دنيای بی رحم رقابت
بعد از مدت ها اولين بار بود که بازی فوتبال نگاه کردم. به نظرم اين بازی طبیعتی دارد که شبيه سازی نسبتا ساده ای از وضعیت یک کشور است و شاید همین شبیه سازی درس های خوبی برای سیاست مداران تازه به قدرت رسیده ما داشته باشد.
باخت ما نشان داد که پيروزشدن در دنيای بی رحم رقابت فقط به انگيزه و همت و غيرت و تلاش و مربی خوب و لباس مناسب و اين جور چيزها بستگی ندارد. اين ها را همه و همه دارند. همان قدر که ما دوست داريم ببريم ملت هایی زيادی هم سطح ما هستند که با همين انگيزه عرصه را برای ما تنگ کنند. رقابت جايي است که يک ذره به تر بودن نتيجه خودش را نشان می دهد و اين يک ذره به تر بودن محصول سال ها دقت و روی هم انباشتن تجربه و البته حد خوبی از شانس و شرايط اولیه است. حتی اين که تيم ما نيمه اول خوب بازی می کند و نيمه دوم از هم می پاشد جزیی از واقعیت وضعیت ما است. ساده لوجی است که فکر کنيم اين جور ضعف ها را می شود به راحتی رفع کرد. این را که رفع کنيد ضعف بعدی خودش را بیرون می زند. به گمان من در دنیایی که همه تمام تلاششان را برای کامل بودن همه چیز صرف می کنند همين تفاوت های ریز است که باعث شکست می شود. عين همين قضیه برای رقابت در عرصه تجارت و صنعت هم صادق است. نمونه هم داریم. شکست های متعدد نشان داد که تصور مبتنی بر هوش و استعداد جوانان ایرانی برای تولید و صادرات نرم افزار خواب و خیالی بیش نبود.
آيا از نتيجه اين بازی ساده و کم هزينه درس می گيرند که در ايده هایشان برای آينده اقتصاد و صنعت مملکت تجديد نظر کنند؟

نظرات
سهامدار جزء :
هگل: «تنها درسی که از تاریخ میتوان گرفت این است که کسی از تاریخ درس نگرفت». تازه اون که تاریخه و از جنس زمانه. شما انتظار دارید بیایم فوتبال رو به اقتصاد و جامعه شناسی و مملکت داری تبدیل کنیم و از توش درس بگیریم؟
سهامدار جزء - June 13, 2006 07:33 PM
hana :
خوب به نظر شما امریکا از شکست ۰ بر ۳ چه نتیجه ای برای مملکت داری اش باید بگیرد؟ هاه؟ یا مثلا ژاپن؟ هاهاهاها
حامد: نمی دانم.. درس های آن ها به خودشان مربوط است و احتمالا شما به تر از من می دانید ولی اگر آن ها هم در خیال فتح قله های افتخار در عرض چند سال و با تکیه بر غیرت و همت بودند حتما برایشان مفید بود.
hana - June 13, 2006 10:27 PM
حامد قدوسی :
رواسی جان سلام. اولا دوست خوب من تجربه من در« صنعت رایانه» در ایران هر چند زیاد نیست ولی احتمالا کم تر از تو نیست. ضمن این که من درگیر مسایل مدیریتی و سیاست گذاری در این صنعت بوده ام و لذا احتمالا صلاحیتم کم تر از تو که کار برنامه نویسی کرده ای نیست. ثانیا یک نگاهی به لیستت بینداز ببین ربطی به بحث من دارد که این قدر با قاطعیت حرف می زنی؟ من می فهمم که در ذهن هنگام نوشتن این کامنت چه می گذشته است. حس کرده ای که به هم رشته ای هایت توهین شده و خواسته ای دفاعی کره باشی ولی این دفاعت خیلی به بحث ما مرتبط نیست. دقت کن که بحث ما در این جا ارزیابی قابلیت آدم ها و استعداد آن ها نیست. بحث موفقیت یک صنعت است که به مجموعه ای از فاکتورهای ریز بستگی دارد. فکر کنم به زبان ساده فارسی شکست یک کشور در یک صنعت ربطی به این این که چند تا آدم آن کشور در یک دانشگاه خارجی درس می خوانند یا می دهند یا در یک شرکت خارجی کار می کنند ندارد. پسر جان استاد دانشگاه وین چه ربطی به "صنعت نرم افزار" در ایران دارد؟ پس حتما چند تا متخصص ایرانی ناسا هم به معنی موفقیت ایران در صنعت فضایی است. نه؟ راستی از کی تا حالا پیرامیدیار و بقیه جزو افتخارات و قابلیت های "صنعت نرم افزار ایران" به شمار می آیند؟
کمی زیادی مهندسی و صنفی به قضیه نگاه کرده ای. در واقع مشکلت دقیقا مشکل نگاه ساده همان کسانی است که من نقدشان کرده ام که از همین شاخص ها امید موفقیت در عرصه رقابت جهانی در یک صنعت را داشتند.
15 سال است که ادعای صادرات نرم افزار گوش فلک را پر کرده و این رقم تا الان به چند ده میلیون دلار در سال هم نرسیده است. تو احتمالا جوان هستی و یادت نمی آید ولی من یادم است که چه ساده با همین استدلال که ما باهوشیم و جوان های خوبی داریم امید داشتند نقش هند را در منطقه بازی کنند. تجربه بعدی نشان داد که ماجرا خیلی پیچیده تر از این حرف ها است. کمی به موقیت ایران در تجارت جهانی فن آوری اطلاعات نگاه کن و آن را با اردن فقیر و ترکیه و دوبی مقایسه کن. یا حق.
حامد قدوسی - June 14, 2006 03:11 AM
شهرام :
سلام خوشحالم كه به فوتبال علاقهمند شدي.
شهرام - June 14, 2006 07:46 AM
رضا :
من هم با حامد موافقم. به عنوان کسی که یک چیزهای از نرم افزار سرم میشود باید بگویم که در ایران هر چند ما ادمهای خوبی داریم اما صنعت نرم افزار نداریم. صنعت در نرم افزار یعنی تولید نرم افزار موفق و صدور آن. در سال ده ها پروژه داخلی و خارجی توسط همین متخصصین باهوش داخلی fail میشوند. چند درصد از تولید نرم افزار در جهان مربوط به ایران است ؟ چقدر از این همه open source و منابع اطلاعاتی که بر روی اینترنت هست را ما تولید کرده ایم ؟ چند مقاله خوب خارجی توسط بچه های فوق لیسانس و دکتری ما در نرم افزار تولید میشود ؟ چرا شرکتهای نرم افزاری در ایران معمولا با مشکل گرفتن پروژه مواجهند ؟ چرا ترجیح کارفرما ها به استفاده از نمونه های خارجی است ؟ .... هزاران چرای دیگر میتوانم بپرسم ! اما نرم افزار صنعت پیچیده ای است و عدم توجه به تمام زوایا و جنبه های آن باعث همین میشود که در ایران میبینی. با ده تا یا 100 تا یا 1000 تا آدم خوب و تحصیل کرده و باهوش نمیشود ادعا کرد که ما در یک رشته ای صنعت داریم و میتوانیم آنرا صادر کنیم.....
رضا - June 14, 2006 12:48 PM
احمدسیف :
حامد گرامی: در باره این پستت من کاری به حوزه های دیگر که از آنها چیزی نمی دانم ندارم ولی برادر تو در همسان خواندن رقابت در زمین فوتبال و رقابت دربازار سخت سخت اشتباه می کنی. در فوتبال، چه در این دوره و چه در دوره نهائی و فینال اندازه تیم ها تغییر نمی کند- 11 نفر در برابر 11 نفر قرار می گیرند. ولی در بازار، نتیجه رقابت- اگر مدیریت نشود که احتمالا با این مدیریت موافق نخواهی بود- در عمل انحصار و یا انحصار ناقص خواهد بود چون در هردوره ای بنگاههای غیر کارآمد حداقل بعضی هاشان از رقابت کنار می روند و باقی مانده ها بزرگتر می شوند. آن بحث های جناب بومل و دیگران هم در باره آزادی ورود و خروج (contestable market) برای کل اقتصاد مثمر ثمری نیست چون معلوم نیست این بنگاههای اضافی از کجا قرار است بیایند!
احمدسیف - June 14, 2006 12:52 PM
حامد :
رواسی جان کل موضوع را از اول اشتباه فهميدی. به همين سادگی. ضمنا من آن قدر دقيق هستم که راجع به پارامتر غير قابل ارزيابی مثل استعداد آدم ها نظر ندهم. بحث من صنعت نرم افزار ايران است. بخشی از جواب بالقوه تو را هم يکي از خوانندگان در کامنت بالايي داده و من تکرارش نمی کنم.
در مورد ارتباط کار فنی با مسايل مديريتی هم فکر می کنم کمی خام قضاوت می کنی. اين دو خيلی به هم ربطی ندارد. ضمن اين که من زمانی (سال 75 تا 77) کار فنی (طراحی سيستم و مديريت پروه نرم افزاری) هم کرده ام و جنابعالی آن موقع کمی جوان بوده ايد. سال 77 پروژه درس کاربرد رايانه ام در باب ظرفيت های صادرات نرم افزار ايران بود. سال 78 مدير پروژه تدوين طرح جامع انفورماتيک .. بودم. سال 79 هم در نوشتن گزارش های مربوط به گسترش فن اوری اطلاعات در دستگاه های دولتی مشارکت داشتم. سال 80 يک پروژه تحقيقاتی روی مفهوم ای آر پی که تازه در ايران مد شده بود را مديريت کردم. سال 82 مدير پروژه ارزيابی عملکرد صندوق ... بودم که شرکت های رايانه ای را تحت پوشش داشت. سال 83 مشاور استراتژيک يکی از بزرگ ترين شرکت های فن آوری اطلاعات ايران بودم. در همين سال برای مديران بسياری از شرکت های رايانه ای دوره های مديريت برگزار کرده ام. در سفر بعدی به ايران هم باز قرار است دوره داشته باشم. می دانی کجا؟ در شرکت ثنارای (صادرات نرم افزار ايران) که چزو نهادهای مسوول صادرات نرم افزار در ايران است!! باز هم برايت بگويم عزيز دل برادر؟
پاسخ مورد دو و سه ات به دليل برداشت سراپا اشتباهات از کل پست من منتفی است.
دوم معلومه که بچه بودی خيلی مجله نمی خواندی. بحث صادرات نرم افزار در ايران دقيقا از اوايل دهه 70 رايج بود. اين خوش خيالی حرف تازه ای نيست.
در مورد سمند من را با کسی ديگری اشتباه گرفتی چون من نه تا حالا سمند سوار شده ام و نه در مورد خودروها چيزی می دانم که اظهار نظر نکنم. شما فعلا ترکيه و اردن را الگو نگير. يادمه خيلی ها بودند که کلاسشون مثل تو بالا بود و نمی خواستند آسيای شرق را مدل بگيرند. خوبه الان حالشان را بپرسی. راستی اميدوارم با اين کلاست ده سال ديگه افغانستان الگوت نباشه.
حامد - June 14, 2006 02:00 PM
کامبیز :
آقای قدوسی به نظر من مشکل همین بوده که افرادی نظیر شما (که به اندازه کافی تخصص ندارند) درگیر ماجرا بوده اند! من قصد تخریب شمای نوعی را ندارم اما به نظرم این مساله که نسل میانی تجربه اندوخته که از کشور میروند (بازوی کار) باعث میشود که مدیران از بی تجربه ها در کارها استفاده کنند. شما هم که انباشت تجربه داشته اید الان از کشور رفته اید و نظایر شما فراوانند.
کامبیز - June 14, 2006 04:19 PM
حامد قدوسی :
رواسی خوشم می آید کم نمی آری. خوشم اومد از این همه رو! منظور من را خودت تفسیر می کنی و به خیال خودت جواب می دی و خودت هم من را به تغییر منظورم متهم می کنی! رفتار تو نمونه عینی نظریه مرحوم بارت در باب مرگ مولفه. منتها این جا مولف حی و حاضر داره تفسیرش را از متن می گه و رواسی باز قبول نمی کنه. انگار آلمانی زیاد حرف زدی فارسی یادت نرفته. یک بار دیگه متن را بخون.
راستی من سال 75 سال دوم دانشگاه شریف بودم رفیق! شما انگار زیاد با رایانه کار کردی جمع و تفریقت هم ضعیف شده. نکته بعد هم این که فکر کنم خودت بهتر از من می دونی کار فنی توی رایانه مثل برنامه نویسی و تحلیل سیستم اگر کمی اطلاعات و دید داشته باشی از همون سال اول دانشگاه قابل انجام دادنه.
پروژه دانشگاه را هم برات گفتم که بدونی از سال 77 بحث صادرات نرم افزار را دنبال می کردم. تونستی چیز دیگری پیدا کنی یا فقط به این تونستی گیر بدی؟
بازم بگم؟ :))
حامد قدوسی - June 14, 2006 05:43 PM
حامد قدوسی :
آقای کامبیز من نظر شما را قبول دارم و به نظرم نقدتان به درستی شامل شخص من و دوستان من هم می شود. جوان های ما هر قدر هم با استعداد یا باسواد یا با تلاش باشند این جای تجربه و دانستن فوت و فن کار را نمی گیرد. ضمن این که مدیرانمان هم دید چندانی از فعالیت در بازار رقابتی ندارند. به هر حال ممنون از کامنتتان. نکته درستی را اشاره کردید. راستی من خیلی هم از کشور نرفته ام. این بغل هم نوشته ام که اقامتم موقتم است.
حامد قدوسی - June 14, 2006 05:46 PM
مسعود :
آقای قدوسی, سلام! نوشته های این پست را با پست تعطیلی کارخانه مقایسه کن! از نظر نوع بحث کردن، به رخ کشیدن تجربیات، دست کم گرفتن طرف مقابل، تخریب روانی و ... وجوه مشترکی دیده میشود.
بهتر نیست از همین فوتبال برای خودمان درس بگیریم و قواعد بازی جوانمردانه را نه در کشورمان بلکه در ابتدا در بحث های خودمان سر لوحه قرار دهیم.
موفق باشید.
حامد: مسعود عزیز سلام و بسیار ممنون از کامنتتان. من از تذکر شما استفاده می کنم فقط این نکته را هم توجه داشته باشید که در هر دو بار دوستان بنده را به ندانستن متهم کردند (بدون این که خود حرف را مشخصا نقد کنند) و من مجبور شدم از خودم دفاع کنم ولی شاید بهتر بود این کار را نمی کردم.
مسعود - June 19, 2006 08:37 AM