جزوه ها رسید. دست سینا و بهنوش درد نکند. نکته مهم این جا است که تقریبا همه شان متون منتشر نشده و قدیمی آقای ملکیان است که برای من تقریبا غیرقابل دست رس بود. جایتان خالی مثل آبی که در کویر می ریزد در حال بلعیده شدن هستند. سعی می کنم شما را هم از این خوان نعمت بی نصیب نگذارم و خلاصه هایی را این جا نقل کنم. فعلا یک چشمه : (نقل به مضمون)
ملکیان در تفاوت عرفان سرخ پوستی و اسلامی می گوید که عرفان اسلامی در عین حالی که توصیف عالی از وضعیت ایده آل ولی ناموجود انسانی می دهد در تشریح روان شناسی و رفتارشناسی واقعی انسان ضعیف است. لذا با این که سر منزل مقصود را نشان می دهد ولی راه کاربردی چندانی برای پیمودن این مسیر برای تک تک آدم ها ارائه نمی دهد. ما می دانیم که دوست داریم در موقعیت ابن عربی و ابراهیم ادهم باشیم ولی نکته این جا است که فقط با *اراده کردن* نمی توان به آن جا رسید. باید خصوصیات و حالات انسانی و به تعبیر دیگر قوانین حاکم بر جهان انسانی را شناخت و متناسب با آن قدم برداشت. عرفان سرخ پوستی و نیز عرفان های شرقی (این تاکید از من است) مثل آیین های هندی و چینی روش های مشخصی را نشان می دهد که هر کسی می تواند آن ها را به کار گیرد. به خاطر این ضعف است که عرفان اسلامی مقبولیت چندانی در زندگی روزمره پیدا نکرده است.
این توصیف آقای ملکیان گرهی را که مدت ها بود در موردش فکر می کردم برایم گشود.

نظرات
كامران :
حامد عزيز ، خوشحالم كه اولين كامنت رامي نويسم
به عقيده من هر انسان پيامبري است كه بايد براي خودش مبعوث گردد!عرفان (از هر نوعش )اگر جنبه كاربردي بگيرد اثربخش تر و كارآمدتر است مثل اخلاق كه علاوه بر تئوري بايد در رفتار خودش را نشان دهدغير از اين باشد؛يك جاي كار مي لنگد ونتيجه اش مي شودهمين دنيايي كه زيست شناسان رمانتيكش نگران انقراض نسل دايناسورها هستند اما انسان ها در لجن دفن مي شوند
بودا چقدر شورانگيز و زيبا مي گويد كه:يك بودايي نيروانايي همان طور كه كار مي كند ، مي انديشد، استراحت مي كند و درعين اينكه كار ميكند عبادت نيز مي كندوهمين مايه تفريح و لذت اوست.
سري به متون ودانتاي هنــد بزنيم
همه انسان ها گنجينه هاي عشق خدا هستند
اين عشق را تسهيم كنيدآن را بگسترانيداين عشق را بصورت خدمت ابراز كنيد به هنگام همدردي ، به سيماي همدلي و انديشه هاي سرشار از شفقت
حيفم مي آيد از آن همشهري بي بديل نگويم ازآوازه خوان اهورايي ايل :اشم و هــو وهيشتم استي اوشتـا استي اوشتا اهمايي هيت اشــايي وهيشتايي اشم
ترجمه راستي بهترين نعمت است راستي مايه سعادت است و سعادت از آن كسي است كه خواستار بهترين راستي است
ايكاش فضيلت در تواضع ، صلح و مهرباني بود نه در شاخص هاي اقتصادي و ويروس هاي كامپيوتري وجنگ افزارها
ممنوم از اينكه باعث شدي اين واژه هاي نيك ونجيب بر زبان قلم جاري شود
كامران - June 6, 2006 10:11 PM
نیما :
حامد جان چون من تازگیها وبلاگت رو به صورت دسته ای می خونم کامنت مربوط به چندپست قبل در مورد خودت رو اینجا بذارم. حرف دل منو زدی. داستان منو احتمالا نسرین بهت گفته. حالا یه عده از دوستان شاکی شدن که من چرا دیگه نمی نویسم. جالبه براب ننوشتن هم باید از دیگرا اجازه گرفت.
نیما - June 6, 2006 10:37 PM
جواد خراسانی :
پارسال تیر ماه یک شب قم بودم ساعت 2 نصف شب داخل حرم استاد ... را دیدم ایشان مشغول نماز بود بعد خدمتشان رسیدم و عرض سلام کردم. دو سه جوان هم ایشان را شناختند و آمدند و یادگار خواستند ایشان هم مطلبی برایشان نوشتند.یکی از آنها از ایشان پرسید آیا شما کتابهای کریشنا مورتی را خوانده اید ایشان گفتند کتاب در چه موضوعی است؟ گفت در زمینه مسائل عرفان و فراروانشناسی است. استاد گفتند در این مسائل با همه گوناگونی روش(از عرفان کاستاندا تا عرفان اسلامی باشاخه های فراوانش تا یوگ هندی و...)یک مطلب اصل است و آن این است که قدرتی که در اثر ریاضت و یا سایر روشها بدست آمده آیابرای آخرت و بعد از مرگ اثرمثبتی دارد یا خیر؟
جواد خراسانی - June 6, 2006 10:38 PM
جواد خراسانی :
پارسال تیر ماه یک شب قم بودم ساعت 2 نصف شب داخل حرم استاد ... را دیدم ایشان مشغول نماز بود بعد خدمتشان رسیدم و عرض سلام کردم. دو سه جوان هم ایشان را شناختند و آمدند و یادگار خواستند ایشان هم مطلبی برایشان نوشتند.یکی از آنها از ایشان پرسید آیا شما کتابهای کریشنا مورتی را خوانده اید ایشان گفتند کتاب در چه موضوعی است؟ گفت در زمینه مسائل عرفان و فراروانشناسی است. استاد گفتند در این مسائل با همه گوناگونی روش(از عرفان کاستاندا تا عرفان اسلامی باشاخه های فراوانش تا یوگ هندی و...)یک مطلب اصل است و آن این است که قدرتی که در اثر ریاضت و یا سایر روشها بدست آمده آیابرای آخرت و بعد از مرگ اثرمثبتی دارد یا خیر؟
جواد خراسانی - June 6, 2006 10:45 PM
reza :
Beware of "ERFAN": I have loved it all my life, but it is my sincere belief that there is nothing more dangerous than it... at this point of my life I am very suspicious of ERFAN in all its forms
reza - June 7, 2006 03:45 AM
ليشام :
من اين آقاي ملكيان رو نميشناسم ولي تجربهاي كه داشتم، مشابه با حرفهاي ايشونه. خيلي خوبه كه بيشتر از ايشون بنويسي. به نظرم صرف نظر از مسألهي عرفان، رويكردي كه توي اين مباحث طي ميشه تا يه آدم نوعي بتونه جهانبيني خودش رو كامل كنه اهميت داره. من هيچ مطالعهي منظم و فراگيري توي اين حوزهها نداشتم ولي بر حسب "اتفاق" با يكي از سيستمهاي شبه سرخپوستي و به موازات اون عرفان اسلامي آشنا شدم و دورههايي رو گذروندم. واقعيت اينه كه عارف مسلك نشدم ولي تجربهها و آگاهيها، مجموعاً جهانبينييي براي من هديه آورد كه خيلي از مشكلات پايهايم رو مرتفع كرد. حداقل اينه كه احساس ميكنم بيشتر از پيش، شبيه به يه آدم زندگي ميكنم :)
ليشام - June 7, 2006 06:22 AM
سیاورشن :
سلام ...من هم به شدت به این نوشته آقای ملکیان نیاز دارم ...اگر این لطف را در حق من بکنی ممنون می شوم ...قربانت....
سیاورشن - June 7, 2006 09:03 AM
فرهاد :
درود
1- به نظرم شهرت دكتر سروش كه بخشي از آن هم دلايل سياسي دارد موجب شده به برخي ديگر از روشنفكران برجسته ايراني توجهي كه شايسته شان است نشود. مثلاً همين دكتر مصطفي ملكيان يا آرامش دوستدار يا نيكفر يا جهانبگلو يا ماشاء الله آجوداني يا كاظم علمداري و ...
2- تا جايي كه من مي دانم دكترملكيان پروژه اش نسبت دين و عقلانيت است و اين به نظرم خيلي عميقتر و ريشه اي تراست از پروژه سروش كه نسبت ثابتات و متغيرات در دين است.
3- البته با توجه به نوع تحصيلات و نگرش شما انتظار اين است كه پروژه روشنفكري ديني و نظرات ايشان را هم با توجه به پيامدها و پيشفرض ها نقد و بررسي كني مثلا علي حيدري در وبلاگستان يا دكتر غني نژاد برخي اوقات چيزهايي در اين رابطه مي نويسند.
4- يك سؤال: آيا به نظرت شكست تجربه ي اصلاحات شكست انديشه ي روشنفكري ديني نبود؟
4- چيزي كه در نوشته هاي دكتر ملكيان خوشم آمد تعريف او از وظيفه ي روشنفكر بود:
تقرير حقيقت--تقليل مرارت
5- بدرود
فرهاد - June 7, 2006 09:51 AM
حامد قدوسی :
کامران عزیز خوش گلدین. به امید دیدار مجدد.
نیما توی چت آمدم ولی رفته بودی. داستان را نسرین تعریف کرد البته با کمی مایه های سینمایی. راستش من هم کمی نگرانت بودم. حالا بهتر نیست یکی دیگه راه بیندازی و آرام تر بنویسی؟
رضا کاش تجربه هایتان را برایمان می نوشتید.
آقای خراسان این سوالی که گفته اید به نظرم بسیار کلیدی است. آیا باید مساله تزکیه نفس را معطوف به وجود جهان آخرت کرد یا در شرایط عدم باور به این جهان هم این موضوع پابرجا باقی می ماند. در این واقع سوال قدیمی برای من بوده و نوشته شما جرقه اش را مجددا زد.
لیشام سعی خواهم کرد حداقل چکیده این جزوه ها را بنویسم.
فرهاد من هم از این تقریر حقیقت - تقلیل مرارت خوشم می اید ولی مشکلم این است که برای من این دو حالت نوعی تضاد را هم دارد. در شرایطی دانستن حقیقت بر مرارت می افزاید. من البته تعبیر آقای ملکیان را خوانده ام و می دانم که می شود با تعبیر ایشان این دو را تا حدی سازگار کرد ولی برایم خیلی روشن نیست.
آقای سیاورشان چطور می توانم به شما منتقل کنم؟ منظورتان از طریق وبلاگ است یا راه دیگر؟
حامد قدوسی - June 7, 2006 10:12 AM
بهزاد :
حامد جان سلام. اول اینکه اگر از لحن تند مطلب من رنجیدی من معذرت می خوام. اگه مطالب قبلی وبلاگ منو (http://bachelandan.blogfa.com) بخونی خودت متوجه می شی که کلا سبک نوشتاری من اینچنین است. بعدشم دوست عزیز شما هم مثل من فکر می کنید که 99% مردم مزخرف می گویند و تنها شمایید که واقعیت را یافته اید. شما ادعا می کنید که 20 میلیون نفر کاریکاتور را دیده اند و توهین آمیز نبودن آنرا فهمیده اند ولی خودشان را به نفهمی زده اند چون من (حامد) کاریکاتور را دیدم و چیز توهین آمیزی در آن نبود. شاید نوشته های هر دوی ما در این مورد تحت تاثیر تعصبات شخصی ما باشد، ولی نباید اجازه بدهیم تا با توهین های بزرگتری، اصل موضوع لوس شود. منتظر نظراتت هستم. مرسی و موفق باشی.
بهزاد - June 7, 2006 10:24 AM
farhad :
حامد جان
آن روشنی مورد را اگر دیدید سلام ما را هم برسانید!
همه جا که ریاضی نیست!
farhad - June 7, 2006 05:23 PM
farhad :
راستی حامد ... رستاک راکده...چی شد؟
farhad - June 7, 2006 05:25 PM
Luke :
کليه دينهایی که خدا داده بود تا قبل از آمدن عيسی مسيح اين بود که انسان با اعمالش نزد خدا عادل شمرده می شود. با آمدن مسيح خداوند اعلام نمود که ديگر ايمان است که جايگزين عمل می شود. اين بدین معنی بود که انسان ها در بهترين حالت هم نمی توانند از نظر اعمال خداوند را راضی کنند. راه دور نرويد به خودتان نگاه کنيد که هميشه در حال بالا و پايين شدن در راه انجام کارهای خوب هستيد.(به کتاب غلاطيان در عهد جديد رجوع کنيد)
امثال آقايان سروش و ملکيان هم به هر حال مسلمانند و هنوز سعی دارند با اعمال خود را نزد خدا عادل نمايند حال آنکه با آمدن عيسی مسيح تنها ايمان است که ما را نزد خدا عادل می نمايد. حالا شما بريد فرق عرفان سرخپوستی و سبز پوستی و سفيد پوستی را با نوع اسلامی آن پيدا کنيد. اين گرچه مطالعه ايست و بهتر از بطالت است اما حقيقت چيز ديگریست.
من خودم از انواع و اقسام کلاسها و کتاب های دکتر سروش استفاده کرده ام اما دينم را وانهادم و نه دين بلکه حقيقت (مسيح) را درآغوش گرفتم. برای من هم مهم نيست که دکتر سروش و جان هيک تئوری پلوراليزم داده اند يا نه. من برام حقيقت مهم است.
حقيقت و آخرت خود را به سروش و ملکيان و خاتمی و حتی مولوی ندهيد.
تا فرصت است شما هم ايمان بياوريد.
Luke - June 7, 2006 06:23 PM
مریم سامی :
سلام آقای قدوسی
می دانید یک بار از آقای ملکیان پرسیدم که چطور می شود در این زندگی به دنبال چیزی برویم که ارزش صرف کردن عمر و حیاتی که به ما داده شده را داشته باشد؟چه کار بکنیم که ارزش صرف زندگی را داشته باشد؟
او جواب داد:جواب این سوال را از لحاظ تئوری نمیدانم ولی جواب عملی این سوال در گرو انجام سه کار است: سکوت، مراقبه، عشق بدون محاسبه
مریم سامی - June 7, 2006 08:38 PM
ايران امروز - علي :
سلام
خوب کردی نوشتی. این ها را در کنار هم و یکباره خواندن بذت بیشتری می دهد. ولی همینجوری ادامه بده.
ايران امروز - علي - June 7, 2006 08:52 PM
AmirT :
A. erfaan e sorkhpoosti?
B. http://itotd.com/articles/344/the-writings-of-carlos-castaneda/
AmirT - June 7, 2006 11:00 PM
elham :
can you give some examples of the actual exercises in Eastern mysthisism that you found interesting
elham - June 8, 2006 10:20 AM
behnam :
salam
man behnam hastam va dar reshte hesabdari terme 3 daneshgah mikhonam mvali ziyad hal nemikonam ba in reshte mikhan taghyir reshte bedam biyam ravanshenasi bekhonam mishe mano rahnamiyi konid ya ye rahnama behem moarefi konid kheili mamnoonam azatoon
behnam - June 14, 2006 05:34 PM