« گزارش سفر تهران | صفحه اول | اقتصاد براي همه »

11 دی 84

Waterpipe and Cigarette

گرچه هر دو زيرمجموعه دخانيات هستند ولي تفاوت‌هاي اساسي با هم دارند:

قليان سمبل لذت‌طلبي وخوش‌نشيني شرقي است. از همان جنسي كه وضع ما را به اين‌جا رسانده است. استيل درست قليان كشيدن اين است كه لم بدهي و وقتي با آن اداهاي خاص و با چشمان بسته دود را بيرون مي‌دهي وانمود كني كه غمي در دنيا نداري. ماجرا فقط يك رقص عربي كم دارد كه صحنه‌‌اش تكميل شود. قليان از جنس لمباندن است. از جنس شكم گنده. از جنس حلواجات.

سيگار اما تلخ عظيمي در درونش دارد كه سخت ارزشمندش مي‌كند. ديده‌ايد كه آدم‌ها موقع سيگار كشيدن چطور دارند همه دردشان را ته جان بيرون مي‌كشند و در سيگارشان مي‌دمند. من به سيگار كه فكر مي‌كنم ياد شريعتي مي‌افتم، ياد ماركس، ياد نيچه. سيگار از جنس چاي داغ بدون قند است. از جنس قهوه تند. از جنس آتش‌فشان خشم.

من از قليان و جمع‌هاي قليان كشيدن متنفرم.هر چند سيگار نمي‌كشم ولي به سيگاري‌ها سخت احترام مي‌گذارم. جايي كه سيگار بكشند را دوست دارم.



   نظرات

... :

ميشه از اشيا سمبل درست کرد . دوستشون داشت يا متنفر بود ازشون.ميشه از ژستها هم مفهوم خاص دراورد.ميشه از همه چیز مفاهيم عميق روشنفکری ساخت.

 

میثم :

حامد حالت خوبه؟

 

hazhir :

Your last sentence sounded cruel man.

 

آيدين :

راستش اگر كسي پيدا شد كه در سيگارش دميد، من هم كلاً خيلي مخلصم.

 

نهیب سکوت :

آقا بزن زنگو, همچین تعریف کردی گفتم یه سیگار روشن کنم !!!
ولی واقعا این تعریفتو قبول دارم هر چند احتمالا برای همه سیگاریها صدق نمی کنه اما در مقایسه با قلیون همینطوره که می گی

 

ahmad :

..........
وقتي كه من بچه بودم
خوبي زني بود
كه بوي سيگار ميداد
و اشكهاي درشتش
از پشت آن عينك ذره بيني
با صوت قرآن مي آميخت .........

 

AmirT :

What about this?

 

saeed :

حامد جان بیزحمت تکلیف پیپ رو هم روشن کن... بوش که خیلی خوبه !

 

سعيد اخلاق :

نگو دکتر! لذت لم دادن تو فرحزاد و چايی قليون دست جمعی (ترجيحا با حضور حاج ياسر رهروانی) کجا، دود خشک و بدبو و اعتياد آور سيگار کجا؟! اگه رقص عربی هم ضميمه قليونه باشه که ديگه نورٌ علی نور!
قليان پيروز است سيگار نابود است!

 

امیر رضایی :

در وطن آزار دیده ای .......اینها که می بینید سوغات سرزمین است....راست ترین عقلانیت را سر نجنبانده زایل می کند.

باید که سلطان بانو تیمارت کند.

 

anar :

I think we have been conditioned. I see smoking people as weak people who are escaping from their problems. some of them smoke to pretend...It's just about the type of people we see and associate them with the objects.we do the same with names too.

 

احمدسیف :

حامد جان سلام سال نو برتوو خانم مبارک. اگرچه از هفتاد دولت و ملت آزادی هرچه بگوئی و بنویسی، ولی ببینم در زمان نوشتن این یادداشت، لبت را که زیادی تر نکرده بودی! فکر می کنم تو اولین غیر سیگاری دنیا هستی که جائی که سیگار می کشند را دوست داری. به عنوان کسی که یک 20 سالی سیگار کشیده ام از این بیان تو خیلی خیلی تعجب کردم.با این حساب، لابد با ممنوعیت کشیدن سیگار که در اسپانیا به صورت قانون در آمد حتما مخالفی!
با این همه خیلی زیاد این جور جاها نرو برادر که اثرات جانبی اش ظاهرا جدی است. من اهل فن نیستم ولی اهل فن این گونه می گویند.
سال خوبی داشته باشی
ایرج

 

سپیدار :

سلام.
اینکه سیگار فلسفی تر از قلیان است بسته به آدم هایی دارد که آن را می کشند.و الا فکر نمی کنم زیاد بین این دو کار فرقی باشد. هر دود دارند و آلودگی. یکی بر لب اسباب تفاخر است و دیگر در حلقوم اسباب آسودگی.
شاد باشی.

 

:

از اين نوشته‌ي متفاوتت خوشم اومد.

 

Hojat :

Think about what you write, an idiot might read this and strat smoking, write responsible.

 

:

دود و دمی رو که تو تهران دیدی که منظورت نیست! آخه اینها دود ماشینه و هیچ ربطی هم به فرحزاد و سیگاری هاش نداره.

 

:

ببخشید منظورم قلیونی هاش بود

 

afra :

آیا اگر مارکس و نیچه و شریعتی قلیونی بودند مشکل حل بود؟؟!! همیشه از این جمله شریعتی بدم اومد"نمی دانم آنهایی که سیگار نمی کشند چگونه فکر می کنند؟" فکر کنم دود هم از همان تابوهایی است که گرفتارش شده ایم،آدمها را بر مبنای دودشان تقسیم بندی می کنیم! حالا ولی خودمونیم...هر کدومش یک وقتهایی میچسبه!

 

شایان :

حامد. قدری لم دادن بیاموز! برات مفیده. چیزهایی کشف خواهی کرد که بعدا پشیمان نمیشوی!

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007