مشکل این مقوله هایی که از کتابهای درسی ات بازگفته ای، مشکل دیدگاهی نیست، مشکل تحلیل است. اما مگر میشود دید را از تحلیل جدا کرد؟ خیر! پس بگذار اول به تحلیل فقر دید به پردازم.
دراینجا به التقاطی از تیوری نیو کلاسیک و پست کینزی برای بیان رابطه مزد و بیکاری متوسل شده ای و هم به در وهم به تخته نعل زده ای. از یکسو مانند نیو کلاسیکها به رقابت کامل و دست غیب بازار معتقدی و درهراسی که دولت دست از پا خطا کند و جلوی سود بنگاه ها را با افزودن مزد کارگران بگیردو از سوی دیگر قبای پست کینزی به تن کرده ای و چشم بدست دولتی که نظمی به این همه بی نظمی بدهد.
اینکه مزد کارگر زیر سطح فقر باشد و به او اجازه ندهد که وسایل ضروری و اولیه زندگی اش رافراهم کند تا بتواند نیروی کارش را بفروشد، مشکلی برای تو به حساب نمیاید، به ویژه اگر اینکار جلوی سود اوری و رقابت بنگاهها را بگیرد. بحث افزایش حد اقل مزد در
کنگره امریکا را دنبال کن.
کینز نیز در کتاب "تیوری اشتغال، بهره و پول"،۱۹۳۶ اول اصرار می ورزد که سرمایه داری گرایشی به اشتغال کامل ندارد، ولی بعد قبول میکند که بیکاری مداوم در دراز مدت مزد واقعی را کم کرده، و در تنها در چنین وضعی- مزد و اقعی کم- برای بنگاهها سوداور است که کار گر استخدام کنند و اشتغال کامل ایجاد کنند. راه حل کینز این بود که با دخالت دولت، ایدالهای رقابت کامل نیو کلاسیکها تحقق یابد. نیو کلاسیکها نیز
وسواس و دقت برای بیان پدیده های رقابت کامل اقتصادی را به هر گونه توضیح قانع کنده ترجیح میدهند.
برای نیو کلاسیکها نیز مزد واقعی فقط نقش یک متغیر پاک کننده بازار را ایفا میکند و نه هیچ چیز دیگر. بنگاهها نیز برای کسب سود، نه تنها با یکدگر، بلکه با نیروی کار هم در رقابتند. هر گاه نیر وی کار کمیاب و گران شد، به تغیرات تکنیکی برای صرفه جو یی
در نیروی کار دست میزنند. در چنین فضایی،ا گر رشد اقتصاد کلان نیروی کار را جذب خود کند، دو نیروی نا متوازن در کار هم پدیدار مشوند. از یکسو مزد واقعی بالا میرود و در نتیجه سوداوری کم میشود، رشد بازدهی و اشتغال کاهش میابد. از سوی دیگر مکانیزهشدن سرعت میگیرد، که این خود رشد بیکاری را بالا میبرد. در هر مورد، به جای اشتغال کا مل، سیستم در حول و حوش نوعی نرخ بیکاری مداوم و سمج نوسان میکند.
نظرات
Anonymous :
مشکل این مقوله هایی که از کتابهای درسی ات بازگفته ای، مشکل دیدگاهی نیست، مشکل تحلیل است. اما مگر میشود دید را از تحلیل جدا کرد؟ خیر! پس بگذار اول به تحلیل فقر دید به پردازم.
دراینجا به التقاطی از تیوری نیو کلاسیک و پست کینزی برای بیان رابطه مزد و بیکاری متوسل شده ای و هم به در وهم به تخته نعل زده ای. از یکسو مانند نیو کلاسیکها به رقابت کامل و دست غیب بازار معتقدی و درهراسی که دولت دست از پا خطا کند و جلوی سود بنگاه ها را با افزودن مزد کارگران بگیردو از سوی دیگر قبای پست کینزی به تن کرده ای و چشم بدست دولتی که نظمی به این همه بی نظمی بدهد.
اینکه مزد کارگر زیر سطح فقر باشد و به او اجازه ندهد که وسایل ضروری و اولیه زندگی اش رافراهم کند تا بتواند نیروی کارش را بفروشد، مشکلی برای تو به حساب نمیاید، به ویژه اگر اینکار جلوی سود اوری و رقابت بنگاهها را بگیرد. بحث افزایش حد اقل مزد در
کنگره امریکا را دنبال کن.
کینز نیز در کتاب "تیوری اشتغال، بهره و پول"،۱۹۳۶ اول اصرار می ورزد که سرمایه داری گرایشی به اشتغال کامل ندارد، ولی بعد قبول میکند که بیکاری مداوم در دراز مدت مزد واقعی را کم کرده، و در تنها در چنین وضعی- مزد و اقعی کم- برای بنگاهها سوداور است که کار گر استخدام کنند و اشتغال کامل ایجاد کنند. راه حل کینز این بود که با دخالت دولت، ایدالهای رقابت کامل نیو کلاسیکها تحقق یابد. نیو کلاسیکها نیز
وسواس و دقت برای بیان پدیده های رقابت کامل اقتصادی را به هر گونه توضیح قانع کنده ترجیح میدهند.
برای نیو کلاسیکها نیز مزد واقعی فقط نقش یک متغیر پاک کننده بازار را ایفا میکند و نه هیچ چیز دیگر. بنگاهها نیز برای کسب سود، نه تنها با یکدگر، بلکه با نیروی کار هم در رقابتند. هر گاه نیر وی کار کمیاب و گران شد، به تغیرات تکنیکی برای صرفه جو یی
در نیروی کار دست میزنند. در چنین فضایی،ا گر رشد اقتصاد کلان نیروی کار را جذب خود کند، دو نیروی نا متوازن در کار هم پدیدار مشوند. از یکسو مزد واقعی بالا میرود و در نتیجه سوداوری کم میشود، رشد بازدهی و اشتغال کاهش میابد. از سوی دیگر مکانیزهشدن سرعت میگیرد، که این خود رشد بیکاری را بالا میبرد. در هر مورد، به جای اشتغال کا مل، سیستم در حول و حوش نوعی نرخ بیکاری مداوم و سمج نوسان میکند.
Anonymous - June 22, 2006 04:57 AM