تورم و رفاه
این سوال که آیا تورم پانزده درصدی هم راه با رشد اقتصادی اثری مستقیم روی رفاه واقعی شهروندان دارد یا نه و اگر دارد چرا؟ یکی از سوالات مورد علاقه من است. امروز یک توجیه جدید پیدا کردم. در شرایط تورمی مردم پول خود را صرف خرید دارایی هایی می کنند که بتواند سپری برای کاهش ارزش پول باشد. لذا سهم هزینه دارایی های ثابت در سبد مصرف آن ها ممکن است بالاتر از مقدار بهینه برود و جای کم تری برای کالای مصرفی باقی بگذارد. به این ترتیب مردم از حیث قدرت خرید کالای مصرفی احساس کم بود می کنند. فکر می کنم می توان شواهدی هم از زندگی روزمره ایرانی ها نشان داد. به دلیل همین ترس از کاهش قدرت خرید، *سهم* هزینه کالاهایی مثل خانه و زمین و ماشین و سکه و موبایل از کل درآمد بین ما به طور قابل ملاحظه ای بالاتر از همین *سهم* در بین افراد جوامع دیگر است. در شرایطی که حقوق یک ایرانی متوسط حدود یک هفتم تا یک دهم فردی با شغل مشابه در کشورهای غربی است، همین فرد ایرانی در سن بین بیست و پنج تا سی و پنج سالگی احتمالا بخش مهمی از درآمد فعلی و آتی خود را (از طریق پرداخت اقساط) برای خرید خانه ای به ارزش چند ده میلیون تومان هزینه می کند که تقریبا نصف قیمت یک خانه کوچک در اروپا است. تازه اگر فرد اروپایی واقعا تصمیم بگیرد در این سن خانه بخرد. به این ترتیب فرد ایرانی حتی در مقیاس درآمد خودش هم سهم کم تری برای مسافرت و لباس و پوشاک خواهد داشت. به زبان ساده اگر تورم نبود و ما تحت این فشار نبودیم که به هر ضرب و زوری شده مثلا خانه بزرگ تری بخریم که قیمتش با تورم رشد کند پول بیش تری برای خرج کردن داشتیم.

نظرات
احسان :
موافقم! تحلیل قشنگی کردید. جالب بود... فکر میکنم که ما ایرانیان (من هم جزوشان هستم البته) فقط بخاطر یه سری نکات فرهنگی، عجیب به مال دنیا چسبیده ایم و حرص و طمع و زیاده خواهی داریم... همینطور عدم قانع بودن به آن چیزی که هستیم یا در اختیار داریم، از مشکلات دیگری است که به این موضوع دامن میزند! اما بحث جالبی است، جالب تر این است که به همه ی ابعاد زندگیمان هم ارتباط دارد!
احسان - March 15, 2006 08:09 PM
علی :
با تحلیلت موافق نیستم. پول معمولا جزئی از کالاهای سرمایه ای به شمار نمیاد که با کاهش ارزش مقدار اون کاهش پیدا کنه و از کالاهای سرمایه ای دیگه خریداری بشه. نشونی اینکه میزان حسابهای پس انداز و پول تو جیب مردم کاهش پیدا نمیکنه. در مورد ایران، هنگام افزایش درامدهای نفتی وقتی این درامدها با هر مکانیسمی بین مردم توزیع میشه (چه افزایش نقدینگی چه مصارف عمرانی چه توزیع وام و ...) آحاد اقتصادی میدونند این درامد موقته و باید پس اندازش کنند تا مصرف رو هموار کنند اینه که خرید کالاهای سرمایه ای بالا میره (مثل زمین و سهام و حساب پس انداز و ...) ولی چون آینده بلند مدت چندان خوشبینانه نیست و تفاوت جدی نمیکنه سرمایه گذاری فیزیکی (تشکیل سرمایه ثابت خصوصی) تغییر جدی نمیکنه چون نرخ بازگشت سرمایه تغییر نکرده. با ثابت بودن عرضه کالاهای سرمایه حقیقی و تقاضای بالاتر قیمتها به شکل موقت بالا میره. این تحلیل عینا برای زمانی که دولت سیاست افزایش بودجه پیش میگیره (حتا اگه درامد نفت افزایش نداشته باشه) هم برقراره. دولت به درامدی رو از طریق عموما وام و پروژه بین مردم توزیع میکنه که مردم میدونند موقتیه و اون رو پس انداز میکنند. بین ایران و خارج! تنها تفاوت شاید در نوع خرید کالاهای سرمایه ای هست. تو کشوری مثل ایران زمین و سیم کارت جزء کالاهای سرمایه ای هستند تو کشورهای دیگه سهام بیشتره. من تو پستهای معمای سرمایه گذاری و پس انداز (تفاوت اونها و افزایش قیمت کالاهای سرمایه ای و ناپدید شدن نقدینگی)
http://observer.persianblog.com/#4754184
سعی میکنم این رو نشون بدم. فعلا که امتحانات نمیگذاره ادامه بدم.
علی - March 15, 2006 08:10 PM
علی :
سهم کالاهایی مثل زمین و موبایل هم به این دلیل بالاتره که اینها در ایران نقش پس اندازی مطمئن رو دارند (یک به دلیل رشد سریع جمعیت و نیاز نسل آینده و دیگری به دلیل کوتاه مدت بودن اون) ولی تو غرب انتخابیه بین اجاره دادن و ندادن. یه دلیل بسیار جدی دیگه هم اینه که اصولا قیمت اینها تو ایران بالاست پس باید پول بیشتری داد. من تو تحلیلت متوجه رابطه اش با رشد نشدم! تو کسادی هم ملت خونه میخرند البته اگه پول داشته باشند.
علی - March 15, 2006 08:33 PM
hamed ghoddusi :
علی جان سلام. همه حرف هایی که گفتی قبول. من کاملا تحلیلت را قبول دارم. حالا حدس من چیه؟ با در نظر گرفتن بحث سرمایه گذاری نقطه بهینه سرمایه گذاری برای ریپرزنت اجنت را تعیین می کنیم. حالا تورم را هم وارد می کنیم. عامل ما مشوق دیگری خواهد داشت که به خاطر حفظ ارزش پولش از میزان نگهداری پول نقدش کاسته و سهم بیش تری متوجه سرمایه گذاری در شیلد آنتی اینفلیشین بکند. این باعث می شود میزان نهایی تمایل به سرمایه گذاری بالاتر از توضیحات تو باشد. همین. من قبول دارم که این تغییر ممکن است خیلی بزرگ نباشد (مثلا به اندازه دلایل تو) ولی به نظرم صفر هم نیست و به اندازه خودش تاثیر منفی روی رفاه می گذارد. همه حرفم این بود. در واقع دو اثری که من و تو توضیح می دیم همزمان روی یک عامل اعمال می شه ولی بودن یکی دلیل نبودن اون یکی نیست.
hamed ghoddusi - March 15, 2006 08:41 PM
علي شهاب :
هم شما و هم علي آقا به درستي روي اين نكته دست گذاشتهايد كه يكي از عوامل مهم روي آوردن مردم به سمت چنين كالاهايي ترس از آينده است.اما نبايد اين نكته را هم از ياد برد كه همه مردم ـ چه ايراني و چه غير ايراني ـ بخشي از سرمايهگذاريشان براي دستيابي به رفاه بيشتر در آينده است. در ايران چون من ميبينم كه اگر امروز مخارج جاريام را كم كنم بالفرض ميتوانم خانهاي بخرم به اين سمت ميروم كه برايم سود چندگانه دارد: يكي همان استدلال شما يعني حفظ قدرت خريد. ديگري استدلال علي يعني داشتن يك پشتيبان براي آينده نامطمئن. و سومي اين كه اصولا خاصيت آدمهاست كه يك جوري با اميد به آينده دلشان را خوش ميكنند و زندگي امروز را هم شيرين! يعني من يك جورهايي خودم را راضي ميكنم كه ممكن است درصد تورم قيمت خانه (مثلا) بيشتر از درصد تورم كلي قيمتها باشد كه اين لزوما به معني رفاه بيشتر براي من در آينده است. خيلي از آدمها با اميد زندهاند ديگر!
علي شهاب - March 15, 2006 08:51 PM
علي شهاب :
هم شما و هم علي آقا به درستي روي اين نكته دست گذاشتهايد كه يكي از عوامل مهم روي آوردن مردم به سمت چنين كالاهايي ترس از آينده است.اما نبايد اين نكته را هم از ياد برد كه همه مردم ـ چه ايراني و چه غير ايراني ـ بخشي از سرمايهگذاريشان براي دستيابي به رفاه بيشتر در آينده است. در ايران چون من ميبينم كه اگر امروز مخارج جاريام را كم كنم بالفرض ميتوانم خانهاي بخرم به اين سمت ميروم كه برايم سود چندگانه دارد: يكي همان استدلال شما يعني حفظ قدرت خريد. ديگري استدلال علي يعني داشتن يك پشتيبان براي آينده نامطمئن. و سومي اين كه اصولا خاصيت آدمهاست كه يك جوري با اميد به آينده دلشان را خوش ميكنند و زندگي امروز را هم شيرين! يعني من يك جورهايي خودم را راضي ميكنم كه ممكن است درصد تورم قيمت خانه (مثلا) بيشتر از درصد تورم كلي قيمتها باشد كه اين لزوما به معني رفاه بيشتر براي من در آينده است. خيلي از آدمها با اميد زندهاند ديگر!
علي شهاب - March 15, 2006 08:51 PM
Mehdi :
من هم مکانيزمی را که شما برای توجيه پس انداز کردن ارائه کرده ايد نمی فهمم. در ترکيه هم تورم بالاست ولی مردم ترکيه مانند مردم ايران به فکر خانه خريدن و پس انداز کردن نيستند، همه می دانند درآمدشان با تورم بالا خواهد رفت و بهتر است به فکر امروز باشند. من فکر می کنم انگيزه اصلی مردم ایران از پس اندازکردن، عدم احساس امنيت اقتصادی است که به دليل سالهای جنگ و همچنين سياستهای نامناسب اقتصادی دولت ايجاد شده است.
Mehdi - March 16, 2006 05:17 AM
Maryam :
I do not understand your argument. You are comparing the amount of money held between Iranians and for example an European person. The point is I do not think that this amount at least by considering ppp is so different. At least it is not comparing to average North American person.
The most important point is the difference in access to credit market beteween two group. People in western countreis usually invest in bonds and mutual funds when they are young and does not have enough money to buy a house. But the point is in Iran there is no other easy access.
But as the result of inflation, it is not profitable for an investor to invest in something rather than house. How long is it profitable having a factory in Iran with constant exchange rate and 15% inflation? But house and those stuff are not tradable!
Maryam - March 16, 2006 05:30 AM
:
in tahlil ye janbeye ravanshenasiam dare ,unam inke ma yad gereftim hame omremun sir nakhabim ke nakone ye shab yeho goshne bemunim
Anonymous - March 16, 2006 06:39 AM
نويد :
سلام. در جواب به كامنتت: همونطور كه مي دوني مديريت دولتي (و سياستگذاري) بدون اقتصاد معني نداره(متاسفانه!!) انتظار دارم آدم هاي اقتصاديش قوي باشند. و احتمالا اين دانشگاه به تو خيلي فيت مي شه كه هم سيستم بلدي و هم اقتصاد دوست داري.. اميدوارم اون جا به انتگرالگيريهاي پيچيده و اين جور اعمال شاقه نيفتم!
نويد - March 16, 2006 09:40 AM
:
به نام صاحب همه زيباييها
سلام
بيايد ي كمي منصفانه تر قضاوت كنيم!!!.
من ي جوون ايراني ي سال عقب تر از دنيا هفت سالگي مي رم دبستان حالا بدون در نظر گرفتن اينكه ارزش تلف كردن عمرم نداره 12سال از زندگيمو «درس» مي خونم!!!!!
تا اينجا شد19 سال حالا مي رم كنكور مي دم كاري به تلاش ندارم اين طبيعت كه من از خيليا باهوشتر يا كم هوشتر باشم.دانشگاه دولتي بالاخره رقابتي هر كي قوي تر باشه سهم اونه كه بره دانشگاه دولتي اينجام كاري به بار علمي نظام آموزشي ندارم!!!.پس به اينجا رسيديم كه دانشگاهي كه خرجش كمتر باشه!!! خيلي محدود و بالاخره ي عده اي كه ضعيفترن بايد بازنده باشن و برن دانشگاه پولي تازه(اگه تو هركدومش قبول بشي)كه بازم اگه به دانشگاه پولي هم راضي بشي باز كم باري جامعه اي كه هرم سنش از قاعده پهن به ميانه پهن رسيده.
خب حالا رفتيم دانشگاه حداقل 5 سال ديگه رو بزار رو 19 سال ميشه 24 سال الان من فارق التحصيل شدم سه سال طرح و دو سال اجباري رو هم بزار روش ميشه چند سال؟
بازم خب حالا كه شما مي فرمايين من كجا مي تونم تو سن 25 سالگي شاغل باشم و قسط مسكن كه اگه اونم باشه پرداخت كنم.
راستي اگه تونستي برو ي سري به اين خونه هاي قسطي بزن اگه حقوق شما ماهي 300 تومن باشه دو برابر حقوق دولتي و اگه نخواي كه خيلي به خودت و خونوادت سخت بگيري ماهي 50 تومنشو فقط قسط خونه بدي (قسطاي ديگه هم بمونه!!!!) ي آپارتمان آشغال به اندازه ي قبرم با قيمت «الان» 50ميليون تومن اونم نه توي تهران و شهرهاي بزرگ با فرض محال اينكه قيمت خونه ثابت بمونه من در سن 40 سالگي مي تونم صاحب ي قبر !!! بشم.
راستي به شرط اينكه من توي همون خونه باشم و نخوام كرايه خونه بدم.
آخرش چي شد؟ خودمم نفهميدم!!!!
كجايي شما مثل اينكه شمام مثل رهبر معزم انقلاب و بقيه توي ي ايران ديگه زندگي مي كني.
Anonymous - March 19, 2006 08:54 AM