نقد اقتصاددان بر شین پنجم فمینیست ها
از هفت شین دوستان فعال حقوق زنان تازه خبردار شدم و احتمالا شما هم در موردش خوانده اید. از این هفت بند به نظرم چهار بند اولش یعنی حق طلاق، خروج از کشور، تحصیل و کار کاملا بدیهی و منطقی است. بند ششم یعنی حق زن برای تعیین محل سکونت از آن تبعیض های مثبت تندروانه و بی توجیه است که معمولا درعمل هم چندان به کار نمی آید. تجربه شخصی من از وضعیت دوستانی که طلاق گرفته است می گوید بند هفت یعنی سپردن حق حضانت فرزند به مادر (اگر ازدواج نکرده باشد) هم چندان غیرمنطقی نیست خصوصا اگر سقفی برای آن تعیین شده و از آن به بعدش منوط به تصمیم کودک باشد. البته دوستان فراموش کرده اند اضافه کنند که هر دو والدین برای تامین هزینه های فرزندان مسوول خواهند بود. می ماند بند پنج هفت شین یعنی تقسیم اموال به طور مساوی در زمان طلاق که من کاملا با آن مخالفم و به جایش پیشنهادات جای گزین دارم:
1) اگر در کنار حق طلاق بدون قید و شرط چنین بندی وجود داشته باشد عملا انگیزه مردان برای خرید اموال سرمایه ای به نام خودشان کاهش خواهد یافت چرا که ریسک سرمایه گذاری برای آن ها به شدت بالا رفته است. به عنوان راه حلی برای قضیه مردان تمایل خواهند داشت تا اموال خود را مخفی کرده یا به نام افراد دیگری مثل پدر و مادرشان ثبت کنند. در هر صورت این بند تمایل به پس انداز در اقتصاد را کاهش می دهد. در موارد حادتر چنین بندی ممکن است مشوق اقدامات خشن تری مثل نمونه هایی که در داستان های آگاتی کریستی اتفاق می افتد باشد.
2) چنین بندی عادلانه نیست. ما نمی دانیم کدام یک از زوجین در طول مدت زندگی مشترک بهره وری اقتصادی بیش تری داشته است و لذا تقسیم برابر عملا به معنی تنبیه فرد بهره ورتر و دادن پاداش به طرف دیگر است. تقسیم برابر اموال در غرب تا حد زیادی قابل فهم است چرا که زن و مرد فرصت های اقتصادی تقریبا برابری داشته و معمولا هم سهم نسبتا مساوی در تامین هزینه های زندگی دارند. می گویم تقریبا برابر برای این که در مقابل انرژی که زنان برای فعالیت های خانوادگی صرف می کنند مردان هم معمولا بیش تر کار می کنند. ما مطمئن نیستیم که چنین فرضی در ایران برقرار باشد. دقت کنید که هزینه حل مشکل نابرابری بین مرد و زن در سطح جامعه را نمی توان به صورت مستقیم به دوش هم سر یک فرد انداخت.
3) وقتی بحث انتخاب رشته و شغل پیش می آید بنده از ته دل آرزو می کنم که کاش دختر بودم. این به این معنی نیست که متوجه محدودیت های موجود برای زنان در جامعه ما و نیز رنج های فیزیکی زن بودن - قاعدگی و زایمان- نیستم. با این حال به نظرم زنانی که حداقل وابسته به طبقات متوسط و تحصیل کرده هستند در عمل آزادی انتخاب بسیار بیشتری در زمینه شغل و تحصیل دارند. من خودم اگر زن بودم و مسوول تامین هزینه های زندگی نبودم قطعا به جای اقتصاد مشغول به تحصیل در رشته هایی مثل فلسفه یا تاریخ بودم. در زمان انتخاب شغل هم می توانستم زمینه تمرکز خودم و نوع شغلم را به جای لحاظ کردن معیارهای درآمدی کاملا متناسب با علایقم تنظیم کنم. به عبارت دیگر زنان در خانواده های طبقه متوسط ایرانی امکان دارند تا درصد بیش تری از وقت خود را صرف علایق شخصی خود کنند تا مردان . دوستان فمینیستی که ازدواج کرده اند به این سوال پاسخ دهند که اگر هم سرانشان هم به اندازه آن ها مشغول فعالیت های مدنی و فرهنگی بودند آیا چرخ زندگی مثل سابق می چرخید یا نه؟ با این مقدمه به نظرم این استدلال که زن و مرد سهم برابری در ایجاد دارایی های خانوادگی داشته اند چندان دقیق نیست.
4) تفاوت مهم وضعیت ایران با غرب مربوط به تعداد بالای زنان خانه دار است که ارزش وقتشان با پول محاسبه نمی شود. به نظر می رسد یک سیاست اجرت المثل با کیفیت مناسب می تواند قابل دفاع تر از اصل تقسیم برابر اموال باشد. اگر خانمی به جای کار کردن در بیرون از خانه تمام (یا بخشی از) وقت خود را صرف امور منزل و فرزندان کرده باشد معقول است که هزینه فرصت وقت او (متناسب با قابلیتش برای کسب درآمد) به ارزش روز (با نرخ تورم و بهره مرکب) محاسبه شده و متناسب با آن مرد موظف به پرداخت مبلغی باشد. دقت کنید که با این روش رقم کل اجرت المثل ممکن است عدد بالایی به دست آید. این نکته را نیز باید در نظر بگیریم که استرسی که مردان برای مدیریت امور اقتصادی خانواده تحمل می کنند ممکن است کم زحمت تر از تلاش های زنان نباشد.
5) اگر زن و مرد هر دو در تامین هزینه های زندگی سهم داشته اند به تر است از ابتدا به آن ها بیاموزیم که مالکیت اولیه اموال سرمایه ای را متناسب با سهم هر یک در تامین هزینه های آن تقسیم کنند. به این ترتیب در بسیاری موارد عملا نیازی به بند پنج هفت شین نیست چرا که ارزش اموال داخل خانه چندان زیاد نیست و بحث بر سر اموال سرمایه ای است که سهم هر کس در آن روشن است.
6) مساله محوری در این بحث که تقریبا از نگاه دوستان فعال زنان مغفول مانده است یافتن روشی برای تبدیل ارزش کار زنان در خانه و نیز هزینه فرصت زایمان و بزرگ کردن بچه ها و تعیین سهم آن در دارایی های خانواده است. برای جلوگیری از طولانی شدن بحث من بعدا سعی می کنم در نوشته مستقلی به این موضوع بپردازم.

نظرات
:
سوآل قسمت 3 را به اين صورت تکميل کنيد: از فمينيستهايی که ازدواج نکردهاند هم بپرسيد کمک مالی پدر يا خانواده چقدر به آنها آزادی برای فعاليت مدنی و فرهنگی میدهد.
Anonymous - April 7, 2006 02:27 PM
marjan :
vaghean ke!
marjan - April 7, 2006 02:59 PM
farhad :
یادم تو را فراموش!!
کامنت اقتصاد و اقتراح :"فرهاد جان کار خیلی خوبی کردی. هیجان انگیزه. به من یک چند روزی مهلت بده. یکی دو تا امتحان و اینا دارم و خیلی سر کیف نیستم. ولی حتما جواب می دم. شاد باشی."
پویان، علی، احمد، کاریز و ... پاسخ گفتهاند منتظر شما هستم!!
farhad - April 7, 2006 03:24 PM
حامد.ع :
پسر شجاع!
حامد.ع - April 7, 2006 03:25 PM
Fariborz :
khob ba in form estedlal, mitawan mawarede digar ham zire soal bord!!!!!!!
Fariborz - April 7, 2006 04:12 PM
farhad :
پیشنهاد میکنم این بند هفت شین به اینصورت درآید:
زن و مرد هر دو حق دارند اموال سرمایهای که میخرند را به نام خود یا غیر نمایند، هر دو حق طلاق دارند اما بهجای مهریه زنان به ازای هرماه زندگی مشترک، یکماه حداقل حقوق مصوب در زمان طلاق دریافت نمایند.(حداقل حقوق هر سال توسط دولت تصویب میشود.) تا جبران خدمات خانهداری، بزرگ کردن بچه و ... بشود.
خوبه؟!
farhad - April 7, 2006 04:12 PM
saeed :
من هم اولین بار که این متن رو دیدم تا بند 4 اومدم... گفتم خوب... اما بند چهارم و پنجم رو که دیدم، متنفر شدم از هر کسی که این سفره هفت شینو علم کرده... من فکر میکنم همونطور که گفتی ، زنان وقت بیشتری برای فعالیتهای اجتماعی دارند و مردان که مسئولیت بیشتری در تامین هزینه ها دارند وقت کمتر... بنابراین بعید نیست که کفه قوانین اجتماعی به نفع زنان بگرده... اما به هر حال باید یک جایی تعادل برقرار بشه ... یعنی مردان بعد از اینکه دیدند اوضاع خرابه قسمتی از فعالیتشون رو صرف کارهای اجتماعی کنند و حقوق از دست رفته رو پس بگیرند
saeed - April 7, 2006 05:58 PM
saeed :
ببخشید به جای بند پنجم در بالا، بگذارید بند 6 ... چون شخصا بند پنجم هنوز به نظرم منطقی تر از دوتای دیگه است... هر چند خیلی اقتصادی به نظر نمیاد
saeed - April 7, 2006 06:01 PM
yoota :
من اگر زن بودم و مسول تامین هزینه های زندگی هم نبودم ...
این مساله های هست که من از خیلی از آقایون شنیدم و آتش میزند مرا!
استقلال - عزت نفس و حس مفید بودن تا حد زیادی بستگی به وضعیت مالی داره و زن و مرد هم نداره.
بنابراین اگر شخصی چه زن و چه مرد بخواد رو پای خودش بایسته همون مشکل کار مورد علاقه رو داره!
و مساله مهمتر اینه که اگر فعالیت مدنی و فرهنگی از سر زست نباشه-به خاطر مشکلاتی هست که با پوست و گوشت باهاش درگیری و نه از سر وقت آزاد. یعنی یه چیز واجب!
چرخ زندگی رو باید دونفره کشید و بارش هم باید مساوی تقسیم بشه. بیراه میگم؟!!!
yoota - April 7, 2006 06:04 PM
saleh s tabrizi :
دوستان گرامی / بعد از مشکلی که برای وبلاگ شخصی من در سرویس بلاگر به وجود آمد ، به اجبار میزبان وبلاگ خود را تغییر دادم و بالتبع آدرس آن نیز تغییر نموده است . مهربانی بزرگی در حق من خواهید کرد اگر لینک موجود در وبلاگ تان را که به آدرس پیشین من اختصاص داده بودید ، به آدرس زیر تبدیل کنید / با سپاس
http://salehsahtabrizi.wordpress.com
saleh s tabrizi - April 7, 2006 06:19 PM
کاوه :
قانونی که در بعضی ایالت های آمریکا هست به این صورت که اگر طلاق با دلیل منطقی و محکمه پسند بود، یعنی دلیلی برای درخواست طلاق از سوی زوج درخواست کننده وجود داشت، (مثلا زنای طرف مقابل) و دارایی بدست آمده در طول ازدواج بیشتر به اسم او بود، دارایی بدست آمده نصف می شود. اگر وجود نداشت نصف نمی شود. (یعنی اگر طرف بدون دلیل بخواهد طلاق بگیرد می تواند ولی از دارایی چیزی بدست نمی آورد.)
همین طور اگر طرف در خواست کننده دارایی بدست آمده بیشتری به اسمش بود، و دلیل برای طلاق داشت، دارایی نصف نمی شود، و طلاق اجرا می شود.
در مورد استدلالت. در طول زندگی مشترک، هر دو در زندگی فعالیتی کرده اند. نمی دانم آیا تو حاضری خانه داری و زایمان و ... را بر عهده بگیری یا نه، ولی اکثر مردان نمی کنند. پس نقش زن خانه دار، کار کم طرف دار تری هست. پس مزد بیشتری باید به آنها تعلق بگیرد. درسته؟
البته به توافق طرفین ازدواج بستگی دارد. ممکن است یکی مهریه و... قطعی را ترجیح بدهد، تا درصدی از درآمد، یا حقوق ماهیانه، ... باز به توافق طرفین بستگی دارد.
یک نکته دیگه. این دید قرارداد و تجارت و معامله بودن ازدواج قشنگ نیست.
کاوه - April 7, 2006 09:09 PM
ب :
اول یه چیزی به کاوه: قرارداد بودن ازدواج قشنگ باشه یا نباشه از درستی و حقیقت ش چیزی کم نمی کنه پس بهتر ه احساساتی گری رو در این مورد کنار بگذاریم.
بعش هم به حامد: فرض اینکه زن قراره همیشه بار کمتری از مرد در تامین اقتصادی خونه داشته باشه در قدم به قدم استدلال ت به چشم می خوره. اگر چه شاید این حرف در زمان حال برای «بیشتر» خانواده ها در ایران درست باشه ولی: معلوم نیست که این طور باقی بمونه و بعد بالاخره توی اون خانواده ها یی که همین الان هم این فرض تو شون برقرار نیست چی؟ در ضمن نوشتن قانون بر اساس این فرض می تونه جلوی عوض شدن رو به بهتر وضع موجود رو بگیره. از نظر منطقی میشه قانون رو بر این اساس گذاشت که زن و مرد اموال شون رو نصف کنن مگر اینکه از اول به غیر شرط کنن (یعنی وارون وضع فعلی). این در خیلی جاها ی دنیا هم وجود داره (Prenuptial Agreement).
ب - April 7, 2006 09:44 PM
سوسن جعفري :
هوم ...
سوسن جعفري - April 7, 2006 10:51 PM
مژده :
در مورد هفت شین که به قول خودت 4 تای اولش که بدیهی هستن، بند 6 رو که فکر کنم اصلا حالشون خوش نبوده نوشتن، اما بند 7 به نظرم باید به طور موردی بررسی بشه!
-من که همیشه نفس زن بودن رو دوست داشتم و دارم و هیچ وقت در هیچ شرایطی فکر نکردم که دوست دارم مرد باشم، البته اعتماد به نفس مردان موردی است کاملا قابل ستایش...من یکی که تو این مورد کم میارم اساسی؛)))
گرچه اعتقاد شخصیم این نیست که بار اقتصادی خانواده لزوما بر دوش مرد باشه، اما میتونم بگم شاید این تنها قانونی هستش که زن ها می تونن ازش حد اکثر استفاده رو بکنن تا جبران بقیه حقوق پایمال شده رو بکنن و به سراغ رشته تحصیلی یا شغل مورد علاقشون برن! اما شواهد نشون می دن که زن با قدرت در زندگی مشترک، همیشه استقلال مالی داشته! یا حداقل باید این قدرت رو به صورت بالقوه داشت...
-در ضمن آقای حامد خان! مردان اگر چه خیلی غر می زنن و منتها می گذارند که بار اقتصادی رو باید به دوش بکشن، اما این خواست بی برو برگرد خودشون! مردان در هر نقشی، شوهر یا پدر، از اینکه زنان از هر نظر بهشون وابسته باشن لذت می برن، از نظر اقتصادی که دیر هیچ، پس لطفا غرغر نکنید...
-خوب پیشنهاد بند 5 ات هم از لحاظ منطق ریاضی معقول، اما از لحاظ منطق رابطه عاطفی چی؟ مسلما پی ریزی برنامه های زندگی بر اساس راحت تر کردن طلاق، طلاق رو راحت به بار خواهد آورد.......
مژده - April 8, 2006 12:39 AM
Sahand :
Agha Hamed: 1: are you that allaf to read all these feminist trashes? 2: for the following reason, please do not even think about having a sex exchange 3: In case, if you do, our government is the most generous one paying ¾ of the cost of the operation. Have you ever seen any other government do the same? Subject: Why men are happier?
Why men are happier people
Your last name stays put.
The garage is all yours.
Wedding plans take care of themselves.
Chocolate is just another snack.
You can be President.
You can never be pregnant.
You can wear a white T-shirt to a water park.
You can wear NO shirt to a water park.
Car mechanics tell you the truth.
The world is your urinal.
You never have to drive to another gas station restroom because this
one is just too icky.
You don't have to stop and think of which way to turn a nut on a bolt.
Same work, more pay.
Wrinkles add character.
Wedding dress $5000 Tux rental-$100.
People never stare at your chest when you're talking to them.
The occasional well-rendered belch is practically expected.
New shoes don't cut, blister, or mangle your feet.
One mood all the time.
Phone conversations are over in 30 seconds flat.
You know stuff about tanks.
A five-day vacation requires only one suitcase.
You can open all your own jars.
You get extra credit for the slightest act of thoughtfulness.
If someone forgets to invite you, he or she can still be your friend.
Your underwear is $8.95 for a three-pack.
Three pairs of shoes are more than enough.
You almost never have strap problems in public.
You are unable to see wrinkles in your clothes.
Everything on your face stays its original color.
The same hairstyle lasts for years, maybe decades.
You only have to shave your face and neck.
You can play with toys all your life.
Your belly usually hides your big hips.
One wallet and one pair of shoes one color for all seasons.
You can wear shorts no matter how your legs look.
You can "do" your nails with a pocket knife.
You have freedom of choice concerning growing a mustache.
You can do Christmas shopping for 25 relatives on December 24 in 25 minutes.
No wonder men are happier.
Sahand - April 8, 2006 01:01 AM
Sahand :
Agha Hamed: This is a good article by Mr. Fooladvand, on liberalism. I hope it will help you to find your exact position. Good luck http://www.roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=3055
Sahand - April 8, 2006 01:34 AM
mekabiz :
وقتی برده داری لغو می شد مطرح کردن زیان های اقتصادی اش بی معنی بود ...دادن حقوق برابر به زن و مرد ممکن است تعادل را در مسائل اقتصادی بر هم بزند و چیز سود بخشی نباشد. همانطور که لغو برده داری و یا آزاد کردن مستعمرات ممکن بود برای اقتصاد کشوری که در آنها این اتفاق ها می افتاد مضر باشد . اما در طولانی مدت این تعادل برقرار می شود . اگر هم نشود خوب نشده دیگر ... ما که نمی توانیم مرزهای انسانی را مخدوش کنیم چون ممکن است زیان اقتصادی داشته باشد !
این مغالطه ی اولویت آموزش هم مغالطه ی رایجی است و شما هم مرتکب اش شده اید . اینکه می گویند فلان حق را تعطیل کنید تا زمانی که اموزش کافی داده شده باشد .ناصرالملک هم به طباطبایی نامه نوشته بود که اول مدرسه بسازیم و فلان و بهمان .... بعد فکری به حال استبداد بکنیم !هر دوی تان توجه ندارید که ازادی و برابری ( این هایی که از فرط تکرار دل به هم زن شده اند و آدمهایی که می خواهند خاص باشند به آنها می خندند ) پیش شرط زندگی اند و همه چیز ( از جمله آموزش )قبل از تلاش برای تحقق انها معلق است .
mekabiz - April 8, 2006 01:37 AM
mekabiz :
من کامنت بالا را که حاصل یک سوتفاهم احمقانه بود پس می گیرم . اگر صاحب وبلاگ حال داشت پاکش کند لطفا !
mekabiz - April 8, 2006 03:36 AM
Mohammad M. :
Hamed,
In an ideal country, I tend to agree with you. It doesn't make sense to have a pre-determined agreement on the division of wealth. The idea is that if the work of a woman at home has contributed to the economic success of the family (or the man), then this income must be divided fairly (which often means equally) between them.
However, implementing something like this requires courts and judges which can determine the division of wealth in a fair and gender-unbiased way. This is obviously out of question in Iran. The Iranian feminists' campaign to add this condition in the marriage agreement is because of this; the idea is to balance out the power between the two sides. I think this is a reasonable move given the judicial system in Iran.
Mohammad M. - April 8, 2006 03:51 AM
LM :
Even with the assumption that women put less effort than men for living (an arguable assumption) there might be a flaw in your argument. I think you have forgotten the role of women in saving money and long term investment which is important for middle to low income families. The majority of the society consist of middle to low income families. During the marriage both parties decide on how to spend the money. If the wife knows that after the divorce there will be nothing for her from the durable goods she will not have any incentive to spend money on durable goods. This will lead to either spending all money on non-durables or will create disagreements on expenditure decisions since the goals will be different. This may not be true for extremely rich people.
LM - April 8, 2006 04:20 AM
:
Or let’s put it this way. Here are Bob and Kate married. Bob has a great idea and can start his own business, it will be difficult financially during the first years but after 10 years they will be rich with certainty. He can also stay where he is working now a middle class firm. Their income will be smooth in this case they won’t be rich in the future but they won’t have financial pressure now. If there is no division of wealth after a possible divorce Kate would not have less incentive to encourage Bob to work on his great idea and may put pressure on him to stay at his job. It is easy to for her: I can’t live like this, for our children’s sake, etc.
Anonymous - April 8, 2006 05:04 AM
LM :
I think the problem cannot be solved by buying the durable goods based on the contribution. First it would be difficult to measure contribution. The amount of contribution is very subjective in many cases. Especially when one of the parties is woking at home and is not earning tangible money. When both parties are working outside the house they would have incentive to spend less money in the household and instead buy durable goods.I am not sure about the consequences. I can imagine though that the party who cares more about household expenditures such as children's education would be in a disadvantages position.
LM - April 8, 2006 09:15 AM
افرا :
1- به نظر من هم اين شين تنها شيني است كه ميتوان از خير آن گذشت!چرا كه طرف فكر ميكند قرار است اموالش هشتپلكو شود به خصوص اگر صنايع يا مديريت يا اقتصاد خوانده باشدو مثل جنابعالي فكر كند! 2-در مورد ارتباط حق محل سكونت و ادامه تحصيل/كار گفتهام و ميبيني كه اين شرط ناگزير بايد پذيرفته شود و گرنه آن دوتاي ديگربه كار نميايد 3- به نظرت عملي است كه در پايان هرماه،زن صورتي از كاركرد ماهيانه تهيه كند:پختن غذا،رفت وروب، شيردادن بچه و...."رئيس محترم! لطفا حقوق اينجانبه را پرداخت نماييد!" ؟؟؟ 4- به نظر من هم اگه فلسفه ميخوندي يك متخصص ميشدي اما در شاخه سفسطه!5- "همچنان كه قلبهايمان در جيبهايمان نگران بودند،براي سهم عشق قضاوت كرديم"!!
افرا - April 8, 2006 01:52 PM
واقف :
البته الان يك بند در عقدنامه هست كه اگر زوج بي دليل بخواهد همسرش را طلاق دهد اموال نصف ميشود. بد فكري نيست.
واقف - April 8, 2006 06:33 PM
علی :
دیدم نوشتم طولانی میشه یه پست جداگانه نوشتم. خلاصه استنتاج پس انداز رو یه کم مشکوکم.
http://observer.persianblog.com/1385_1_observer_archive.html#4886133
علی - April 8, 2006 11:01 PM
زهرا :
واقعا مسايل را از ديد يك فرد آزاده ديدي يا يك مرد كه داره احساس خطر در مورد كم شدن قدرتش ميكند؟ و ديگه نميتونه مثل قبل قدرت و اقتدار داشته باشه
خيلي جالبه كه ميگي معلوم نيست بهره وري كي بيشتره پس نميشه اموال را بطور مساوي تقسيم كرد اما نگفتي كه اگه از اول زندگي عادي داشتند و بعد از لحاظ مادي در رفاه بيشتري قرار گرفتند كدوم يكي در افزايش اين رفاه سهم بيشتري داره اوني كه بيرون از خونه تلاش كرده يا اوني كه خيلي از خواسته هايش رو زير پا گذاشته و به زبون نياورده و خيلي از كمبود ها رو تحمل كرده اينو نميتوني با هيچ تئوري اقتصادي جواب بدي
در مورد شرايط شغلي هم در ايران فعلا حتي در مورد زنان طبقه متوسط كمتر صادقه جون امروزه دخترها حاضرند حتي با حقوق كمتر از مردان و كار غير دلخواه خودشان استخدام شوند تا بتوانند كمي منت تامين هزينه از طرف اولياي ذكور خود اعم از پدر و شوهر را كمتر كنند و هم اينكه به اين بهانه در جامعه حضور داشته باشند
واقعا متاسفم كه به زن اينگونه نگاه ميكنيد كه فعاليت اقتصادي يك مرد است كه به او اجازه ميدهد بيشتر به علايقش بپردازد مسلما زني كه ازدواج نكرده فرصت هاي بيشتري براي پرداختن به علايقش دارد تا يك زن متاهل
در ضمن ميشود بگوييد چه شرايطي براي يك زن مهيا است تا در ايران به كار بپردازد و از لحاظ اقتصادي مستقل باشد تا به بهانه هر امتياز كوچكي مردان به خود اين حق را ندهند كه به دليل تامين مالي انها مرتبا بر سرش منت بگذارند
بپذيريد كه شما چون كار ميكنيد و فكر ميكنيد كه بيشترين زحمت يك زندگي مشترك را متحمل شده ايد پس اموالتان را مال خود ميدانيد بدون اينكه نقش طرف مقابل را بپذيريد به همين دليل هم از تقسيم اموال دل خوشي نداريد اگر مرد به خاطر شرايط بد اقتصادي مجبور است از تعلقاتش و شغل دلخواهش به منظور تامين هزينه هاي زندگي بگذرد زني هم كه وارد اين زندگي ميشود به خاطر همان مرد از خيلي از علايقش ميگذرد مثلا اگر زني علاقه به هنري داشته باشد كه هزينه آن از توان مرد خارج باشد و خودش هم نتواند شغلي پيدا كند ايا مجبور به گذشتن از خواسته اش نميشود؟ و يا اينكه زني دوست نداشته باشد كه زحمت بزرگ كردن بچه اي را بپذيرد اما آيا هيچ مردي پيدا ميشود كه در زندگي مشترك بچه نخواهد؟ آيا تربيت فرزند مانع از اين نميشود كه يك زن فرصت كمتري براي پرداختن به علايقش داشته باشد؟
ميبينيد كه يك زن هم از خيلي از علايقش در زندگي مشترك ميگذرد همانطور كه يك مرد براي تامين خانواده از علايقش ميگذرد البته زنان مجرد ازاين لحاظ كمتر از خواسته هايشان ميگذرند
شما علايق زنان را از بالا به پايين نگاه ميكنيد در حالي كه وقتي پاي علاقه مردان به ميان ميايد از يك نگاه موازي و حتي برتري جويي به آن ميپردازيد چرا كه گذشتن شما از خواسته اتان بسيار برايتان ناگوارتر است اما گذشتن طرف مقابلتان از خواسته هايش و پذيرفتن شرايط زندگي شما اعم از مالي اجتماعي فرهنگي و ... چندان مهم نيست چون يا در درجه چندم اهميت است يا اينكه وظيفه اش است كه با شرايط شوهرش كنار بيايد
در ضمن منظورم از شما شماي نوعي به عنوان مرد و همسرتان يك زن نوعي در يك زندگي مشترك است
متاسفانه من اين نوع نگاه به زن را در تمام مردان ايراني اعم از ساكن در ايران و ساكن در خارج از آن ديدم فقط انهايي كه متولد خارج از ايران هستند و در شرايط غرب بزرگ شده اند نگاهي معتدلانه دارند
زهرا - April 9, 2006 12:45 AM
نسرین :
میشه مکابیز بگه چرا حرفش رو پس گرفت؟ چون اتفاقا بین همه کامنتها از نظر او بیشتر از همه خوشم اومد
نسرین - April 9, 2006 10:23 AM
negar :
I'm a girl from an upper middle class family in Iran, who , incidentally, studies economics instead of philosophy or history or literature for that matter for just the reasons you mentioned for yourself. I agree that it's easier for women to pursue certain careers in our culture, but your claim assumes that all women are fine with depending on someone else for their finances. (and even that assumes you cannot live on a career in phiolsophy or lierature.
negar - April 11, 2006 12:27 AM
بچه مثبت :
من با خواندن این هفت شین و حمایتهایی که اکثریت قریب به اتفاق خانمها از آن کردند به یک نتیجه می رسم:خانمها بسیار بیش از آقایان استعداد دیکتاتور شدن دارند.
اونجایی که قانون و عرف به ضررشونه میشن امروزی و مدرن و مخالف سنت.اونجایی که همین قانون و سنتی که بد میدوننش به نفعشونه هیچ مخالفتی با اون ندارند.در اصطلاح علم معنا به این نوع منطق(( کشک ))گفته می شود!!
بچه مثبت - April 14, 2006 02:20 PM