سپرغم
برايم كار خيلي سختي است كه بخواهم در عصري كه توصيفش نياز به كلمه ندارد و هر ماجرايش آتش به جان آدم ميزند ملايم و به نظر خودم معقول بنويسم و مثل احمقها به موضوعاتي بيربط بپردازم. انگار كه هيچ اتفاقي نيفتاده و در حال افتادن نيست و نخواهد افتاد. گاهي حالم از اين نوع نوشتن و از اين نقشي كه بايد بازي كنم به هم ميخورد ولي چاره چيست؟ راستي «سپرغم» شنيدهايد؟ اين طرفها چيزي سراغ نداريد؟

نظرات
علی :
ما که چیزی سر درنیووردیم!! از چی؟ از کی؟ ناشکیبی از چه جنسی؟
علی - February 14, 2006 11:37 PM
آشپزباشي :
فرد اعلاي خوبش رو داريم با تضمين! بفرماييد چند تن تا بگم بچه ها کاميون رو بار بزنند. ميدانم...با چند سير و دو سه کيلو، کار بنده و شما به سامان نميرسد. مايل باشيد نمايندگي انحصاري در اتريش را هم تقديم ميکنم سه درصد زير قيمت بازار!
آشپزباشي - February 14, 2006 11:52 PM
پ.صائبى :
جسارت نباشد. هيچ چيزى بهتر از دورى و فاصله گرفتن از وبلاگنويسى معتادانه سراغ ندارم.
پ.صائبى - February 15, 2006 03:09 AM
روزبه :
باز که دِپ زدی؟
خوشحال بابا! خوشحال!
حالا مگه اتفاقی افتاده؟
روزبه - February 15, 2006 03:37 AM
:
خوب چرا نمی نویسید؟ نگرانید معقول نشود یا سیاسی بشود یا حق مطلب ادا نشود؟
Anonymous - February 15, 2006 05:18 AM
Pouyan :
امتحان داري دپ زدي؟
Pouyan - February 15, 2006 05:22 AM
ميثم :
از اقتصاد جنگ و صلح بنويس
ميثم - February 15, 2006 07:11 AM
سیمبا :
برادر اگه بخوای اینجوری فکر کنی باید تا آدمی زاد روی زمین هست و زنده ای فقط بد وبی راه بنویسی و افسوس بخوری که چرا جهان این طوریه. شاید به این خاطر باشه که فقط خبرهای بد رو همه جا هوار می کشن و کسی از خوبی ها در خبرگزاری ها نمی نویسه.
سیمبا - February 15, 2006 07:58 AM
سیمبا :
برادر اگه بخوای اینجوری فکر کنی باید تا آدمی زاد روی زمین هست و زنده ای فقط بد وبی راه بنویسی و افسوس بخوری که چرا جهان این طوریه. شاید به این خاطر باشه که فقط خبرهای بد رو همه جا هوار می کشن و کسی از خوبی ها در خبرگزاری ها نمی نویسه.
سیمبا - February 15, 2006 07:59 AM
ب.ن.ن :
As economist, you ought to find out why the agents are behaving as they do; sometimes their actions hurt you, which might lead you to respond emotionally instead of analyzing them rationally. So as economist, these days are exciting since there are a lot to analyze and model, however, as a regular person I can't agree more with you on how depressing they are ;-(
ب.ن.ن - February 15, 2006 09:49 AM
Nilofar :
ATTANTION, ATTANTION: Noble prize committee has allocated two special prizes for two brand new species of literature. The good news is that both winners are Iranian. Mr. Mehdi Jami has won the Noble prize for his B.B. Sakine style of combining literature with philosophy and Mr. Dariush Mohamed por for his style of “ gholombe goei.”----- More news on the way. Congratulations to both Mr. Jami and Mr. Mohamed -por
Nilofar - February 15, 2006 10:53 AM
farhad :
1-نبينم غمت را
2- به نظر من عصر ما خيلي هم خوب است. حتي فكرش را هم نمي توانم بكنم كه مثلاًيكي دو نسل پيش تر زندگي مي كردم. واقعاً روزگار خوبي است. اتفاقاتي كه در عصر ما انسان را ناراحت مي كند در برابر آن چه در اعصار پيشين بر مردمان مي رفته است مضحك و پوچ است.
از سنبل و سوري و سپرغم
آفاق نگارخانه چين
farhad - February 15, 2006 10:55 AM
ميثم :
در رابطه با مطلب ب.ن.ن: آيا اتفاقات اين روزها را مي توان با كمك مدل هاي اقتصادي (تئوري بازي ها اقتصاد سياسي يا طراحي مكانيزم) به خوبي توضيح داد؟ يا بايد آن را قسمتي از يك شوك در نظر گرفت كه قابل توضيح نيست؟ مانند بسياري از شوك هايي كه در بازارها رخ مي دهند (مثلا شوك اوايل دهه 80 بازارهاي مالي آمريكا) و در مدل هاي اقتصاد سنجي براي آنها متغير dummy مي گذارند؟
شايد بتوان گفت اتفاقاتي كه درباره ايران در حال رخ دادن است تغيير از يك وضعيت تعادلي به وضعيت تعادلي ديگر است. در تمام دنيا بعد از جنگ سرد اين تغييرات (اغلب با آرامش و به مرور زمان) رخ داد. فكر ميكنم نشانه آرام بودن را مي توان با تغييرات يو شكل در توليد و فعاليت بازارهاي كشورهاي دچار تحول توضيح داد.
ايران نيز در 8 سال گذشته به آرامي به سمت تغييرات مورد نظر حركت كرد اما ناگهان به تعادل گذشته بازگشت و اكنون در معرض تغيير ناگهاني تعادل يا همان شوك قرار گرفته است.
من زياد اقتصاد بلد نيستم اما فكر مي كنم اقتصاددانان هنوز كار چنداني در توضيح اتفاقاتي كه در زمان شوك ها رخ مي دهند انجام نداده اند. شايد چون اتفاق و غير قابل تكرارند. شايد هم چون هنوز رياضيات توان مدل سازي آنها را ندارد.
ميثم - February 15, 2006 11:00 AM
farhad :
ميثم...آن چه شما دنباتلش هستيد يك "فراروايت"اقتصاديه . به نظر من محاله
farhad - February 15, 2006 11:15 AM
اسی :
الا به ذکر الله تطمئن القلوب...
اسی - February 15, 2006 11:42 AM
مريم :
سلام. اتفاقا جالب است كه من در فكرم شما را تحسين ميكردم كه دچار احساسات نمي شويد و به صورت منطقي مطالب اقتصادي تان را پست مي كنيد. البته شايد يكي از محاسن وبلاگ تخصصي اين باشد.
مريم - February 15, 2006 12:11 PM
رهی :
سلام حامد جان
نشانه آشنایی دادی از آن دردی که آشناتر است. خواستم یک حرفی بزنم از سر دوستی؛ نه حرفیم مانده، نه سری. از همان دوستی مانده این که چه کنیم اگر به فردا امیدوار نباشیم؟
رهی - February 15, 2006 01:49 PM
:
عصری که ما در آن زندگی می کنیم فکر می کنی که چه عصری بهتر از این بوده است ؟ کی دوست داشتی زندگی کنی؟ اشکال از خودت است حامد... از نگاهت از خواهشت از دنیا و خیلی چیزهای دیگر
این سیاست است این خود سیاست است موضوع سیاست حقیقت نیست و اگر به دنبال حقیقت در سیاست بگردی به این جا می رسی که رسیدی و خیلی از این فراتر
اگر نگاه کنی خوب نگاه کنی دنیا پر است از خوبی همانطور که پر است از بدی.برای تو و موفقیتی که به نظر می رسد در این سن داشتی کم نبوده این خوبیها
بهتر نگاه کن و شکر گذار خدا باش سپر غم کاری برای تو نمی کند اشکال جای دیگر است.
Anonymous - February 15, 2006 02:32 PM
Bahram :
من از گرين اسپن خیلی خوشم میومد. طوری حرف می زد که گویی اصلا تو عمرش اصلا بجز اخبار اقتصادی بگوشش نخورده. تا زمان بازنشستگیش هم من نمی دونستم جمهوری خواهه یا دمکرات.
Bahram - February 15, 2006 10:35 PM