« دستشان در یک کاسه است | صفحه اول | نرخ بهره و ربا »

14 شهریور 85

روحانیون سنت گرای مدرن

روحانیت شیعه در داخل خود از طیف های کاملا متفاوتی تشکیل می شود که تفاوت های آن ها احتمالا در نگاه گذرای بیرونی پنهان می ماند. از طیف روحانیون فقهی- سنتی خارج از قدرت گرفته تا عرفانی مسلک ها و فلسفه گراها و تفکیکی ها و بنیادگراها و مدرن ها. موضوع روحانیت و نقش آن در تحولات از موضوعات جالب برای من است و اتفاقا بخشی از گفت و گوهایم با یاسر هم حول همین موضوع و خصوصا جای گاه و آینده روحانیون سنتی بود.

در این بین یکی از گروه های جالب توجه جمعی از روحانیون "سنت گرا و فقه گرا" است که با زبان و ابزارهای دنیای مدرن به خوبی آشنا هستند و حتی سبک زندگی مدرنی دارند. این طیف البته متفاوت از طیف روحانیون تجددگرا و نیمه تجددگرا مثل مجتهد شبستری و مرحوم حایری یزدی و محسن کدیور و هادی و احمد قابل است.

تفاوت مهم دو طیف این است که گروهی که از آن ها صحبت می کنم به لحاظ مبانی معرفتی هم چنان دلبسته روی کرد سنتی هستند و از دیدگاه معرفتی چندان دچار تحول نشده اند و لذا مرزبندی خود را با گروه های مدرن حفظ می کنند. ضمن این که عموما طرف دار جمهوری اسلامی در کلیت آن هستند هرچند معمولا در گفت و گوی خصوصی نقدهای تاکتیکی دارند. سعیدرضا عاملی استاد ارتباطات دانشگاه تهران یکی از این نمونه ها است که من از هم نشینی با او در کنفرانسی در کیش بسیار لذت بردم. عاملی ظاهرا جزو نمایندگان رهبری در انگلیس بوده که از فرصت استفاده کرده و دکترای جامعه شناسی ارتباطات خوانده است. فکر کنم در شرایطی که اصولا بحث پاورپوینت و مقاله های انگلیسی به عنوان مرجع درس عموما در دانشکده های علوم انسانی ما چندان جا نیفتاده بود عاملی از این روش ها استفاده می کرد.

حسام الدین آشنا را آن هایی که تحولات فرهنگی سیاسی را دنبال کرده اند می شناسند. در سال های 74 تا 76 که سید مهدی شجاعی نیستان را منتشر می کرد آشنا در نیستان می نوشت. بعد از این دوره وقتی که پدر همسرش - دری نجف آبادی - وزیر اطلاعات شد با او به وزارت خانه رفت و رییس دفتر وزیر شد. الان هم که عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق است. آشنا هم مثل عاملی استاد ارتباطات است و از دوستانی که در بحث تخصص دارند شنیده ام در زمینه روان شناسی ارتباطات یکی از به ترین ها در ایران است. امروز بعد از مدت ها دوباره وبلاگش را دیدم و به نظرم رسید دیدگاه ها و نوشته هایش جالب توجه است. خصوصا مقاله آخرش درباره دکتر توانا بسیار پرمعنی است و توصیه می کنم بخوانیدش. به عکس کنار صفحه هم نگاه کنید تا نکته ای را دریابید. فراموش نکنید که آشنا رسما یک روحانی ملبس است.

از خصوصیات مثبت این گروه از روحانیون پرکاری و جدیت آن ها در کارشان است. این ها معمولا با مفاهیم جدید بازی نمی کنند و تلاش هایشان معطوف به هدف های مشخص است. افسوس می خورم که چرا مجموعه عظیمی از منابع که در این سال ها خرج شده است عده بیش تری از روحانیون این چنینی را تربیت نکرده است. این افراد هر چند ممکن است به لحاظ بیش پایه با امثال ما تفاوت هایی داشته باشند ولی به لحاظ زبان و روش ها بسیار به هم نزدیک هستیم و این امکان برقراری یک گفت و گوی سازنده در یک وجه و امکان عقلانی سازی رفتارهای سیاسی در وجه دیگر را به طرز قابل ملاحظه ای افزایش می دهد.



   نظرات

بلاگ‌نيوز :

در بلاگ‌نیوز لینک داده شد

 

علیرضا :

سلام,
جایی توی نوشته ات روحانیت سنت گرا و فقه گرای شیعه را اینطور توصیف کردی که "...عموما طرف دار جمهوری اسلامی در کلیت آن هستند هرچند معمولا در گفت و گوی خصوصی نقدهای تاکتیکی دارند ..."
شاید اگر در آذربایجان و خوزستان و اصفهان و البته در قم و حتی روحانیت مقیم لبنان و عراق کمی دقیق بشی (به شرط فراغت از رسانه های ملی) وضع کمی متفاوت خواهد بود و بسیار بسیار زیاد بودند که مصداق این نوشته نیستند و البته از تریبون و منبر و مهمتر از همه درس محرومند که نهایتا به تضعیف تدریجیشون منجر میشه.
اخیرا شاهد مواردی بودم که این گمان را در من تقویت کرده است.

 

سادات :

شما خودتان عکس کنار صفحه اش را دیده اید ما که دیدیم عکس ایشان غیر ملبس بود ظاهرا اصلا ایشان ملبس نیست!شما عکسی از ایشان سراغ دارید با لباس روحانی خوب لینکش را بگذارید از این فاصله که عکس وبلاگش دید ه می شود محاسن ایشان در حدی نیست که بشود گفت اکثر اوقات معمم است!!؟؟

 

سادات :


ادامه کامنت بالا ببینید ایشان ریش و محاسن کوتاهی دارد که نشانه اینست که لباس روحانی نمی پوشد بعلاوه یقه ایشان هم که به نظر می رسد یقه لباس آخوندی نیست یعنی عکس واضح نیست ولی به نظر می رسد پیراهن ایشان یقه دار است و پیراهن بی یقه شیخی مثل مثلا دکتر ولایتی وزیر خارجه سابق نیست

 

سادات :


ادامه کامنت بالا ببینید ایشان ریش و محاسن کوتاهی دارد که نشانه اینست که لباس روحانی نمی پوشد بعلاوه یقه ایشان هم که به نظر می رسد یقه لباس آخوندی نیست یعنی عکس واضح نیست ولی به نظر می رسد پیراهن ایشان یقه دار است و پیراهن بی یقه شیخی مثل مثلا دکتر ولایتی وزیر خارجه سابق نیست

 

سادات :

کامنت قبلی ما درج نشده است که محتوای آن این بود عکس ایشان در وبلاگش نشانه چیست ؟ ایشان در عکسش معمم نیست شما هم اگر عکسی از ایشان سراغ دارید که لباس روحانی پوشید لینکش را بگذارید ما هم ببینیم و اگر واقعا ایشان لباس روحانی نمی پوشد که مثل ایشان که کسی دروس حوزوی خوانده باشد بعلاوه دروس دانشگاهی بسیار زیاد است ولی این افراد روحانی تا چه اندازه قلمداد می شوند وقتی لباس روحانی نمی پوشند

 

تامارا :

در مورد پست قبلی:
من تصور می‌کنم «دستشان در یک کاسه بودن» همان معنی انحصار در بازار سیاست را دارد. اگر حاکمیت اجازه ورود افراد جدید را ندهد تعداد اشغال‌کنندگان یک منصب، محدود هستند و بعد از هر انتخابات افراد فقط در یک چینش جدید روی صندلی‌ها خواهند نشست. ثانیاً اگر امروز کسانی که در صندلی‌های سیستم کنترل و بازرسی نشسته باشند امید داشته باشند که بعدها روی صندلی مجری خواهند نشست (به دلیل همین انحصار) سعی می‌کنند منافع همان گروه محدود را تأمین کنند و با آنها مذاکره کنند تا این که منافع انتخاب‌کنندگان را. اتفاقی که با این چینش می‌افتد، این است که مردم از منویی که توسط این جمع محدود در اختیارشان قرار می‌گیرد، انتخاب می‌کنند و چینش جدید اتفاق می‌افتد. تا دوره بعدی انتخاب، هیچ‌یک از صاحبان مناصب اجرایی لزومی ندارد کاری کنند. در همین مدت منفعت تقریباً هیچ گروهی از انتخاب‌کنندگان تأمین نمی‌شود و دوره انتخاب بعدی فرا می‌رسد. باز صورت جدیدی ظاهر می‌شود و مردم به امید برنامه‌های آن‌ها رأی می‌دهند و ... در درازمدت اعتماد همه از این جمع سلب می‌شود و بار روانی تلاش بی‌فایده‌ی آن‌ها به شکل این جمله بروز می‌کند، که البته ناشی از تنبلی و حال نداشتن آن‌هاست.

 

علیرضا :

در مورد کامنت های "سادات" باید یادآوری کنم که روحانی با معمم کمی فرق دارد، ضمنا هیچ استانداردی برای ارتباط حجم محاسن و معمم بودن وجود نداره اگر خیلی دوست دارن آقای حسام الدین آشنا را با لباس روحانیت ببینن اینجاست: http://www.saniehpress.com/aprof.asp?p_id=41
ضمن اینکه نوشته راجع به افکار و عقاید است نه محاسن و عبا و عمامه.
با عرض معذرت از آقا حامد.

 

علیرضا :

در مورد کامنت های "سادات" باید یادآوری کنم که روحانی با معمم کمی فرق دارد، ضمنا هیچ استانداردی برای ارتباط حجم محاسن و معمم بودن وجود نداره اگر خیلی دوست دارن آقای حسام الدین آشنا را با لباس روحانیت ببینن اینجاست: http://www.saniehpress.com/aprof.asp?p_id=41
ضمن اینکه نوشته راجع به افکار و عقاید است نه محاسن و عبا و عمامه.
با عرض معذرت از آقا حامد.

 

سادات :

من سر حرفم هستم و کسی که دائما لباس روحانی نمی پوشد یعنی مسئولیتها و محدودیتهای این شغل را قبول نمی کند ولی گاهی که پوشیدن آن امتیازاتی دارد لباس می پوشد که از امتیازات آن بهره برداری کند آن عکس آقای علیرضا را هم دیدم فکر کنم مال دوران جوانی ایشان است بهرحال ملاک من عکس وبلاگش است که خودش گذاشته بدون عمامه ملاک دوم وضع فعلی اوست در دانشگاه امام صادق می خواهم بدانم الآن در دانشگاه که درس می دهد با لباس است یا بدون لباس در ضمن ربط ریش و عمامه در این است که کسی که معمم دائمی باشد معمولا و نه البته همیشه ریش بلندی دارد بهرحال افرادی که دروس حوزوی خوانده اند و دانشگاه دیده اند بسیار زیادند فکر کنم منظور حامد قدوسی است آن افرادی بسیار کمی هستند که دروس حوزوی خوانده اندو دانشگاه دیده اند ولی لباس را در نیاروده اند و یا معمم دائمی هستند که یک ویژگی سومی هم دارند در حوزه هم تدریس می کنند و حرفشان خریدار دارد روحانی که لباس روحانی را درآورده یا دائما لباس روحانی نمی پوشد چنین شخصی یا دیگر پایش را در حوزه علمیه نمی گذارد یا دیگر حرفش در حوزه های علمیه خریدار ندارد و البته این چنین شخصی مطابق قوانین حوزه علمیه اصلا در حوزه علمیه تدریس نمی کند لذا مدرن یا سنتی بودنش بدرد خودش می خورد چون در حوزه تدریسی ندارد و قادر به تاثیر گذاری نیست لذا فایده ای برای اجتماع هم ندارد بحث ما سر روحانی مدرن است که با نفوذی که در حوزه دارد بتواند نظر خود را به حوزه های علمیه هم ببرد نه کسی که بعلت بی لباس روحانی بودن نفوذ چندانی در حوزه های علمیه ندارد

 

Afshin :

اينكه تفكر و فلسفه جديدي از بطن سنتها سر براورده است شكي نيست ترديد در نكرش ايشان به ماهيت قدرت و تلاقي نمايه ها تمدنهاست جمع بين بارادوكسها امكان دارد ليكن سنتز اجتناب نابذير است

 

علی :

بسم الله 1.کاش شما جامعه شناسی می خوندی به جای اقتصاد2.جامعه شناسی یک خصوصیت بالذات می خواهد وآن هم اگر راحت باشیم باید اسمش را فضولی دانست (البته از جنس علمی آن)3.برای شناخت بهتر هر چیز و...بهتر است بامتن آن چیز در گیر شوید4.شاید یکی از بهترین کارها دراین مورد خاص کار جناب رفیع پور در کتاب «توسعه وتضاد» باشد5.ظاهرا شما هنوز در ایران هستید اگر به این موضوع علاقه مند هستید درس های حوزه شروع شده می توانید جدا از پیشنه ذهنی تان چند روزی به قم بیایید وخود مستقیم نظاره گرآن چه جویای آن هستید باشید5.می توانید 1. درس های خارج بزرگان در مسجد اعظم وفیضیه و..2.درس های خارج اساتید در مدارس حسینه ها دفاتر خانه هاو...(مثلا به در شیخ صادق لاریجانی بروید وببینیدچه بحثی میشود وجند درصد از شاگردان درس اصول ایشان دانشگاهیند)3.دروس سطح 4. مدارس علمیه به ویزه مدرسه ویژه دانشگاهیان در مدرسه معصومیه.5.موسسات پژوهشی قم 6.موسسات علمی ودانشگاهی قم مانند دانشگاه مفید والبته موسسه امام خمینی... 8.چگونگی زندگی ورفتار علمیوسیاسی ..9...10...البته همه وهمه را بدون یک پیش داوری مرسوم انجام دهید ..دراین کار فکرمیکنم دوستان شریفی تان که در قم در حال تحصیل هستند کمک کار خواهند بود ...

 

:

می دونم ممکنه به تعصب محکوم بشم شایدم متعصب باشم ولی ... اصلا دوست ندارم راجع به داماد دری نجف آبادی ذره ای مثبت فکر کنم...

 

شایان :

حامد این مطلب بدی بود. عنوانش متناقض است و معلوم نیست چه میخواهد بگوید. بعد هم با یکی دو نفر مثال زدن نمیتوانی ناگهان یک جریان فکری بسازی و شروع کنی خصوصیاتشان را بیان کنی. تازه همان خصوصیات هم آنقدر عمومی و با جریانهای دیگر مشترک است که هویت خاصی به این جریان نمیدهد. مثلا سختکوشی. فکر کنم از طلبه ها و علما سختکوشتر دانشجویان پزشکی باشند. همینطور اینکه کسی مثلا دست به کامپیوتر و اینترنت باشد دلیل مدرن بودن نیست. مثلا فرض کن یک پزشک به نحوی از کامپیوتر استفاده کند (مثلا منشی اش برایش کارهایش را انجام دهد) و خودش دست به آن نزند دلیل نیست مدرن نیست چون ابزار را خوب فهمیده و از آن استفاده میکند. تازه همین تعریف هم قدری جای بحث دارد. خلاصه به نظرم یک دفعه زده بودی به صحرای کربلا!

 

soori :

ربطی نداره ولی :
...و چای دغدغه عاشقانه خوبی است
برای با تو نشستن بهانه خوبی است

 

حسام الدین آشنا :

سلام بر شما
اگراجازه بدهید من هم چند کلمه ای بگویم:
1.من رئیس دفتر هیچ کس در هیچ کجا نبوده ام.
2.قضاوت در مورد انسانها را نه فقط بر مبنای لباس که بر مبنای اعمال و اندیشه ها درست می دانم.
3.کسانی که دروس حوزوی خوانده اند و تجربیات دانشگاهی جدی در خارج و داخل کشور اندوخته اند به حق طیفی متمایز و تاثیرگذار در محافل حوزوی و دانشگاهی را تشکیل می دهند .
4.فکر می کنم کارکرد اختصاصی این گروه ترجمه فرهنگی زبان دو قشر حوزوی و دانشگاهی و تعدیل یدگاههای دوطرف نسبت به یکدیگر است.

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007