« دموکراسی مستقیم | صفحه اول | اطلاعات نامتقارن و بازار کار »

15 اسفند 84

فرار مغزها

ویکی پدیا در بحث فرار مغزها می نویسد که ایران بزرگ ترین میزان فرار مغزها را در بین کشورهای در حال توسعه دارد. من که می دانید به این جور آمارهای جذاب و روزنامه پسند که مورد علاقه مردم و مسوولین کشورمان هم است به شدت بدبین هستم و معمولا باورش نمی کنم. وقتی توی ویکی دیدمش گفتم نکنه خبری است. دنبال سورس خبر گشتم. دیدم از واشنگتن پریسم نقل کرده که خوب با توجه به سایت فارسی اش احتمالا خیلی منبع معتبری نیست. بیش تر می گردم و می بینم خیلی ها به این خبر استناد کرده اند ولی هیچ کس لینک گزارشی که ادعا می کنند توسط صندوق بین المللی پول تهیه شده است را توی صفحه اش ندارد. سعی می کنم از طریق سایت صندوق گزارش را پیدا کنم. چیزی پیدا می کنم که عدد و ارقامش به این ادعاها می خورد ولی من هرچه نگاه می کنم چنین نتیجه گیری که ایران بالاترین رقم فرار مغزها را دارد را درونش نمی بینم. حالا از دو حالت خارج نیست. یا من خوب نگشتم و یا طبق معمول یکی یه چیزی گفته بقیه هم زود برداشتن و حرفش را کپی کردند.

حالا از این حرف ها گذشته اگر از شما بپرسند که چرا ایرانی ها مهاجرت می کنند غیر از دو دلیل بدیهی فرصت های کاری به تر و زندگی اجتماعی سهل تر چه چیزهای دیگری می شود گفت؟



   نظرات

anar :

It depends on the time frame you are talking about: post revolution, begining of the war or now.

 

saber :

حالا چرا غیر از اون دلیل؟
مثل اینه که بپرسیم چرا موز دوست دارین؟ البته به غیر از مزه‌ی خوبش و ارزش غذایی اون ؛)
حالا از شوخی گذشته، شاید بشه فرار از استرس‌های سیاسی و نبود امنیت هم اضافه کرد. (البته ما که سعادت -بخوانید عرضه- نداشتیم!)

 
 

:

زندگی بهتر تقریبا شامل همه گزینه ها می شه.

 

Sahand :

Note: I sent this –not very nice—e-mail to www.nilgoon.org site for their latest post on so called “ Islamic Arts.”


Dears: I do visit your site a lot and today I was disgusted to see this so called “ Islamic Art “at your site. How stupid and naïve one can be to believe that these are Islamic arts? Do you know how many thousands of satanic cults are there, all claiming to be a true Christians, while committing rape, murder, and the acts that even Sade would be disgusted? Are we going to judge the Christianly with these psychotic criminals using Christianity to gave a good face to their criminal acts? You may hate the regime but please do not be that stupid assholes.

Sahand

 

A reader :

Socio-economi-political instability and unpredictability is another reason

 

خاطره وطن خواه :

سلام مطلبی در مورد بدهی بانکها به بانک مرکزی نوشتم.سر بزنید.

 

raha :

Missing of Personal life and territory in Iran.

 

مریم سامی :

به گمان من یکی از مهمترین دلایلش برای بچه های تحصیلکرده و علاقمند سر خوردگی از رف جامعه علمی ایران است. چیزی که خودم دارم اونو تجربه می کنم

 

ليشام :

بالاخره ملت آمريكا و بقيه‌ي جاها هم بايد بدونن اون هفتاد و پنج ميليون دلار الكي قرار نيست خرج شه... دارن زحمت چاله‌هاش رو مي‌كنن...

 

نیلوفر :

من همه دلایل بالا رو مثل سرخوردگی از علم و کارو عدم رفاه و ... رودرست میدونم .ولی دلیل اصلیش رواین میدونم که ما بر عکس همه ادعاهامون به هیچ عنوان ایران رو دوست نداریم . ما مردم بدبخت ایران رو دوست نداریم. یه چیزی از 2500 سال پیش ساختیم و فقط اونو دوست داریم. وگرنه من به چشم خودم دیدم که اگه کسی بخواد میتونه اینجا کار کنه وروی اطرافیانش تاثیر بذاره ...این یه مشکل فرهنگیه که بهترین واژه برای توصیفش خیانته.و هیچ ربطی هم به انقلاب و حتی اسلام نداره.اگه منصف باشیم و سر خودمون روگول نزنیم ....

 

Binaam :

Nilofar khanom,man az shoma shakhsan mamnonam ke jaye afrade khaeni mesle mano to iran por mikonid,

 

مانا :

به نظر من یه دلیل دیگه هم هست و اون "جو گیر" شدنه. خیلی از آدمهایی که می رن خارج، واقعا نمی دونن برای چی دارن می رن. درسته از محیط ایران ناراضین، اما وقتی هنوز کسی نرفته خارج، چه جوری می دونه اونجا راضی تر خواهد بود. به نظر من یه دسته از کسانی که می رن (بیشتر دانشجوها تو ذهنم هستن) واقعا برای کسب علم می رن. بعضی ها هم اینجا تو ایران وضعیت خوبی ندارن، شغل خوبی پیدا نکرده ان، یا از محیط اینجا خیلی ناراضین و میرن خارج. اما یه تعداد زیادی هم می رن چون خیلیهای دیگه (از اطرافیانشون) رفته اند.

 

Araz :

اکثر اونایی که رفتن (حتی اگه به قول مانا جوگیر هم شده باشن) هنوز برنگشتن؛ این میتونه نشانه مطلوبیت موقعیت فعلیشون باشه.

 

anar :

1. من وقتی پنج سال پیش برای ادامه تحصیل اومدم بیرون فقط یه دلیل برای اومدن داشتم اونم این بود که برم ادامه تحصیل بدم و خوب همه هم میگفتن خارج خوبه. از اونجایی که به محظ فارغ التحصیل شدن هم راهی شدم عملا مشکلات ایران رو به نسبت محدود تجربه کرده بودم.
2. الان بعد از 5 سال دلایل خیلی زیادی دارم برای اینکه چرا از برگشتن به ایران میترسم:
-میترسم فرصت رشد کاری نداشته باشم. به عبارتی به دلیل اینکه مناصب کلیدی مملکت بر اساس رابطه پر میشه و سیستم مدیریت کلان مملکت بسیار ضعیفه میترسم برگردم و تمام عمرم صرف دور باطل زدن بشه.
-میترسم ارتباطم با دنیای خارج قطع بشه. تازه بعد از آمدن به امریکا بود که به نظرم امد چقدر زندگی در ایران کرخت و یواشه.
-میگند کار کردن با آدمهای با هوش و موفق تو رو هم با هوش و موفق میکنه. خیلی ساده: ما آدمهای با هوش و موفق و با انگیزه تو ایران خیلی کم داریم. و چون سیستم غلطه همین ها هم به سختی ممکنه همدیگر رو پیدا کنند.
- به دلیل زن بودنم از نظر آزادیهای اجتماعی محدودیت هایی دارم که فقط شمه ایش رو میتونی تو نوشته های خانوم کار ببینی:
http://www.mehrangizkar.com

- در ایران حریم زندگی خصوصی بی معناست. تفتیش در زندگی خصوصی و عقاید مردم انقدر بخشی از زندگی شده که به نظر میاد حتی قبحش هم در نزد مردم شکسته.
- بعد از دیدن و لمس زندگی آرامتر و با نتیجه تر این سامان احساس گناه میکنم اگر فرزندانم رو مجبور کنم با محدودیتهای ایران دست و پنجه نرم کنند در حالیکه میتونند بهتر زندگی کنند.
- به اسلام به عنوان یک دین عادلانه اعتقادی ندارم. نمیخوام بخش بزرگی از هویت خودم و خانواده ام با این دین ترکیب بشه. نمیخوام بچه هام با این دین شرطی بشوند.

 

Sahand :

anar khanoom: khili khob omade bodid vali to akherish khili kharab kardid. shoma majbor nistid Islam ra ghabol konid, tak take atom haye zehnet Islami ast, Islam to zatete v nemitoni az dastesh dar bari. Islam hatta to rahme madaret tasiresho behet ghozashte . hatta agr esmato be Michelle avaz koni ve mohato mesle parandeye MACAW rang rang ham koni, bazam zamire na agah-het Islami ast. mi bakhshid ke ziyade harf zadem. I said it for your own good.

 

Narges :

man fekr mikonam hamoon joor ke mana gofte word -of-mouth,,yeki ham ke tanbalim entezar darim keshvaro yeki dige baramoun dodrst kone bad berim toosh az azadihaie ejtemai lezat bebarim,,az roshde eghtesadish tarif konim va ba refahi ke darim poz bedim! hosele nadarim khodemoon ye zare ham kar konim, mirim va khodemoono ba sakhtaraie oonha tatbigh midim

 

anar :

سهند

شما از درجه ای که خانواده من مذهب رو در ذهن من حک کرده اند خبر ندارید. حکمی که شما دادید که اسلام در ناخود آگاه من حک شده زیادی کلی است. من اینجا نمیخوام بحثش رو بکنم اما دینی که توسط جامعه، خانواده یا هردو به انسان القا میشه تا سنی حتما ملکه ذهنه اما از یک سنی به بعد این خود آدمه که بنا به قدرت شخصیتیش تصمیم میگیره تا چه حد از باورها و ارزشهای بچگیش رو نگه داره. آدمی مثل من که داره این همه آدمهای مختلف میبینه و میفهمه انسانیت به دین نیست حتی اگر نتونه همه این دین رو از ذهنش پاک کنه حد اقل میدونه که اینها اون قداستی رو که قبلا ترسیم کرده بودند نداره. من در تصمیم گیریهای زندگیم ملاحظات دینی کوچکترین نقشی ندارند و به همین خاطر ادعا میکنم که مذهبی نیستم...شما میفرمایید دین من رو ول نمیکنه؟ فرمایش شما صحیحه...جزوی از بچگیم است..قضیه اون مرده است و پوستین خرس.
اما اون بند آخر این بود که من بسیاری از پیوندهام با این دین به دلیل ایرانی بودنم و اسلامی بودن ایرانه. خاطرات کودکیم از اسلام نه از طریق خانواده که از طریق جامعه به من منتقل شده. من نمیخوام بچه هام در جامعه ای زندگی کنند که هرسال مجبور باشند با دین زندگی کنند. اینجا خیلی راحت میتونم بفرستمشون مدرسه معمولی و بگذارم آزادانه خودشون انتخاب کنند. برخلاف تصور شما بدون دین هم میشه زندگی کرد.

 

Sahand :

Dear Anar: Thank God, or Marx, Darwin or what ever: You made my life much easier. After reading your reply, I was going to start with your own name that is obviously Arabic and its relationship with knowledge of yourself based on Wittgenstein’s idea on the person’s name and its relation with personhood. Then suddenly I clicked on your name and there was your site acknowledging that “ nonreligious person has not been defined yet “. I am glad to see that your mind is fluid also we may never have anything in common.

man hey be in khanoomam migam ke bayad jaei mojassemaye mara nasb konand, hey mi khande ve mige ke fagaht jolove panjereye khodemon emkanesh hast.

 

anar :

Sahand,

You just didn't get that post at all! How can you say the person with religion is not defined? I said it seems that it is not defined *in Iran*. Please,please,please, if you can't live,think,identify without religion doesn't mean everyone is like that. Have some pitty and don't generalize like that.

 

anar :

I am sorry for the typo: with religion=with out religion

 

anar :

and Anar is not my name. If you want to talk about this come to my blog. You are more than welcome.

Hamed, I am sorry for the irrelevant comments.

 

Sahand :

Anar khanoom: I have used Wolfgang Pauli's name so many times that Hamed is going to start charging me but one more time I am going to mention his name. When one of his colleges had made a mistakes he used to tap them in the shoulder and said “that is okay, every one makes a mistakes” and after a short pause he said “ off course except me” For first time in my life, I have to admit that I made a mistake; also it is more painful then being whipped. You are right, I read your post in hurry and did not realize that what was in your mind, only applied to Iran. In either case, the matter is universal and by the way, you said your name was not Anar; this makes your case even weaker because if Anar is not your given name why did you choose it? and why not some none Arabic name?

I need to say that I am not that religious as you think, I am even more liberal than Einstein when it comes to religion, mine is also scientific. One more thing: I used to date Irish women and we used to joke a lot. Once I told her that all Iranian are tall, handsome, intelligent, friendly and rich and after rather a long pause she told me so what did happen to you? It seems you study in Cornell and seems intelligent and nice person, so what did happen to you to become a feminist?

 

سیمبا :

خواستم یک جواب مفصل برای سوالت بنویسم ولی تنبلی مانع میشه. اگه بخوام با یک کلمه جواب بدم "نا امیدی" جوابم خواهد بود.

 

Anar :

Sahand,

I wrote something in my blog for you. Since this is irrelavant to Hamed's post I invite you to come to my blog for further discussions.

Thanks

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007