در دفاع از علم اقتصاد
حرف های در دل مانده زیاد شد و من برگشتم.
این چند روزه شاهد تبادل نظر روزبه و دوستی به نام مهدی ایجی که فکر کنم قبلا هم لطف کرده بود و برای من کامنت گذاشته بود بودم. مهدی وابسته به گروهی از اقتصاددان های ایرانی مثل فرشاد مومنی و حسین نمازی است که خود را اصطلاحا نهادگرا دانسته و جزو طرفداران مرحوم عظیمی به شمار می آیند. این گروه که به لحاظ فکری هم به جناح اصلاح طلب نزدیک هستند تاثیر فکری زیادی روی کسانی مثل میرحسین موسوی و خاتمی داشتند. یک نقطه مشترک این تیپ اقتصاددان های ایرانی مخالفتشان با اقتصاددان هایی است که آن ها را به اصطلاح نئوکلاسیک می دانند و منظور از آن ها کسانی مثل مسعود نیلی و محمد طبیبیان است. مهدی در دو نوشته اش که یکی در روزنامه اعتماد ملی و یکی دیگر در وبلاگ روزبه منتشر شده است ضمن دفاع از مرحوم عظیمی به شدت به اقتصاددان هایی که اسم آن ها را نئوکلاسیک می نامد حمله می کند و این ادعا را پیش می برد که این پارادایم در اقتصاد شکست خورده است و چیزی که دوستان آن را اقتصاد نهادگرا می نامند در حال جایگزین شدن با آن است. من در مقابل حملات او نتوانستم ساکت بمانم و مثل روزبه و پویان و احمد چیزهایی به نظرم می رسد که می نویسم:
1) اولا این گفتگو نشان می دهد که وظیفه اقتصاددان های ایرانی فقط نقد افکار کسانی مثل احمدی نژاد و احمد توکلی و فریبرز رییس دانا نیست. در داخل ائتلاف اصلاح طلبان تفکرات اقتصادی نیرومندی هست که شاید تفاوت ایده های گروه ما با آن ها کم تر از تفاوتمان با گروه های مقابل نباشد. به نظرم الان فرصتی است که این بحث به روزنامه ها کشیده شود و در واقع مرزبندی دقیقی بین اقتصاددانان معتقد به جریان اصلی علم اقتصاد و کسانی که کلیاتی از مدیریت بخش عمومی و جامعه شناسی و تاریخ و رگه هایی از ایدئولوژی چپ را به اسم اقتصاد به مخاطبین ارائه می کنند روشن شود.
2) مهدی به گونه ای از اقتصاد نئوکلاسیک صحبت می کند که گویی این جریان یکی از چند جریان عمده علم است و کم کم هم در حال افول. در حالی که اگر به واکنش های ما چهار نفر که هر کداممان در یک جایی از دنیا درس می خوانیم و ممکن است دیدگاه هایمان در مسایل مختلف متفاوت هم باشد دقت کند می بیند که در مورد مسایل پایه ای علم کاملا هم نظر هستیم. هر کس که در یک دانشگاه متوسط به بالا در خارج از کشور درس اقتصاد خوانده باشد می داند که ریاضیات به عنوان زبان اصلی اقتصاد و نظریه بهینه سازی به عنوان نظریه پایه ای این علم موضوعی بدیهی و غیرقابل انکار است. با این حساب تصور دوستمان مهدی از این که جریانی به اسم اقتصاد نهادگرا دارد همه این حرف های قدیمی را به دور می ریزد چیزی شبیه تصور رییس جمهور محبوب در مورد پیشرفت های علمی دانشمندان ایرانی است.
3) مهدی به سخن رانی هایک در مراسم اعطای جایزه نوبل سال 1973 اشاره کرده و آن را به عنوان مستندی از نقد های خود اقتصاددان به نظریه های مرسوم می داند. راستش به عنوان کسی که در شهر هایک زندگی می کنم و به عنوان یکی از طرفداران سرسخت هایک باید بگویم که دوره اقتصاددان هایی مثل هایک و سبک نوشته هایی مثل او مدت ها است که تمام شده است. من کاری به درستی و غلطی حرف های هایک ندارم (که به نظرم بسیار عمیق است) ولی می خواهم بگویم استناد مهدی به صحبت های هایک برای کسی که با فضای تحقیق و مقاله نوشتن در اقتصاد آشنا است کمی بیش از حد غیرجدی است. من مطمئنم اگر هایک زنده بود و درخواست عضویت در هیات علمی موسسه ما را می کرد قطعا درخواستش رد می شود هرچند احتمالا به او جایگاه پروفسور افتخاری می دادند و از او می خواستند که عصرهای جمعه برای دانشجویان و اساتید صحبت های روش شناختی بکند.
4) مهدی گفته است که شیوه استدلال به سبک علوم طبیعی مدت ها است که در علوم انسانی از بین رفته و جای خود را به روش های دیگر داده است. حوزه های دیگر علوم انسانی را نمی دانم ولی حداقل در حوزه علم اقتصاد این ادعای مهدی فقط نشانه ناآشنایی او با جریان رایج تحقیق در علم است. مهدی اگر ده ژورنال برتر اقتصاد را ورق بزند خواهد دید که مقاله های اقتصاد دقیقا و دقیقا به شیوه مقاله های علوم طبیعی نوشته می شود و ردپایی از روش های تفسیری که احتمالا مدنظر او است دیده نمی شود. فرق مهم اقتصاد و علوم طبیعی در این است که عامل ها در اقتصاد هوشمند هستند و در مقابل سیاست ها خود را تطبیق می دهند (رجوع به نقد لوکاس) ولی باز این ربطی به حرف او ندارد بلکه کل این تطبیق در چارچوب فرآیند بهینه سازی منافع اتفاق می افتد و در این مدل سازی عوامل انسانی تا حد لازم همگن در نظر گرفته می شوند. کاری به درستی و غلطی این روش مرسوم ندارم فقط می خواهم بگویم ادعای مهدی مبنی بر تغییر شیوه استدلال در علم اقتصاد ادعایی به دور از واقعیت است.
5) مشکل مهدی و کسانی مثل او این است که چون احتمالا با ابزارهای ریاضی علم اقتصاد آشنایی کافی ندارند و خود شخصا در به کارگیری آن ها درگیر نبوده اند به نظرشان می رسد که کسانی که آن ها را به کار می گیرند انتظارات عجیب و غریبی از ریاضیات دارند. این تصور کاملا باطل است و شبیه تصوری است که جامعه شناسان ایرانی از کاربرد ریاضیات در اقتصاد دارند. هر کسی که درگیر استفاده از ریاضیات در اقتصاد بوده باشد می داند که این ابزارها به طور روزافزونی جهت افزایش *دقت* و نه لزوما *دامنه شمول* نظریه ها به کار می روند. ماده خام علم اقتصاد داده هایی پر از خطا (نویز) است که از جوامع انسانی جمع آوری می شود و ابزارهای آن نظریه هایی است که برای توصیف رفتارها به کار می رود. در هر دو این مباحث احتمال راه یافتن خطا و نتیجه گیری های ساده لوحانه وجود دارد. ریاضیات *زبان* و *ابزارها* یی را فراهم می کند که تا حد امکان این خطا را کم تر کند.
6) تا جایی که من می دانم دوره نظریه ها و مدل های بزرگ در اقتصاد مدت ها است که سپری شده است. مدل های بزرگ اقتصاد کلان که در دهه 60 و 70 مورد استفاده بوده الان طرفداری ندارد. در اقتصاد باید ریز و مشخص صحبت کرد. دعوت مهدی از روزبه برای پیش بینی اتفاقات آینده با استفاده از مدل های اقتصادی یکی دیگر از مواردی است که ناآشنایی او را با واقعیت های علم نشان می دهد. من که تا به حال ندیده ام اقتصاددانی چنین ادعایی بکند و در پی چنین مدلی باشد. فرق عظیمی است بین ارائه یک توضیح برای یک پدیده (که تازه هر لحظه در معرض رد شدن و جای گزین شدن با نظریه دیگری است) با ساختن مدلی برای پیش بینی وضع یک اقتصاد که از ده ها متغیر تشکیل می شود.
7) امیدوارم حرفم غلط باشد ولی یکی دانستن رویکرد علم اقتصاد به مساله علم و آگاهی با روی کرد مارکسیست ها و علم زدگان قرن 19 کمی در من این حس را ایجاد می کند که مهدی عزیز حتی با مقدمات همان فلسفه علمی که ادعا می کند نیز آشنا نیست. من واقعا نمی توانم بفهمم یک نفر چطور نمی تواند بین جریان علم باور قرن 18 و 19 که به علم به عنوان *اثبات* می نگریست و مارکسیسم که صحبت از مسیر محتوم تاریخ می کرد با علم اقتصادی که یکی از مهم ترین کارها در آن رد کردن نظرات دیگران است تفاوت قایل شود. هر محققی می داند که هیچ چیزی اصل بهینه سازی منافع منافع در علم اقتصاد به عنوان امر قطعی فرض نمی شود. ضمن این که اقصاد رفتاری همین فرضیات مربوط به بهینه سازی را به دقت بررسی می کند و آن را زیر تیغ نقد قرار می دهد. الان بخش مهمی از علم اقتصاد در واقع مشغول نشان دادن نقص های نظریه های دهه های قبل و نزدیک تر کردن به دنیای واقع است.
8) من می دانم که گفتگوی ما و مهدی چندان راه گشا نیست. ما در دو پارادایم متفاوت زندگی می کنیم. من شخصا مثل روزبه به ایده هایی نهادگرایانه با علاقه نگاه می کنم و به تاثیر آن ها در علم اقتصاد اذغان دارم. چیزی که مایه تفاوت ما و مهدی است این است که ما معتقدیم پارادایم نهادگرایی چیزی جدا از جریان رایج علم اقتصاد نیست. نهادگراهای جدید در واقع شکل گیری و کارکرد یا عدم کارکرد نهادها را با استفاده از ابزارهای مرسوم علم اقتصاد بررسی می کنند و نتایج بسیار جالبی هم می گیرند ولی با کمال ادب و فروتنی باید عرض کنم این جریان علمی هیچ نسبتی با کلی گویی های امثال مرحوم عظیمی و فرشاد مومنی ندارد. من تردید دارم این دوستان که مدعی نهادگرایی در ایران هستند حتی بتوانند مقاله های جدی همین حوزه های نهادگرایی را مطالعه کنند. این البته لزوما اشکالی نیست. من خودم هم ریاضیاتم چندان قوی نیست و برخی مقاله های پیشرفته اقتصاد را متوجه نمی شوم ولی حواسم هست که به علت این ناآشنایی کارهایی دیگرانی که از آن سر نمی آورم را به آسانی زیر سوال نبرم. اشکال دوستان این است که بی آن که خود اطلاعات علمی دقیقی داشته باشند یک بنای عظیم علمی را نقد کلی می کنند.
9) شاید به تر این باشد که مهدی عزیز چند نمونه از مقاله هایی که عنوان گل های سرسبد روی کرد نهادگرای جدید می شناسد به ما معرفی کند و به روشنی بگوید این مقاله ها چه تفاوتی با روش های مرسوم علم دارند تا بحث ما در مسیر موثرتری پیش برود.

نظرات
احمدسیف :
حامد عزیز: مستقل ازآن چه که نوشته ای، خوشحالم که برگشتی. چون من برخلاف شما دوستان که به یک معنا دارید راجع به « جزئیات» بحث می کنید بر این عقیده ام که ما فعلا به « نفس» بحث کردن و تحمل یک دیگر نیاز داریم. وقتی از این مرحله ابتدائی و حتی ماقبل ابتدائی گذشتیم یعنی پذیرفتیم که هر دیدگاهی مستقل از این که خودما درباره اش چه نظری داریم باید و تاکید می کنم باید مطرح شود، آن وقت می توانیم مشخص بحث کنیم. من راستش، براین باورم که هنوز در میان خیلی از ما این باور جا نیافتاده است. ما هنوز خود را« انحصارگران حقیقت» می دانیم. و این به گمان من، حامد جان، عین گمراهی است. به این حساب، آقا تورو به جان هر چه دوست باز نرو غیب نشو.... مگر مرض داری!
احمدسیف - May 17, 2006 07:20 PM
پويان مشايخ :
آقا خوش گلدي. ول نكن برو دوباره. اميدوارم كه نوشته هايت بعضي از حضرات را به راه راست هدايت كند هرچند كه بعيد ميدانم.
پويان مشايخ - May 17, 2006 07:50 PM
سيبستان :
آقا حامد خوشحالم برگشتی. جايت خالی بود.
سيبستان - May 17, 2006 09:51 PM
hamed :
سلام آقا حامد
پس دوربين مخفي تموم شد؟
ولي خوبه. چون آدم در راس اخبار قرار ميگيره.
واقعا شما با پويان و روزبه هيچ آشنايياي نداريد؟!
جلل خالق چقدر شباهت. چقدر هماهنگي
فعلا!
hamed - May 17, 2006 11:05 PM
مرتضا :
خوشحالم كه طاقت نياوردي. جايت خالي بود.
مرتضا - May 18, 2006 12:01 AM
:
آقای قدوسی سلام
جدا از تمام اختلاف نظرهایی که میان شما و مهدی ایجی در حد دو اقتصادخوانده وجود دارد باید عرص کنم که چنین استدلالهایی در نقد و نقض مباحث صورت گرفته توسط مهدی ایجی قابل دفاع نیست.قضاوت در مورد اینکه ایشان(مهدی ایجی)چیزی از اقتصاد فهمیده یا نه و یاازریاضیات سررشته چندانی ندارد به شما و ایشان ربط دارد.امانکته قابل توجه این است که در دنیای علوم اجتماعی به غیر از اقتصاد اندیشمندان و نظریه پردازان رشته های دیگر سعی نموده اند به جای استفاده از روش های اثباتکرایانه به سوی درک واقعیت جهان خارج بروند.و از آسان انگاریی (که به وفور در اقتصاد جریان دارد) دوری کنند.
اما در اقتصاد این اتفاق نیفتاده است و هر کوششی که در این زمینه صورت گرفته است به واسطه داوری هایی از قبیل نوشته شما(که بی رحمانه و یکسو نگراست)به دنیای زیرزمینی اقتصاد رفته اند.
می دانم که روز های پر مشقتی را برای یادگیری اقتصاد گذارنده و می گذرانید د اماخواهشاّ اندکی اغماض کنید و به همان اندازه بی تعصب باشید و متعاقباّ قبول کنید که جدا از برخی رخدادهای زندگی روزمره علم اقتصاد توانایی تحلیل باقی اتفاقات و هست های عالم را ندارد.اقتصادی که خوانده ایم ممکن است به واسطه ابزارهای در دسترسش خوب توجیه کند اما به راستی می تواند توضیح دهنده و بیانگر همه و یا حتی قسمتی از رخداد های جهان اطراف ما باشد؟
اما به هر حال تقابلی که میان شما و دوست دیگر روی داده واقعهء جدیدی نیست. نقد شما چه از لحاظ استنادات نظری و چه از لحاظ لحن به شدت وام گرفته از ساخت قرتی است که به واسطه تاریخمند بودن و زیاد بودن طرفدارانش و... اکنون سالها است که به قول خود شما به عنوان جریان اصلی علم اقتصاد شناخته می شود و خواسته یا ناخواسته طرفداران این جریان هم به طریقی در جهت حفظ موقعیت این جریان می کوشند وبدین ترتیب باز هم اکثریت در خدمت حفظ منافع طبقه ای خاص قرار می گیرد.
Anonymous - May 18, 2006 01:29 AM
hamzeh hosseini :
آقای قدوسی سلام
جدا از تمام اختلاف نظرهایی که میان شما و مهدی ایجی در حد دو اقتصادخوانده وجود دارد باید عرص کنم که چنین استدلالهایی در نقد و نقض مباحث صورت گرفته توسط مهدی ایجی قابل دفاع نیست.قضاوت در مورد اینکه ایشان(مهدی ایجی)چیزی از اقتصاد فهمیده یا نه و یاازریاضیات سررشته چندانی ندارد به شما و ایشان ربط دارد.امانکته قابل توجهی که شما از آن اظهار بی اطلاعی کردید این است که در دنیای علوم اجتماعی (به غیر از اقتصاد) اندیشمندان و نظریه پردازان رشته های دیگر سعی نموده اند به جای استفاده از روش های اثباتگرایانه به سوی درک واقعیت جهان خارج بروندو از آسان انگاریی که به وفور در اقتصاد جریان دارد دوری کنند.
اما در اقتصاد این اتفاق نیفتاده و هر کوششی که در این زمینه صورت گرفته است به واسطه داوری هایی از قبیل نوشته شما(که بی رحمانه و یکسو نگراست)به دنیای زیرزمینی اقتصاد رفته اند.
می دانم که روز های پر مشقتی را برای یادگیری اقتصاد گذارنده و می گذرانید اماخواهشاّ اندکی اغماض کنید و به همان اندازه بی تعصب باشید و متعاقباّ قبول کنید که جدا از برخی رخدادهای زندگی روزمره علم اقتصاد توانایی تحلیل باقی اتفاقات و هست های عالم را ندارد.اقتصادی که خوانده ایم ممکن است به واسطه ابزارهای در دسترسش خوب توجیه کند اما به راستی می تواند توضیح دهنده و بیانگر همه و یا حتی قسمتی از رخداد های جهان اطراف ما باشد؟
اما به هر حال تقابلی که میان شما و دوست دیگر روی داده واقعهء جدیدی نیست. نقد شما چه از لحاظ استنادات نظری و چه از لحاظ لحن به شدت وام گرفته از ساخت قدرتی است که به واسطه تاریخمند بودن و زیاد بودن طرفدارانش اکنون سالها است که به قول خود شما به عنوان جریان اصلی علم اقتصاد شناخته می شود و خواسته یا ناخواسته طرفداران این جریان هم به طریقی در جهت حفظ موقعیت این جریان می کوشند وبدین ترتیب باز هم اکثریت در خدمت حفظ منافع طبقه ای خاص قرار می گیرد.
hamzeh hosseini - May 18, 2006 01:35 AM
Sahand :
Hamed: You are talking about this neoclassical economics theory based on unshakable mathematics the way the physicists talks about the break between the Newtonian and quantum physics. As one can trace history of any current scientific concepts back to its originators, may I ask you who were the genius behind the discovery ---- or rather invention---of this new solid and airtight mathematically based neoclassical theory of economics? I know that you are not going to answer it, so I will answer my own question. Its inventors were two people and date of its invention was 1980’s. Ronald Regan, the most illiterate and superstitious --- he and his wife Nancy both believed in astrology and consulted them in making decisions--- American president and Margaret Thatcher. I am very well aware that you and Roozbeh would laugh at my simplification and would come up with data trying to prove that its rots goes back to this or that person at their or that time and I am not going to argue with, anyone can find them even in Wikipedia.I do not know where others puts science of economics but in my opinion it belongs to Human Sciences because its functions changes historically, unlike mathematics. Regan and Thatcher dug up the old philosophical notion of Plato that believed there are two types of people, aristocrats (master and superior) and the others (slave and inferiors) and he preferred aristocrats. Simply they say, well as far as one has the money, one can do whatever one wants, so the so called social ideas and social justice of common interest etc are just bullshit. US with its giant economy were the leader paving the way to this destructive idea and sooner or latter Europe has no choice but to join them. Recent French labor law was just a test people reactions which was beaten back by mass protests.
Hamed: The reason that people like you in Australia and Roozbeh in US and may be one of your other neoclassicalists say in Bangladesh have the same idea is not that it is all encompassing solid scientific theory, it is because unlike most other intellectual enterprises the economy is directly has its umbilical cords permanently attached to the ruling class and as you may know, the budgets and allocation and grants is provided to those institutions that would work in their favor, other vise one must be as naïve as Mullah Hasnai – which you neoclassicalists are
Hamed: Not only economics institution but also almost all American scientific institutions are directly have bond to either government’s military and space programs or other giant corporations and they can not survive without their large grants and financial aids. Professor Peter Duesberg, a microbiologist at University of California in Berkeley (UC-Berkeley) is just tip of an iceberg. He was among the first investigators of HIV and concluded that HIV does not cause AIDS back then he was a lone voice but latter others joined him, high caliber people like Nobel prize winner Dr. Kary Mullis, the inventor of PCR (Polymerase Chain reaction), a techniques for amplifying the DNA and others are just few of them. They accused Dr Robert Gallo of US and Luc Montagnier of France to misleading the governments and publics. According to Dr., Mullis, Dr. Gallo and his team have not even provide a single scientific paper showing that HIV causes AIDS but because the pharmaceutical companies have spent billons of their money and making billions of profits, they cover up the story.
Well professor Peter Duesbergs’ research fund was cut off and was not even being invited to scientific conferences; they isolated him to shut his mouth up
Hamed: If in the past 300 years they were once a while a scientific fraud, these day there are a lot. Just last week I looked up a book in a bookstore written by a university microbiologist talking about the current frauds in scientific communities. Unfortunately I did not purchase it but tomorrow I will go back and findl the name and the author of the book. Recent story of South Korean geneticist, altering the data to fit the fact is just one of them. So please do not come up with naïve idea that because you and your comrades are believing the same, there must be a reason. Hamed: people like you and Roozbeh have no other choice but to convince yourself because your blood streams is connected to these organizations, you do not want to see that fact that The Emperor does not have cloth because you are indoctrinated.
Hamed: Let me to point out falsely of your logic. Reality is like a crystal with different facets. If one facet of the crystal is removed, the crystal ceases to exist.
Contrary to the claim, you, Roozbeh and other neoclassicalists are naïve positivists, seeing only one element of the reality but as any high school students know it, if you just try to strengthen one part of your body and ignore the rest, the body would not function in maximum capacity. Let me quote form a German psychologist and winner of Germany’s highest science prize. Dietrich Dorner in his books “ The Logic of Failure” says “ Why—given all our intelligence, experiences, and information—we make mistakes, sometimes with catastrophic consequences. Surprisingly, he finds the answer not in negligence or carelessness, but in: the logic of failure”, certain tendencies in our patterns of thought—such as taking one thing at a time, cause and effect and linear thinking—that while appropriate to an older, simpler world, prove disasters for the complex world we live in now. Today everything is interrelated. We can’t just do just one thing at a time, because everything has multiple outcomes, we can’t think in isolated cause-and-effect terms because all situations have side effects and long-term repercussions.
He goes on giving some recent example of this liner thinking, saying” Why did the Aswan Dam planners who brought the blessing of cheap electricity to Egypt, not realize that they would also interrupt the annual floods that for millennia had kept the Nile Valley rich and fertile? Why do planners of Third World health programs not realized hat increased life expectancy requires increase food supply and thereby inadvertently end up contributing to starvation?
Let me gave you one simple but very funny example from US that I watched it in 60 minutes program. They build couple Hydroelectric stations over a river running through the State of Oregon--- I do not remember the rivers ‘ name--- by doing so they interrupted the natural habitat and swimming of the salmon fish, also places was allocated for swimming but the fish did not swim from that customized area. You cannot believe what the government did after this. They build huge aircraft and huge tankers and loaded the salmon and carried them to other side of the dam but still the natural life of the fish was interrupted. They build some glass cubic under the dam and there was people sitting counting the number of fish passing by and pressing a button to register,
Hamed: Unlike representing yourself as the champion of latest scientific theories, you are stuck in 19th century classical and positivist linear science, seeing only one element of the equation.
Hamed: according to yourself, you call yourself a Muslim and you are interested in research into it but wherever you see one want to use religion in any way, you object to it.
Hamed: In my opinion one of the role of religion is to curb unlimited human desire and if one can not limit his desire, the life would be like a hell and who said one should not bring certain justice element of religion into the equation.
Noble prize winner and Einstein’s best friend Japanese physicist Hideki Yukawa in his book “ Creativity and Intuition, A Physicist Looks at East and West,” says that scientists have moral obligation not to do develop everything that they are capable of. Their research and activity must conform to well-being of the entire humanity,”
Hamed: Once you take this out of equation, everything is possible. Giving free reign to human desirecauses disasters and today American developing tactical nuclear weapons is the first sing of the up coming disasters.
Not long ago, I posted the news of death of American economist John Galbraith in your English site and then in Roozbeh’s read that he was an Institutinalist and then read some of his idea in Wikipedia. He says people may own lots of good but that does not make their life better, one does not need to be rocket scientist to understand it, one need to look at American life style. 2.2 Million people behind bar, 6.5 Million people under sort of supervision whether in parole of electronically being monitored or in probation. Statistics vary but some % 30 of American children take daily psychotherapeutic medication and to best of my knowledge I have never seen any American that does not suffer from certain illness and some takes 10-30 type of different medication. Hamed: It is life style and nothing else.
Hamed: You super modern neoclassical economy theory does explain nothing but affects every thing, USA generates tuck loads of entropy and dumps them on others backyard and people like you, Roozbeh and Pouyan are just laborer paving the road for their truck. This small government and tax cut is so ridicules that even Bush himself laughs at it. Today US has the biggest government of all history, just a week ago, three major telecommunication companies are charged with fact that they have provided people’s private phone record to NSA (National Security Agency) and, lawyers are preparing to file class law suit against them which Verizon is being sued for 50 Billions of dollars. Tax cut for super rich so that the others would be in a such poor financial position that would try just to survive do you know anything about Abraham Maslaw’a hierarchy of needs?
Hamed: I do not know where other puts the economics, but in my opinion is belongs to Human Sciences not natural since. Well human sciences are subjective and changes with history, so please be humble a little when it comes to criticize others. You, Roozbeh and Pouyan’s arrogance is just makes me to vomit. : Nahad shakhe por mive sar bar zamin” You guys talks as if you have the ultimate TRUTH just in your hand. History had knocked out a lot of arrogant people and today they do not exist. Have you guys ever wondered why barely any one reads Bertrand Russell and Jean-Paul Sartre but still Qur’an and Old and Newt testaments have the largest readers?
Sahand - May 18, 2006 07:42 AM
کاساندرا :
مستقل از این که به عنوان یک علوم تجربی پیشه طبیعتا در این بحث طرفدار تو هستم باید بگم که لحن این نوشته ات خیلی کثیفه و شبیه بقیه ی نوشته هات نیست. هرچند احتمالا دلایل کافی داری و من هم بعضی وقتها از دستم در میره و سوتی می دم ولی من دوست ندارم این جوری بنویسی.
کاساندرا - May 19, 2006 02:54 PM
:
خيلي خوب شد كه برگشتي
Anonymous - May 20, 2006 09:53 AM
مریم اینا :
1- فکر کنم باید در عنوان نوشته ات علم را در گیومه بگذاری- و این به شدت آدم را یاد شبه علم هایی می اندازد که می خواهند لباس علم بپوشند- 2- اما خوشبختانه در این مورد اینطور نیست و موارد چهار و پنج که ذکر کرده ای کاملا درست است- 3- می گویند فیزیک(به عنوان مدل کاملی از علم تجربی) ادعا می کند که همه چیزهای دنیا به آن مربوط است- ادعای کاملا درستی است- هر چند منتقدانی دارد که این ادعا را "علم گرایی" افراطی می دانند- اما مثلا نگاه کنید به کار فیزیک در اقتصاد با حوزه ای به نام (Econophysics) یا در زیست شناسی مولکولی با عنوان بیوفیزیک- 4- با این همه حتی در شرایطی که علم تجربی در مورد همه چیز کار می کند اما باز هم محدودیت هایی دارد که غیرقابل انکار است و این محدودیت هابه تمام رشته های دیگر که از استفاده می کنند هم سرایت می کند-
مریم اینا - May 21, 2006 07:23 AM