« اقتصاد به شیوه مهندسان (بخش اول) | صفحه اول | ترکیه و مهار تورم »

14 تیر 85

گفتمان دفاع از بازار

من از یک زاویه منتقد نوشته های دوستانی مثل دکتر غنی نژاد هستم. ایشان عمدتا سعی می کند از منظری فلسفی از نظام اقتصاد بازار دفاع کند و گاهی این دفاع را حتی به مفاهیم اخلاقی مثل آزادی یا عدالت هم ربط می دهد. من با این نوع دفاع اخلاقی-فلسفی از اقتصاد بازار مخالفم. چرا که تا جایی که می دانم و می فهمم عمده نوشته های علمی متاخر در دفاع از اقتصاد بازار بر پایه اثبات «کارآیی» این نظام نوشته شده است و همان جا هم تذکر داده می شود که جنبه اخلاقی یا مسایل مربوط به عدالت و بازتوزیع این فرآیند باید در حوزه ای متفاوت بحث شود. تئوری های بازار نشان می دهد که تحت شرایط مشخصی (که برخی تا حدی محدود کننده است یا در عمل از آن ها انحراف داریم) نتایجی که از کارکرد بازار به دست می آید بهینه پارتو است. یا به تعبیر ساده ای که من دارم فرآیند بازار در مجموع و سرجمع بیشترین میزان رفاه کلی یا بیشترین ارزش کل تولیدی را که می شود از یک وضعیت اولیه به دست آورد را تولید می کند. این که با وجود نابرابری های اولیه و عدم دست رسی برابر به فرصت ها این رفاه چگونه توزیع می شود و آیا این توزیع اخلاقی است یا نه؟ معمولا با تئوری های ساده قابل توضیح نیست و ما نیاز به مباحث تکمیلی یا حتی بحث هایی فراتر از حد علم اقتصاد داریم. خلاصه حرفم این است که باید سطح گفتمان دفاع از اقتصاد بازار در ایران را ارتقاء داد. همان طور که به دوستان مقابل انتقاد می کنیم که کلی گویی می کنند این اشکال به خودمان و دوستانمان هم وارد است که در دفاع از بازار و تشریح جنبه های مختلف آن در فضای آدام اسمیتی به سر می بریم و چیز زیادی راجع به جزییات گسترده ای که طی سال ها به این بحث اضافه شده است مطرح نمی کنیم. ضمن این که این واقعیت را نیز باید متذکر شویم که به قول اقتصاددان ها ما چیز زیادی راجع به کارکرد بازارها نمی دانیم و هنوز راه زیادی برای این شناخت در پیش داریم.



   نظرات

sayeh :

بله،درسته.در حقیقت اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد،کاراترین نوع نظام اقتصادی است ولی یکی از اشکالات آن،این است که توزیع درآمد را به نفع دهک های درآمدی بالای جامعه تغییر می دهد.بنابراین امروزه اقتصاددانان معتقدند که اگرچه دست های نامرئی در اقتصاد بازار که آدام اسمیت به آن معتقد بود،می توانند تعادل را در اقتصاد برقرار کنند ولی به منظور کارا بودن این تعادل و بهبود توزیع درآمد در جامعه ،اقتصاد علاوه بر دستهای نامرئی،نیاز به یک قلب مرئی دارد.منظور از قلب مرئی،وجود یک دولت آگاه در سیستم اقتصادی است.

 

احمد :

حامد گرامی

استدلال برای کاراتر بودن سیستم اقتصاد آزاد بر پایه تئوری تعادل عمومی استدلال خوبی نیست. برای اینکه تئوری تعادل عمومی نمیگه چرا سیستم غیرآزاد کارا نیست. برای این بهتره به استدلالی که بدوا هایک اون رو بخوبی بیان کرده متوسل بشیم که شاید بشه اون رو اینجوری خلاصه کرد: 1- سیستمهای غیرآزاد قادر نیستند که اطلاعات لازم راجع به نیازها و ترچیجات میلیونها آدم و واحد اقتصادی رو بدست بیارند. در سیستم آزاد قیمتها بطور غیرمستقیم اینکار رو انجام میدند 2- سیستم های غیرآزاد غالبا به افراد انگیزه کافی برای نوع آوری و کارکردن نمیدن.

افرادی مثل هوریج - ماسکین - تیرول و ...(که این کارهاشون بیشتر در محدوده طراجی مکانیسم طبقه بندی میشه) سعی کردند این دلایل رو با تکیه بر مسائلی مثل مورال هازارد - ادورس سلکشن - نقش نهادها و از این قبیل فرمالایز کنند. شاید بهتر باشه برای اثبات ناکارائی نظامهای غیربازار به این ادبیات مراجعه بشه.

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007