« بزرگ نمایی آمار | صفحه اول | دهه انقلابی ها »

1 اسفند 84

بازار کوپن بنزین

ایده مجلس مبنی بر سهمیه بندی بنزین در سال آینده و ممنوعیت واردات باعث شکل گیری یک بازار داخلی بین مصرف کنندگان مختلف می شود که مهدی یحیی نژاد هم قبلا چیز جالبی در موردش نوشته بود. در واقع این سیاست به طور ضمنی به معنی توزیع مقدار مشخصی از یارانه ولی به شکل بنزین بین تمام کسانی است که صاحب اتومبیل هستند. در قدم بعدی کسانی که مصرف شان کم تر از مقدار سهمیه دریافتی است علاقه مند خواهند بود مازاد بنزینشان را به کسانی که مصرف بالاتر دارند بفروشند. این باعث می شود تا یک قیمت واقعی در حاشیه بازار رسمی شکل گیرد که در آن کوپن بنزین خرید و فروش می شود. این قیمت قطعا بسیار بالاتر از قیمت های فعلی خواهد بود. قیمت جدید که به نوعی هزینه فرصت مصرف بنزین خواهد بود علامت های جدیدی به صاحبان اتومبیل می دهد و برخی از آن ها ممکن است به این نتیجه برسند که برایشان بهینه است که از مصرف خود کم کرده و بر فروش بنزین مازاد بیفزایند تا مازاد نقدی بیش تری به دست آورند. کسانی هم که مطلوبیتشان با مصرف بیش تر بهینه می شود بر قیمت پیشنهادی می افزایند. دست آخر یک قیمت تعادلی در بازار غیررسمی شکل می گیرد که روی خیلی چیزها تاثیر می گذارد از جمله قیمت خودروهای پر مصرف. گفته بودم که با این جور سیاست ها مخالفم ولی در مقایسه با وضع فعلی به نظرم این سیاست یک قدم به سمت شکل دهی به بازار و واقعی کردن قیمت است.



   نظرات

اسماعیل :

ولی اونها بازار رو درست نمی فهمن. تا خدمات حمل و نقل عمومی رو رشد ندیم باز با تورم که بارش رو دوش اقشار کم درآمد خواهد بود مواجه می شیم. نمی شه هم دنیا رو هدایت کرد و سرمایه ها رو فراری داد و فساد اقتصادی رو مهار نکرد و توسعه متوازن استانی-منطقه ای رو کنار گذاشت و تنها به سهمیه بندی بنزین فکر کرد! حرکت به سمت قیمتهای واقعی باید با کمترین هزینه انجام بشه و نه اینکه امثال من بیشترین هزینه رو بدن. مساله اجرای سیاستهای متوازنه که آقایون نمی فهمن و یا دچار مشکل شدن در فهمش. من موافق قواعد بازار هستم ولی زمانی که به حقوق اجتماعی و حقوق مالکیت فردی هم بها بدن. بدون این اصول اساسی اهرمهای بازار درست عمل نمی کنن. بازار خیلی بی رحمه و اگه تامین اجتماعی قوی نداشته باشیم خیلی ها به فلاکت می افتن. یک اقتصاددان باید کم هزینه ترین راه رو پیشنهاد کنه نه ساده ترین راه رو.

 

hamed :

اسماعیل غکر کنم یادته راجع به تفاوت سياست های درون زا و برون زا برای حل مشکلات نوشتم. گسترش حمل و نقل عمومی و غيره کلا ايده های خوب و بامزه ای است ولی منابع مالی لازم داره. اتفاقا اقتصاددان بايد در هر لحظه از هر سياستی که بدون نياز به منابع بيرونی یک قدم سيستم را به سمت کارآيي پيش می بره استقبال کنه.

 

داود :

فكر ميكنم يه راه خوب براي واقعي كردن قيمت سوخت افزايش تدريجي قيمت سوخته.مثلا قيمت بنزين هفته اي يا دو هفته اي يك تومن بره بالا.هر چند شايد مشكلات عملياتي داشته باشه.اين واقعي شدن تدريجي قيمت باعث حركت تدريجي به سمت تعادل جديد ميشه.اين افزايش تدريجي در آمد(كاهش پرداخت سوبسيد)رو هم ميشه خرج توسعه ناوگان حمل ونقل كرد.فكر ميكنم بشه روش بحث كرد.

 

داود :

اين پيام رو براي وبلاگ آقا اسماعيل نوشتم ولي خطا داد با اجازه حامد جان ميذارمش اينجا.
به نظر من اين قضيه مسافر كشي بحث خاصيه و بايد در حالتهاي مختلف بررسي بشه.تو تهران دو نوع مسافر كشي داريم يكي خطي ها و يكي ديگه هم عبوري ها.قضيه خطي ها كه كاملا مشخصه بازار اونا انحصاريه و ورود مسافر كشهاي جديد به خط ممنوع كسي هم بخواد اين قانون رو نقض كنه احتمالا بايد بره بيمارستان پس قيمت خيلي بالاتر از هزينه متوسطه.ميمونه عبوريها،بازار اينا هم رقابتي نيست(فقط سر سوار كردن مسافر رقابته) چون شما نميتونيد براي يه مسافر كش دست تكون بديد و وقتي طرف ايستاد ازش بپرسي تا سر چهار راه بعدي صد تومنه يا پنجاه تومن؟اگه پنجاه تومنه من سوار ميشم!يعني مسافر بعد از خريد كالا متوجه قيمت ميشود و نه قبل از آن .
به نظر ميرسه بدليل جانشينهاي ضعيف(مترو و اتوبوس و ...)مسافر كشها با يه سود بالا قيمت تعين ميكنند و مردم هم چاره اي ندارند جز پذيرش قيمتها.

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007