قربانی عقلانیت خود
در نظریه بازی ها اصطلاح جالبی است تحت عنوان «قربانی عقلانیت خود شدن». معنی این حرف این است که حریف شما اگر بداند که شما یک بازی گر عقلانی هستید آن گاه مطمئن خواهد بود که شما در هر موقعیتی گزینه ای را انتخاب خواهید کرد که منافع خودتان را بیشینه کند و استراتژی های دیگر را کنار خواهید گذاشت. حتی اگر قبلا تهدید کرده باشید که استراتژی دیگری را در پیش خواهید گرفت.
فرض کنید مقابل حریفی هستید و حریف می تواند استراتژی جنگیدن یا صلح را در پیش بگیرد. شما به حریف گفته اید که اگر به شما حمله کند شما حمله او را با بمب اتمی پاسخ خواهید داد. این حمله اتمی حریف شما را نابود می کند ولی در عوض به خود شما هم آسیب های جدی وارد می کند. استراتژی دیگر شما این است که حتی اگر حریف حمله کرد با روش های معمول با او بجنگید. در این صورت او از این جنگ نفع خواهد برد ولی شما هم در عوض هزینه خیلی کم تری به نسبت استفاده از بمب اتمی در جنگ خواهید پرداخت. حال خود را در موقعیت حریف تصور کنید. او از شما این تهدید را دریافت کرده که اگر حمله کند با پاسخ اتمی مواجه خواهد شد. ولی در تحلیل بازی فرض می کند که به شما حمله کرده است. آن گاه چون شما یک بازی گر عقلانی هستید «علی رغم تهدید قبلی خود» از بمب اتمی استفاده نخواهید کرد چون در این موقعیت جدید عدم استفاده از بمب فایده بیش تری برای خود شما هم دارد. در واقع حریف با دانستن این که شما عقلانی رفتار خواهید کرد تهدید شما را یک بلوف غیر عملی تلقی می کند و شما قربانی عقلانیت خود شده و نمی توانید جلوی حمله حریف را بگیرید.
در زندگی روزمره از این مثال ها فراوان است. تهدید دوست خود به این که اگر این کار را بکنی نه من و نه تو ولی وقتی آن کار را بکند شما پیش خود حساب خواهید کرد که خب اگر با او قهر کنم خودم بیش تر از این که قهر نکنم ضرر خواهم کرد پس به تر است کنار بیایم. کارگرانی که تهدید می کنند اگر به خواسته هایشان توجه نشود سرکار نمی روند ولی بعد می بینند که اگر سر کار نروند ممکن است اخراج شوند و وضع بدتر شود. شرکتی که وارد بازار جدید می شود و می داند که حریفش هرگز از ابزار کاهش قیمت برای بیرون راندن او استفاده نخواهد کرد چون در آن صورت خودش هم ضرر بیش تری می کند.
در تمام مثال های فوق حریف ما با فرض گرفتن عقلانیت ما استراتژی را بازی می کند که ما دوست نداریم ولی عملا هم کاری نمی توانیم بکنیم چون عقلانیت ما حکم می کند در آن لحظه گزینه به تر برای خودمان را انتخاب کنیم. ولی اگر او فرض کند که شما یک عامل صد در صد عقلانی نیستید و ممکن است به دلایل مختلف (از جمله عصبانیت، اصرار برای پافشاری بر روی حرف خود، عدم توانایی در محاسبه دقیق منافع و ضرر خودتان و الخ) ممکن است استراتژی غیرعقلانی را انتخاب کنید آن وقت با احتیاط بیش تری راجع به استراتژی خود تصمیم می گیرد و منافع شما در این بین افزایش می یابد. دقت کنید که این تحلیل برای بازی های غیرتکرارشونده است و اگر بحث بازی تکرار شونده باشد یعنی شما قرار باشد مجددا مقابل حریف صف آرایی کنید ممکن است یک بار ترجیح دهید یک دور استراتزی غیرعقلانی را بازی کنید ولی از این طریق تعهد خود را به تهدید هایتان یا احتمال دست زدن به رفتار غیرعقلانی را نشان دهید و در دورهای بعدی منفعت کسب کنید.
یک شوخی هم آخر کار بکنیم. حالا فهمیدید که چرا برخی قومیت ها در ایران که در کار کسب و کار موفقند برای خودشان جوک می سازند؟ برای این که حریفشان فکر کند که آن ها عاقل نیستند و لذا خود را از افتادن در دام عقلانیت خود نجات دهند. این رفتار هوش مندانه نیازمند لایه عمیق تری از عقلانیت استراتژیک است. از شوخی گذشته فکر کنم چنین رفتاری را در دنیای کسب و کار زیاد دیده باشید.

نظرات
آلیس :
فکر کنم این استراتژی در روابط خانوادگی هم زیاد به کار بیاید! حالا که فکر می کنم می بینم خواهرم احتمالا از همین روش برای رسیدن به خواسته هایش استفاده می کند!
آلیس - July 22, 2006 09:24 AM
کاساندرا :
در مورد Minority game هم بنویس.
کاساندرا - July 22, 2006 09:45 AM
چريك :
البته همونطور كه خودتون گفتيد هزينه قرباني عدم عقلانيت خود شدن خيلي سنگين تره. همين كه در طولاني مدت ياد گرفتيم كه از عمل غيرعقلاني خودداري كنيم با چند بار قرباني عقلانيت خود شدن ياد مي گيريم كه شعارها و حرفهامون رو هم عقلاني و شفاف كنيم. به عنوان مثال حرف هاي اين روزهاي مقامات آمريكايي در عدم حمايت از اتش بس در لبنان رو مقايسه كنيد با به آب و آتيش زدن ايراني ها براي برقراري آتش بس. آونا ميگن آتش بس بدون رسيدن به صلح پايدار به درد نمي خوره و يك شرايط ناپايدار و تهديد آميزه. اين حرف ممكنه خيلي دردناك باشه و براي آمريكاييها هزينه داشته باشه ولي حاضرند هزينشو بدن ولي از عقلانيت به معناي تمام كلمه به عنوان مزيت رقابتي استفاده كنند.
چريك - July 22, 2006 10:08 AM
چريك :
به نظرتون آيا با در پيش گرفتن استراتژيهايي با تيپ برد-برد ميشه قرباني عقلانيت خود نشد؟ من فكر مي كنم اگر در هر چالشي دو طرف منافع بلند مدت رو درنظر بگيرند تقابل به تعامل مبدل ميشه. خيلي دوست دارم نظرتون رو بدونم.
چريك - July 22, 2006 10:16 AM
چريك :
به نظرم بهتره اسم اين اصطلاح "قرباني عقلانيت خود شدن" رو بگذاريد: "رسوايي دروغگو" ;)
چريك - July 22, 2006 10:26 AM
سیتوش :
اگه می تونین تازیخ کلاس هاتون توی مشهد رو اعلام کنین . خیلی دوست دارم ببینمتون.
سیتوش - July 22, 2006 10:46 AM
میرزا :
در خود بازی چطور. یعنی حریف فکر کند من عاقلانه کار خواهم کرد و من چون می دانم او مرا عاقل می داند نسبت به آن حرکتی به ظاهر غیر عاقلانه انجام بدهم ولی بیشتر سود ببرم. البته منظورم مثال جنگ نیست، مثلا همان مثال زندانیها.آنوقت ما قربانی عقلانیت نشدیم، نه؟
حامد: میرزا جان استراتژی عاقلانه آن است که منابع تو را بیشینه کند. حریف در هنگام طراحی استراتژی اش تمام این احتمال ها را در نظر می گیرد از جمله همین چیزی که تو پیشنهاد کرده ای. در واقع پیشنهاد تو خود جزیی از استراتژی عاقلانه است و حریفی که تو را عاقل بداند این زرنگی تو را هم جز حدس هایش به حساب خواهد آورد. یک جوری تئوری بازی ها بحث بازی کردن در فضایی است که طرفین از این کارها می کنند.
میرزا - July 22, 2006 01:04 PM
گالیاردو :
سلام. کجا میتونم از نظریه بازیها بیشتر بدونم. به نظر خیلی جالب میاد !!!! مرسی از لطفتون.
حامد:
دوست عزیز متاسفانه من منبع فارسی خوبی برای این موضوع نمی شناسم. یکی از دوستان ایرانی هست که یک وبلاگ خاص در زمینه نظریه بازی ها می نویسد که شاید برایتان جالب باشد.
http://www.shooan.blogfa.com/
روزبه هم در کامنت بعد تعدادی از منابع را برایتان معرفی کرده است.
گالیاردو - July 22, 2006 01:20 PM
آپاچي :
در جواب كامنت:
از تو به يك اشارت از ما به سر دويدن!:))
آپاچي - July 22, 2006 04:35 PM
ب ن ن :
I don't quite understand why you compare the two cases as with and without rationality. It's more about having or not having commitment. If one player has access to a commitment technology (also called commitment device) then she can have a credible threat, otherwise the threat is not credible. A big chunk of social and political institutions are made deliberately to play the role of commitment device so that players (people, governments, firms, and etc.) can make credible threats and it is wrong to consider them as a sign for lack of rationality.
Hamed: Borghan thanks for your comment. Indeed I didn't want to focus merely on the treating issues, it was just an example but can have the Victimness of your own rationality in the games without treat as well. That is why I call the other strategies irrational.
ب ن ن - July 22, 2006 06:35 PM
SAYE :
in postet bi-nazir bud
kheyli roshan wa mokhtasar-mofid
nasret kheub pishraft karde
bye
SAYE - July 22, 2006 06:40 PM
روزبه :
با اجازه حامد
در جواب کامنت گذار قبلی (ب ن ن)
دوست عزیز حامد داره از بازی صحبت میکنه که هیچکدوم از بازیکنان دسترسی به commitment technology ندارند. اگر commitment میسر باشه کلا بازی عوض میشه.
در شرایطی که commitment میسر نباشه استراتژی بازیکنان (در تعادل) باید Sequentially Rational باشه که تقریبا همون چیزیست حامد سعی کرده که به زبان ساده بگه.
گالیاردو عزیز
به این لینکها یه سری بزن
http://www.dklevine.com/general.htm
http://kuznets.fas.harvard.edu/~aroth/alroth.html
http://home.uchicago.edu/%7Ermyerson/
http://arielrubinstein.tau.ac.il/
روزبه - July 22, 2006 06:46 PM
علیرضا :
سلام
شاید بازار تهران و کسب و کار موفق ترک ها رو دیدی به این نتیجه رسیدی ؟ یا از رو مرام بهشون حال دادی؛ گذشته از شوخی؛ اسم "قربانی عقلانیت خود" خیلی بهم نچسبید ولی پیشنهاد بهتری هم ندارم، فکر کنم مصادیق نوشته "قربانی عقلانیت خود"شون نشدن بلکه قربانی نداشتن عقلانیت بیشتر از اونی دارن شدن. خلاصه عقلانیت خوب چیزیه ;) الهم ارزقنی کله پر !
علیرضا - July 22, 2006 07:43 PM
محمد :
ضمن تشكر از مطلب آموزندة شما، اميدوارم ايران در برابر حملة اسرائيل، گزينة عاقلانه را انتخاب نكند.
محمد - July 22, 2006 09:20 PM
navid :
kheyli ghashang tozih dadid
soali too post akhiram porsidam ke kheyli delam mikhad shoma oono baresi konid:
aya doost darid iran va afghanestan be ham bepeyvandand ?
navid - July 22, 2006 09:55 PM
:
خود تو هم مثل اینکه داری دور خود می پیچی.
Anonymous - July 22, 2006 10:15 PM
جواد :
معمر قذافی هم سیاست مشابهی را در پیش گرفته بود. ولی نمی دانم موفق بوده یا نه.
جواد - July 23, 2006 08:34 AM
اميد محدث :
حامد جان استفاده کردم /...
اميد محدث - July 23, 2006 09:36 AM
ب ن ن :
Rozbeh,
I'm not a game theorist, but I think what you think Hamed is talking about is Subgame Perfect Nash, and not Sequential Rationality (there is no hidden move by the players in his description of the game, so we don't have nontrivial information set and hence don't have nontrivial system of beliefs to have sequential rationality. (Look up M-W-G Ch. 9)).
To put it more precisely, my point was about Hamed's last two paragraphs: He says sometimes players might signal that they are irrational, and in the subgame might do something which is not rational (i.e. does not maximize their pay off conditional on being at the beginning node of the subgame.) This in turn will increase their pay off for the total game. My point was, this is not about being irrational in the subgame, instead it is about having or lacking commitment device to carry on your threat in the subgame.
Obviously, we're not discussing the basic definitions of game theory here, rather it is about how to model the phenomena that Hamed is talking about using the game theoretical concepts. That is when we see someone carries on his threat should we attribute it to her irrationality or her access to a commitment device. (notice that even reputation in a repeated game works as a commitment device.)
In particular recent example, when, depending on your point of view, Hizbullah or Israel are carrying out their threats which we might assume are not in their best interests, should we attribute it to their lack of rationality, or their commitment devices: when both of them have spent a lot of time and energy in the past galvanizing their constituency against each other they are both committed to act aggressively in retaliation. (Obviously, as Hamed said we are abstracting from the fact that this might be just a punishment phase in a repeated game and assuming this is the last encounter between them.)
ب ن ن - July 23, 2006 10:57 AM
AliReza :
Political Scientists constantly apply the premises of Game Theory to the international conflicts. It is mostly applied to "bargaining and negotiation" phase in order to achieve a "transitional balance”. The classical example of such balance and bargaining is the cold war period “Détente” negotiations between the “soviets” and the U.S negotiators. In this classical case the U.S. considered the Soviets as a “rational Party”, and the Soviet aim was to balance the “armament competition” with the U.S. Henry Kissinger has famously noted that the U.S always gave the “soviets” the impression that it can be an “irrational” party. And do irreversible harms to the Soviets. This would leave the Soviets in a constant state of fear and competition. In this case the “irrationality” factor was used as a “deterrence”. We all know fate of Soviet-U.S. competition. Apart from the systemic flows of the Soviet Block, the Reagan’s “Star War” program s completely changed the course of the Soviet competitive and led to its collapse. The application of “game theory to this type of negotiations is usually between parties that already have access to certain deterrent tools and armaments (nuclear weapons) that could inflict harms to one party it that party strikes first. If one party is weak or non-negotiable, the game is coined as “Zero-Sum Game”. In this case the powerful party wouldn’t offer any “carrots” to the weak party, and the game is all “Sticks” and punishment. It can also lead to complete collapse of the weak party if it can not resist. The U.S war with “Al Ghaedeh” falls within this category. It is considered a non-negotiable adversary, and “war” is the name of the “Game”.
In the case of Iran, Iran’s step to access “nuclear power” is an attempt to create a “Deterrence” in order to maintain its power and deter the powerful party (or parties) from changing its “Regime”. Since it has already has achieved knowledge to enrich uranium, it has the potential to become a “Deterrence”, and as such is a negotiable party. That is why European Union on behalf of the U.S. is treating it as a “Rational” party and puts forward “carrot” -like concession, as well as sticks (sanctions). If it all fails, the games enters its “Regime change” or war phase.
The Israeli invasion of the Southern Lebanon is a “zero-sum” game against Hezb-Allah. From Israeli point of view, one party, Hezb-Allah should vanish from the face of the earth. The rest of the Lebanon should either accept this objective or cooperate or become vanished. In international conflict the war means that all other “Games” have failed. If the perceived weak party manages to resist and inflict harm to the “Powerful”, one could see a new course of “bargaining” games. The history indicates that the powerful parties with all their armaments are incapable of including “non-rational” factors in their game plans. The unexpected resistance of the people is amongst such factors that above all point the finger to the “irrational” game of the war. (Vietnam, Iraq….).
AliReza - July 23, 2006 04:46 PM
کاوه :
پیش بینی تابع ارزش رقیب؟
فکر نمی کنی مشکل از عقلانیت نیست، بلکه از عدم پیش بینی درست تابع ارزش رقیب است؟ چیزی که از نظر من عقلانی هست، شاید از نظر اون عقلانی نیست، و تابعی که من دارم فرض می کنم که دارد بهینه می کند، تابعی نیست که واقعی سعی در بهینه کردن آن دارد.
کاوه - July 23, 2006 06:39 PM
Mehdi :
من هم يکی دو بار اين سيستمی (کارهای عجيب و غريب کردن، پخمه نشان دادن خود و ...) پوکر بازی کردم و برنده شدم.
Mehdi - July 24, 2006 06:37 AM