فطری؟
ایران که بودیم یکی از دوستان که ژاپن درس خوانده بود از میهمانی تعریف می کرد که در آن فقط ماهی خام سرو کرده بودند و دوستان ایرانی حسابی حالشان گرفته شده بود. من شخصا آن موقع از تصور این موضوع حالم به هم خورد. بعدها که آمدم این جا و سوشی (همان ماهی کاملا خام) را امتحان کردم بسیار خوشم آمد و الان سوشی یکی از محبوب ترین غذاهای من است که اگر بخواهم ول خرجی کنم شاید ماهی یک بار بخورمش. هفته قبل هم ابراهیم (هم موسسه ای جدید) را بردم و با هم سوشی خوردیم. او هم تجربه من را داشت. اولش گفت نه ولی وقتی خورد مشتری شد.
اگر از یک ایرانی که این تجربه را ندارد بپرسید که خوردن ماهی خام چگونه کاری است احتمالا جواب می دهد امری خلاف فطرت و طبع بشری. من یاد چیزهایی می افتم که در کتاب های دینی دبیرستان راجع به فطرت و خصوصا نظم به ما یاده داده اند. آیا واقعا اموری که ما آن ها را غیرفطری، غیرقابل قبول، غیر اخلاقی، خارج از عرف بشری و از این دست می شماریم چیزی از جنس تجربه خوردن این ماهی خام نیست؟ شاید خیلی چیزها که برای ما «بد» به نظر می رسد ناشی از همین نداشتن تجربه مشترک با طرفداران آن است و اگر خودمان در معرض آن قرار بگیریم یا تجربه اش کنیم چندان هم غیرفطری یا عجیب به نظر نرسد. بی دلیل نیست که آن ها که زیاد سفر می کنند و با آدم های بیشتری برخورد دارند در اخلاقیات هم ملایم تر می شوند و این قدر ساده لوحانه تکلیف همه چیز را با قطعیت معلوم نمی کنند.

نظرات
حامد :
البته شرعیش رو هم حساب کنی،خوردن ماهی خام اشکالی نداره.
حامد - May 24, 2006 11:52 AM
كاوه :
طبع به تبع استفاده رايج ارجح است(طبعا،لابد،مي بي،...)
حامد : مرسی کاوه جان اصلاح کردم.
كاوه - May 24, 2006 01:10 PM
reza :
عجیب است که فرد تحصیل کردهای مثل شما تازه در 28 سالگی به نتایجی میرسد که میبایست سالها قبل به آنها میرسیده است.
reza - May 24, 2006 02:56 PM
بايا :
دوستتون عجب آدم بدسليقهاي بوده! اشتر به غذاي ژاپني در حالت است و طرب!! در مورد فطرت هم موافقام.
بايا - May 24, 2006 03:10 PM
نويد :
يه ماهي خام خوردي بعد رفتي به فطرت آدمي و كتاب هاي ديني گير دادي! خوب شد يه گوسفند خام نخوردي!
نويد - May 24, 2006 04:18 PM
majid :
valla dastan be in sadegi ham nist. kheyli haa, az jomle man, aslan nemitoonan mahi ya har mojood e daryaaee ii bokhoran, golabbe rootoon.... be har haal dar bi fekri e mizbaan e japoni shak nakon.
majid - May 24, 2006 05:40 PM
Reza Rawassizadeh :
Ghoddusie aziz
:be sade tarin zaban Fetrat yani
dozdi nakardan, dorogh nagoftan, manafee digaran ru baraye manafee khod be khatar nandakhtan va gheyre
hala shoma muhi kham ru ba fetrat ertebat nade chon 3 mesale sadeye fogh dar hameye donya kari khalafe fetrart mahsoob mishavad.
Reza Rawassizadeh - May 24, 2006 05:50 PM
حامد :
رواسی جان اگر دقت کني اين که ماهی خام نبايد خورد هم به اندازه همين سه مثال تو بديهی است. در واقع بشر فهميد که بديهی بودن لزوما هم معناي درست بودن نيست. مثال مشخص بزنم : بديهی است که انسان در خانواده بزرگ می شود و زن و مرد نقش هايي دارند. اين برای عده زيادی بديهی است ولی مطمئن نيستم که واقعا شکل های ديگری قابل تصور نباشد و ما تصادفا داخل اين شکل خاص قرار نگرفته باشیم.
حامد - May 24, 2006 06:03 PM
sina :
salam hamed jan:
yeki az doostane man ta yek hafteye dige miyad vian conferanci ke zanane barandeye solhe nobel bargozar kardan...ye chand ta soal dashtam ,,,mikhastam age mitooni komak koni ye email be man bezan....eamileto peyda nakardam,mamnoon.
sina - May 24, 2006 09:00 PM
Meysam :
شدیداً موافقم!
Meysam - May 24, 2006 09:01 PM
رضا رواسی زاده :
"انسان در خانواده بزرگ می شود و زن و مرد نقش هايي دارند. اين برای عده زيادی بديهی است ولی مطمئن نيستم که واقعا شکل های ديگری قابل تصور نباش"
مطمئن نیستم ولی اگر منظورت این است که پدر و مادر جزئی از نیازهای فطری هستند بله هستند.
از مواردی که در نقض فطرت گام برداشته شده و موفقیت آمیز نبوده( چون در تضاد با فطرت هر چیزی محتوم به اشتباه است ) می شه جامعه کمونیستی رو مثال زد که بچه رو متعلق به جامعه می دونستند و محوطه خانواده رو نقض می کردند .
رضا رواسی زاده - May 24, 2006 09:03 PM
م :
ماهي خام قابل خوردن است پس خدا وجود ندارد.
م - May 25, 2006 12:41 AM
saeed :
به نظرم داری اینجا فطرت و روح رو با جسم و روان قاطی میکنی. مخصوصا روان رو معمولا با روح اشتباه میگیرند. یکی از دوستان هم که اخلاقیات رو با فطرت مخلوط کرد. باید مراقب بود.
saeed - May 25, 2006 01:41 AM
Sahand :
Hamed ; to boro v naghshe pedar v madar ra avaz kon, age bachehat ham jens baz ne shodand , man vaset ye sal kare majjani mikonam. mitonam behet bish az 20 ketab moarrfai konam ke dar in bare neveshte shode.
Sahand - May 25, 2006 05:13 AM
یگانه :
می دونی به نظرم چند تا واژه با هم قاتی شده اند اینجا! شاید واژه "غیرعادی" و "غیرطبیعی" برای "ماهی خام خوردن" بیشتر مناسب باشد تا واژه "غیرفطری". گمان می کنم بحث فطرت بیشتر باید در حوزه یک سری درونیات و اخلاقیات مطرح شود تا در مورد یک عادت روزمره. البته من موافق نحوه استدلال کتابهای بینش مدرسه هم نیستم چون برهانهای به کار رفته هم به روز نبودند و شبیه همان بود که بخواهند برای رسیدن به نتیجه معینی استدلال کنند. همان که نفس استدلال بی جهت و خالص را زیر سوال می برد...
یگانه - May 25, 2006 09:05 AM
یگانه :
فکر می کنم گفتن "درونیات" هم برای فطرت درست نیست. شاید یک سری رفتارها و قواعد اجتماعی را هم بشود به این شکل سنجید. دقیقا نمی دانم حوزه "فطرت" را تا کجا می توان امتداد داد. اصولا تعریف کردن و مرز گذاشتن کار سختی است و گمان می کنم اگر ممکن باشد به دانشی بیش از آنچه من دارم نیاز است!!!:)
یگانه - May 25, 2006 09:12 AM
Ahmad Reza :
In dastanaye tuye ketabaye darsi tori bud ke man hamishe fek mikardam ina ke shi'eye 12 emami nistan cheghad AHMAGH hastan vaghean ke haghayeghe be in vazehi ro nemibinan.
Dar morede orf o fetratam, ba Hamed movafegham; masalan in hamjens-bazha mage hamashun azar daran ke in karo bokonan ba khodeshun? va zemnan inja kharej az Iranam adam kheiliashuno mibine ke moshkeli ke nadaran hich, kheiliam adamaye khub o movaffaghi hastan. Yeki ye mesale khubi mizad ke ye darsade kami az bacheha chap-dast be donya mian. Ghadima enghad gheire badihi bude ke chub mizadaneshun ke ba daste ras benevisan...
Ahmad Reza - May 25, 2006 10:37 AM
Mehdi :
خوردن ماهی خام را شاید به اشتباه به فطرت ربط داده باشید. فطرت را معمولا به چیزهایی نسبت می دهند که اکثر آدمها آنرا در وجود خود می بینند و نمی توانند از آن بگذرند، مثل عشق ورزیدن به همسر یا والدین، یا حس پرستش. فکر نمی کنم اگر با مخالفان اینها نشست و برخواست کنید بتوانید آنها را در وجودتان نابود کنید. چیزی که فطری است همواره در وجود آدم می ماند. به نظرم شاید صحبت شما به عادت بیشتر مرتبط باشد. مثلا اگر الان تصور از دست دادن اینترنت برای شما غیر ممکن باشد، اما بعد از چند روز محرومیت، خواهید دید که زندگی بدون آنهم امکانپذیر است.
Mehdi - May 25, 2006 02:36 PM
:
هر وقت دلم بخواد نوشته های من
www.packon.blogspot.com
Anonymous - May 25, 2006 03:59 PM
پاک کن :
هر وقت دلم بخواد نوشته های من
www.packon.blogspot.com
پاک کن - May 25, 2006 04:00 PM
deepblue :
سلام جیگر. این منطق شما شبیه منطق همنجنس بازها و کسانی است که با حیوان سکس دارند و می گویند اینها چه اشکالی دارد؟ اینها که تو خون ماست! برای فطری بودن یا نبودن یک مسئله باید از یک متد استفاده کرد. من می گویم این متد نمی تواند از علم بشری بدست بیاد. بای
deepblue - May 26, 2006 12:02 PM
reza :
what is the problem with homosexuals? Unless you start with a certain assumption
reza - May 27, 2006 12:46 AM