« خستگی از نقد | صفحه اول | گروه فشار صنعتی »

9 تیر 85

صبوری و رشد

بر اساس تعریف اقتصادی صبوری (Patience) یعنی گذشتن از رفاه فعلی با هدف دست یابی به رفاه بیشتر در آینده. هر قدر جامعه ای سطح صبوری متوسط بالاتری داشته باشد شانس بیشتری برای توسعه یافتگی خواهد داشت. این جمله ای واضح و بدیهی است. اما چرا؟
تا جایی که من می دانم صبوری حداقل از دو مسیر شناخته شده روی مسیر رشد تاثیر می گذارد: تصمیم گیری برای مصرف یا پس انداز که قبلا کمی در موردش بحث کردیم و تصمیم گیری برای انتخاب شغل. شاید مسیرهای دیگری هم باشد که من خبر ندارم.

صبوری چگونه روی انتخاب شغلی و نهایتا رشد اقتصادی تاثیر می گذارد؟ برای پاسخ دادن به این سوال می توانیم از خودمان بپرسیم که چه عامل شخصیتی (و نه بهره هوشی) در انتخاب شغل آینده افراد موثر است؟ برای این که مساله را ساده تر کنیم و وارد بحث هایی مثل امکانات و موقعیت اجتماعی نشویم می توانیم مساله را بین گروهی از دانش آموزان یک مدرسه نمونه مطرح کنیم که موقعیت مالی و هوشی تقریبا یک سانی دارند. با این تفاوت که مثلا پدر یکی کاسب خرده فروش و پدر دیگری یک لیسانسیه کارمند دولت است. هر دو نفر به خانواده ای از طبقه متوسط تعلق دارند و هر دو پدر هم واقعا به درس خواندن بچه شان علاقه دارند. با این همه می دانیم که به طور" آماری" شانس فرزند فرد تحصیل کرده برای طی مسیر شغلی مبتنی بر تحصیلات بیش از فرزند نفر اول است. چرا؟

برای پاسخ به این سوال فاکتور صبوری قدرت پاسخ دهندگی نسبتا خوبی دارد. افراد هر قدر صبورتر باشند بیش تر تمایل دارند شغل هایی را انتخاب کنند که دیربازده تر است و برعکس هر قدر کم تحمل تر باشند شغل های زودبازده را ترجیح می دهند. فرق شغل دیربازده و زودبازده در شیب رشد درآمد آن ها است. اگر کسی مثلا شغل پزشکی را انتخاب کند باید بیش از ده دوازده سال از عمرش را صرف درس خواندن و گذران زندگی با حداقل درآمد کند. ولی بعد از این دوره اولیه انتظار یک جهش اساسی در درآمد آتی اش را دارد. در مقابل کسی که صبور نیست ممکن است ترجیح بدهد از همان ابتدا در اداره ای یا مغازه ای یا کار تجاری مشغول کار شود و در آن فاصله ای که دوست پزشکش مشغول درس خواندن است از یک سطح مشخص از زندگی برخوردار باشد. این را می دانیم که برای چنین شغل هایی شیب رشد درآمد آتی خیلی کم تر از شیب رشد درآمد شغل های مبتنی بر تحصیلات یا حرفه آموزی است. افراد بنا بر میزان صبوری شان بین این دو مسیر را انتخاب می کنند.

من نتیجه چنین تفاوتی را عینا در پدر خودم دیده ام. پدر من فرزند یک خانواده کاملا فقیر در یک روستای محروم است. دوره ای که پدر من و هم نسل هایش دیپلم دبیرستانشان را گرفته اند مصادف با دوره رشد اقتصادی دهه چهل ایران بوده و لذا هر کس با چنین مدرکی قادر به یافتن شغل نسبتا خوبی می شده است. اکثریت دوستان هم کلاسی پدر من به محض پایان دبیرستان شغل رایج آن دوره یعنی معلمی و یا کارمندی دولت را انتخاب کرده اند و پدر من پس از یکی دو سال تلاش موفق می شود که به دانشکده پزشکی برود. خودش همیشه تعریف می کند که چه زندگی سختی در طی هفت سال تحصیلش داشته و تامین هزینه همین زندگی فقیرانه دانشجویی او چه فشاری به خانواده اش وارد می کرده است. در حالی که دوستانش که همان موقع مشغول کار شده بودند به اصطلاح دستشان در جیبشان می رفته و با حقوق های نسبتا خوب آن دوره زندگی راحتی داشته اند. پدر من اگر صبوری پیشه نمی کرد باید به دوستانش می پیوست و از زندگی لذت می برد. فراموش نمی کنم که وقتی دوره تخصص پدرم تمام شد از دار دنیا تقریبا هیچ چیزی نداشتیم در حالی که دوست صمیمی او که کارمند دولت شده بود و به موازات آن خرید و فروش های کوچکی هم می کرد در این فاصله تقریبا 15 ساله صاحب یک خانه دو طبقه و اتومبیل و سرمایه تجاری کوچکی شده بود. وقتی به تئوری صبوری رجوع می کنم به نظرم می رسد روحیه پدربزرگم که زمانی در جوانی در روسیه زندگی کرده بود و از وضع آن جا تاثیر گرفته بود در این ماجرا بسیار کلیدی بوده است. او می دانسته که سرمایه گذاری روی آموزش و یک دوره ریاضیت نسبتا طولانی بعدا ثمره خود را خواهد داشت و لذا به فرزندانش آموخته بود که به جای انتخاب یک شغل ساده یا کم بازده در آینده شغلی با افق طولانی تر را انتخاب کنند. شاید به همین دلیل بود که دو فرزندش در آینده پزشک شدند. چیزی که در آن سال ها و برای کسی در آن روستای کوچک بسیار دور از تصور بود.

صبوری از طریق والدین به فرزندان منتقل می شود. والدین با رفتارهایی مثل مشروط کردن خرید چیزی به کسب یک موفقیت یا پایان یک کار، مجبور کردن فرزند به یادگیری چیزهای نسبتا سختی مثل الفبا یا موسیقی در کودکی، تشویق به پس انداز، تاکید بر رعایت مقررات مذهبی یا عرف اجتماعی و عادت دادن فرزندان به سختی و حفظ نفس در واقع چنین روحیه ای را در فرزندان تقویت می کنند. هر قدر جامعه ای سطح بالاتری از صبوری متوسط را داشته باشد افراد آن انگیزه بیشتری برای ورود به مشاغل حرفه ای تر که نیاز به دوره یادگیری طولانی تری دارد خواهند داشت و لذا سطح انباشت سرمایه انسانی در آن جامعه بیشتر خواهد شد که تاثیر آن بر رشد امری بدیهی است. همین جامعه در مقایسه با جامعه غیرصبور فرزندان خود را نیز بیشتر به صبوری تشویق می کند و این اثر زنجیروار ادامه می یابد.

من خودم پس از خواندن ادبیات صبوری به شدت تحت تاثیر قرار گرفتم. ظاهرا به نظر می رسد میراث صبوری در درازمدت جزو پربازده ترین میراث ها است. هرچند حدس می زنم که همین علم و ادبی که در ادبیات ما به عنوان به ترین میراث مطرح شده است در واقع در دل خود تا حدی همین عنصر صبوری را هم دارد. نکته منفی این است که وضعیت جامعه ما طوری شده است که بخشی از والدینی که خود این صبوری ها را پیشه کرده اند و به مشاغل حرفه ای دست یافته اند سرمایه گذاری لازم برای انتقال این روحیه به فرزندانشان را انجام نمی دهند. تحلیل این که چرا این اتفاق افتاده است بحث جداگانه ای می طلبد که بخشی از آن با مدل های اقتصادی و بخش دیگر با نظریه های روانشناسی اجتماعی قابل پاسخ دادن است. ولی حداقل می دانیم که این رفتار از زاویه انباشت سرمایه انسانی تاثیر منفی بزرگی دارد.



   نظرات

روزبه :

حامد
این پستت من رو یاد این مقاله انداخت.
http://www.econ.ucla.edu/doepke/research/index.html#patience
حتما بخونش. مطمئنم خیلی لذت خواهی برد.

 

سهامدار جزء :

من هم به یاد سخنرانی چند هفته پیش دکتر نیلی افتادم که سرمایه گذاری در نظام آموزشی را دیر بازده اما با ارزش افزوده بسیار بالا خوانده بود. خیلی نکته خواندنی بود. طبق معمول دقیق و لذت بخش بیان شده بود

 

b.ahna :

به خاطر اینکه والدین در این دوره خودشون از اون صبوری نتیجه ای نگرفتند تا به فرزانداتنشون منتقل کنند

 

leva :

سلام.
خیلی این متن رو درک میکنم . خیلی. این ادبیاتی که گفتید خیلی تو جامعه ما دور از دسترس هست. همه فقط به جلوی پاشون نگاه میکنن.
من اینجا شغل خوبی دارم. با اونکه دانشجوی سال دومم حقوقم با همکارم که لیسانس داره برابره و خیلی ها به من خورده میگیرن که به جایی اینکه از زندگی لذت ببری و مثلا روزها بعد از کار بری به خودت برسی میره مدرسه. به بلند پروازی متهم میشم و اینکه قدر جوونی ام رو نمیدونم.
اما همین دور اندیشی که گفتین و همین صبوری نمیذاره خودم رو اینجا متوقف کنم. یه وقتهایی که به کوچیکتر ها نگاه میکنم که مثلا چطوری با حقوق متوسط خودشون رو راضی میکننم باز میمونن از ادامه راه دلم میسوزه. الگوی رفتاری که به شدت داره تو ایران دست به دست میشه.

 

akbar :

سلام
واقعا لذت بردم
مثل هميشه تحليلي و عالي بررسي كرده بودي
ممنون

 

مهرداد :

با سلام مطالب خوبی در وبلاگتان گرداوری یا نوشته اید امیدوارم موفق باشید به وبلاگ اینجانب هم آمده و با نظراتتان راهنمایی فرمایید

سپاسگذارم

 

yasi :

ba salam
shoma khabarnegar va nevisande rozname piroozi nistid?

حامد: ببخشید؟

 

:

دلیل اینکه این صبوری در جامعه داره کم میشه، اینه که خیلیها از این صبوری نتیجه ای نگرفتند. ساده تر بگم، خیلیهایی که درس خوندند و صبوری کردند، در سالهای بعد از نظر مالی عقبتر از کسانی هستند که صبوری نکردند و از همون اول جوانی وارد بازار شدند.

 

kind :

سلام
وقتی رزومتونو دیدم کیف کردم . کلا با آدمایی که با یه بیس مهندسی می رن سراغ رشته های مدیریتی حال می کنم . من فعلا دارم مهندسی شیمی می خونم تو دانشکده فنی دانشگاه تهران ولی تصمیم گرفتم برای ادامه تحصیل برم سراغ رشته مدیریت تکنولوژی یا اقتصاد . خوشحال می شم راهنماییم کنید که ببینم دقیقا برای چه هدفی باید سراغ کدوم از این دو رشته برم .
ممنون ، موفق باشید .

حامد: ممنون از لطفتان. برای بحث راجع به رشته لطفا ایمیل بزنید.

 

مینا :

می دونی به خاطر همین نکته ای که شما اشاره کردین من فکر می کنم با اینکه هوش اکتسابی این فرزندان (با توجه به بهبود آموزش و...) بالاتر رفته اما این تضمین کننده موفقیت بیشتر نیست.

 

همايون عبقري :

برخی از مطالبتان را خواندم. بسیار منطقی می نویسید. مطلب آخرتان "صبوری" ضمن بیان واقعیت، در جوامع مختلف، تعبیر های گوناگون دارد. در آمریکا صبوری اقتصادی با فرهنگ مصرف در تضاد است. معمولا به جای پس انداز کردن و بعد از مدتی دست یافتن به کالای مطلوب، افراد تشویق می شوند که فی الحال کالایی را که می خواهند ابتیاع کنند، و متدرجا بهای آنرا بپردازند. اعتبار جای پس انداز صبورانه را گرفته است. از وبلاگم به شما لینک داده ام. شما هم اگر دلتان می خواهد همین کار را بکنید. همایون

 

وحید :

از مطالبی که قبلا نوشته اید بویژه مخالفت با تحلیل های شهودی و انشاء وار لذت بردم. چندی پیش من صبوری را بر اساس نظریه بازی ها تا حدودی بررسی کردم.

http://www.vahidthinktank.com/articles/26.htm

نتیجه این تحلیل در فضای نسبتا ساده به نظرم جالب بودند. مثلا ارزش نسبی آنچه که بعدا در آینده به دست می آید در انتخاب عقلانی استراتژی صبر نقش مهمی ایفاء می کند. علاوه براین من تصور می کنم به غیر از موضوع تحمل کردن مواردی مثل ریسک گریزی در قبال عایدی نیز تعیین کننده هستند. در واقع این موضوع که اکثریت صبر نکردن را ترجیح می دهند شاید در پرتو نظریه توصیفی تصمیم و نه لزوما نظریه هنجاری تصمیم توجیه پذیر باشد.

 

hatef :

نمی دانم چرا نظرات من ثبت نمی شود. به هرحال دوباره می نویسم. در مورد پست نقدی بر سهمیه بندی بنزین مطالبی در وبلاگ خودم نوشته ام. بد نیست نگاهی بیندازید!

 

امير :

سلام حامد جان،
1- مطلبي كه گفتي با مباحث يادگيري و به طور خاص منحني رشد يادگيري خيلي منطبقه (هموني كه ابتداي منحي يادگيري خطي(زود بازده)از منحي يادگيري نمايي (دير بازده) بازده بالاتري داره ولي در ادامه تفاوتشون زياد ميشه) - ‌Dance of change سنگه
2- اي بابا قبول كن سرمايه گذاري (يا صبوري) در محيط پر ريسك (مثل ايران) كمتر انجام ميشه!
3- فكر كنم بعد از انقلاب خيلي ها يك شبه ره صد ساله رفتند. و خيلي ها بدون قابليت هاي لازم به بالاي نردبان رسيدن، شايد همين باعث بشه كه صبوري كم بشه (شايد اين كه 1000 نفر فكر كنن ميتونن ريس جمهور بشن هم از اينجا بياد!!!)
4- هه هه! اون فايل ر‍ژيم غذايي رو هنوز داري؟
5- راستي اگه براي بهبود زبان (تو هر قسمتيش )پيشنهادات خودتو بگي فكر كنم خيلي به درد بخور باشه! - بازم ممنون
6- سلام برسون
7- حق به همراهت

 

hatef :

خوشحال می شم دوباره سر بزنید . راستی یک پست در مقایسه دو نرخی کردن و سهمیه بندی لطفا بنویسید

 

جواد :

سلام حامد جان
به نظرم این موضوع که لزوما صبوری به بازدهی مالی دراز مدت و عدم صبوری به درامد سریع و لی با شیب غیر افزاینده منجر می شود درست نمی آید. در هر دوحالت عامل مهم در افزایش ثروت نحوه تسلط فرد به مدیریت منابع مالی بستگی دارد و خیلی به صبوری و نبود آن مربوط نمی شود. مثالهای زیادی در ذهنم هست که شاهد این موضوع هستند.ولی اگر منظورت ارزشمندی دستاوردهای غیر مادی صبوری مثل علم ودانش و حکمت و...باشد با تو موافقم. این مسایل بدون صبوری بدست نمی آید.

حامد: جواد جان سلام. اتفاقا بحث من کاملا مادی و بر مبنای بیشینه کردن مطلبویت مادی است. بحث صبوری در انتخاب شغل با مدیریت سرمایه گذاری کاری ندارد بلکه بحثش درآمدی است که از کار فرد به دست می آید. یعنی در واقع بحثش فقط درآمد ناشی از سرمایه انسانی است و سرمایه مالی را در جای دیگری از مدل بحث می کند. یک آدم را در نظر بگیر. اگر صبوری پیشه نکند شغل های ساده ای را انتخاب می کند که در جامعه کم یاب نیست ولی اگر صبوری پیشه کند صاحب حرفه ای می شود که بعدا رشد درآمد دارد. نمونه عینی آن در دوره انقلاب صنعتی در اروپا رخ داده است. افراد غیرصبور کارگر ساده می شدند و حقوق می گرفتند و افراد صبورتر پادو و شاگرد صنعت گرانی مثل طلاساز و پارچه باف و آهن گر و غیره. آن کسی که شاگرد شده بود باید چند سالی با حقوق کم زندگی می کرد ولی امید داشت که بعدا خودش استادکار شود و آن وقت ثروت مند شود. این دقیقا الان در اروپا قابل مشاهده است. شما اگر از سن 18 سالگی وارد کارهای خدماتی مثل تعمیرات شوفاژ و غیره بشوید درآمد نسبتا خوبی خواهید داشت. ولی این درآمد تقریبا در طول عمر ثابت است. ولی اگر بخواهید دکترای اقتصاد بگیرید باید تا 30-32 سالگی با حقوقی شاید یک سوم آن فرد قبلی زندگی کنید و بعدش ناگهان حقوق بالاتری به دست آورید. این تصمیم به میزان صبوری افراد بستگی دارد.

 

Reader :

در جامعه ای که میانگین رشد اقتصادی و ر یسک سیاسی اش متوسط وثابت باشد چنین مدلی رامیتوان با متغیر هایی که مطرح کرده اید سنجید، هما نطور که در بسیاری از مطالعات اموزشی نیز نمونه های عام رابطه درجه تحصیلی با تحرک طبقاتی و درامدی بسیار زیاد یافت میشود. یک تحقیق علمی اما از کلی گوییهای مدل شما پرهیز میکند و نه تنها متغیر ها، بلکه دوره مورد سنجش را بطور دقیق مشخص میکند. مثلن مشخص میکند که چرا چنین عامه گویی ها در جامعه هند مصداق ندارد -تعداد زیادی از مهنیدسن راننده تاکسی اند- وچرا؟ این تابع چه عوامل دیگریست؟ نقش ابداع وابتکار کجاست؟ چرا بسیاری از فن اوران و انتر پرنورها لزوما درجه تحصیلی کسب نکرده اند؟.

در غیر اینصورت مدل شما همان ارزشی را داراست که مقوله علم بهتر است یا ثروت.

حامد: آقا ممنون از توضیحاتتان. ولی خواهش می کنم دقت کنید که من هیچ مدلی ارائه نداده ام. مدل وقتی است که من فروض مشخصی را تعیین کنم و این نظریه یعنی نظریه صبوری را در داخل یک مدل (مثلا مدل تعادل عمومی) قرار دهم و آن را حل کنم و سپس جواب آن را با رفتارهای دنیای واقعی مقایسه کنم و دنبال استنثناها بگردم و ببینم در کجا متغیری را جا انداخته ام و الخ. این تئوری مثل هر تئوری دیگر در شرایط" سایر عوامل ثابت" کار می کند. دنیای واقعی را با استفاده از یک تئوری ساده مثل این بررسی نمی کنند بلکه با مدل دقیق تری که مجموعه ای از متغیرها و تئوری ها را دارد بررسی می کنند.
ضمن این که اگر دقت فرمایید من از لفظ مهارت آموزی استفاده کرده ام. اتفاقا انتورپرونرها هم تا حدی با این نظریه می خوانند برای این که به جای قانع شدن به درآمد ثابت مدت زیادی را باید عرق بریزند و با قرض و بدهی زندگی کنند تا نتیجه به بار آید. با این توضیح که بحث ریسک پذیری یکی از تئوری های دیگری است که به توضیح رفتار آنترپرونر کمک می کند و لذا مدل های پیچیده تر هر دو تئوری ریسک پذیری و صبوری را دارند.

 

اختاي :

اين اواخر به يادآوري نكاتي كه گفتي خيلي نياز داشتم.ممنون.
يك نكته هم ميخواستم به مطالبي كه دوستان اشاره كردند اضافه كنم. دليل كمرنگتر شدن صبوري در جامعه ما نه به خاطر كمتر ثمر دادنش است بلكه بيشتر به دليل نبود شرايط براي تحمل سختي هاست.به عنوان مثال اگر قضيه پدر شما را با الان مقايسه كنيم و كسي را درنظر بگيريد كه در دانشگاه دولتي قبول نشده آيا با تحمل شرايط سخت حتي كار كردن بدون كمك خانواده ميتواند هزينه تحصيل دانشگاههاي غير دولتي را فراهم كند.اصولا در شرايط كنوني كشور ما امكان انتخاب گزينه صبوري براي رسيدن به زندگي بهتر بسيار دور از انتظار به نظر ميرسد.صبوري علاوه بر نياز به تحمل شرايط سخت به تحمل يك عامل ديگر هم بستگي تام دارد و آن تحمل ابهام است.اميد به قطعيت يافتن آنچه آرزوي فرد است به او توان تحمل شرايط فعلي را مي دهد.بدليل عدم ثبات در جامعه ما صبوري كمتر توجيه پذير است.بنابراين:
1- در شرايط فعلي تحمل شرايط سخت غير ممكن است.(خيلي از خانواده ها علي رغم ميلخود مجبورند از فرزندان خود حمايت كامل بكنند.)
2-در مواردي راههاي سريعتر و آسانتر در دراز مدت هم درامد بيشتر دارند.
3-امكان برنامه ريزي دراز مدت در جامعه ما وجود ندارد.

 

حسين :

جناب آقاي حامد قدوسي من تازه با وبلاگ شما آشنا شدم و بايد اعتراف كنم چند وقت بود هيچ مطلبي را با چنين علاقه اي نخوانده بودم. فقط مي تونم بهت تبريك بگم و آرزو كنم به نوشتن ادامه بدي.
ضمنا من دانشجوي MBA شريفم و از اينكه اينقدر بي سوادم كه نمي تونم تو بحثها شركت كنم از خودم بدم اومد! خيلي ها تو دانشكده معتقدند كه دانشجوها هر سال از سالهاي قبلشون ضعيف ترند.

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007