« چرا با انشاء نویسی مخالفم؟ | صفحه اول | خستگی از نقد »

7 تیر 85

سهمیه بندی بنزین

دولت و مجلسی که از تورم غول بسازد و بخش عمده سیاست های اقتصادی را ذیل مهار تورم خلاصه کند و سعی کند قیمت کالای مضری مثل بنزین را در یک پنجم مقدار واقعی آن تثبیت کند دست به کارهای عجیب و غریب هم می زند. ظاهرا از مهرماه قرار است بنزین سهمیه بندی شده و از خارج هم چیزی وارد نشود. طبق گفته نعمت زاده معاون وزیر نفت به این ترتیب عرضه بنزین 42 درصد کاهش خواهد یافت. از دی شب که خبر ماجرا را خوانده ام از عصبانیت به خود می پیچم از این همه خطاهای ساده در سیاست گذاری مملکت و از این همه دخالت در ساده ترین تصمیم مردم یعنی تصمیم گیری در مورد میزان مصرف خودرو شخصی شان. نصف شب نشستم و مطلب طولانی برای شرق و رستاک نوشتم ولی این جا یکی دو چشمه از نتایج این سیاست را که مربوط به حمل و نقل عمومی است می آورم.

طبق سیاست جدید قرار است عرضه بنزین یک باره 42 درصد کم شود و این یعنی این که حجم استفاده از خودروهای شخصی نیز اجبارا باید به همین میزان کم شود. آیا واقعا مردم می توانند به یک باره تا این حد از حجم سفرهای خود بکاهند؟ جواب دقیق را نمی دانیم ولی می توانیم از خودمان بپرسیم که چند درصد از مصرف بنزین مملکت به خاطر علاف گشتن یا روشن نگه داشتن موتور پشت چراغ قرمز و تنظیم نبودن موتور هدر می رود که بتوان با صرفه جایی در آن یک باره 42 درصد از مصرف را کم کرد؟ اکثریت مردم همین قدر از خودروشان استفاده می کنند که سر کارشان بروند و برگردند منزل و خریدی بکنند و بچه ها را به مدرسه برسانند و شاید آخر هفته ای جایی بروند. در کوتاه مدت هیچ کدام از این سفرها یا قابل حذف نیست و یا حذف آن لطمه زیادی به رفاه شهروندان وارد می کند. با این همه وقتی بنزین کافی برای ماشین شخصی نباشد مردم طبیعتا مجبور خواهند شد به وسایل نقلیه عمومی رو بیاورند. پس بر صف طولانی منتظران تاکسی و اتوبوس افزوده خواهد شد و لازم است به همین نسبت بر عرضه حمل و نقل عمومی افزوده شود تا تعادل برقرار شود. دقت کنید که بازار حمل و نقل از یک طرف با محدودیت افزایش قیمت مواجه است و از طرف دیگر کشش آن بسیار پایین است. نهایتا این است که بازاری نیست که بشود تقاضای پاسخ نداده در آن را باقی گذاشت. مردم باید سرکار خود بروند. حال سوال این است که این عرضه اضافی برای متقاضیان جدید از کجا باید تامین شود؟ فراموش نکنید که مسافرکش های غیررسمی هم بنزین اضافی دریافت نخواهند کرد و لذا عرضه خدمات از سمت آن ها به شدت کم خواهد شد. تنها نیرویی که بر عرضه خواهد افزود تمایل خودروهای تک سرنشین غیرمسافرکش برای مسافرکشی در حین طی مسیر است که البته زمانی عملی می شود که قیمت غیررسمی مسافرکشی در اثر این شوک تقاضا به اندازه کافی بالا رفته باشد.

حالا خود را در موقیت راننده تاکسی تصور کنید. باز طبق این سیاست قرار است تاکسی ها روزی سی لیتر بنزین دریافت کنند. وقتی بنزین سهمیه بندی شود مردم عادی مجبور خواهند نیاز خود به بنزین اضافی را از بازار موازی تامین کنند. با کاهش 42 درصدی در عرضه، قیمت بنزین در این بازار بسیار بالا خواهد بود (احتمالا بیش از قیمت جهانی). راننده های تاکسی در یک تصمیم عقلانی ترجیح خواهند داد به جای 12 ساعت رانندگی و تحمل ریسک تصادف و زیان استهلاک خودرو راه ساده تر را انتخاب کنند. سی لیتر بنزین سهمیه روزانه را همان بغل پمپ بنزین به واسطه بازار سیاه بفروشند و از این طریق درآمد خالصی بیش از کل کارکرد روزانه خود کسب کنند و بقیه روز را استراحت کنند. در واقع تاکسی ابزار خوبی برای توزیع رانت بین رانندگان خواهد شد. زمان جنگ قنادی ها سهمیه شکر با قیمت خیلی پایین داشتند و از این رهگذر خیلی هایشان ثروت مند شدند. سهمیه را می گرفتند و شکر کم یاب در بازار را با قیمت خوبی می فروختند. اصناف دیگری مثل آهن فروش ها و داروخانه ها و شرکت های موادغذایی هم زمانی از این نوع رانت بهره مند شده اند. حالا تاکسی ها همین کار را خواهند کرد. ضمنا دوستان مهندس و مدیریت خوانده لطفا راه حل های فنی برای مساله پیش نهاد نکنند. کنترل کیلومتر سنج و تاکسی متر و نظارت بر کارکرد و از این قبیل سیاست ها فقط یک نتیجه خواهد داشت: بخشی از رانت تاکسی را به آمپرساز و مامور کنترل و غیره منتقل کرده و آن ها را هم در این رانت شریک خواهد کرد.

ماجرا ابعاد دیگری هم به خود خواهد گرفت. تاکسی خودش قیمت پیدا خواهد کرد. یادم هست که کسی را می شناختم که در بازار تهران مغازه داشت ولی مشکلش این بود که برای رفتن از منزلش در گیشا به بازار باید از طرح ترافیک رد می شد. او مساله را به شیوه خودش حل کرده بود. تاکسی خریده بود و با آن به مغازه می رفت و بر می گشت. عصر هم تاکسی را می گذاشت در پارکینگ و سوار ماشین اصلی خودش می شد. همین اتفاق به شکل مشابهی تکرار خواهد شد. طبقه ثروت مند یا متوسط که با مشکل سهمیه بنزین مواجه شوند علاقه مند به در اختیار داشتن تاکسی خواهند بود. پس به صورت رسمی (خرید تاکسی) یا غیررسمی (اجاره آن از صاحبش یا کرایه دربست که بیش تر محتمل است) بخشی از تاکسی های موجود را در خدمت خواهند گرفت تا حمل و نقل روزانه خود را که قبلا با خودرو شخصی صورت می گرفت با آن انجام دهند.

هر دو نیروی فوق عرضه واقعی خدمات حمل و نقل از سوی تاکسی ها و مسافرکش ها را کاهش خواهد داد. از طرف دیگر هم بر صف تقاضا افزوده شده است. به نظر شما بر سر رفاه مصرف کننده چه خواهد آمد؟

احمد سیف عزیز پرسیده بودی ریشه رانت در اقتصاد ایران چیست؟ یک ریشه رانت همین تخصیص های غیربازاری است.

پ.ت: نامه خواندنی میرتاج الدینی نماینده جناح اکثریت مجلس در همین رابطه. حتما بخوانید.



   نظرات

سيد احمد محدث :

مطلبت جالب بود . زمينه ساز بازار سياه همين چيزها است

 

Arpeggio :

یادمه ترم سوم تو اقتصاد بخش عمومی استاد عزیز با فرمول و نمودار خیلی ساده اثبات کرد که در شرایط عادی(به غیر از جنگ و...)همیشه چند نرخی کردن بهتر از سهمیه بندی است. نمیدونم چراتصمیم گیریهای این مملکت در حد آموخته های ترم 3 هم نیست.

 

میثم :

جوش نزن پسرم پس اقتصاد سیاسی خواندت کجا رفته؟! 10 به یک شرط میزارم بنزین کوپنی نشه بلکه قیمتش برسه به 100 یا 120 بعلاوه کلی منت سر مردم که تمام تلاشمونو کردیم تا شما مردم آرامش داشته باشید.

مساله اصلی بابا جان جمع کردن پول از دست مردمه تا نقدینگی کم بشه بهترین راه هم در شرایط فعلی بنزین بدون کشش هستش که اگه قیمتشو بالا ببرن میتونن کلی از کسری بودجه رو جبران کنن. دارن به مرگ میگیرن تا مردم به تب راضی بشن! تو که دیگه اینکاره ای چرا این حرف رو میزنی؟ بازم میگم اصلا 100 به 1 شرط میزارم....

حامد: میثم با کی می خوای شرط ببنید؟ من که نمی بندم چون منم مثل تو فکر می کنم! قضیه دو حالت داره. یا این کار را می کنند و یک نارضایتی اساسی درست می کنند که معلوم نیست به کجا ختم می شه (عدد و رقم نیست بشه دستکاری اش کرد، مردم توی خیابون را همه خواهند دید) یا این که همین که تو گفتی میشه. اختلافی نداریم اخوی. راستی شریفی ها همون روش اولی که من گفتم را ترجیح دادند. گفتند نمی خواد ریاضی بگی.

 

مازيار صالحي :

سلام
"کلا و من حيث المجموع" با تو موافقم ولي مي خواهم اين چند نکته راهم در نظر داشته باشي:
1-در شرايط فعلي هم تاکسي وسيلة شخصي خيلي هاست که مي خواهند به راحتي در محدودة طرح ترافيک تردد کنند. انبوهي از تاکسي هاي خالي که در خيابانهاي داخل محدوده تردد کرده و به مسافران نگاه هم نمي کنند گواه اين مدعاست. حال با توجه به اينکه ما اقتصاد خوانده ايم و کشش بلديم!! فکر مي کني اين سياست چند درصد تاکسي-شخصي ها را اضافه مي کند؟
2-همانطور که شما اقتصاددانان بهتر مي دانيد هر قانوني به معني سلب منافعي از گروهي و دادن آن به گروه ديگر است که البته اين امر همان رانت لعنتي است. من پيشنهاد مي کنم بي جاي معرفي کوپن فروش و ... به عنوان منتفعين اصلي رانت؛ از ديگران دعوت کني تا ببينيم به نظر بقية دوستان چه کساني از تدوين اين قوانين سودهاي هنگفت مي برند.
3-بحث رابطة بين بنزين و نيازهاي ترابري مردم نه چندان پنهان است و نه چندان ناآشنا. دادوبيداد برخي از کارشناسان "کلي گو" هم در خصوص آزاد سازي قيمت بنزين از زمان پايان جنگ تا کنون لحظه اي هم قطع نشده (البته منظورم از کارشناسان من و تو يک لا قبا نيست بلکه آنهايي است که دم مبارکشان به جايي بند بوده و حرفشان را آدم هاي گنده و نه جماعت بيکار وبلاگخوان مي شنوند!!)اما بجاست که پرسيده شود دولتهاي معظم سازندگي و اصلاحات در اين زمينه چه کرده اند؟ (البته مردمي که در ايران زندگي مي کنند مي گويند: ماشين شخصي توليد کرده اند و قسطي فروخته اند و معضل ترافيک را لاينحل کرده اند!)کدام يک از اين دولتهاي بازار مدار شفافيت خواه ناوگان حمل و نقل شهري را به گونه اي سامان داده اند تا با حذف يارانة بنزين چراغ نيمسوز زندگي مردم عادي خاموش نشود؟
پيروز و سربلند باشي.


حامد: مازیار جان ممنون. اختلاف زیادی نداریم عزیز. مگه اگر کار این ها بده کار قبلی ها خوب بوده؟ تازه من در اول مقاله نسخه روزنامه حال خوبی به حضرات قبلی داده ام.

 

shahla :

تازه احتمالا خبر نداري كم كم دارند اتوبوسها رو تبديل مي كنند به سريع السير . ! فعلا كه از تجريش - انقلاب شروع كردند . با قيمت 10 برابر . و زياد هم فرقي هم نمي كند . اوائل از ارديبهشت بود كه به ازاي هر 4 اتوبوس معمولي يكي سريع السير بود كه 20 نفر جمع مي شدند حركت مي كرد . حالا هر 3 تا سريع السير يكي معمولي مي آد كه تا اتوبوس پر نشه راه نمي افتند .

 

faridpouya :

I really enjoyed as usual your analysis.
takecare & continue your good blogging

 

حامد.ع :

وی (همون احمدی نژاد!)افزايش تعرفه‌ها و مبارزه با قاچاق را از ديگر برنامه‌هاي حمايتي دولت خواند.(به نقل از ایسنا)به وبلاگت سر زدم که ببینم در مورد این پارادکس چی نوشتی که دیدم به اندازه کافی مشکل برای غصه خوردن داری!
ولی به نظرم،این اتفاقی که ادعا کردن نمی افته،و اتفاقا در نهایت به افزایش قیمت بنزین ختم میشه که بالذات اتفاق مبارکیه.

 

حق پرست :

من كه نمي دانم چه بايد كرد ولي هر وقت كه صحبت از قيمت بنزين و سوبسيدش ميشود ياد حرف دكتر توانايان فرد مي افتم كه اول انقلاب مي گفت اگر شاه بجاي ايران خودرو شيره كش خانه درست كرده بود ضررش براي مملكت كمتر بود خدائيش زياد هم بيراه نمي گفت

 

الاغ آگاه :

من کلیت بحث شما را قبول دارم که اجرای چنین سیاستی مشکلات متعدد خواهد داشت ولی چند سؤال آماتوری و کلی و احتمالاً پرت در مورد مفهوم رانت دارم:

آیا وجود رانت ذاتاً بد است؟ چه میزان رانت خوب است و چه میزان بد؟ بین دو سیاست (policy) که یکی به پنج درصد از جامعه رانت نفری صد تومان میدهد و سیاست دیگری که به پنجاه درصد جامعه رانت نفری ده تومان میدهد کدام بهتر است؟ اگر تاکسی یک کالای آزاد باشد، آیا اصولاً میتوان سیاستی را که به تاکسی دارها ارجحیت میدهد رانت نامید؟ تا آنجا که من فهمیده‌ام اعمال سیاست‌های اینچنین همیشه توی سیاست دنیا رسم بوده. مثلاً در آمریکا خانه داشتن و یا ایجاد برخی واحدهای صنعتی مزایای مالیاتی دارد.

در ضمن شما باید اعلان این سیاست را در قالب سیاست‌های جهانی دولت فعلی و تهدید تحریم جهانی نگاه کنید. بنظر من دولت میخواهد برای یک تحریم گسترده جهانی (و حتی جنگ کلاسیک) آمادگی کامل داشته باشد. چنین سیاستی چنانچه به نارضایتی گسترده مردمی تبدیل نشود میتواند به دولت ایران قوای بیشتری برای مذاکره بدهد.

سؤال بعدی اینه که آیا اصولا میتوان عقلانی بودن یک سیاست را بدون دانستن هدف (همان utility function) سیاستگذار سنجید؟

حامد: الاغ آگاه گرامی سلام و ممنون. طبق معمول کامنتتان خواندنی بود.
1) توزیع رانت هر قدر افراد بیشتری را در بر بگیرد به عدالت نزدیک تر است. به نظر من رانتی که به 1000 نفر ده تومان می دهد به مراتب بهتر از رانتی است که به 100 نفر صد تومان می دهد چون شانس برخورداری بیشتری برای شهروندان ایجاد می کند.

2) بحث فقط رانت نیست. بحث این است که با این سیاست تاکسی ها اصلا انگیزه ای برای کار نخواهند داشت چرا که برایشان اقتصادی است که فقط بنزین را بفروشند و در خانه استراحت کنند.

3) در مورد آماده سازی برای شرایط جنگی و تابع ترجیحات سیاست مدار در حالت کلی حرفتان درست است. من راستش از این زاویه نگاه نکرده بودم. ممنون.

 

حسین :

دکتر ربیعی ۵ ماه پیش رسما گفت این پروژه‌ی کارت هوشمند عمرا تمام نمیشه. همون موقع گفت همه مسئولین اینو می‌دونند و حتی کوپن‌های بنزین هم چاپ شده! تا حالا چندین بار موعد تحویل پروژه تمدید شده و وزیر نفت تنها «ابراز امیدواری» میکنه که پروژه تا آخر مرداد تحویل داده بشه. حتی نمی‌تونم تصور کنم که در ایران کسی بتونه یه Data Center راه بندازه که این حجم ترافیک و این تعداد Transaction رو Handle بکنه. از قرار معلوم خود مجریان هم متوجه قضیه شدند و قسمت Data Center رو دادند به یک شرکت چینی. اون‌ها هم دارن روی Oracle کار می‌کنند. وقتی دکتر ربیعی گفت که قراره از Oracle استفاده بشه،‌ بهش گفتم این جوری که نمی‌شه که .... . اونم گفت چاره چیه. گویا در قرارداد بندی وجود داره که شرکت چینی باید به تدریج پایگاه داده رو به یه نرم‌افزار دیگه منتقل بکنه ولی همه می‌دونند که این جوکی بیش نیست! اما از قرار معلوم مشکل اصلا این حرف‌ها نیست. مشکل اصلی همون چیزیه که گریبانگیر تمام پروژه‌های نرم‌افزاریه، Integration. سر درس تحلیل و طراحی فهمیدم وقتی گفته می‌شه Integration بعد از نگه‌داری سخت‌ترین مرحله است،‌ یعنی چی. حالا فرض کنیم این سامانه راه بیفته. حتی چند ساعت Out of service بودن هم قابل تصور نیست. توی ایران هم که ...، بماند. خلاصه از حالا می‌تونم انواع و اقسام اتفاقات خنده‌دار و گریه‌دار در خیابون‌های تهران و یا شهرستان‌ها رو تصور کنم. صف‌های مردم جلوی پمپ بنزین‌ها در حالی که منتظرند که سیستم وصل بشه! حرص مردم در خریدن سهمیه‌ی بنزین و نگهداشتن اون در خونه یا فروختنش. تازه این‌ها در صورتی است که بنزین کوپنی نشه. به احتمال قریب به یقین اول مهر کوپن توزیع خواهد شد و بعد معاملات کوپن در خیابون‌های شلوغ تهران و .... یه احتمال دیگه هم وجود داره. اینکه چند هفته مونده به موعد مقرر یه دفعه تصمیم عوض بشه و مجلس بودجه‌ی خرید بنزین رو برای ۶ ماه دیگه تصویب کنه. با توجه به سابقه‌ی تصمیم‌گیری‌ها این حالت هم اصلا بعید ن

 

طاهری :

وزير كشور: دولت و مردم خود را براي يك دوره كوتاه رياضت آماده كنند
وزير كشور با اشاره به ضرورت صرفه جويي مصرف بهينه سوخت بنزين ، از دولت و مردم خواست كه خود را براي يك دوره كوتاه رياضت آماده كنند.

 

سید حمزه حسینی :

حامد جان با اجازه
1-در مورد اینکه گفته بودی:اکثریت مردم همین قدر از خودروشان استفاده می کنند که سر کارشان بروند و...
باید بگویم حداقل در تهران وشهرهای بزرگ قضیه کمی فرق می کند.اصولا سفر های درون شهری در تهران به دلیل رشد نامتوازن شهر چندان هم که می گویی کم هزینه نیست.این مسافرتها گاها به40 یا 50 کیلومتر هم در تهران میرسند.پر رفت و آمد ترین بزرگراه های تهران بیش از 10 کیلومتر طول دارند.


2-اتومبیل در تهران و شهر های بزرگ بیش از آنکه برای رسیدن به مقاصد ضروری و یا بعضا نیمه ضروری مورد استفاده قرار گیرد وسیله تفریح شده است.
3-موقعیت جغرافیایی شهر تهران استفاده از هر گونه وسیله نقلیه غیر موتوری را تقریبا غیر ممکن ساخته است.
4-فکر می کنم اگر اندکی به سیاست های جمهوری اسلامی پس از جنگ نگاه کنیم.می توان ریشه بسیاری از مشکلات فعلی را در آن یافت(گرچه تاکید می کنم تمامی این مسائل را صرفا نمی توان به یک دولت نسبت داد).مهمترین عامل مشکلاتی مانند مصرف بنزین را می توان در ترس از بحران های اجتماعی دید که به عنوان یک معضل بزرگ برای نظام و دولت های پس از جنگ مطرح بوده است.منتهی حل این چالش در هر دوره به سیاستهای آن دولت بستگی داشته است . اما اتفاقی که افتاده است این است که منابع ارزان را به راحتی در اختیار مردم قرار دادند و بدین ترتیب الگوی مصرف رادر ایران تغییر داده اند.الگوی مصرف بنزین می تواند شاهد خوبی بر این مدعا باشد.تغییر الگوی مصرف توده ها هم که کار حضرت فیل است جدا از مصارف ضروری مردم بنزین منبع درآمد و ماده اولیه تفریح بسیاری است.
در حال حاضر مدت ها است که استفاده از اتوبوس و تاکسی برای بسیاری در ایران به کالای پست تبدیل شده است.
یوسف اباذری در جلسه ای می گفت رابطه دولت وملت در ایران به رابطه پدر و فرزند نازپرورده می ماند
. بعد هم اینکه احمد آقای توکلی با این سیاست تثبیتش انتظارات را در این زمینه بر ضد هر گونه تغییری شکل داده است.
فکر می کنی با یان مسائل بحث در رابطه با عدم تعادل در بازار حمل ونقل چندان ضرورت دارد ؟

حامد: حمزه جان ممنون
1) مورد اولت را اصلا نفهمیدم به بحث چه ربطی داشت.
2) وقتی می گویی که اتومبیل وسیله تفریح شده است یعنی این که در متوسط مردم بیکار هستند و همش با خودرو در خیابان ها می چرخند. چقدر این حرف به واقعیت نزدیک است؟ دقت کن که ملاک ما متوسط صدها هزار نفری هستند که در شهر تهران صاحب خودرو هستند نه عده ای جوان که چرخیدنشان با خودرو به چشم می آید. من حداقل در اطراف خودم کسی را سراغ ندارم که خودرو وسیله تفریحش باشد.
3) این که دلیل تقاضای بالا حمل و نقل در تهران چیست را این جا بحث نمی کنیم. بحث این است که تعادل فعلی بر اساس ساختار موجود شکل گرفته و کاهش ناگهانی در عرضه وضعیت بدی را در آن به وجود می آورد.

 

مریم سامی :

"توزیع رانت هر قدر افراد بیشتری را در بر بگیرد به عدالت نزدیک تر است. به نظر من رانتی که به 1000 نفر ده تومان می دهد به مراتب بهتر از رانتی است که به 100 نفر صد تومان می دهد چون شانس برخورداری بیشتری برای شهروندان ایجاد می کند."

اگر آن ده نفری که هر کدام 1000 تومن رانت گیرشون میاد به اندازه ده هزار تومن برای بقیه منفعت ایجاد کردند چی؟
2-ضمنا دلیل دولتها برای تقسیم رانت به یک گروه خاص رو میشه با استفاده از بحث public choice توضیح داد
از آنجاییکه دولتها در حال بیشینه کردن تابع مطلوبیت خودشان هستند در این صورت به کسانی رانت می دهند که بیشترین اقتدار و در نتیجه بیشترین مطلوبیت را برای آنها ایجاد کنند .مقار این رانت هم به اندازهای است که مقدار اقتتدار ایجاد شده از طریق هر مقدار هضافه رانت با هزینه پرداخت این رانت برابری کند در نتیجه دولتها تا جایی رانت می دهند که هزینه آن (بخوانید تبعات اجتماعی زد و بند ) از اقتدار ایجاد شده از طریق رانت کمتر نباشد.
3- بیایید بحث بنزین و ارتباط آن با رانت را از منظر بالا بررسی کنیم .اگر دولت فعلی با این کار (که واضح است به بالا رفتن قیمتها می انجامد)با این استدلال که دو نرخی شدن بنزین به تورم فراتر می انجامد اقدام کند ،آنگاه می شود فرض کرد که دولت دارد به اقشار محروم می گوید:"آهای من دارم به شماها لطف می کنم و جلوی تورم رو می گیرم" خوب این طبقات به تصور رانتی که گیرشون اومده(که تازه ممکنه اصلا رانتی هم در کار نباشه و افزایش قیمت در حالت فعلی با حالت دو نرخی چندان فرقی نکنه) از این دولت حمایت کرده و به اقتدار اون کمک می کنند ودر انتجابات بعدی هم ممکنه بهش رای بدهند.
4- اما دولت عزیز دقیقا لحظه ای که احساس کنه هزینه های اجتماعی از قبیل آگاه شدن مردم نسبت به اینکه اساسا رانتی گیرشون نیومده بیشتر از اقتدار موردنیازش میشه از این سیاست دست می کشه و کسی چه میدونه شاید اصلا بنزین 500 تومنی بهمون فروخت!!!!!!!!!!!

حامد : خانم سامی من فقط بحث رانت به رانندگان تاکسی را تحلیل کردم که بعید می دونم در تابع مطلوبیت دولت جا داشته باشد. در واقع بحث من یک واکنش طبیعی بازار به نوع توزیع منافع است که باعث اثرات منفی بسیاری در بخش عرضه خدمات حمل و نقل عمومی می شود. من خیلی نگران رانتی که گیر رانندگان تاکسی می آید نیستم (ان هم مساله ای است ولی نه مساله اصلی). مساله من بحث کاهش عرضه و افزایش تقاضا به صورت همزمان است.

 

نیما :

حامد جان اصل تحلیل و استنتاجت درست است اما به دلیل کامل نبودن اطلاعاتت از اوضاع حمل و نقل عمومی در تهران به بعصی عوامل توجه نکرده ای البته الان آنقدر خسته ام که حال بیشتر نوشتن ندارم اما اگر احیانا قصد کامل کردن مطبلت را داشتی بعدا برایت ایمیل میزنم.

حامد: نیما جان متخصص حمل و نقل نیستم و قصدم هم تحلیل وضع حمل و نقل نبود. فقط می خواستم نشون بدم که چنین سیاستی چطور روی عرضه و تقاضای حمل و نقل اثراتی می گذاره. ولی حالا اگر اطلاعات را بفرستی خیلی ممنون می شم.

 

امير رضايي :

بنزين با چي قاطي بشه مشكلي پيش نمياد؟؟؟يه مايع حسابي ارزون؟؟؟؟

 

:

حامد جان بحث من این بود که استفاده مردم از اتومبیل در تهران وشهرهای بزرگ را نباید سرسری گرفت و از آن به راحتی عبور کرد چراکه بعد مسافت درشهرهای بزرگ زیاد است
و باید حتما در تحلیل گنجاده شود واگر نه کار ناقص می ماند حتی اگر فرض کنیم سفرهای درون شهری تنها با اهداف ضروری صورت می گیرد

این که می گویم وسیله تفریح شده را جدا از با بحث بعدی که در مورد الگوی مصرف کرده ام با هم در نظر بگیر من هم در این مورد حاضرم مثال های زیادی را بزنم که در اتومبیل به عنوان وسیله تفریح مورد استفاده قرار می گیرد به این موارد می توان سفرهای بی هدف و غیرضروری را هم اضافه نمود

حامد: حمزه جان ممنون از توضیح مجدد. من راستش هنوز متوجه نشدم که سر پاراگراف اولت چه اختلافی با هم داریم و تحلیل چطور تغییر می کند؟ من هم همین بحث بعد مسافت را دارم و این که مردم مجبورند این مسیر را هر روز طی کنند و کاهش عرضه بنزین این روند را مختل می کند. می شود روشن تر بگویی این ایده تو چطور تحلیل را تحت الشعاع قرار می دهد؟

 

alice :

سلام
خيلي وقت است كه وبلاگت را ميحوانم.مطالبت رادنبال ميكنم.گرچه يه كم به مغزم فشار وارد ميشه
دانشجوي فرانسه هستم ميخواستم اگه ممكن چند كتاب پايه براي شروع در زمينه اقتصاد و جامعه شناسي يا به فارسي يا فرانسه به من معرقي كنيد.
مرسي

 

:

دوه یه دئدی لر آیاقین ایری دیر. دئدی هارام دوزدو؟
((TEST))

 

کتابنامه :

ولی من نمی دونم این همه ماشین تک سرنشین نشون می ده که سرمایه گذاری عمومی داره دود می شه می ره هوا چرا که تو جای خودش مصرف نمی شه. با اینکه حالم از این کوتوله های دولت ومجلس به هم می خوره اما امیدوارم یک جسارتی بکنن و مثل قبلی ها نباشند که به خاطر جهارتا رای گذاشتند این همه بنزین مفت ملت بریزن تو ماشیناشون

 

م.ط :

salam weblog jalebi darid besiar khoshvaght shodam ba ejazaton link midam va mikhastam az jozavateton ham estefade konam chon man osolan ba eghtesad ashenaeee kami daram

 

سعید :

حامد جان تو چرا اینقدر با مهندسهای مدیریت خوانده لجی؟ خوبه حالا خودت هم مهندس مدیریت خوانده ای... هنوز که دکترات رو نگرفتی ... اگر بگیری دیگه چی کار میکنی؟...

حامد: سعید جان چطور این نتیجه را گرفتی که با "مهندس های مدیریت" خونده بدم؟ این ترکیب حالا از کجا اومد؟ از کجا نتیجه گرفتی که با تک تک شون بدم؟

 

:

این مطلبت توی کدوم شماره شرق هست؟

حامد: هنوز چاپ نشده. شاید شنبه یا یک شنبه.

 

saeed :

سلام حامد جان... ببخشید برداشت من غلط بود ... گفته بودی "دوستان مهندس ومدیریت خوانده" من برداشت کردم شاید منظورت دوستان مهندسی و مدیرت خونده بوده (همون شد که باز! ولی خوب فکر کنم متوجه شدی سوء تفاهم چی بوده) اما برداشت اینکه با مهندس ها کلا بدی از پستهای قبلی ات بود که نقد کرده بودی مهندسهایی رو که در باب اقتصاد تصمیم گیری میکنند...
اگر هم که باهاشون بد نیستی که من معذرت میخوام... مخلص آقا حامد هم هستیم...

 

hatef :

نقدی بر نوشته سهمیه یندی بنزین شما در وبلاگ بنده نوشته شده است. لطفا مراجعه نمایید.

 

hasan :

I think the issue is more complicated than that...the international embargo will start with not exporting petroleum to Iran. The most optimistic interpretation of what the cabinet is doing right now is to "pretnd" that they are not afraid of it

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007