انشای من در باب توسعه و چیزهای دیگر
لطفا به انشای من در باب توسعه و همه چیز دقت کنید:
" مسایل اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در هر جامعه ای به شدت به هم پیوند خورده است و اجرای برنامه ها در هر یک از ابعاد فوق بدون توجه به ابعاد دیگر موجب شکست خواهد بود.فرهنگ هر جامعه ای اقتصاد آن را می سازد و اقتصاد قطعا بر روی فرهنگ تاثیر دارد. پس الگویی موفق خواهد بود که متناسب با ساخت اجتماعی-تاریخی آن جامعه باشد. از سوی دیگر تجربه شکست توسعه های اقتدارگرایانه نشان می دهد که توسعه اقتصادی امری جدا از توسعه سیاسی نیست و این دو به مثابه دو بال در کنار یک دیگر حرکت می کنند. دموکراسی با فراهم کردن فضای شفاف و مشارکت مردم در امور به مردم امکان می دهد که بر فعالیت های دولت ها نظارت کنند و این خود عاملی در جهت کاهش فساد است که جزو عوامل منفی در سرمایه گذاری و توسعه به شمار می آید. هم چنین باید دقت کرد هدف توسعه باید انسان باشد و باید از الگوهایی که انسان را فدای رشد اقتصادی می کنند پرهیز کرد. افزون بر آن باید توجه کرد که دامن زدن به مصرف گرایی و افزایش واردات که نتیجه حتمی آن وابستگی اقتصاد به خارج و صرف دلارهای نفتی برای نیازهای امروز است جزو سیاست های غلطی است که نباید به اسم توسعه دنبال شود. هم اکنون کالاهای چینی بازار ایران در اختیار خود گرفته است که این امر باعث ورشکستگی شرکت های ایرانی و از دست رفتن هزاران فرصت شغلی خواهد شد که باید با برنامه ریزی مناسب جلوی این امر گرفته شود. در برنامه های توسعه نباید از نقش زنان غافل شد. زنان نیمی از نیروی کار جامعه را تشکیل می دهند و در شرایط جهانی شدن که کشورها بر اساس سرمایه انسانی شان شناخته می شوند عدم حضور زنان در بازار کار به معنی محروم کردن جامعه از نیمی از سرمایه های انسانی اش است. رانت خواری چه در واگذاری شرکت ها و چه در قراردادهای دولتی مساله دیگر جامعه ما است که به علت نبود دموکراسی واقعی ایجاد می شود. دولت باید با نظارت صحیح بر خصوصی سازی و واگذاری شرکت ها به صاحبان اصلی آن ها یعنی مردم از وقوع چنین پدیده هایی جلوگیری کند. در غیر این صورت جامعه ما با مساله فقر و فحشا و ناامنی و فرارمغزها و صدها معضل دیگر رو به رو خواهد شد. عدم حمایت از محققان و مخترعان و عدم بها دادن به تحقیقات در کشور ما که نتیجه آن گسست جدی بین دانشگاه و صنعت بوده است باعث شده که در هزاره سوم که قرن توسعه فن آوری محور نامیده شده است هنوز با این روش فاصله داشته باشم. هر چند که با به کارگیری فن آوری اطلاعات و استفاده از استعداد نیروی کار جوان و خلاق ایرانی می توانیم این شکاف را سریع پر کنیم. نکته آخر هم این که باید از الگوهای وارداتی پرهیز کرده و سعی شود با تکیه بر دانش بومی برنامه های توسعه طراحی شود"
خواستم بگویم من هم بلدم این طوری بنویسم که خیلی ها را خوش بیاید و به نظرشان برسد که عملی و انسانی به مسایل نگاه می کنم ولی مدت ها است که تلاش کرده ام این گونه فکر نکنم و حرف نزنم و ننویسم. البته گاهی هم از دستم در می رود و چیزهایی در این مایه ها می نویسم ولی خوش بختانه این وبلاگ آن قدر خواننده موشکاف و دقیق دارد که تذکر لازم را بدهند و اشتباهم را یادآوری کنند.
حالا تلاش برای این طور ننوشتن را برخی دوستان به ندانستن مسایل اقتصاد ایران یا علاقه مندی به مباحث تئوری یا پایه تعبیر می کنند. قطعا من چه در زمینه اقتصاد ایران و چه نظریه های اقتصادی خیلی کم می دانم و یک عمر باید بیاموزم ولی از طرف دیگر هم به نظرم نمی رسد که این طور حرف ها را زدن و تکرار کردن کلیاتی که صبح تا شب در تاکسی ها رد و بدل می شود نشانه ای از پختگی و آشنایی باشد. خلاصه گفتم که یک بار برای همیشه موضعم را شفاف کنم که چه در چای داغ و چه در رستاک و چه در شرق فقط چیزهایی خواهم نوشت که خیلی ساده باشد و مکانیسم مسایل اقتصادی را با تفصیل و با جزییات کافی شرح دهد. هر جمله ای هم که کلمه های قلمبه سلمبه جذاب ولی گنگ و کم معنی داشته باشد را هم بی رحمانه نقد خواهم کرد. لطفا اگر از مسیر دور شدم شما به من تذکر بدهید.

نظرات
سید حمزه حسینی :
آقای قدوسی سلام
مدتی است که شما و ما در وبلاگ گلشهر (golshahr.blogfa.com) بحث هایی راآغازکرده ایم.بنده به شخصه به این نکته اذعان دارم که هم لحن شما و هم لحن ما گاه زبر و خشن شده است و کنایه هایی از جانب هر دو طرف رد و بدل شده.
اما ذکر چند نکته را در اینجا ضروری می بینم
1- طی مدتی که با شما آشنا شده ام این سوال برای من پیش آمده که خشونت نثر شما چه عاملی می تواند داشته باشد. شما در تمام این مدت مخالفان و دوستانی که با شما هم عقیده نیستند را به زبان کنایه و تمسخر آزرده اید. دوست عزیز باور کنید هیچ کس نمی خواهد شما را از راهی که می روید باز دارد. چرا فکر می کنید همه در اینجا با تیغ آخته انتظار عقاید شما را می کشند.در گذشته نیز به شما یادآوری کردم که از میان سطور نوشته هایتان بوی خشم به مشام می رسد.تلاش و جدیت شما درعلم اندوزی دغدغه هایتان برای وطن ستودنی است.
2-دوستان من به ویژه امیر لعلی و علی حق هر دو سال هاست که در کنار تحصیلاتشان به واسطه شغلشان با زیر و بم اقتصاد ایران آشنا هستند. بدون هیچگونه جانبداری می گویم که میزان آشنایی آن ها به اقتصاد ایران از آشنایی بسیاری دوستان برج عاج نشین بیشتر است.
3-دغده ما برای اقتصاد ایران درست به اندازه شما است ولی از چه ناراحت هستید؟ باور کنید کسی در ایران جای شما را تنگ نکرده است. شما می توانید تا آنجا که می توانید در ایران کار علمی و آکادمیک و بکنید.باور کنید خوشحال می شوم روزی نام شما را در صدر لیست اقتصاد دانان ایران ببینم .امیدوارم در آن روز از نامتان به نیکی یاد شود.چرا که حافظه تاریخ اقتصاد ایران چندان فراموشکار نیست همان گونه که خاطره ناکامی های اقتصاد دانان و اقتصاد خوانده ها زیادی هنوز از یادها نرفته است
خوشحال می شویم باز هم به ما سر بزنید
****************************************************************
حامد: حمزه عزیز ممنون از کامنتت. چند تذکر را بدهم شاید مفید باشد.
1) من منظورم فقط دوستان شما نیست. در واقع آشنایی با دوستان شما به من نشان داد که اختلاف ما حتی با کسانی که به لحاظ سیاسی با ما در یک جبهه هستند خیلی زیاد است. من کاملا با تصور دوستی سراغ وبلاگ شما آمدم و واقعا حیرت کردم از این که حتی بچه های شرق رفتار این طوری دارند. در واقع این بحث ها به طور عینی بحث هایی که از دکتر نیلی شنیده بودم را به من نشان داد.
2) حرفت در مورد خشم می تواند درست باشد. به هر حال من هم مثل هر انسان دیگری از شنیدن حرف توهین آمیز یا کنایه یا نقد حق به جانب بی ربط عصبانی می شود. ولی چون دلیلش را پرسیده ای سعی می کنم تا حدی توضیح دهم که کمک کند ذهنیتمان به هم نزدیک شود. شاید انتقال این دلیل به قول تو خشم به بقیه دوستانتان هم به ادامه بحث ما کمک کند. ببین حمزه عزیز برو و کامنت های مطلب آخر را بخوان. من در آن جا با ملایم ترین لحن ممکن صحبت کرده ام. از لحن دوستان شما هم عصبانی نشده ام ولی یک چیز من را واقعا آزار می دهد. کلی وقت گذاشته ام و به دقت برای دوستانمان نظریه های مربوط به تابع تصمیم گیری سیاست مداران را نوشته ام که برای هر کسی که اقتصاد خوانده باشد بدیهی است. بعد دوستانمان با قیافه های حق به جانب بدیهیات را برای من تکرار می کنند و با قاطعیت هم در مورد آن حرف می زنند. ببین شما وقتی اقتصاد می خوانی یاد می گیری روی تک تک کلماتت حساس باشی. یاد می گیری تا نظریه ای نداشته باشی چیزی را به چیزی ربط ندهی و من هم تا هم امکان سعی می کنم این کار را نکنم. در مقابل دوستان مثل آب خوردن این کار را می کنند و بعد چون ما این کار را نمی کنیم به نظرشان می آید ما با اقتصاد ایران آشنا نیستیم یا در باب مقدمات بحث می کنیم و الخ. اتفاقا اگر منصف باشی و کامنت های مطلب آخر گلهشر را با دقت کافی بخوانی قضیه دستت خواهد آمد.
یک بار دیگر هم همه کامنت های من را گل شهر بخوان تا ببینی لحن چه کسی خشن بوده و چه کسی در مقابل هر جمله ای که دوستان خیلی وقت ها همین جوری آن جا نوشته اند سعی کرده 20 خط توضیح بدهد. قصدم دفاع از خودم نیست. لحن من هم گاهی خشن می شود ولی رفتار این چند روز دوستان به من درس بزرگی داد که در شناخت محیط کاری آینده ایران خیلی خیلی مفید بود. به این خاطر هم این بحث ها را ادامه می دهم که محیط را به تر بشناسم.
به هر حال ممنون از تذکرت و از این که این باب را باز می گذاری.
سید حمزه حسینی - June 25, 2006 03:57 AM
روزبه :
حامد
من به این نتیجه رسیدم که ما با این دوستان مشکل زبان داریم. ما زبون همدیگر رو نمی فهمیم. مسئله اینجاست که من و تو به زبانی به بررسی و تحلیل مسائل اقتصادی میپردازیم که زبان علمی و آکادمیک هست و در تمام دنیا مورد قبول. مسئله اینجاست که تا زمانی که دوستان به خودشون زحمت یادگرفتن این زبان تحلیل رو ندهند همین آش هست و همین کاسه. نمونه اش رو هم در کامنت حمزه عزیز میبینی. انتقاد و تلاش برای نمایان کردن اشتباهات به خشم تغبیر میشه و یا تصور میشه که ما بر برج عاج نشستیم!
روزبه - June 25, 2006 04:24 AM
سید حمزه حسینی :
روزبه عزیزم سلام
خواهش میکنم قبل از هرکاری به گلشهر سر بزن و بعداقضاوت کن تا معنی حرف من رو بفهمی.
2- من هیچ ابایی از ندونستن ندارم و بدون تعارف می گم امیدوارم شما هرچه زودتر به ایران برگردی تا من بتونم از شما زبان تحلیل رو یاد بگیرم
3-منظور من از برج عاج نشین شما نبودی.زمان می بره تا به اونجا برسید.منظور من دوستان وطنی بود
4-باور کنید هر چه بیشتر می گذره من به قدرت سرکوب اقتصاد به عنوان یک علم بیشتر و بیشتر معتقد میشم.اقتصاد ابزار به ثمر رسیدن وشکوفایی سرمایه داریه و باید آغشته به ساختار قدرت و سرکوب خواست ها باشه.فکر می کنم بیش از هر چیز ما نیاز به تبار شناسی این علم داریم ایکاش در اقتصاد هم فوکو یی بود تا ساخت های پنهان قدرت و سرکوب اون رو نمایان می کرد
زیاده عرضی نیست ،خوشحال میشیم اگه به ما سر بزنی و نظراتت رو بگی
سید حمزه حسینی - June 25, 2006 05:41 AM
ليشام :
جسارتاً اون تيكهي "دو بال"يي كه نوشتي من رو كشته ;)
حامد: لیشام خودم را تا حدی مجروح کرد. ولی انگار بلدم مثل برخی دوستان بنویسم. شاید اگر کار گیر نیاوردن بروم و برای آن ها کار کنم.
ليشام - June 25, 2006 06:15 AM
امیر لعلی :
حامدجان!
اشتباه نکن. هنوز هم در دنیا اقتصاد دانانی هستند که فرهنگ را اصلی ترین نکته قابل لحاظ در اقتصاد می دونن. من قسمت اول مطلبت رو که به قول خودت به نثر ما نوشتی، خیلی خوشم اومد و متوجه شدم که با این مطلب دقیق، حتما در یک چالش میان باوری که می خوای ادعا کنی علمه و علمی و خشک بحث می کنه با اون بحث هایی مثل اول مطلبت گیر کردی وگرنه نمی تونستی اینجوری بنویسی.
اثبات ادعای خودم رو در مطلب دیگه وبلاگ برای میارم.
********************************************************************
حامد: امیر جان نه! من ترجیح می دهم به همون بخش خشکش بچسبم و مطالب شیرین این مدلی را به شما دوستان واگذار کنم. هر بخشی از این مطالب شیرین پس از تحقیق مناسب وارد آن ادبیات خشک شد بنده هم طرفدارش می شوم و گرنه در بابش سکوت اختیار می کنم یا نقدش می کنم. من راستش به مطلب خودم فقط می گویم شلخته و اسم دقیق رویش نمی گذارم.
اگر منظورت از فرهنگ هم بحث هال و جونز در باب چیزی که بهش می گویند زیرساخت های اجتماعی هست که بحث جاافتاده ای در رشد است ولی اگر چیز دیگری است علاقه مند هستم که بخوانم. دقت کن که قطعا فرهنگ تاثیر بسیاری در اقتصاد دارد و کسی منکر این نیست. من یک چیزی در مورد اسکاندیناوی دارم می نویسم و آن بحث فرهنگ تا حدی خودش را نشان می دهد ولی مساله من این است که جملاتی به سبک چیزی که من نوشتم فقط کلی گویی است. اگر فرهنگ با اقتصاد رابطه دارد این رابطه باید خیلی دقیق تبیین شود.
به هر حال ممنون و منتظر مطلبت هستم.
امیر لعلی - June 25, 2006 06:54 AM
نوید :
اولش با خودم گفتم این رفیقمون هم که رفت بالای منبر!! بعد دیدم خودت توضیح دادی!
نوید - June 25, 2006 08:14 AM
امير لعلي :
منظورت رو از تعريف رابطه دقيق بين فرهنگ و اقتصاد نمي فهمم. اگر منظورت تئوري سازي در اين حوزه است كه خيلي زياد داريم. يك زماني ما بحثي را به همراه دكتر ابريشمي براي دانشجويان دوره دكتراي مديريت باز كرديم به اسم اقتصاد فرهنگ و فرهنگ اقتصاد. اگه خواستي جزواتش هم هست كه مي تونم بهت بدم.
اگه منظورت از دقيق شدن رابطه ها نشان داده روابط بين فرهنگ و اقتصاد از طريق روابط علي و معلولي سنجي يا رياضيه كه مي تونم بگم دنبالش نرو چون قابل تعريف نيست.
**************************************************************
حامد: امیرجان ممنون از توضیحت!
اگر منظورت از اقتصاد فرهنگ بحث اقتصاد بخش فرهنگ است که موضوعی جداگانه است و خیلی هم به علایق من مربوط نیست ولی ظاهرا دوستان زیادی در ایران طرف دارش هستند و چندباری هم از من سراغ برای منابع می گرفتند. به هر حال قطعا علاقه مند هستم بیش تر بدانم.
اگر هم روابط به صورت علت و معلولی تعریف نشه یا با الگوهای سنجی ارزیابی نشه که خوب وارد علم اقتصاد نمی شه و در حوزه های دیگر باقی می مونه.
من اگر چیزی باشه برای خوندن قطعا اون را می خونم و استفاده می کنم ولی اون را به عنوان معلومات عمومی یا علایق شخصی یا حدس های اولیه به حساب می آورم نه تئوری اقتصادی.
امير لعلي - June 25, 2006 10:48 AM
امير لعلي :
نويد جان!
شما هم اول خواندن مقدمات اقتصاد رو شروع كن و بعد مي توني وترد بحث شي. حرف هاي درست منبر رفتن نيست. اينها واقعيات جامعه ماست.
*************************************************************
حامد: امیر جان! وارد بحث شدن نیازی به مقدمات نداره و هر کسی می تونه وارد بحث بشه. اگر من هم مثل تو فکر می کردم نباید با خیلی از دوستان شما اصلا بحث می کردم.
ضمنا این نوید مقدمات و کمی بیشتر از مقدمات اقتصاد را خونده. یک چندتایی هم مقاله در کنفرانس های بین المللی در باب رفتار بازارهای مالی داره. الان هم داره می ره آمریکا که دکترا بگیره. منتها اون بیچاره هم مثل من یاد گرفته که راجع به واقعیت های جامعه ما این قدر راحت حرف نزنه. شاید هم به قول علی حق مثل من ملانغطی است و در مقدمات مونده. بلاخره مشکل ما است که جای بدی درس خوندیم یا داریم می خونیم.
امير لعلي - June 25, 2006 10:50 AM
عالیه :
حامد قدوسی عزیز!
اگر من مشتری هر روزه مطالب شمایم دقیقن به خاطر همان دو خط آخر مطلبت هست. این خیلی مهمه که آدم بتونه برای مخاطب تحصیل کرده ی غیر متخصص(غیر اقتصاد دان) چنان مطالب رو ساده و روان بیان کنه که موضوع بحث کاملن منتقل بشه.
یاد کلاسهای مدیریتی آریانا در شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان به خیر! که شما مباحث کاملن تخصصی رو خیلی ساده برای مدیران جوان تدریس می کردید. موفق باشید
عالیه - June 25, 2006 11:38 AM
nooshin :
چقدر شماها حرفهای جدی مدی میزنید. بعضی هاش رو اصلا حوصله نمیکنم بخونم اما بعضیهاش هم خوشم مییاد و میفهممشون. ببخشید وسط بحث بزرگان!
nooshin - June 25, 2006 01:05 PM
مانی :
بازی قشنگی بود. من اگر جای تو بودم، اسم یادداشت را «انشا» نمیگذاشتم و قصدم از نوشتن آن را نه در همین پست، بلکه در پست بعدی میگذاشتم، تا دوستداران حرفهای «منحیثالمجموع»ی و متخصصان امور کلی برای افتادن به چاله وقت کافی داشته باشند!
یک چیزی امروز در بهارستان خواندم به این بحث میخورد:
«اعرابئی شتری گم کرد. بانگ زد که هرکه شتر مرا به من آرد، مر او را است دو شتر. با وی گفتند: هیهات این چه کار است؟ ... گفت لذت یافت و حلاوت وجدان را نچشیدهاید معذورید.
گمشده گرچه حقیر است مگوی
که عنان از طلبش تافته به
هست در قائده خردهشناس
لذت یافتن از یافته به»
البته منظورم رفتار «غیراقتصادی» مرد عرب نیست! بلکه اشاره به وجود «خردهشناس»ی و علاقه به آن در میان حکمای قدیم است. «خرده» اینجا دقیقا همان معنی دیتایل آلمانی را میدهد
مانی - June 25, 2006 02:16 PM
نوید :
اوه اوه ... چه خبره این جا!..
مدتی بود که کسی به ما نتاخته بود! حامدجان شرمنده کردی ما رو! :)
نوید - June 25, 2006 02:32 PM
Anonymous :
شکر شکن شوند همه طوطیان هند زین قند پارسی-ترکی- که به بنگاله میرود.
تو که هنوز توی فضای ایرانی؟ سپر گرفته ای در اتریش و داری تسویه حساب میکنی.
فکر کنم اتریش خیلی به ایران نزدیکه و توهم درسات سبکه. برو انگلیس ویا بیا امریکا، شا ید محبور بشی حسابی درس بخونی وبعد کرکری بخونی. کسی که اقتصاد رو جزو علوم طبیعی میدونه، داره وقت خودش و همه رو تلف میکنه نمی ره بیولژی بخونه. البته هر چیبخونی نمی تونی از انسانهای زنده فرار کنی. کالبد شکافی برات معرکه است. هم دقیقه و هم علت و معلول بیماری و مرگ رو به علمی ترین وجهی میشکافه.
حامد: مرسی از شعری که نوشتی. قشنگ بود.
Anonymous - June 25, 2006 05:03 PM
ليشام :
حامد عزيز، احساس كردم كه ممكنه از كامنت من ناراحت شده باشي. اين رو مينويسم كه يادآوري كنم متن شما رو كامل خوندم و متوجه بودم كه دقيقاً دغدغهي شما از نوشتهتون چي بوده. اون چيزي كه نوشتم صرفاً مزاح كوچكي بود كه اميدوارم حمل بر جسارت نفرموده باشين. به كار بردن انواع و اقسام صنايع ادبي مثل ايهام و ايجاز و تشبيه رو در طرح مسايل علمي، به هيچ وجه نميپسندم كه متأسفانه در مملكتمون، ظاهراً خودش پارامتر مهمي در كسب درآمد، مقام، شهرت، عزت و امثالهم محسوب ميشه... بدون رودربايسي و صادقانه ميگم كه قلمتون رو دوست دارم به خصوص اين كه هميشه نكتهي تازهاي هست كه ياد بگيرم. ايشالا كه در تمام مراحل كار و تحصيلتون موفق باشين
******************************************************
حامد: لیشام عزیز حاشا و کلا! چرا باید از کامنت دوست عزیزی مثل تو ناراحت شده باشم. کاملا فهمیدم که مزاح کردی و اگر دقت کنی من هم در مقابل مزاح کردم. همان قضیه جک معروف که عده ای از خنده مردند (لیشام) و بقیه هم زخمی شدند (حامد). با این کامنتت و این لطفت عرق شرمی بر پیشانی من نشست.
راستی دیشب با مریم ماجرای دوست مسیحی ات و قضیه عترت را خواندیم و من خیلی دلم گرفت از برخی کارها که برخی دوستانمان می کردند. امیدوارم دیگر این طور نباشد.
ليشام - June 25, 2006 10:27 PM
anonymouse :
خوش به حالت لااقل اگر اين حرفها رو ميزني قبول دارند كه اقتصاد ميداني ولي مثلا نظرت غلطه يا ... اما من بيچاره كه زنم هر نظري بدم پذيرفته نيست از هر نوع و جنسي. خيلي ساده وقتي در مورد يك موضوع نظرم را بيان ميكنم با مخالفت استاد روبرو ميشوم اما به فاصله اندكي از آن پسري در كلاس همان تحليل را بيان ميكند و مورد قبول و تشويق قرار ميگيرد!!!!!!!
به هر حال همانطور كه ميداني هيچ دو اقتصاد داني را نميتواني پيدا كني كه لااقل سر تعريف يك كلمه در علم اقتصاد توافق داشته باشند و اين به نظر من از جذابيت هاي علوم انساني است. به نظر اين حقير اصل اينه كه نظريات شما يا هر كس ديگر در اجرا موفق است يا نه؟ به هر حال قصد از نقد شرايط يافتن راه حلي براي رفع مشكل است از هر ديدگاهي كه باشد اما مهم تر از ان نتيجه نقد در عمل است. البته منكر اهميت درست يا غلط بودن نقد و علمي بودن ان نميشوم اما خوب ميتوان ساده تر و آرامتر به موضوع نگاه كرد.
در ضمن از خود شما و از همه دوستاني كه اينجا كامنت گذاشتند و شرح افتخارات علميشان و كارهاي دانشگاهيشان و ... را داده اند و من معتقدم كه نوع اساتيدي كه با انها كار كرده اند در نگرش انها تاثير گذار بوده ميپرسم:
شما و اساتيدتان با همه نظرات درست و غلطتان ايا نمونه عملي از صحت گفته هايتان را در اجرا داريد؟ به عبارت ساده تر ايا بر پايه نظريات و نقدتان چه علمي و يا غير از ان توانستيد راه حلي براي رفع يكي از مشكلات ارائه كنيد و در عمل موفق باشيد؟
به نظر من مهم ترين وجه اين نقدها اين است كه ما حداقل مشكل را ميدانيم اما تحليل هايمان از شرايط و راه حل ان متفاوت است و فكر كنم رفع مشكل تفاوت از اصل ان مشكل سخت تر است چرا كه به راحتي نميتوان همه را براي پذيرفتن يك نظر هماهنگ كرد به خصوص در حالتي كه در مسايل پايه اي اختلاف است
حال راه حل كدام است ؟و چه كسي درست ميگويد نميدانم؟
ايا انكه نظرياتش بر طبق كتب علمي و ...است و يا انكه كسي كه در عمل با مشكلات برخورد ميكند واز زد و بندهاي سيستم اقتصادي ايرن خبردارتر است و ميداند جه راه حلي هر چند غير علمي بهتر جواب ميدهد؟(هر چند نتيجه ان كوتاه مدت باشد)
به نظر شما كدام نقد صحيح تر و كاراتر يا اجرايي تر است؟
من فكر ميكنم ما از كمبود اقتصادداني رنج ميبريم كه به طور طولاني مدت و مداوم بر روي رفتارهاي فردي و جمعي ايرانيان تحقيق و پژوهش كرده باشد
******************************************************************
حامد: ناشناس عزیز سلام و ممنون از کامنتان. من با یک بخش از سخن شما موافق نیستم و آن این که هیچ دو اقتصاددانی را پیدا نمی کنید که سر تعریف اختلاف نداشته باشند. به نظر من این طور نیست. بسیاری از مفاهیم و تعاریف در اقتصاد دقیق و استاندارد شده است و هزاران اقتصاددان در دنیا آن ها را عینا به کار می برند. اختلاف نظرها از این حیث است که افراد مختلف ممکن است فرضیات مختلفی را در مدل سازی خود به کار گیرند یا آن ها را با روش های مختلفی حل کنند. به هر حال حتی در این مورد هم بسیاری مباحث هست که جواب آن مورد توافق بسیاری از اقتصاددان ها است.
anonymouse - June 26, 2006 02:57 AM
مانی :
سلام حامد. بحث با احمد سیف را دنبال میکنم. با او همعقیدهام که موضوعات کلی مطرح شده واقعا موضوعات با اهمیتی هستند و قابل تصور نیست که جامعهای به طرح آنها و جستجوی جدی برای جوابیابی بینیاز باشد. یادت باشد یکبار از یک شورای ویژه در آلمان صحبت کردم که به «شورای حکمای اقتصاد» مشهور است. عنوان تخصصی آن (به نقل از ویکیپدیا. تقریبا، حوصله ترجمه دقیق را ندارم) «شورای متخصصین امور جهت ارزیابی رشد اقتصاد کل» است. اعضای این شورا اغلب از دانشمندان برجسته و کهنهکارهستند. تحلیل موقعیت کلی اقتصاد و ارایه پیشبینیهایی برای آینده آن از تکالیف این شورا است. این شورا همچنین وظیفه بررسی علمی کل اقتصاد آلمان و ارایه مشاوره بیطرفانه به دولت را برعهده دارد. به این منظور، شورا سالی یک گزارش تهیه میکند که هرساله بایستی تا پانزدهم نوامبر در اختیار دولت قرار گیرد. معمولا تا (حداکثر) هشتهفته بعد بایستی که دولت نظر خود را در باره گزارش مذکور اعلام کند. دولت همچنین میتواند وظیفه بررسی امور مشخصی را به عهده این شورا بگذارد. این شورا بنابر قانون تشکیل شورای متخصصین امور اقتصاد کل، موظف است خطاهای رشد اقتصادی را شناسایی کرده و امکاناتی برای پرهیز از آنها ارایه دهد، بیاینکه اقدامات خاصی را در عرصه اقتصادی و اجتماعی توصیه کند.
ویکیپدیا لیستی از اعضای امروز این شورا و همینطور اعضای سالهای گذشته در اختیار خوانندهگان میگذارد. اگر به بیوگرافی آنها نگاه کنی، همگی از اساتید به نام دانشگاهها هستند که درمؤسسات مالی و تحقیقاتی دارای سابقه کار هستند.
موضوعاتی که تو تحت عنوان «موضوعات کلی» مطرح کردی، موضوعات مطروحه در این شورا است. مشکل بیشتر این است: در آلمان پنجنفر در مورد این موضوعات کلی حرف میزنند و هزاران اقتصاددان دیگر در باره موضوعات خاص مورد توجه تو. حال آنکه در ایران پنج نفر در باره موضوعات خاص «کوچک» حرف میزنند و دومیلیون نفر در مورد امور «منحیثالمجموع».
مانی - June 26, 2006 05:05 PM