال داره. تفکرات اقتصادی توکلی و همراهانش تناقضات زیادی رو به همراه داره.

 

محمد :

اسماعیل: اگه خانوارهای مسلط می تونن قیمت رو زیاد کنند چرا دنبال بهانه می گردند و همین حالا این کارو نمی کنند!

 

محمد :

البته وقتی به تاکسیهای ایران نگاه می کنم، اونا همیشه می تونستد قیمتهاشون رو زیاد کنند ولی افزایش های بدون بهانه باعث می شد بعضیها تصمیم به اعتراض بگیرند و عده ای دیگر هم دنبال آنها راه بیفتند. مثل کارفرماها در اروپای قدیم که به دلیل انحصار و نیاز مردم می توانستند هر چقدر که می خواهند دستمزدها را کاهش دهند؛ ولی اگر خشم کارگران را بر می انگیختند کارگران تشکیل اتحادیه می دادند و در یک حرکت انقلابی حتی از احتیاجات اولیه خود می گذشتند.

 

صادق یاراحمدیان :

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند!

 

محمد :

به نام خدا/من همیشه همین استدلال رو با خودم می کنم و قبول هم دارم. اما الآن یه چیز دیگه به ذهنم می رسه: درست وقتی که می خوام بگم: "من که ماشین ندارم چه نفعی می برم از ارزون بودن بنزین؛ یعنی از جیب من بره تو جیب اونی که 5 تا ماشین داره و..." این نکته به ذهنم می رسه: نفعی که من (و همسرم) می بریم اینه که می تونیم راحت با آژانس و تاکسی تو شهر رفت و آمد کنیم؛ چون اختلاف زمانی که در استفاده از آژانس برایم حاصل می شود ضربدر حقوق ساعتی ام، از تفاوت قیمت استفاده از آژانس و تاکسی بیشتره. حال اگر قیمت بنزین بالا بره، قطعاً دیگه نمی تونیم از این وسیله ها استفاده کنیم و مجبوریم از تاکسی و اتوبوس استفاده کنیم. این بعنی غیر از اتلاف وقت، تحمل مسیرهای شلوغ، خستگی، تاحد زیادی ناامنی (اخبار تهران رو حتماً می خونی) و مسایل دیگه ای از جمله راننده های سیگاری، ساعت ها موندن کنار خیابون در شب عیدها و... تحمل کنیم. مطمئنم که با بالا رفتن قیمت بنزین حقوق من به اندازه کافی بالا نمی ره. پس می بینیم که از ارزون بودن بنزین من هم دارم نفع می برم و آن اندازه که در نگاه اول به نظر می رسد، ناعادلانه نیست.

 

hamed ghoddusi :

محمد جان يك طرف ماجرا را ديدي و طرف ديگرش را نديدي. بيش از ده ميليارد دلار خرج اين راحتي است كه تو صحبتش را مي‌كني. مي شود اين ده ميليارد دلار را صرف بهبود وضع آموزش و پرورش يا پليس يا حمل و نقل عمومي كرد. شايد آن موقع تو ترجيح بدهي كه آژانس گران‌تر سوار شوي ولي بچه‌ات مدرسه خيلي بهتري برود يا بيمه درماني كامل تري داشته باشي. همه حرف ما اين است كه اين پول عظيم را مي شود براي منظورهاي مفيدتري هزينه كرد. راستي من اين يك و نيم سالي كه خارج هستم شايد پنج بار تاكسي سوار نشده‌ام و عادت كرده‌ام كه ده دقيقه توي سرما بايستم تا ترامو بيايد و برم و دوباره خط عوض كنم و منتظر يكي ديگه بشم و الخ ولي تهران امكان نداشت بدون آژانس جايي بروم. آدم عادت مي‌كند خيلي نگران نباش.

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007