اقتصاد به شیوه مهندسان (بخش اول)
آیا کسانی که تحصیلات اولیه شان در رشته هایی مثل مهندسی یا ریاضیات یا فیزیک است می توانند اقتصاددان های خوبی شوند؟ سوال را جور دیگری هم می توان پرسید. آیا رابطه مثبتی بین تحصیل در رشته های مهندسی و ریاضیات و موفقیت در فعالیت های علمی در حوزه اقتصاد وجود دارد؟ اگر از برخی دوستان ایرانی بپرسید احتمالا با قطعیت بالایی به شما جواب منفی داده و می گویند اقتصاد جزو علوم انسانی است و افرادی با تحصیلات مهندسی و ریاضیات در آن موفق نمی شوند. اجازه دهید ببینیم فهرست جایزه نوبل سال های اخیر در این رابطه چه می گوید:
1) روبرت آومن، برنده نیمی از جایزه نوبل 2005 به خاطر توسعه نظریه بازی ها، دکترای ریاضیات
2) ادوارد پرسکات، برنده نیمی از جایزه نوبل 2004 به خاطر توسعه پویایی های اقتصاد کلان، لیسانس ریاضی و فوق لیسانس تحقیق در عملیات
3) روبرت انجل برنده نیمی از جایزه نوبل 2003 به خاطر توسعه روش های تحلیل سری زمانی، فوق لیسانس فیزیک
4) کلیو گرانجر، برنده نیمی از جایزه نوبل 2003 به خاطر توسعه روش های تحلیل سری زمانی، دکترای آمار
5) ورنون اسمیت، برنده نیمی از جایزه نوبل 2002 به خاطر واردن کردن بحث های روانشناختی در اقتصاد، لیسانس مهندسی برق
6) جورج آکرلاف، برنده یک سوم جایزه نوبل 2001 به خاطر توسعه بحث اطلاعات نامتقارن، لیسانس اقتصاد و ریاضیات
7) مک فادمن، برنده نیمی از جایزه نوبل 2000 به خاطر توسعه روش های تحلیل گسسته در اقتصادسنجی، لیسانس فیزیک
8) آمارتیا سن، برنده جایزه نوبل 1998 به خاطر توسعه بحث اقتصاد رفاه و انتخاب اجتماعی، لیسانس اقتصاد و ریاضی
9) روبرت مرتون، برنده نیمی از جایزه نوبل 1997 به خاطر توسعه مفاهیم مشتقات مالی، دکترای نیمه تمام ریاضیات
10) جیمز میرلیس، برنده نیمی از جایزه نوبل 1996 به خاطر توسعه بحث مشوق های تحت اطلاعات نامتقارن، لیسانس ریاضیات
11) ویلیام ویکری، برنده نیمی از جایزه نوبل 1996 به خاطر توسعه بحث مشوق های تحت اطلاعات نامتقارن، لیسانس ریاضیات
12) جان نش و راین هارد سلتون، برندگان مشترک جایزه نوبل 1994 به خاطر توسعه نظریه بازی ها، هر دو دکترای ریاضیات
13) ...
خوب نظر شما چیست؟

نظرات
Fariborz :
13_ HAMED GHODUSI 2007 für Wirtschaft und......
Fariborz - July 4, 2006 08:09 AM
بی تا :
یکی از رویاهای من بعد از گرفتن لیسانس خوندن اقتصاد بود و هنوز هم هست.
خیلی دلم میخواد یه روزی بتونم دنبال این رشته برم. با خوندن این پست دوباره یاد این آرزوم افتادم و یکم امیدوار شدم.
بی تا - July 4, 2006 08:24 AM
yoota :
منم بعد فیلم ذهن زیبا به یقین رسیدم.
اوصولا با اگر ریاضی بلاد باشید همه دانشها- تاکید می کنم همه را- میشود یاد گرفت و موفق بود در آن!
yoota - July 4, 2006 08:29 AM
Arpeggio :
well, u can not draw a line to seperate but in general ,it seems that the first cloze has been proved. noble winners are mostly social science experts.
Arpeggio - July 4, 2006 10:45 AM
احمدسیف :
حامد عزیز: والله دروغ چرا! من نظری ندارم چون نمی دانم اصولا بحثت بر سر چیست؟ همان طور که برسرنکته دیگری صحبت می کردیم ما درایران این «قابلیت» را داریم که خیلی چیزها را « اختراع» کنیم که به عقل شیطان غیر ایرانی هم نمی رسد.من فکر می کنم این نگاه مهندسانه به اقتصاد یکی از آنها باشد! اصلا این یعنی چی!اگر منظور ریاضیات باشد که امروزه اقتصاد را بدون آشنائی کافی با اصول و مبانی ریاضیات نمی شود فهمید اگر هم چیز دیگری است که باید تعریفی قابل قبول عرضه شود. واما، فکر می کنم باید در این پست مشخص بکنی که این حضرات برندگان نوبل اقتصادند نه نوبل رشته های دیگرالبته این معنی مستتر هست ولی بهتر است به وضوع گفته شود.
آقا امان از دست شما جوونها: بعضی وقتها از دست شما عصبانی می شم که چرا کم می نویسید الان اگرچه خوشحالم که زیاد می نویسی ولی امیدوارم خدای ناکرده به قیمت نمره های خراب پرنویسی نکنی!
آقا موفق باشی
احمدسیف - July 4, 2006 11:06 AM
maziarsalehi :
با سلام به همگي
اميدوارم بزرگترها متوجه شرايط ايران باشند و درک کنند که اين بحثها همگي بخشي از تلاشهاي صنفي کارشناسان اقتصاد است.
maziarsalehi - July 4, 2006 12:20 PM
سيد رضا :
سلام حامد آقای گل و گلاب
خیلی جالب بود
اما لطفا این بحث ها را با ظرافت طوری مطرح کن که موجب ایجاد شکاف و دعوا بر سر واژه ها نشود و دوستانی که بر خلاف واقعیت علماقتصاد مقاومت می کنند طرقیب به یاد گیری تکنیک ها و فابلیتهای ریاضیات در اقتصاد شوند و از آن طرف دوستان آن طرف جوب طوری با غرور و تفاخر در مورد ریاضی و علوم مهندسی صحبت و ادعا نکنند که موجب دلگیری شود
خداوند حافظ شما و خانواده محترمتان باشد
من یکی که خیلی از شما می آموزم.
سيد رضا - July 4, 2006 01:14 PM
سيد رضا :
سلام حامد آقای گل و گلاب
خیلی جالب بود
اما لطفا این بحث ها را با ظرافت طوری مطرح کن که موجب ایجاد شکاف و دعوا بر سر واژه ها نشود و دوستانی که بر خلاف واقعیت علماقتصاد مقاومت می کنند مشتاق به یاد گیری تکنیک ها و فابلیتهای ریاضیات در اقتصاد شوند و از آن طرف دوستان آن طرف جوب طوری با غرور و تفاخر در مورد ریاضی و علوم مهندسی صحبت و ادعا نکنند که موجب دلگیری شود
خداوند حافظ شما و خانواده محترمتان باشد
من یکی که خیلی از شما می آموزم.
سيد رضا - July 4, 2006 01:15 PM
saeed :
حامد جان بازهم سلام. به نظر من این فهرست چیز زیادی راجع به مهندسی ثابت نمیکند. اما در باب ریاضی کاملا و در باب فیزیک تا حدی همبستگی آنها را ثابت میکند... در باب ریاضی فکر میکنم این تقریبا واضح است که چرا. اما این فهرست اصلا در پشتیبانی رشته های فنی نیست. به نظر من یک علت این است که اقتصاد هم مثل فیزیک و یا شیمی تا حد زیادی جنبه محض دارد و مثل رشته های فنی آنقدر کاربردی نیست... لذا احتمال اینکه یک فیزیکدان اقتصاد دان بشود ... آن هم در حد نوبل نیست... خواندن مهندسی تا حد زیادی علاقه به کاربردی کردن علم را نشان میدهد... به همین خاطر فکر نمیکنم برنده های جایزه های نوبل فیزیک و شیمی هم مهندس باشند... مگر اینکه دکترایی در زمینه فیزیک یا شیمی گرفته باشند...
اما در حوزه کاربردی.... بهتر است در اینجا تحصیلات افراد موفق در اداره شرکتهای بزرگ یا وزارتخانه های موفق دنیا بررسی شود تا رابطه تحصیلات مهندسی با به کار گیری علوم مربوطه محک زده شود...
saeed - July 4, 2006 04:36 PM
پويا :
درباره مطلبتان درباره رانت سوالي داشتم. هرچند تا جايي كه من فهميدم انگيزه اصليتان از نوشتن آن مطلب توصيف وضعيت اقتصاد ايران بود اما در باره رانتجويي در اتريش هم گفته بوديد. حالا سوال من اين است كه چه تفاوتي ميان رانتجويي در ايران امروز و باقي دنيا و يا حداقل كشورهاي پيشرفته است. آيا تنها تفاوت در كميت و مقدار و وسعت آن است. يعني آنچه در ديگر كشورها انجام ميشود در ايران بيشتر و بسيار بيشتر صورت ميگميرد يا نه تفاوت پايهاي و بنيادي ديگري وجود دارد. خوشحال ميشود نظر شما و ديگر دوستان را بشنوم. خودم احساس ميكنم كه بايد چيز ديگري هم باشد.
پويا - July 4, 2006 05:28 PM
salimi :
یک لیوان چای داغ همیشه نوشیدنی و خواندنی است. حتما در باره مسائل اقتصادی اخیر مخصوصا فرمان رهبری در باره اصل 44 خواهید نوشت. خیلی مشتاقم تا نظر و تحلیل شما را در این باره بدانم. موفق باشید.
salimi - July 4, 2006 06:30 PM
mehdi :
سلام بر همگی روستان..من که نفهمیدم اصلا این پست چه ضرورتی داشت که حامد بهش پرداخت..کمی توضیح بده بد نیست..ذهن من روشن میشه..مگه کسی گفته ریاضیات بدرد نمی خوره؟ ها؟ کسی این حرف رو زده؟
دوست عزیز..یکی از مسایل ما در کشورهای توسعه نیافته اینه که، هر چیزی سر جای خودش نیست..در ذهن دوستان ما هم اصل اقتصاد،جایش رو با ریاضیات عوض کرده و این مساله اصلی ماست و گرنه اینکه بدون ریاضیات نمیشه مسایل و تئوری های اقتصادی رو فهمید یا بسط داد که چیز جدیدی نیست
دوست عزیز همین الان در معتبر ترین دانشگاههای این مملکت کسانی دانشجوی کادشناسی ارشد هستند که لیسانی انها ریاضی و فیزیک هست و متاسفانه با ابتدایی ترین مفاهیم اقتصادی اشنایی ندارند که همین چند وقت قبل من با یکی-دو تا از انها برخورد داشتم ..یعنی سوالی از من کردند که من در زمانیکه دانشجوی ترم 2 لیسانس بودم نمیکردم..
عزیزم :گرفتاری ما یکی - دو تا نیست..کسی هم نمیگه که ریاضیات اخه و بده..بحث سر جایگاه اون در تحلیل هاست ..
ارادتمند
mehdi - July 4, 2006 06:58 PM
BNN :
Just out of curiosity: how do you pronounce Selton in Germany? (In the US they pronounce it as it's written.)
Hamed: BNN you are abs right, it was a stupid typo mistake by me and I found it out later when you commented. No as far as I know in German it is also pronounced "Celton". Thank you.
BNN - July 5, 2006 12:04 AM
اختاي :
اكثر اين افراد پايه تحصيلي رياضيات دارن و خوب معلومه در تحليلهاي اقتصادي موفقتر ميتونن باشن.اما واقعا آيا ميشه با پايه مهندسي بدون آشنايي قبلي مثلا از دوره فوق ليسانس وارد اقتصاد شد؟؟؟؟
اختاي - July 5, 2006 08:02 AM
حامد :
تا جايي كه كه تو شهر ما مرسومه يك دسته از علوم اسمشون علوم پايه است. دستهاي ديگر علوم انساني و مهارتهايي هم به نام مهندسي وجود دارند. و البته هر درسخواندهاي تفاوت اين علوم و فنون را با هم درك ميكند و مهمتر از آن تفكيك بين متخصصان يك علم و كساني كه بر مرزهاي علم مؤثر ميباشند (لزوما آنكسي كه باعث تغيير و تحول در نگرشهاي مرسوم و پيشين يك علم گرديده باشد متخصص آن علم نيست و اصلا هم نيست!) براي اين موضوع مثالهاي فراواني در بسياري از علوم و فنون از پزشكي تا اقتصاد ميتوان آورد.
ما بين كسي كه ليسانس رياضي و فيزيك دارد با كسي كه ليسانس صنايع، فوق ليسانس مديريت بازرگاني و دكتراي تا به امروز نا مشخص دارد تفاوت اساسي وجود دارد.
بويژه در اظهار نظر پيرامون مسائل اقتصاد.
فعلا
حامد - July 10, 2006 09:36 PM