کامنت گذاران
کسانی که کامنت می گذارند چند جور هستند:
1) کسانی که نقش معلم را بازی می کنند. این ها کسانی هستند که به طرز بی رحمانه ای منطق نوشته ها را نقد می کنند یا کم بودهای آن را نشان می دهند و نویسنده از بابت نکاتی که از آن ها می آموزد بسیار ممنون می شود.
2) رفقای شفیق که نقش روحیه دهنده را ایفا می کنند و کامنت های محبت آمیزشان انگیزه نوشتن را فراهم می کند.
3) بیرونی ها کسانی هستند که از مکاتب فکری دیگر می آیند و هر چند ممکن است مبانی فکری مان متفاوت باشد ولی چارچوب بسته ذهن آدم را تحریک می کنند تا به پارادایم های رقیب هم نگاه بیندازد. نویسنده و کامنت گذار این نوع هر چند ممکن است با هم مهربان و هم سنگر نباشند ولی من همیشه از این دوستان ایده های مهمی می گیرم و به اشتباهات مهمی پی می برم.
4) برچسب زن ها کسانی هستند که من را بدجوری عصبانی می کنند. این ها کسانی هستند که به جای این که منطق یک نوشته را نقد کنند روی آدم اسم می گذارند. مثلا می گویند مهندسان اقتصادخوانده یا لیبرال ها یا خارج درس خوانده ها یا مسلمان ها فلان و بهمان. از آن مهم تر کسانی که وقتی حرف جدی برای گفتن ندارند تهمت هایی از قبیل غرق تئوری بودن و آشنا نبودن با ایران و صلاحیت نداشتن برای اظهار نظر می زنند و آدم را مجبور می کنند جواب درخوری بهشان بدهد و گاه گاهی صلاحیتش را به رخشان بکشد. متاسفانه من در مقابل چنین تحریکاتی خیلی حساس و غیرخویشتن دار هستم.
5) بروزها و متقاضیان تبادل لینک و همیشه سبزها
6) عصبانی ها یعنی کسانی که منتظرند تو چیزی بنویسی و بیایند و فحشی بدهند و بروند. واقعا نمی فهمم اگر از این وبلاگ خوششان نمی آید چرا می خوانندش.
من مخلص سه گروه اول هستم. از گروه چهارم خواهش می کنم این طوری رفتار نکنند تا گفت و گوهایمان منطقی و دوستانه جلو برود و به مباحث حاشیه ای کشیده نشود. ششمی ها هم که همیشه کار خودشان را می کنند.

نظرات
داريوش :
يک دسته را فراموش کردی اخوی:
آنهايی که يا با آدم رفيقاند يا يک مشکلی چيزی در رفافتشان هست و رویشان نمیشود مستقيم به آدم چيزی بگويند و اشارهای میکنند تا آدم متوجه شود. اين گروه در هيچ کدام از طبقههای بالا جا ندارند. خودت يک جوری بگنجاناش! کسانی که از قسمت کامنتها برای ارسال پيغامهای خاص استفاده میکنند. نمیدانم، خودت ماشاءالله ملايی، درستاش کن.
داريوش - August 1, 2006 12:26 PM
سینا :
آقا اون گروه پنجم برای خودشون عالمی دارن! نباشن اصلا نمیشه!
سینا - August 1, 2006 01:26 PM
جيرجيرك :
مشكلي كه اغلب با اون مواجه هستيم تمييز قائل نشدن بين انگيزه و انگيخته هست. وقتي به دايره انگيزه ها ميرسيم واقعن معيارها و مقياس ها مشخص نيست و درگير مسائل بي ربط مي شيم و يه جنگ لفظي بي پايان پيش مياد ولي وقتي بحث انگيخته مطرح ميشه روي حرفها و نظرات طرف نقد داريم و به بحث ميگذاريم و رد و قبولش هم با توسل به منطق و استدلال زياد دور از دسترس نيست. بحث انگيزهها بحث گردآب هست و هي فرو ميري و به جايي نمرسي ولي بحث انگيختهها بحث تكاملي است و رودخونهاي كه شما رو به اقيانوس بي پايان دانش هدايت ميكنه. البته بحث بر سر انگيزهها در تاريخ ما جا داره. به دليل نبود بستر بحث و گفتگو و زيانهاي ناشي از گسترش دانش(چه سياسي و چه علمي كه بهتر بود بگم گسترش آگاهي) رقبا با بحث هاي انگيزه اي خط ميخورن. مثلن عضويت در فراماسونري يا وابستگي به غرب يا... تو تاريخ ما كم پيش مياد كه گفتههاي كسي رو فارغ از مذهب و شخصيت بسنجيم. پيشداوري مذهبي يكي از مشكلات بحثهاي انگيزةاي هست. البته اين به مذهب خاصي محدود نميشه. وقتي شما قوم يهود رو به عنوان قوم برتر قبول كني بنابراين در بحثت با غير يهود مشكل پيدا مي كني. وقتي شما مسلمين رو سروران عالم بدونين اونوقت حرفهاي غير مسلمين رو زياد جدي نمي گيرين(دائم بهشون مشكوكين). وقتي شما همه مسلمون ها رو بنياد گرا بدونين بازهم مشكل خواهيد داشت و همه مسلمونها رو با تروريسم مرتبط ميدونين. انديشه دموكرات(كه حتي در خود غرب هم در جامعه غير دانشگاهي اونطور كه بايد شكل نگرفته) ايجاب ميكنه كه شما انگيختههاي طرف رو فارغ از هر انگيزهاي به بوته نقد بسپارين. اكثر شهروندان غربي معمولي(فاقد تحصيلات عاليه) همه ايرانيها رو تروريستهاي بالقوه ميدونن يا بهشون مشكوكن. كامنتهايي هم كه داريم خارج از اين مباحث نيست.
جيرجيرك - August 1, 2006 01:39 PM
امين :
وبلاگنويسها هم چند دستهاند:
1. ...
2. ...
3. ...
4. ...
5. ...
6. ...
7. حامد قدوسیها.
(-;
امين - August 1, 2006 01:40 PM
شاگرد :
تو یه معلمی حامد جون
شاگرد - August 1, 2006 01:51 PM
شاگرد :
تو یه معلمی حامد جون. خوشت اومد ؟ می خواستی همینو بگیم؟ بقیه هم برچسب زنند. فقط تویی که همه چی رو می دونی عزیزم.آخه تو خارج دیده ای.
شاگرد - August 1, 2006 01:52 PM
علیرضا :
نمی دونم واقعا بعضیا منظورشون چیه، دنبال اثبات نفس هستن که خودش ناشی از عدم اعتماد به نفس است، و متاسفانه بعضا از بدترین روش ممکن این کارو میکنن یعنی اثبات خودشون با تخطئه بقیه، روی سخنم با کسایی که بدون اینکه یک کلمه از حرفهاشون کمترین ربطی به مطلب داشته باشه یا متلک بار می کنن یا متهم به نادانی میکنن و ... شاید گروه چهارم و ششم و "شاگرد"هایی که با ادبیات تمسخر معلم کع هیچ خودشونو خدا می دونن. ولی باز هم وجودشون لازمه وگرنه به قول معروف "قیمت سنگ و لعل یکسان بدی"
علیرضا - August 1, 2006 02:44 PM
majid :
hamed jan chera enghad zang mizanam mige dar dast ras nisti!!!!!!!!!!!!!!:((((((((((
majid - August 1, 2006 03:03 PM
Alireza :
Hello there
I have been reading you blog since the first day and I really enjoy it. I learn a lot from your articles.
I am looking for some presentation / material about the “ paradigm shift “ and its effect in global economy. I am engineer and don’t have a academic back ground in economy, what I really looking for a simple description, so I can present it to bunch of other engineer with no economy back ground. Any help would be appreciated.
Best
Alireza - August 1, 2006 03:14 PM
سولوژن :
ای حامد قدوسی راستی،
ای مهندس لیبرالزدهی اقتصادخوانده،
ای شیخ سفر کرده و ای همه چیزدادن فرنگرفته!
چرا وقتی بهات برچسب میزنند ناراحت میشوی؟ مگر تو مسلمان سنتیی اهل تجدد فتواگریخته نبودهای که به جای نقد علمی میآید نقد جدی و غرق در تئوریای میکنی که چیزی جز ناآشناییات با ایران و کم صلاحیتبودنات در تحلیل تابعای را نشان نمیدهد؟ تو چرا اینچنین حساس و خویشتننداری اگر پیه مقام وزارت در دولت آینده به تن خودت نمالیدیای؟ تو مگه خودت معلم نیستی؟ پس نقطه تعادل نشات کو؟
سولوژن - August 1, 2006 05:22 PM
ا.ا :
حالا ما جزو کدام دستهایم حامد خان؟!
ا.ا - August 1, 2006 05:41 PM
mina :
goroohe asli ro faramoosh kardi. oonai ke age nazarbedi midan age nadi aslan peydashoon nemishe.
mina - August 1, 2006 08:05 PM
خاطره وطن خواه :
آقا حالا ما جز کدوم گروهیم
خاطره وطن خواه - August 1, 2006 08:34 PM
حميــدرضا :
گويا اين اميرمسعود(سولوژن) بدجوري داغ كرده...حامد جان مخلصيم
حميــدرضا - August 1, 2006 09:19 PM
مکابیز :
کامنت گذاران دو دسته اند و لاغیر
1) برای پش نهاد گفتگو می آیند . اعم از اینکه دربگیرد یا نگیرد
2)برای پیشنهاد گفتگو نمی آیند ( ممکن است بیایند دختری تو بزنند یا آمار وبلاگشان بالابرود یا انتقام کتکی را که دیروز خوردند بگیرند یا متلکی بپرانند و بارها بیایند سر بزنند تا ببینند آن متلک توانسته "بگیرد" و ...الخ )
--------------
من متقدم کامنت های گروه دوم را باید جذف کرد . حتی اگر عملشان تکرار شد و امکان فنی هم در دسترس بود، از آی پی بن شان نمود .
--------------
تبصره : دوستانی که فارغ از موضوع پست یادی از دوست وبلاگ نویس و خاطرات خوش و ناخوششان می کنند
منطقا جزو گروه دوم محسوب می شوند . اما آداب معاشرت نمی گذارد برخورد گروه دوم را با آنها انجام دهیم .بنابراین از تبصره استفاده کرده و آنها را تا یاهو مسنجر همراهی می کنم!!
مکابیز - August 2, 2006 12:24 AM
شایان :
کم کم داری مثل آقای علوی تبار میشی که هر صحبتی را با دسته بندی و شماره گذاری شروع میکند: فلان موضوع سه بخش دارد که بخش اول آن خودش سه قسمت دارد که قسمت دوم آن شش شاخه میشود!
حالا بگو این کامنت جزو کدام دسته است؟!
شایان - August 2, 2006 05:20 AM
jj :
http://edition.cnn.com/2006/WORLD/meast/07/15/mideast/index.html
رای بدهید
jj - August 2, 2006 05:41 AM
SoloGen :
محض کنجکاوی دو سوال میپرسم:
۱-حمیدرضا طنز نوشتهام را گرفت یا نگرفت؟!
۲-اگر نگرفت، کسای دیگری هم بود که نگیرد؟ جدیدا دارم به این نتیجه میرسم که حس طنز آدمها خشک شده است.
SoloGen - August 2, 2006 05:46 AM
جعفر :
سلام دوست ارجمند مطلب خوب وزیبایی بود. اما دسته بندی کامنت گذار ها (به استثنای نوع ششم آن) فکرنمیکنید کمی بی انصافی باشد ویا نوع بی احترامی به خوانندگان وبلاگتان؟
جعفر - August 2, 2006 08:40 AM
mate :
حامد جان، خودت هم كم برچسب نميزنيها
اون نوشتهات در باره تيپ هنريهايي كه تو خانه هنرمندان سيگار دود ميكنند و قهوه ميخورند و ياوه سرايي ميكنند، يادت مياد؟
mate - August 2, 2006 12:55 PM
شایان شلیله :
matlabi ke dar bareye che afradi comment mizaran ro khondam
bad nist in link ro ham az webloge man bebinin ke che afradi weblog nevis mishan !!!
chi shod ke man weblog nevis shodam http://openlearningcenter.blogfa.com/post-43.aspx
شایان شلیله - August 2, 2006 01:37 PM
Nazanin :
Pas gorohe 5 omia chi?nazareton rajebe ouna ro nagofti?
Nazanin - August 2, 2006 03:13 PM
... :
برای بار آخر ***** 1.کسی که وارد گود می شودباید فحش خورش باید ملس باشه مخصوصا که ادعای داشتن پشت بام پت وپهنی دارد(هر که بام....)2.بازم دیگران اگه کاری کردن جیزه ه ه ه 3.باشه دیگه نمی خونیم4. اگر ناراحت نمیشی (البته در مثل مناقشه نیست ها)نه اصلا نمی گم این جوری شما هم ناراحت نمیشی و ماااااهم..
... - August 2, 2006 05:49 PM
افشين :
سلام دوست عزيز ! براي كلاس تئوري بازي خودم را مي رسانم. نگراني من از نپذيرفتن حضور مستمع آزاد باشد و پارتي بازي و ... مي بينمت!
افشين - August 2, 2006 07:53 PM
حنیف :
آقا با اجازه مطلب رو نقل کردم
حنیف - August 2, 2006 10:01 PM
کاوه :
کامنت گذاران ترکیبی از این ها هستند!
;)
کاوه - August 3, 2006 01:09 PM
m.t :
salam dost aziz mataleb shoma ro dost daram khob minevisid amozande ast ama gahi commet benazaram nemirese in adam ro dar che grohi mizarid
m.t - August 3, 2006 03:14 PM
یاسر :
حامد خان عزیز! آقا مشهده را کی می آیید که سخت مشتاق دیدن ام فقط لطفا اسخ این کامنت را در کامنت آخرین مطلب ام بده. ضمنا مطالب من را همچنان می خوانی؟
یاسر - August 3, 2006 05:18 PM
افشين شوآن :
بسيار ملتهبم. نكنه از اراك رفته باشي. اون دو روزي كه براي غروباش يكي را مي خواستي. فرصت از اين بهتر از اين عالي تر . نگي اراك نمي ري. نگو قبلا اراك را رفتي. عجب .. چرا زود تر سايتت را مرور نكرده بودم. منتظر زنگت هستم. من در شهرك سايپا در گلپايگان مشغولم.
حامد: افشین جان من همین امروز یکی دو ساعت پیش از اراک برگشتم. چقدر حیف شد شما را ندیدم. ان شاا... قسمت بشود در تهران هم را ببینیم. ارادت مند. شماره تلفنت را هم با اجازه پاک کردم.
افشين شوآن - August 3, 2006 06:36 PM
امين :
حامد عزيز، کمی فکر کردم و به نظرم رسيد که اشتباه است اگر کامنتگذارها را دستهبندی کنی؛ به نظرم بايد کامنتها را دستهبندی میکردی. يک نفر در جاهای مختلف میتواند شکلهای مختلف داشته باشد. بار اول که در وبلاگات در پرشن بلاگ کامنت گذاشتم، پاکاش کردی چون به نظرت توهينآميز میآمد: شايد آن موقع کامنت من در مايههای دستهی پنج و شش بود. الآن هم ممکن است بروم وبلاگهای حزباللهی را بخوانم و کامنت دسته شش بگذارم، بنابراين میفهمم چه مرضی است که آدم اصلاً از عقايد يک نفر خوشش نيايد اما وبلاگش را بخواند و در کامنتها «فحشی بدهد و برود» اگر چه من باادبتر از آن هستم که فحش بدهم و بروم! میمانم و فحش هم میخورم!
به هر صورت، برويم روی تيپ معلمی خودمان: آقا از لحاظ منطقی، موجودی به اسم کامنتگذار که قابل دستهبندی باشد وجود ندارد. والسلام.
در ضمن، چون پرسيده، بايد بگويم من طنز سولوژن را گرفتم، ولی از آن طنزهای خطرناک است که اگر کسی حس طنزش خشک شده باشد، ممکن است باعث زخم شدن احساسات بشود. تقريباً فحشی نيست که به شما نداده باشد، آن هم به اسم طنز!
امين - August 3, 2006 10:10 PM
سولوژن :
ممنون امین! بیشتر نوشتهی من از خود نوشتههای حامد برگرفته شده بود. (; نظر شخصیی من در مورد حامد به هر حال آنها نیستند - جدا از اینکه بعضی از آن چیزها به خودم هم ممکن است برگردد!
سولوژن - August 3, 2006 10:27 PM
افشين شوآن :
متشكرم! ديروز خيلي اعصابم خرد شده بود. چون واقعا فرصتي بود كه تو از وين تا يك قدمي من آمده بودي و ... سعي مي كنم تهران بيام.
افشين شوآن - August 4, 2006 08:04 AM
1 :
تست
1 - August 5, 2006 09:45 AM