« لطف بچه های شرق | صفحه اول | بازار سياه فرهنگي »

8 بهمن 84

سیمان در سبد حمایتی

فکر کنم این خاطره عمق فاجعه ای که از قیمت گزاری دولتی روی محصولات اقتصادی ناشی می شود را نشان بدهد. دو سه سال پیش مدیر یکی از شرکت های بزرگ ساختمانی برام تعریف می کرد که ظاهرا جلسه ای بوده برای بررسی بحث آزادسازی قیمت سیمان و خروجش از سبد حمایتی. خوب قاعدتا مصرف کنندگان باید طرفدار آزادنشدن قیمت و تولید کنندگان طرفدار آزاد شدن آن باشند ولی این دوستمان می گفت که توی اون جلسه که هم تولید کنندگان سیمان و هم مصرف کنندگان عمده مثل شرکت های ساختمانی بزرگ حضور داشتند مصرف کنندگان طرفدار آزادسازی بودند و تولید کنندگان مخالف آزادسازی! جالب این جا است که اتفاقا هر دو طرف هم کاملا عقلانی رفتار می کردند. برای این که مصرف کنندگان می گفتند که سیمان نرخ گزاری شده که با آن قیمت دست ما نمی رسد. ما باید از واسطه ها بخریم و قیمت کاملا بالاتری بپردازیم. سیمان را آزاد کنند تا مثل آدم بریم با خود کارخانه قرارداد ببندیم و سر موقع تحویل بگیریم و الخ. قبلا هم اشاره کردم که تاثیر آزادشدن قیمت سیمان روی هزینه ساختمان خیلی زیاد نیست ولی این تاخیرها و بی برنامگی های ناشی از خرید از بازار سیاه پدرشان را در می آورد. از آن طرف تولید کنندگان - که اکثرا دولتی یا مال تامین اجتماعی هستند- مخالف آزادسازی و مدافع وضع موجود بودند چون می گفتند اگر سیمان آزاد شود حاشیه سود آن بالا می رود و بخش خصوصی فعال و پویا وارد رقابت می شود و آن وقت کار کردن در این حوزه خیلی سخت و برای عده ای از کارخانه های قدیمی غیرممکن می شود. ما به همین سود کم تر و فضای بدون رقابت راضی هستیم.

آدم چه بگوید. یک صنعت مهم را با نرخ گزاری خفه کرده اند و باعث شده اند تقاضا همیشه بیش تر از عرضه باشد. در نتیجه سود عظیم و بی دردسر بین قیمت دولتی و قیمت تعادلی بازار عمدتا به جیب دلالان محترم می رود. آن وقت شکایت می کنند که اقتصاد ما دلالی است. آقا جان ریشه اش را خودتان ساخته اید.



   نظرات

ليشام :

اين‌ها كه يه رقمشه... نفت چهل دلار و عشق‌ست...

 

اسماعیل :

اصولا رقابت ستیزی در اقتصاد ایران نهادینه شده. یعنی با رقیب، رقابت نکن بلکه در نطفه خفه اش کن! یعنی اصلا نگذار رقیبی به وجود بیاد که تو رو تو زحمت بندازه! یه سری بزن به وبلاگ من. از جشنواره فیلم فجر و بازار سیاه گفتم.

 

نويد :

حدسي در مورد قيمت تعادلي سيمان داري؟ با توجه به اين كه ادعا مي شه نمودار كشش قيمتي تقاضا نسبتا عمودي باشه انتظار مي ره قيمت تعادلي به قيمت حمايتي نزديكتر باشه تا قيمت بازار سياه... اين در حاليه كه معمولا همه انتظار داريم قيمت در جايي ميان 30 و 90 بايسته. (يعني 60)... يعني شايد همه جوش زدن ها براي افزايش 30 درصدي قيمت باشه و نه 100 درصدي!

 

hamed ghoddusi :

نويد جان به نظرم كشش قيمتي ابدا عمودي نيست. براي اين‌كه سيمان يك جانشين مهم دارد به اسم فولاد. وقتي قيمت سيمان تغيير كند سازه‌هاي فولادي جايگزين سازه هاي بتني مي‌شود. (پا تو كفش عمراني‌ها هم كرديم) ضمن اين كه وقتي سيمان ارزان باشد ملت پي بنا را محكم مي‌گيرند وقتي گران باشد بهينه طراحي مي‌كنند.
ولي با اين وجود من با تحليل تو موافقم. براي اين‌كه اگر نمودار عرضه و تقاضا را رسم كني در واقع بخش توزي مثل انحصارگري عمل مي‌كند كه بايد قيمت را به حدي برساند كه تقاضا و عرضه برابر شوند. در حالي كه اگر قيمت آزاد شود چون عرضه هم تكان مي‌خورد قيمت تعادلي جايي بين قيمت آزاد فعلي و نرخ دولتي خواهد بود و لذا همان‌طور كه گفتي خيلي با قيمت فعلي فرق نخواهد كرد. البته رسيدن به اين نقطه تعادل جديد ممكن است حدود يك سالي طول بكشد چون تكميل طرح‌هاي نيمه تمام فعلي كه الان به خاطر قيمت دولتي رها شده اند چيزي در اين حدود وقت لازم دارد.

 

hamed ghoddusi :

اسماعيل ايده دادي براي پست بعدي‌ام. مرسي

 

Hadi :

سلام
به خاطر ایمیل متشکرم.

 

Ehsan :

as far as I remember from my experience, steel is not considered as an important substitute for cement (concrete) because:

1- either of steel or concrete structures need sizable amount of cement per sqm

2- there are other concerns such as speed of construction, safety, etc which are more important than possible cost reduction of switching from one to another structure

3- an important part of consumption is still related to the public projects

also as you yourself pointed out, cement is contributing only to a small fraction of total costs of construction and therefore producers may not be that sensitive to a price change in cement. so I think its fair to assume a inelastic demand curve for cement.

Besides,I think that cement producers do like to sell at the market price because they can perform collusive price setting which would be profitable specially when the price elasticity is low. they have already an established foundation ,Iran Cement Association, for coordinating their efforts against government:), but it could be harmful in the absence of government control on the price when there is no rule to avoid such collusions.

 

ب :

شاید تا حالا متوجه شده باشید که من با عمده ی نظرها ی شما موافقم بنابراین فقط از سر اهمیت دادن به وضوح زبان یادآوری می کنم که: قیمت گذاری یا نرخ گذاری درست است نه نرخ گزاری. گزاردن یعنی ادا کردن، مثل نماز گزاردن. گذاشتن یعنی گذاشتن

 

magna carta :

سلام...
بهت لينک دادم...
يه سر بزن...

WWW.BATOFUT.BLOGSPOT.COM

 

hamed ghoddusi :

ب عزيز ممنون از تذكرتان. حق با شما است. من هم اين قاعده را مي‌دانم ولي نمي‌دونم چرا اين‌جا موقع نوشتن قاطي كردم. به هر حال متشكرم.

 

سروش :

تو مغالطه ترکيب را مرتکب شده اي. مغالطه ترکيب يعني اينکه يک يا چند تا عنصر را نام مي بري که در يک مجموعه يک خاصيت دارند (عموما مثال و يا خاطره تعريف مي کني)بعد اين خصوصيت را سريعا به جمع تسري مي دهي. استدلالت اينجا اشتباه است که بسياري مواد مصرفي خانوار هستند که هيچ گونه قيمت گذاري ندارند و از قضا دلال هائي که آنجا دلالي مي کنند هم بسيار ثروت بالائي دارند و يا به تعبير ديگري بخش عمده اي از قيمت نهائي آنها ارزش افزوده ناشي از دلالي است!
اما در سخنت گوهري از حقيقت است که آنجا که قيمت گذاري باشد بازار سياه توليد مي شود. آزي اين درست است و در اين بازار چون تقاضا بالا است، همان محصول عرضه شده (بدليل قيمت گذاري) بسيار گرانتر از حالت تعادلي در بازار سياه به فروش مي رسد، اما من ربط اين را با دلالي نمي فهمم. چرا که اين جز «اقتصاد زيرزميني» است ولي دلالي که يک شغل است که ارزش افزوده اش تحت عنوان خدمات واسطه گري در حساب ملي مي آيد. و از قضا سهم بزرگي دارد. توجه کن مثال تو در بخش خدمات واسطه گري شمارش نمي شود.

 

سروش :

تو مغالطه ترکيب را مرتکب شده اي. مغالطه ترکيب يعني اينکه يک يا چند تا عنصر را نام مي بري که در يک مجموعه يک خاصيت دارند (عموما مثال و يا خاطره تعريف مي کني)بعد اين خصوصيت را سريعا به جمع تسري مي دهي. استدلالت اينجا اشتباه است که بسياري مواد مصرفي خانوار هستند که هيچ گونه قيمت گذاري ندارند و از قضا دلال هائي که آنجا دلالي مي کنند هم بسيار ثروت بالائي دارند و يا به تعبير ديگري بخش عمده اي از قيمت نهائي آنها ارزش افزوده ناشي از دلالي است!
اما در سخنت گوهري از حقيقت است که آنجا که قيمت گذاري باشد بازار سياه توليد مي شود. آزي اين درست است و در اين بازار چون تقاضا بالا است، همان محصول عرضه شده (بدليل قيمت گذاري) بسيار گرانتر از حالت تعادلي در بازار سياه به فروش مي رسد، اما من ربط اين را با دلالي نمي فهمم. چرا که اين جز «اقتصاد زيرزميني» است ولي دلالي که يک شغل است که ارزش افزوده اش تحت عنوان خدمات واسطه گري در حساب ملي مي آيد. و از قضا سهم بزرگي دارد. توجه کن مثال تو در بخش خدمات واسطه گري شمارش نمي شود.

 

hamed ghoddusi :

سروش جان (سروش؟؟ همون جمله اولت معلوم مي‌كنه كي هستي) به نظرم تو هم دچار مغلطه تشابه اسامي شده‌اي :) براي اين‌كه دلالي در حوزه‌اي كه تو مي‌گي و تو خارج بهش مي‌گن ريتيلنگ با دلالي در سيمان دو تا فونكسيون مختلف داره. توي بازار خيار و ماست و چغندر دلال كارش حمل و نقل محصول از يك مركز خريد عمده به نزديك‌ترين محل خريد براي تو است. ضمنا توزيع‌كنندگان در اين نوع محصولات و محصولاتي مثل تلويزيون يك كار ديگر هم مي‌كنند و آن هم ايفاي نقش نهاد‌هاي مالي است. چرا كه جنس را از كارخانه نقدي مي‌خرند ارزان‌تر و قسطي به من و تو يا فروشنده جزء مي‌فروشند گران‌تر و اين‌جوري به كارا شدن بازار كمك مي‌كنند. ولي در مورد سيمان دلال‌هاي عزيز كاري را مي‌كنند كه در شرايط ديگر دست نامريي بازار مي‌كند يعني مكانيسمي ايجاد مي‌كنند كه تعادل بين عرضه و تقاضا برقرار شود. اين دو اسمشان مثل هم است ولي كاركرد متفاوت دارند و نمي‌شود با يك چارچوب تحليلشان كرد.

 

سروش :

سلام. من همه جا با همين اسم مي نويسم حامد عزيز. اينكه اينجا ننوشته ام مقصر خودم هستم يا نوشته هاي تو. از دو حال گويا خارج نيست. ولي وزن تقصير من بيشتر است چون در هر هفته تنها يكبار كل نوشته هاي جديدت را مي خوانم و اگر چيزي هم بخواهم بنويسم عموما مربوط به نوشته هاي گذشته است و لذا ترجيح مي دهم چيزي ننويسم. اين بار موضوع داغ جلب نظر كرد.
اما در مورد نكته سنجي ات اين نوشته آخر فريد خواندني است. تا آنجا كه من مي دانم دكتر شاكري در ترجمه كتاب اقتصاد كلان به آن تعريف من «دلال» مي گويد. تو بايد براي خودت يك كلمه ديگر پيدا كني نه من.
روي ترجمه اش فكر مي كنم و خبرت مي كنم
http://sabouyeteshne.persianblog.com/

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007