برای چه بنویسم؟
از موقعی که ماجرای لبنان پیش آمده مرتب پیش خودم فکر کرده ام که چیزی بنویسم و بعد وقتی به نتایج نوشته های قبلی از این جنس مراجعه کرده ام منصرف شده ام. تجربه ام می گوید هر وقت چیزی خارج از حوزه تخصصم نوشته ام خودم بعدا از استحکام منطقی و نتایج نوشته ام احساس نارضایتی کرده ام. هر چند که از کامنت ها و تذکرات دیگران آموخته ام.
من خودم را مقید کرده ام که تا حد امکان راجع به دو چیز بنویسم. اول مطالبی که به اقتصاد مربوط است و به نظرم می رسد تحلیل مشخصی از مساله ای را به معرض اشتراک و نقد دیگران می گذارم و دوم هم نوشته های شخصی است که هیچ آداب و ترتیبی برایش نمی جویم.
ماجرای لبنان روشن تر از این است که امثال من بخواهیم چیزی در موردش بنویسم. از دید من ماجرا با حماقت یک گروه که فکر عواقب تحرکاتش را نمی کند شروع می شود و با دیوانگی طرف مقابل که برای حفظ موجودیت خودش و امنیت شهروندانش حاضر است دست به کشتار گسترده بزند ادامه می یابد. من نه متخصص مسایل خاورمیانه و فلسطین و لبنان هستم که نوشته ام چیزی به دانش و فهم خوانندگان بیفزاید و نه چنان قلمی دارم که حسی در کسی برانگیخته کنم و موجب حرکتی شوم. اگر بنویسم فقط تکرار مکررات است. پس برای چه باید بنویسم؟

نظرات
mehdi :
سلام.پيشنهاد ميكنم كه در مورد اهميت قيمت هاي نسبي و نيز آزاد سازي در حل مسايل خاورميانه بنويس..ميدوني كه..اين لعبت ،اكسير همه دردهاست..
mehdi - July 31, 2006 09:10 AM
:
حامد جان ..باور كن گاهي خيلي با نوشته هات صفا ميكنم..گاهي به نظرم ميرسه كه كاملا بخش هايي از يك كتاب رو ترجمه كردي و روي وب لاگ گذاشتي..چون كلا توي يك فضاي ديگه مينويسي..اصلا با مسايل اين مملكت خط و ربطي نداره..فقط تو كتاب ها سير ميكني..واقعيت كجاست؟
Anonymous - July 31, 2006 09:15 AM
mehdi :
حامد جان ..باور كن گاهي خيلي با نوشته هات صفا ميكنم..گاهي به نظرم ميرسه كه كاملا بخش هايي از يك كتاب رو ترجمه كردي و روي وب لاگ گذاشتي..چون كلا توي يك فضاي ديگه مينويسي..اصلا با مسايل اين مملكت خط و ربطي نداره..فقط تو كتاب ها سير ميكني..واقعيت كجاست؟
mehdi - July 31, 2006 09:16 AM
:
خودت هم که میگی چیزی بارت نیست، پس دیگه "دیوانگی" و "کشتار گسترده" رو از کجا در آوردی؟ ظاهرا خویشتنداری سختتر از این حرفهاست...
Anonymous - July 31, 2006 09:21 AM
ا.ا :
حسن وبلاگ تو همین تخصصی بودناش است، وقتی اینجا میآیم میدانم به چه نوع مطلبی روبرو میشوم و همین هم باعث شده که خوانندهی مطالبت شوم. در ضمن ما هم که نوشتیم در مورد این جنگ لعنتی، با توجه به برخوردهای جناح صهیونیست وبلاگستان حالا به شدت پشیمانیم!
ا.ا - July 31, 2006 09:28 AM
ا.ا :
حسن وبلاگ تو همین محدود بودن دایرهی موضوعاتی است که به آن میپردازی، وقتی اینجا میآیم میدانم به چه نوع مطلبی روبرو میشوم و همین هم باعث شده که خوانندهی مطالبت شوم. در ضمن ما هم که نوشتیم در مورد این جنگ لعنتی، با توجه به برخوردهای جناح صهیونیست وبلاگستان حالا به شدت پشیمانیم!
ا.ا - July 31, 2006 09:28 AM
سارا :
ولي خوب با همه اين حرفها بالاخره يك چيزي نوشتي!
سارا - July 31, 2006 09:53 AM
بابک خرمدین :
حماقت!؟ جالبه نه!؟
بابک خرمدین - July 31, 2006 09:54 AM
:
سلام.از کلاس گیم تئوری چه خبر؟توی وبلاگ اعلام می کنید؟
Anonymous - July 31, 2006 10:14 AM
:
http://66.28.70.57/press/060726_mideast.mp3
Anonymous - July 31, 2006 10:57 AM
علیرضا :
البته من فکر میکنم گروه شروع کننده (که البته نمیدونم واقعا شروع کننده بوده یا نه) کاملا از عواقب کارش مطلع بوده ولی مساله اینه که میزان مشارکت خودش به طور مستقیم چقدره ؟ به هر حال اسرائیل یک دولته و 50-60 نفری که کشته داده همه شهروند و از اتباعش بودن اما چند نفر از اون ششصد نفر کشته لبنانی از اتباع حزب الله بودن ؟ هزینه انسانی زیادی توسط حزب الله پرداخته نمیشه، هزینه های نظامیش هم که بر عهده خودش نیست؛
چه قمار بهتر از اینکه فقط در بردش شریک باشی !!!!
متاسفانه حکومت مذهبی اسرائیل هم با روشهای سیاسی قدسی میل به ادامه جنگ رو در افکار عمومی خودش بالا برده !
علیرضا - July 31, 2006 11:19 AM
علیرضا :
در کشور لبنان جای خالی امام موسی صدر و در دنیای بی تفاوت اعراب جای خالی ناصر و در ایران جای خالی مرحوم چمران کاملا محسوس است.
علیرضا - July 31, 2006 11:23 AM
maziar salehi :
سلام
حالا که چيزي نوشتي دبه در نيار!
در ادامة مطلبي که چندي قبل در مورد تصميم گيري يک فرمانده براي کشتن چند صد نفر در جهت حفظ نيروهاي خودي نوشته بودي اين مطلب را هم اضافه کن:
يک آقاي فرمانده اي براي نجات چهار نفر از سربازانش چند صد نفر از غير نظاميان کشور همسايه را کشت!! (تازه اين جدا از کشتار مداوم مردم در نوار غزه است و البته ربطي به موانعي که اين آقا و همراهانش در سر راه تجارت آزاد ساکنين نوار غزه و ساحل غربي رود اردن ايجاد مي کند ندارد)
متاسفانه حتي با منطق "حسابداري کشته ها" هم اين عمل جور در نمي آد تا چه رسد به تعيين مقصر و نسل کشي و ...
maziar salehi - July 31, 2006 11:40 AM
محمد طاهری :
بدینوسیله از حضور کلیه سروران وعزیزانی که با تشریف فرمایی خویش ویا از طریق درج آگهی، ارسال پیام های تلفنی، ایمیل وفاکس وارسال گل ، ما را درغم ازدست دادن پدری مهربان، مرحوم حاج محمد طهماسبی یاری کردند، تشکروقدردانی می کنیم.
بقای عمر وشادی ایام همه عزیزان را ازخداوند منان خواستاریم.
جواد طهماسبی،الهه طهماسبی،محمد طاهری،مهری اصانلو
محمد طاهری - July 31, 2006 12:37 PM
فواد :
سلام . خيلي مطالبت مفيدند . عاليند .
فواد - July 31, 2006 01:01 PM
عباس :
اخوي اگر چيزي نميفهمي پس اين حماقت چيه ديگه. اينجاست که حتي آدم منطقي مثل تو هم مجبور ميشه سر خودش شيره بماله. حيفت مياد يکبار با همان دقت نظرت به يک همچين مساله اي نگاه کني. لبنان و فلسطين و ماجراهاش چه بخواهي چه نخواهيم با اقتصاد و سياست و حتي آدميت ما ايراني ها آميخته. اين قرتي بازي ها ديگه از تو بعيده حامد جان
عباس - July 31, 2006 02:31 PM
lock :
وقتی اکبر محمدی در همین ایران خودمان جانش را از دست می دهد تمام مراجع تقلید٬ روشنفکران و .... سکوت می کنند حالا شما ها را جو گرفته که از لبنانی ها دفاع کنید یا چیزی بنویسیم!!!!
من فکر می کنم ما ها باید خجالت بکشیم. اکبر محمدی هر کاری کرده بود در زندان می توانستند طوری باهاش کنار بیایند که حداقل نمیرد.
اما ما حاضریم هر غلطی برای خارجی ها بکنیم اما برای خود ایرانی ها هیچ. واقعا رزیم ایران حال می کند که چگونه ما را با مساله لبنان (که در جای خودش مهم است) سرگرم می کند و همه چشم بسته از سیاست های آنها حمایت می کنیم. آن موقع فکر می کنیم که روشنفکر هم هستیم.
lock - July 31, 2006 02:34 PM
روزبه :
حامد جان
به نظر میآد یه عده منتظر نشستن که هرچی که نوشتی بهت بپرن! ماشالله فشارخونها هم همه بالا!
به نظر من همین چهارتا خط رو هم نباید می نوشتی. هرکی دوست داره راجع به لبنان بخونه و بنویسه و یا فکر می کنه حرفی برا گفتن داره بره یه وبلاگ راه بندازه تا قیام قیامت از لبنان بگه و بشنوه!
خیلی بامزه است! یعنی یه نفر وبلاگ نویس اختیار افکارش و اونچه که میخواد یا نمی خواد راجع بهش بنویسه رو هم نداره؟
روزبه - July 31, 2006 03:04 PM
حامد.ع :
پس برای چه نوشتید؟
حامد.ع - July 31, 2006 03:34 PM
اميرباهر :
سلام
این دعوا ها برای چیه؟ خیلی طبیعیه که چند خطی در مورد موضوعی که برات مهمه بنویسی؟ (همینایی که میگن "چرا نوشتی؟" اون قدر که شما ادب داشتی و نوشتی که این موضوع تخصصیتون نیست، هم ادب ندارن و در مورد هر چیزی (با اطلاعات خیلی کمتر)نظر میدن! عجیبه! خوبه که حداقل ازت اینو یاد بگیرن.)
چرا بعضی ها چیزهایی رو بی خودی به هم ربط میدن؟! و چیزهایی که به هم ربط دارن رو بی ارتباط میبینن؟
تو این دنیای ماکیاولیستی پشت پرده سیاست رازهای عجیبی نهفته است که حتی تصورشم برای ماها سخته!
ممنون
اميرباهر - July 31, 2006 04:45 PM
Fariborz :
Hala Ke mode wa harkasi bayad 1 chizi begeh pas man ham migam : Aslan HAMED JAN chera to weblog khodet nazarate khodeto migi, awal az man wa amsale man bepors ke chi dost darim bad BENEWIS, barikalah pesare khob.
Safare khobi dashte bashi
Fariborz - July 31, 2006 05:37 PM
.... :
با این که خیلی وقت است که سعی میکنم عادت حرفه ای شدن روزنامه خوانی را از خود دور کنم اما معمولا وبلاگ شما را می خوانم اما چون در محدوده کاری من نیست معمولا نظری نمی دهم اما جفای این متن مرا یاد حکایت «قصه اعرابی وریگ در جوال کردن وملامت کردن آن فیلسوف اورا» دفتر دوم مثنوی انداخت...این چه سوادی است که فایدهاش سفله پروری است ..راستی آقای مهندس آبنبات کیلویی است یا دانه ای
.... - July 31, 2006 09:20 PM
حامد :
salam agaie mohandes
ie bar behetun mail zadam va ettelaati dar morede MBA azatun khastam
javab nadadin motasefane
hala mikhastam age eftekhar bedin ba ham tabadole link konim
baese khoshhalie man khahad bud(har chand webloge man chan ruz bishtar nis ke rah oftade)
حامد - July 31, 2006 11:58 PM
mekabiz :
آقای قدوسی
این وبلاگ ادامه ی شما است . جایی که بخشی از حامد قدوسی در آن پدیدار می شود .بنابراین عکس العمل شما و در واقع سکوت نکردن شما می تواند گذاشتن یک لینک باشد یا عکس یا حتی اشاره ای کوتاه کنار این صفحه ...این حساسیت شما را نسبت به رنج آدمها نشان خواهد داد . همین برای اینکه نشان بدهید "بی تفاوت" نیستید کافی است .لازم نیست نوشته ای تخصصی بوجود بیاورید .وقتی با بمب ادم های بی دفاع را تکه پاره می کنند لازم نیست متخصص باشیم تا موضع بگیریم . اما اینکه چرا باید نشان بدهید که نسبت به رنج آدم ها حساسید ؟ چون اگر نسبت به رنج آدمها حساس نباشید چیزی ندارید که از آن دفاع کنید ؟ در آن صورت هر وقت چیزی را محکوم کنید یا تائید کنید بی مبنا خواهد بود .مگر اینطور نیست که همه ی این ها که می آموزید و می آموزانید برای کمتر شدن رنج آدمها است ؟
mekabiz - August 1, 2006 12:26 AM
مکابیز :
به امیر باهر :
"تو این دنیای ماکیاولیستی پشت پرده سیاست رازهای عجیبی نهفته است که حتی تصورشم برای ماها سخته!
"
شما چطور از آن با خبر شدید ؟یعنی چطور فهمیدید که چیزهایی پشت پرده هست که تصور ناکردنی است ؟
مکابیز - August 1, 2006 12:30 AM
reza :
i agree ... the important point is to keep silence and patience and even indifference about the issues that we are not expert in
someone made an observation ... what do we do about a lot of people that are killed in iran, or for matter in any part of the world? so why should we caught up in these craze about lebanon and israel? how come they have become so important
anyway, i agree with you , and i think we can even go a few steps further than that
reza - August 1, 2006 01:09 AM
مهدی :
Reza!
Indifference is the essence of inhumanity.
George Bernard Shaw
Washing one\'s hands of the conflict between the
powerful and the powerless means to side with the powerful, not to be neutral.
it\'s about humanity not expertise, stupid!
مهدی - August 1, 2006 07:53 AM
ثاقب فرد :
سلام آقای قدوسی
همین نوشته نشانگر تاثر عمیقی ست که شما برای آن منطقه دارید و کاملا گویاست . آنچه امروز قربانی جهل و خشونت می گردد توسعه انسانی ست حتی اگر خشونت به بهانه دفاع از خاک و انسان باشد
ثاقب فرد - August 1, 2006 08:36 AM
دیگری :
کاش اینم نمی نوشتی .
"حماقت" در دنیای شما آدمهایی که خارج از ایران هستید و نگران آینده زندگی و گیرودار بین اینجا و آنجا ، طور دیگری تفسیر می شود..
دیگری - August 1, 2006 09:24 AM
mehdi :
سلام..يك كمي در مورد آزاد سازي بنويس..من حتما بايد به فرمايش دوستان گوش كنم و يك وب لاگ راه بيندازم..اصلا نميشه.. مگه نئوليبرال ها ، غير از قيمت و مقدار چيز ديگه هم بلدن؟ مگه تو تحليلهاشون وارد ميشه؟مگه نميگيد كه تكليف كل عالم رو با قيمت ميشه تعيين كرد؟ خوب بفرماييد وسط ميدان..بسم ا..
ما اينجوري فكر نميكنيم و براي حل مساله پاي ايدئولوژي رو وسط مياريم+عقل و منطق + هزار تا چيز ديگه..شما چي واسه گفتن داريد؟ بگيد تا معلومات ما هم بره بالا ..(ما كه چيزي بلد نيستيم ، شما كه بلديد بگيد)..الكي هم دادو بيداد راه نيندازيد..شلوغش هم نكنيد..
حامد: مهدی از این توهین های کودکانه ات چشم می پوشم.
mehdi - August 1, 2006 11:10 AM
مازيار صالحي :
سلام
در مورد يادداشت آقا روزبه لطفا اين نکته را در نظر داشته باش که اگر قرار بود فقط براي خودت حرف بزني که ديگر نيازي به راه انداختن اين وبلاگ و کلي زحمت و دردسر نبود. در اتاق را مي بستي و هر چه دلت مي خواست رو مي نوشتي و يا با صداي بلند مي گفتي!! اينکه داري حرفهايت رادر وبلاگ مي نويسي يعني اينکه براي ديگران مي نويسي. حالا ممکن است در مقام عظمايي قرار داشته باشي که ديگران فقط موظفند فرمايشهاي شما را درک کنند يا اينکه همانطور که در صفحه اول اين وبلاگ درخواست چالش کرده اي ديگران هم نطراتشان را برايت (و براي دوستانت) بنويسند. متاسفانه آقا روزبه حوصله اين کار را نداشت و هنوز نيامده جمع کرد. اما تو را به صبر و ادامه کار توصيه مي کنم.
بحث لبنان يکي از ميدانهاي آزمون واقع گرايي ذهن آدمهاست. مي تواني در مورد چيزهايي بنويسي که به گاو و گوسفند کسي بر نخورد و تو هم به عنوان نويسنده اي توانا و بدون منتقد و ... نامي در کني. مثل خيليها که اسمشان را تو بهتر مي داني. اما راه ديگري هم هست. راه حضور در دنياي واقعي و استفاده از فرصت خطا کردن!!فکر مي کنم شکل قابل قبول تجربه گرايي چيزي جز اين نيست. بشتاب، وقت تنگه...
مازيار صالحي - August 1, 2006 11:25 AM
mehdi :
سلام آقا حامد..ما در اين مورد با هم زياد بحث كرديم و به نظرم از نوع بحث كردنت كانلا معلومه كه تو يك فضاي ديگه سير ميكني.البته اينكه ارائ خودت رو داشته باشي محترمه و من هم ازت نخواستم كه غير از اون چيزي كه فكر ميكني حرف بزني.منتهي مشكل شما اينه كه يك چيزهايي رو در مدت اندكي كه در خارج از كشور بودي ديدي(كه البته من همون مدت اندك رو هم نبودم و چندان هم ناراحت نيستم) و فكر ميكني اينجا هم مثل اونجاست.
حامد..رفاقت ما بجاست ولي اين به معناي اين نيست كه تا يك حرفي زدي مورد تاييد قرار بگيره ..خوب شما يك حرفهايي ميزني كه از نظر من مورد تاييد نيست و نظرم رو هم ميگم.اگه نميخواي هم خوب نميگم ..مهم نيست..ولي با همه اين مقدمات من معتقدم كه نه شما و نه دوستان هم فكر شما ، واقعيت هاي اين مملكت رو لمس نكرديد و اشنا نيستيد.
دوست گرامي ..شما يك نظر در مورد كمك مالي گرفتن دانشجو ها دادي و من هم بحث شما رو يك جور ديگه با يك مكانيزم ديگه گفتم..تازه من تصريح كردم كه از چه رويكردي دارم استفاده ميكنم كه شما همين كار رو هم نكردي..
عزيز دل: لطفا صريحا اعلام كن سر جمع چند واحد اقتصاد پاس كردي كه شما با مقدماتش اشنايي داري و من ( و احتمالا دوستان من ) با اين مقدمات اشنايي ندارند؟
ارادتمند
mehdi - August 1, 2006 02:47 PM
reza :
ok, it may be inhumane, but so what
is everything that we do humane
we make a decision by focusing on children killed in lebanon and not focusing on other children killed all over the world, even in iran
what is humane about these decisions
the important question
what can we do
if we cannot do anything why should we worry and care
another question
what have we done historically that has had any effect
i ask simple, honest questions that i cannot answer
i dont want to pretend to be a teacher here
PS. i think honesty has been dead in iran for centuries, but even more so after revolution
it is just a feeling, i have no good argument
reza - August 1, 2006 06:58 PM
sdfsd :
accept, we have not a good record of humane deeds, but it shouldn't prevent us from doing everything "we can do".
rezaye aziz, nagoo ke we can't do any damnable thing. dosorst barkas, you know nowadays the real battleground is public opinion and "Today's conflicts are won by public opinion." see the beneath link; they even try to systematically change the results of CNN's survey (!!) and now you advise ...
http://www.giyus.org
you may even try this link and ponder about what I mean:
http://news.google.com/news?hl=en&ned=us&q=%22Cleared+for+publication%22&btnG=Search+News
the question is not about who is right, but rather about what is right, and the right job is do what we think as a humanistic act. you may have a pro israel mind, but when it comes to humanitarian affairs, you cant be silent, you must condom hezbollah, for instance. There is no excuse for being silent. as I said it's about humanity not expertise.
at last and as a personal opinion, I fear lest the day end before we are aware and dobare ma bashimo asre ashoura.
sdfsd - August 1, 2006 08:56 PM
haman sdsdf :
condemn not ... hilarious typo
haman sdsdf - August 1, 2006 09:05 PM
مصطفی :
این رو هم ببینی بد نیست، صرفا اسرائیل چون اسرائیله، رفتارهاش در جهت مطلوبیت خودش نیست:
http://www.guardian.co.uk/israel/comment/0,,1835892,00.html
مقاله نویس هاآرتز، برای گاردین نوشته
مصطفی - August 3, 2006 12:24 PM
مصطفی :
عواقب "حماقت یک گروه":
http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2006/08/03/AR2006080301258.html
مصطفی - August 4, 2006 11:55 AM
امیر باهر :
به مکابیز:
برای فهمیدن "وجود داشتن" آن چیزهایی که نمی دانیم نیاز به دانستنشان نداریم . مهمترین مسئله به عقیده بنده توجه کردن به تناقضات موجود هست متاسفانه اجتماع امروز آدمها را سهل انگار بار می آورد، به راحتی و بدون توجه از کنار تناقضات (که برایمان عادی شده)رد می شویم. برای نمونه می خواهم بپرسم "تبلیغ یعنی چی؟" با حوزه استفاده آن (سیاست یا تجارت)کاری ندارم، می خواهم بگویم که امروز معنای کاربردی تبلیغ دقیقا عکس آن چیزی ست که در لغت معنی می شود.
گاهی فکر می کنم شاید ماجرا جدی تر از این حرفها باشد!؟!
امیر باهر - August 4, 2006 12:04 PM
امیر :
جدی و عجیب، تلخ و رنج آور وقتی از داخل نگاه می کنی.
اما در حقیقت به آرامی عبور کهکشانها و به سادگی رویش بهاری و افتادن پاییزی یک برگ
امیر - August 4, 2006 12:14 PM
سوسن جعفري :
وای! چقدر خنگ شدم من! چرا هر چی میخونم نمیفهمم؟!
سوسن جعفري - August 4, 2006 03:30 PM
:
كار خوبي مي كنيد كه در اين زمينه ها نمي نويسيد از همين يك نوشته معلوم است كه از دور چيزهاي مبهمي شنيده ايد به هر حال ننوشتنتان قابل تقدير است حتي اگر اين چند خط هم نبود بهتر بود
Anonymous - August 4, 2006 10:24 PM