« اطلاعات نامتقارن و بازار کار | صفحه اول | فهرست نامه برقی اقتصادخوان ها »

17 اسفند 84

مرحوم عظیمی و اقتصاد توسعه

مرحوم دکتر حسین عظیمی که برای سال ها چهره درخشان اقتصاد توسعه در ایران به شمار می رفت چند مقاله و سخن رانی معروف داشت که تقریبا تمامی اندیشه اش حول آن ها دور می زد. یکی از آن ها مطلبی بود که در مورد نقش نهادها در توسعه داشت. عظیمی می گفت که برای توسعه 15 نهاد (اگر اشتباه نکنم) لازم است و بعد شروع می کرد به فهرست کردن این نهادها و نقش آن ها: قوه قضاییه مستقل، دانشگاه، رسانه ها، نوآوری و ...

این نگاهی است که من بهش می گویم نگاه روایت گرانه یا منبری. یک خاصیت نگاه منبری این است که حرف های درستی می زند ولی حرف هایش این قدر درست است که از فرط کلی یا بدیهی بودن به دردی نمی خورد. به نظرم از یک اقتصاددان قابل قبول نیست که توضیحش را به این حد محدود کند. اقتصاددان باید توضیحی ارائه دهند که به ما نشان دهد که چرا این نهادها نتوانسته اند پا بگیرند یا کارکرد درست داشته باشند و این توضیح باید بر مبنای *نظریه های اقتصادی* استوار باشد. چنین توضیحی در قدم بعدی به سیاست گزاران امکان می دهد که به این فکر کنند که چه سیاست ها و مکانیسم هایی را دنبال کنند که منجر به کارکرد درست نهادها شود. این روی کرد جدیدی است که اقتصاد توسعه مدرن را از نسخه قدیمی آن متمایز می کند.

من شخصا دکتر عظیمی را دوست داشتم. چند باری که ملاقاتش کردم او را انسان متین و دردمندی یافتم. با این همه نمی توانم این را انکار کنم که او خصوصا در اواخر عمرش چندان نقش یک اقتصاددان را بازی نمی کرد. یک چالش نسل جدید اقتصادخوانده ها در ایران پاک کردن تصوری است که در مورد اقتصاد توسعه در ایران از مرحوم عظیمی به یادگار مانده است.



   نظرات

احمدسیف :

جناب قدوسی گرامی: با سلام من این را در مقام دفاع از یک عزیز و یک دوست از دست رفته نمی نویسم. میراث علمی حسین هرچه باشد این دیدگاه شما که خواستار « پاک کردن» تصوری که حسین د رمورد اقتصاد توسعه به یادگار گذاشته است، به قول دکتر کاتوزیان دیدگاهی « کلنگی» است. یا اگر صریح تر گفته باشم جناب قدوسی ما با دید « حذفی» به جائی نمی رسیم. چرا که با حذف، « دانش» بر رویم انباشت نمی شود و ما درایران به انباشت دانش نیازمندیم- می خواهد در باره اقتصاد توسعه باشد یا هر چه های دیگر.

 

نیما :

من در مورد مرحوم دکتر عظیمی با حامد اختلاف دارم و چند بار هم به مناسبت در کامنتهائی که گذاشته ام اینرا گفته ام. من موافقم که او در این اوخر دیگر عالمانه برخورد نمی کرد اما احساس می کنم برخلاف نظر حامد روایت منبرانه از مسائل پیچیده(کهاغلب به ساده سازی و ساده گیری منجر می شود)در شرایط امروز ایران راه مفیدتری برای نگرش بخشی به مدیران عالی و میانی است. راهی که عظیمی هم طی می کرد به هر حال مستمعان او هم کم بی علاق به پای منبر نشستن نیستند. احتمالا حامد عزیز هم مثل من تجربه خمیازه ها و Body Language های تحقیرآمیز و نابود کننده مدیران را در ابتدای جلسات آموزشی یا Presentationهای کاری دارد که این حرفها به درد دانشگاه می خورد مسائل ما با همه دنیا فرق دارد و اینجور خزعبلات!خوب به نظر تو امثال عظیمی اثر گذاری بیشتری ندارند؟

 

نیما :

ضمنا آیا آنچه برای تو بدیهی است برای دیگران هم الزاما بدیهی است؟ به نظر تو همین بدیهیات در نظام دولتی ایران نقض نمی شود؟بودجه امسال را بررسی کرده ای؟

 

Saleh S Tabrizi :

من هم ايشون رو خوب ميشناسم ! از لحاظ شخصيتي از نوادر روزگار بودند ؛ بي اغراق ! اما بذار به عنوان يك نظر شخصي اين رو بگم كه نظريات ايشون چندان هم در ميان دانشجويان امروز اقتصاد برش نداره ! بالاخره اين دانشجو هاي علوم انساني هم يه كمي از اين تحليل هاي شما رو مي تونن بگيرن ! حالا يه چيز اپيستمولوژيك هم دروكنم كه بعدا اگه خواستي سرش بحث كنيم ! كلا گزاره هاي هميشه درست برخلاف ژست اوليه شون زود تاريخ گذشته مي شن ! نگران اينجا هم نباش . الان همه دارن اينجا خرد وكلان مي خونن و روش تكنيكي اقتصاد سنجي و اقتصاد مهندسي ياد مي گيرن ! بابا زندگي خرج داره به خدا !

 

:

It seems to me that one of the main responsiblity of the peer scietist is to provide their community with 'sort of' policy/guideline issue. Perhapse the youngers could bring the new inititives and materialise them (or implement new changes required to make the practical)!

 

hazhir :

I don't know much about Dr. Azimi's work, so my comment is more of a genearl observation, potentially relevant to the case. One issue to consider is the purpose of talks. If the audience does not have the concepts and basic knowledge to allow for a detailed discussion, you may have to stay at very aggregate level which may sound "pamembari" even if it is based on good analysis.

 

نويد :

راستي حامد جان.. يك چيزي در مورد خيلي از نوشته هات: تو در نوشته هات همه صفات ها و نشانه هاي خوب رو مي نويسي و تشريح مي‌كني (كه خيلي هم خوبه) و بعد هم مي گي كه اين خصوصيت يك اقتصاد دان خوبه!!! برام جالبه!.. منتظرم چند وقت ديگه مثلا بنويسي فرق يك اقتصاد دان و يك اقتصادندان اينه كه اقتصاددان خيلي به خانومش احترام مي‌ذاره و تو كار خونه كمك مي‌كنه !...

 

:

حامد جان، آیا دکتر نیلی و دکتر طبیبیان و ... کاری غیر از این می کنند؟ (از نظر روش)
توضیح آنها در مورد اقتصاد بازار، کارکرد و نقش دولت، تعریف عدالت، و حتی و بویژه، در موضوعاتی مثل اقتصاد سیاسی، کاملا و بلکه به طرز شدیدی، همان نقص "اقتصاددان باید توضیحی ارائه دهند که به ما نشان دهد که چرا این نهادها نتوانسته اند پا بگیرند یا کارکرد درست داشته باشند" را دارد.
اینکه خیلی چیزها خوب/بد است: مکانیزم بازار خوب است، صندوق ذخیره خوب است، پوپولیسم اقتصادی بد است، نظام قبیله-غارتی بد است و ...، همه درست، اما خب، نقش اقتصاددان چیست، حامد خان؟

 

مزدك :

تا جايي كه من سر كلاس هاي اساتيد نامبرده بودم، ايشان صرفا بحث ارزشي نمي كنند و براي هر بحث دلايل علمي مطرح مي كنند و در صورت امكان، تجربه ساير كشورها در زمينه مورد بحث را مطرح مي كنند.

 

مریم سامی :

اتفاقا نظریه اقتصاد توسعه ای که بر مبنای نظریه نهاد گراها شکل گرفته به ابن نکته می پردازد که به دلیل غفلت از دو عامل مهم زمان و نهادها نظریه بازار و خصوصا نظریه rational expectation با چالش مواجه می شود برای اطلاعات بیشتر به مقاله داگلاس نورس با عنوان the institutions through time مراجعه کنید

 

آرش حسن‌نيا :

اين عادت ما ايراني‌هاست ، براي بلندشدن ، تنها راهي كه انتخاب مي‌كنيم سوارشدن بر شانه‌هاي بزرگترهاست ، لابد در ليبراليسم ادعايي آقايان اين راه،زياد هم اشكالي نداره چون دست نامرئي بازار هر مشكلي را حل مي‌كند !در تعادل رياضي مهندسان اقتصاد كه در آن تنها اصل موجود4=2*2 است و عوامل ديگر هيچ دخلي وهيچ جايي ندارند ، راه توصيه‌شده‌اي هم هست . حامد جان ! حالا بعد از كوبيدن زنده‌ياد عظيمي وقت آن رسيده كه در پستي جديد از اساتيد تعديل يادي كني و آنها را يگانه دهر بخواني ، اخلاق و انصاف هم كه در اصل اصيل مكانيسم بازار جايي ندارد.اين عادت ما ايراني هاست.

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007