« وبلاگ نویسی و آینده کاری | صفحه اول | شغل دولتی به جای بیمه بی کاری »

20 تیر 85

مردم شناسی احمدی نژاد

به نظر من احمدی نژاد روان شناسی مردم ایران را خیلی خوب فهمیده است. او می داند که مردم ایران خیلی به این که امری اساسا ممکن یا مفید است یا منطق پشت سر آن چیست کاری ندارند بلکه بیشتر دوست دارند یکی باشد که بر وجود مشکلات آن ها صحه بگذارد و فیگور تلاش برای رفع مشکل را به خود بگیرد. مردم ایران کسی را که راه حل نمی دهد ولی مثل خودشان است را به کسی که حرف حساب می زند ولی مغرور است ترجیح می دهند. این واقعیت تلخی است که من بعد از انتخاب سوم تیر به آن رسیدم و نمی توانم کتمانش بکنم.

در چارچوب این نوع رفتار بسیاری از سخنان احمدی نژاد برای من قابل فهم می شود. صحبت های روزهای اخیرش در مورد گرانی بخوانید. بعد از حل مشکل گرانی فولاد و لبنیات و حبوبات و غیره حتی به بحث اجاره خانه هم وارد شده است و صاحب خانه ها را تهدید کرده که اگر انصاف پیشه نکنند دولت مجبور به دخالت خواهد شد. من فکر می کنم او بعد از یک سال اداره کردن کشور دیگر خوب می داند که قانون عرضه و تقاضا و تعیین قیمت در بازار چیست یا حداقل کسانی دور و برش هستند که این چیزها را به او توضیح دهند. ولی این را هم خیلی خوب می داند که اگر این حرف ها را بزند و وانمود کند که دارد جلوی گرانی را می گیرد مردم او را بیشتر دوست خواهد داشت تا این که بخواهد به مردم توضیح بدهد که مثلا قیمت مسکن سه سال بوده ثابت بوده و این قدر تورم داریم و بنا براین 20 درصد افزایش قیمت به این دلیل رخ می دهد و ...



   نظرات

وحید :

حالا این که چیزی نیست. اون یکی رو بگو که با وعده ماهی 50 تومان چقدر رای جمع کرد!

 

Reza R :

استثنا موافقم بودم با 100% نوشته ات.

 

armin :

توصيه می کنم کتاب "روانشناسی توده ای فاشيسم" نوشته ويلهلم رايش را حتماً بخوان. آخه فرق است مان "مردم" و "توده" و کنش های اجتماعی شان. اصلاً تعريف جامعه شناختی "مردم" با "توده" (Masse) تفاوت دارد. با مطالعه اين کتاب نه تنها اين تفاوت ها مشص می شود بلکه چشم آدمی نيز برای درک آنچه در ايران و بخصوص الان در دوره احمدی نژاد در جريان است باز می شود. من حتماً نمی خواهم احمدی نژاد را ملقب به "فاشيسم" کنم. اما او بنظرم از روانشناسی توده ای به "بهترين" وجه برای پيشبرد مقاصد مبهم خود استفاده می کند.
متأسفانه ترجمه ای از کتاب به فارسی سراغ ندارم. اما عنوان کتاب را که در اصل به زبان آلمانی هم نوشته شده در زير برای تو ديگران می نويسم:
Die Massenpsychologie des Faschismus
Wilhelm Reich

 

pedram :

دقیقا! صد در صد!
همه این تئوری بافی هایی که درباره سوم تیر می کنند کشک است! پیام سوم تیر همین یک جمله است: "مردم ایران کسی را که راه حل نمی دهد ولی مثل خودشان است به کسی که حرف حساب می زند ولی مغرور است ترجیح می دهند"
آرای احمدی نژاد را همان دو جلسه برنامه تلویزیونی اش بالا برد... آن وقت هاشمی هی آمار و ارقام و برنامه و تحلیل منطقی تحویل می داد!

 

نوید :

در مورد احمدی نژاد حرفت را قبول ندارم. او از زاویه ای دیگر به مسئله نگاه می کند. با این پیش فرض که همیشه عده ای به فکر دشمنی هستند به مسئله تورم نگاه می کند و نتایج تحلیلش همان می شودکه شنیدیم.. نمی توانم به این راحتی قبول کنم که او ماجرای عرضه و تقاضا و قیمت را فهمیده است و خودش را به گیجی می زند... از زاویه ای که او به مسائل نگاه می کند هیچگاه نمی توان چیزی یاد گرفت... البته راه حل اجرایی خاصی هم ندارم :)

 

sara :

genious analysis

 

مهدی :

من هم با نويد موافقم. مگر دکتر فريبرز رئيس دانا می تواند بعضی چيزها را ياد بگيرد که انتظار داری احمدی نژاد ياد بگيرد.

راجع به مشاوران هم مشکل عمده آدمهايي مثل احمدی نژاد اين هست که کسانی را که مثل خودشان فکر نکنند را به عنوان مشاور درست و حسابی قبول نخواهند داشت و تنها از کسانی خوششان خواهد آمد که حرفهاي احمدی نژادی می زنند.

 

ندا (نیم نگاه) :

من هم موافقم. و اصولا معنا و خلاصه ی این چیزی که نوشته ای این می شود که مردم ما بیش تر با احساس شان تصمیم می گیرند تا با عقل شان! شاید یک دلیلش این باشد که سال ها آن قدر تحقیر شده و آن قدر وجودش انکار شده که الان نیاز شدیدی به دریافت احساسات همدلانه دارد، نیاز به این که وجودش و خواسته اش لااقل «انکار» نشود. تا قبل از این که رقایت های انتخاباتی چنین رنگ و روی جدی بگیرند ( قبل از خاتمی) مسوولان عادت به انکار داشتند، عادت به وانمود کردن این که وضع موجود خوب و طبیعی است، و جایی برای نارضایتی ملت نیست. ولی الان هر مسوولی در تلویزیون و روزنامه ببینید دارد نسبت به همه چیز انتقاد می کند! تا پیش از این چنین چیزی به هیچ عنوان مرسوم نبود.
نکته دوم هم این است که خط فکری که احمدی نژاد به آن تعلق دارد طی سال های اخیر خوب یادگرفته است که از «تبلیغات» چه طور استفاده کند. لااقل این یکی را دارند یاد می گیرند! این کار را با ظرافت خاصی انجام می دند. موردهاش زیاد اند، مثلا می بینیم که چگونه خیل عظیم مردم را در مورد «انرژی هسته ای حق مسلم ماست» توجیه کردند! و خیلی چیزهای دیگر از این دست. بعضی تاکتیک های احمدی نژاد بدجوری مرا یاد آن مثل ملا و معلم ده می اندازد! ماجرایش را نوشته ام...

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007