« تفاوت دست مزد ها | صفحه اول | نیمه زنده شریعتی »

29 خرداد 85

مشکل بازتوزیع

من فکر کنم هر کسی در مقاطع مختلفی از زندگی اش به این نتیجه می رسد که وضع فعلی جهان بسیار نابرابرانه است و باید آن را بهبود بخشید. حدود 400 میلیون نفر در اروپا از رفاه کاملی برخوردارند در حدی که نه تنها هرگز معنی گرسنگی و کمبود و فقر را حس نمی کنند و از طرف دیگر در آفریقا صدها هزار نفر از گرسنگی می میرند. در چنین موقعیتی ایده مشخصی که به ذهن می رسد این است که امکانات موجود در جهان آن قدر هست که اگر آن را بین همه تقسیم کنیم (حتی نه لزوما کاملا برابر) باز هر کسی از یک زندگی معقول برخوردار شود. کل تولید ناخالص جهان حدود سی هزار میلیارد دلار در سال است و کل جمعیت جهان حدود شش میلیارد. به عبارت دیگر تولید سرانه متوسط جهانی حدود 5000 دلار است که برای تامین یک زندگی مناسب برای همه کاملا کافی است. پس چرا اقتصاددان های هم فکر ما با این که این وضع را می بینند مدافع وضع مطلوبی نیستند که این توزیع نسبتا برابر در آن رخ دهد و همه از حداقل ها برخوردار شوند. اشکال کار کجا است؟ به عبارت دیگر چرا این سیاست بازتوزیع ممکن است کار نکند؟



   نظرات

anar :

so if they are not then what is all these we study in development economics? I mean it's not like they have any authority over what should happen...economists usually just explain why things happen the way they do and propose some suggestions but I don't think they are the ones who make the final decisions.

 

hamed ghoddusi :

Anar jaan we don't study redistribution in development economics. My question is why the damn economists don't advocate redistribution so that everybody gets a minimum. Of course they are not the decision makers but they are the theorists. What the flaw in the attractive theory of redistribution? Think about it.

 

كامران :

سلام حامد عزيز
با بازتوزيع ثروت بجاي تكاثر وانباشت آن موافقم و بارها بدان انديشيده ام اما چرا در عمل اين قضيه اتفاق نمي افتد؟
براي پاسخ به اين سوال،دلايل توجيهي بسياري از ذهنم مي گذرد ولي شايد سه استدلال ذيل از همه قويتر باشند
انباشت سرمايه و مولد نمودن آن و توزيع اصل و سود آن براي سال هاي بعد
اصل رقابت مابين دول و ملل
عدم اطمينان از وضعيت اقتصادي فردا و ذخيره درآمد بعنوان استند باي ويا بك‌ آپ / يا همان رفتار روز مبادا

 

Arpeggio :

a non economic reason is : everyone thrives to get HIMSELF better off. he doesnt care about others getting worse.

 

دوستدار سقراط :

حامد سلام. ممنون می‌شوم اگر برایم مثلا در وبلاگت توضیح دهی که ذات گرایی چیست. قبلا دیده بودم که داریوش آشوری گفته بود که من با دیدگاه‌های ذات گرایی در مورد تجدد و دین مخالفم و به همین دلیل روشنفکری دینی را قابل قبول می‌دانم و حرفش را نفهمیده بودم

 

توحید :

برای اینکه تو کله شان کرده اند که نابرابری، روند رشد را - در کشورهای با تولید داخلی پایین - تشدید می کند. همون یو کرو معروف کوزنتس و دنباله های معاصر آن، با همان استدلالات مبتنی بر انباشت سرمایه. به قول آقای روغنی - از اعضای کهنه کار حلقهء شریف! که درپست قبلی توضیح دادم - "برای توسعه باتون هم لازم است"!
اما نکتهء جالب کار در این جاست که 99 درصد مطالعات تجربی ای که در ایران انجام شده، نشان می دهند نظریهء کوزنتس در شرایط اقتصاد ایران صدق نمی کند. یعنی با سیاست های مالیاتی (توزیع درآمدی) مناسب می توان ضمن برابر تر کردن اقتصاد، رشد را هم تشدید کرد.

******************************************************************
حامد: 99 درصد یعنی از 100 مطالعه 99 تاش. پس حتما حداقل 100 تا مطالعه صورت گرفته که 99 تاش نظر شما را نشان می دهد. چون اگر مثلا 50 تا بود آن رقم می شد 98 درصد. خوشحال می شوم فهرست این صدتا مطالعه را جایی ذکر کنید.

 

توحید :

اکسلنت! یه نیم ساعت به من وقت بدی. برات دقیق پیداشون می کنم.

حامد: ولی کم تر از صد تا قبول نیست ها!

 

BaHaar :

با توجه به سئوال شما "بازتوزيع ثروت " هم يكي از اهداف اقتصاددانهاست. البته متوجه هستم كه مكاتب مختلف اقتصادي وجود داره اما كمتر پيش اومده كه فكر كنم هدف يك اقتصاددان توزيع اوليه عادلانه ثروت يا "‌باز توزيع " عادلانه باشه . در اصل فكر ميكنم نظريه هاي اقتصاد دانها باعث انباشت ثروت در دست ۱% ( درست گفتم درصدشو ؟‌) از جمعيت شده .
از طرفي به نظر مياد اقتصادهاي مبتني بر باز توزيع جوابگو نيستند. (‌شوري سابق اومد تو ذهنم ) .

 

توحید :

این مقاله رو چند وقت پیش برای یه جایی نوشته بودم که سانسور شد و هیچ وقت چاپ نشد. فکر کنم جواب شما تو این هستش.
___

لیبرالیسم تخیلی و فرضیه U وارون!

آزادی خواهان تخیلی در ایران معمولا در وضعیت "بدخیم"(!) خود با سه نحلهء همگرای "تکنیک گرایی" یا به عبارت دقیق تر استفاده افراطی از الگوهای وارداتی و بهره گیری از روش های سنجش و برآورد آماری محض بدون توجه به اوضاع داخلی و "عرصه واقعی"، "تکنوکراسی" یا به عبارت دقیق تر تکنولوژی زدگی و غربگرایی تحت لوای "قدرت تکنیک"، و در نهایت "اتریشی گری و لیبرترینیسم" یا به عبارت دقیق تر بنیادگرایی آزادیخواهانه متصلب، تشخیص داده می شوند. با وجودیکه هر کدام از اندیشه های پیش گفته توسط اشخاص و یا احزاب متمایزی چه در سطح آکادمیک و چه در عرصهء عمومی نمایندگی می شوند، اما تیپ شناسی حرکت های اقتصاد سیاسی سال ها و یا دهه های اخیر، نقطات اتصال و همپوشانی های های گاه و بیگاه و ناگفته ء گونه های مختلف لیرالیسم ایرانی را پیش روی ناظر منصف نمایان خواهد کرد.
یکی از این نقاط اشتراک "نگو"، فرضیه ای است که در شکل کلاسیک خود به نظریهء U وارون کوزنتس یا بده بستان و رابطهء عکس میان برابری و رشد در گام های ابتدایی فرایند توسعه می پردازد. این فرضیه با محور قرار دادن انباشت سرمایه به عنوان موتور رشد و با اشاره به رابطه ء مستقیم میان سطح درآمد و میزان پس انداز یا همان روابط آشنای میل نهایی به مصرف، نابرابری را تشدید کننده ء تشکیل انباره ء سرمایه و در نهایت رشد عنوان می کند. توصیهء سیاستی "معتقدان" به این نظریه، تحمل نابرابری برای رسیدن به رشد یا آنچه که به "به قیمت له شدن عده ای زیر چرخ های توسعه" معروف شده است می باشد که در قالب برنامه های آشنایی همچون "تعدیل" یا آنچه به شکل کلی "پدیدهء سازندگی" می شناسیم عملیاتی شده است.
با شروع به کار دولت جدید، روز یا حتی ساعتی نیست که این جماعت "لیرال مسلک" و "سازنده"، "دولت عدالت" را تحت عناوین گوناگون و به فحاشی های مودبانه ای چونان پاپیولیست، سوسیالیست تخیلی، دستوری، غیر علمی، و ... می نوازند و سیاست های "توزیع درآمدی" دولت را به باد انتقاد می گیرند. پشتوانهء نظری این بحث های ظاهرا آزادی خواهانه نیز غالبا بر اهمیت انباشت سرمایه و در صورت کلی خود رابطه عکس میان "برابری" یا سیاست های توزیع درآمدی و "رشد" استوار است. اما نکته ء جالب ماجرا در این جاست که قریب به اتفاق مطالعاتی که بر روی رابطه ء میان رشد و نابرابری در ایران انجام شده اند - زیدی(1378)، میراحمدی (1378)، کاشانی (1376)، ناجی میدانی (1375)، عرب پناهی (1373)، شاکری (1372) و پروین (1372) - نشان می دهند که نه تنها "وجود این رابطه در شرایط اقتصاد ایران رد می شود" و "این ایده که رشد حداکثر تولید قادر است شرایط نابرابری و گستردگی فقر را تعدیل کند، مورد تردید قرار می گیرد" ، که "گستردگی فقر و توزیع نابرابر درآمد – با توجه به تقاضای محدود قشر محدود پردرآمد و کاهش تقاضای قشر عظیم کم درآمد – ساختار تولید را تغییر داده، منجر به سطح پایین بهره وری بخش عظیمی از نیروی کار شده و در نهایت رشد بلند مدت را محدود خواهد کرد" بگونه ای که حتی "برابرسازی منطقی در نهایت به رشد بیشتر خواهد انجامید". به همین دلیل است که مدعیان تکنیک گرایی و نظریه پردازان به اصطلاح آزادی خواه، درست بر خلاف ادعای علمی بودن خود، معمولا در محافل آکادمیک به بیسوادی و فقر علمی و عدم توجه به شرایط و مطالعات اقتصاد ایران، تمرکز بر مدل های وارداتی و ترجمه ای و در نهایت "تخیلی بودن" شناخته می شوند.
____

P.S:
تنها مطالعه ای که تا حدودی موید صدق نظریه کوزنتس در اقتصاد ایران است مال آقای فرجادی (معرف حضور که هستن؟!) هست که البته این کارو به صورت معکوس انجام داده. یعنی نیومده بگه این رابطه تو شرایط اقتصاد ایران صدق می کنه یا نه. بلکه اومده با فرض صحت این رابطه، گفته که مثلا الان ما کجای این منحنی هستیم و برآورد کرده که مثلا چند سال دیگه فلان جای منحنی خواهیم بود.

 

توحید :

شرمنده صد تا نشد(!) اما خوب فکر کنم برای یک ذهن دموکرات کفایت بکنه.

حامد: خوب اشکالی نداره پس 99 درصد نیست و حداکثر 88 درصده. از مقاله ات هم ممنون. اگر دوست داشتی کمی از وزن تبلیغاتی اش کم کن و بزار همین جا منتشرش کنیم. حداقل 500-600 نفر می خوننش. شاید هم بیشتر.

 

توحید :

من آدم کله شقی ام. یعنی اصلا دلم نمیاد بچمو تیکه پارش کنم!! هرجاشو خودت صلاح دونستی حذفش کن.

 

siren :

مشكل از اقتصاد نيست!مشكل خودخواهي و زياده طلبي ما ادم هاست كه تو دل هامون جايي واسه نفس كشيدن بقيه نيست....

 

Arpeggio :

and maybe an economic reason is that the world gdp that u mentioned is produced by different types of countries.bureaucratic corruption, unfair takeovers, frauds,rent seeking and ... are the ones that reduce profits and therefore incomes. this results in getting worse off.

 

Mehdi :

من به اين فکر می کنم که با تقسيم ثروت جهان، توليد جهانی تخم مرغ و سيمان و خودرو و آموزش و خدمات پزشکی و ساير ملزومات رفاه زيادتر نخواهد شد.

بنابراين در شرايط فعلی، يک راه حل شايد اين باشد که کسانی که از موهبت تولد در کشوری مرفه برخوردار بوده اند حاضر باشند از سطح فعلی رفاه خود دست بکشند و بخشی از آن را به ملل فقير اهدا کنند.

از سوی ديگر هم بايد به خاطر داشته باشيم که به دليل عدم وجود زير ساختهای لازم در کشورهای فقير، کارهايي مانند اهدای غذا و ... همواره ناکارامد و توام با فساد بوده است.

شايد راه حل اين مسايل، سرمايه گذاری و همکاری برای ساخت زيرساختهايي مانند دولتهای کارآمد و آموزش و پرورش مناسب و سياستهای کنترل جمعيت باشد.

 

فرهاد :

1-بازتوزيع حتماً "عامل" نياز دارد كه اين خود موجد فساد- رانت جويي و ناكارامدي خواهدبود. سيستم كمونيستي فكر اين را نكرد كه دولتي كه همه چيز دستش باشد چه هيولايي خواهدشد و شد. باز توزيع ثروت هم كارخانه هيولاسازي است!
2- فقر گاهي تقصير ديگري نيست. ماليات بر درآمد و ساير روشهاي دولت رفاهي نوعي دزدي محترمانه و عيان از دسترنج كساني است كه توانايي توليد ثروت داشته اند.
3- با همين استدلال ميتوان درآمد نفت و ساير منابع ملي را هم گفت اگر تقسيم مساوي شود وضعيت برخي محرومين بهبود مي يابد ولي محروميت برخي نقاط به نظر من علتي خارج از سياستهاي اقتصادي دارد و قابل رفع به صورت مناسب نيست....
4- شبيه اين استدلال نزد كارگران و كارمندان شركتهاي دولتي هم عموميت دارد مثلا كارگر مجتمع فولاد مباركه يا ايران خودرو با يك حساب سرانگشتي مي گويد اگر همه درآمد بين همه تقسيم شود همه مرفه خواهندشد ولي به نظر من هدف سياست گذاري اقتصادي رفاه بيشتر براي افرادبيشتر نبايدباشد بلكه ايجاد بستر جهت خودشكوفايي-رقابت و رشد و حداكثركردن مطلوبيت هدف بهتري است.
5- چقدر حرف زدم!

 

شاهرخ احمدزاده :

salammmmmmmm
همون عزیز روزهای خوبی را دور از وطن داشته باشید مسرورم از اینکه اشنا شدم من مطالعه زیاد دارم اما اقتصادی و مالی کم سعی می کنم زیا د بیام تا اطلاعاتی بگیرم و کمی سواد داشته باشم شما هم مخاطب خود را گرامی داشته وبریا ما هم به زبان سهل و ساده بنویسید............

 

شاهرخ احمدزاده :

salammmmm
حامد عزیز خیلی خوشحالم منتظر م تا تو شهر نقل بیدمشکی در خدمتت باشم
پسرم نور بصرم اگر می خواهی در دنیا اسیر هیچ دیکتاتوری نشوی فقط :
بخوان بخوان بخوان بخوان ....
حامد عزیز امروز روز درگذشت استاد بزرگ دکتر علی شریعتی است که مطالب بالا درد او از خوداگاهی مردم ایران بود .
قدوسی مهربون در خدمتت هستم

 

علی حمزه ئی :

سلام
شانس خوب انسانها این است که فقط به صورت مقطعی به این چیزها فکر می کنند
اگر قرار بود همیشه به این چیزها فکر کنند یا باید هی نامه سرگشاده می نوشتند یا باید تعداد تیمارستانها افزایش مییافت

 

محمد طاهری :

سلام دوست من.اگر مایل باشید می توانید گفت وگوی مفصل من با وزیر ااموراقتصادی ودارایی دولت نهم را امشب در وبلاگ ام وسایت روزنامه دنیای اقتصاد ببینید.فکر می کنم نکات تازه ای درمورد تز خصوصی سازی دولت احمدی نژاد ودلایل سقوط شاخص ها ی بورس دراین مصاحبه پیدا کنید

 

محمد درويش :

گاندي مي گويد: جهان ما نيازهاي همه ما را برطرف مي كند؛ اما حرص و آز را نه!

 

ژوبین :

حامدجان، فراموش نکن که حق گرفتنی است نه دادنی!

 

محمد طاهری :

از روزهايي كه در دولت «چپ‌ها» جهادگر بود، يك خاطره را همواره با خود نگه داشته است. خاطره‌اي كه پس از 23 سال، منجر به باز تفسير و بازنگري سياست‌هاي خصوصي‌سازي جمهوري اسلامي شد. جهادگر « تفرشي» كه اين روزها وزير اقتصاد دولت نهم است اگرچه از دانشكده «چپ‌گراها» مدرك دكتراي اقتصاد گرفته است اما بدون شك طرفدار «اقتصاد بازار» است............

 

ثاقب فرد :

سلام. آقای قدوسی فکر می کنم مشکل بازتوزیع در ایران به ماهیت دولت رانتیر در ایران برمی گردد که اجازه نمی دهد سیستم مالیاتی کار کند. در ضمن پایان نامه من در مقطع فوق لیسانس به تاثیر اثرات بازتوزیع سیستم مالیاتی می پردازد که به محض دفاع مستندات را برایتان می فرستم.

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007