نرخ بهره و ربا : حرف آخر
1) در جامعه ای که اکثریتش مذهبی هستند و تعداد قابل توجهی از آن ها دست و دلشان از خوردن پول حرام می لرزد باید برای مباحث جدید راه حل شرعی پیدا کرد. ممکن است کسی روی کرد دیگری در باب روش دست یابی به ارزش های زندگی داشته باشد ولی این دلیل نمی شود که فکر کند می تواند ایده خودش را به راحتی به بقیه جامعه تحمیل کند. حتی اگر نشان دهیم که عقل روش دیگری پیش روی ما می گذارد عده زیادی از آدم ها با روش عقلی ما هم راه نخواهند شد. به نظر من یافتن روش هایی برای سازگاری بین بانک داری و بازار سرمایه مدرن و شرع در جوامع اسلامی عین اصلاح گری است. اصلاح گری که تاثیر قابل توجهی در توسعه اقتصادی این کشورها خواهد گذاشت.
2) ماجرا فقط به سپرده گذار و وام گیرنده محدود نمی شود. دوستان بسیار با استعداد و با قابلیتی را می شناسم که می توانند متخصصان خوبی در زمینه فاینانس و شرکت های سرمایه گذاری باشند ولی به ملاحظه مسایل شرعی وارد این حوزه کار نمی شوند.
3) فقه از جنس حقوق است. فقیه به طور صریح با کارکرد و توجیه عقلی ماجرا سر و کار ندارد هر چند در باطن از این توجیهات تاثیر می پذیرد. دوستانی که به صوری بودن راه حل ها اشکال می گیرند (و من کاملا این اشکالاتشان را درک می کنم و برای خودم هم این سوال پیش آمده است) توجه کنند که در یک قرارداد حقوقی صورت ماجرا بسیار مهم است. فقیه هم مانند حقوق دان به دنبال صورت حقوقی می گیرد که ماجرا را قابل قبول کند. زمانی هم برای این کار انگیزه خواهد داشت که حس کند که گرهی در زندگی مردم ایجاد شده که باید از درون فقه راهی برای حل آن بیابد.
4) اگر به پیروی از گوهر دین معتقد باشیم با این راه حل های به قول دوستان صوری مساله پیدا می کنیم. این را درک می کنم.
5) من آقای موسویان را نمی شناسم و عقاید سیاسی اش هم اصلا اهمیتی ندارد. مصاحبه ها و نوشته هایش را خوانده ام و به نظرم می رسد که ماجرا را خوب درک کرده است. اتفاقا اگر قرار است تحولی در احکام شرعی مساله اتفاق بیفتد این افراد تاثیرگذار خواهند بود.
6) از دل سوزی برخی دوستان ممنونم ولی واقعا نمی فهمم چرا باید نگران این باشم که یک فرد با چه گروهی موافق و مخالف است و تبعات نوشتن راجع به او چیست. اگر قرار است نگران این جور چیزها باشیم که باید لیوان چای را جمع کنیم و برویم دنبال کارمان.
پ.ن : این کامنت دانی من اشکال دارد. اگر در کامنتتان لینک اینترنتی باشد منتشر نمی کند و منتظر می ماند که تاییدش کنم. لطفا اگر منتشر نشد دوباره نفرستید.
مطالب مرتبط : مهدی رجاییان

نظرات
دوپا :
سلام آقا حامد
از مبحث ربا ممنون، با توجه به كامنت هاي متنوع و بعضا تند دوستان لازم ديدم نظرم را در اين خصوص بنويسم:
http://dopa.blogfa.com/post-22.aspx
دوستان گرامي كه قبلا كامنت گذاشته اند هم بد نيست بخوانند.
دوپا - September 19, 2006 09:11 AM
اختاي :
1-در اينكه در جامعه ايران بايد براي مسائل اجتماعي دليل ديني هم دليل آورد شكي نيست ولي منطق هم خوب چيزيه!
2-سوال من هميشه اين بوده آيا واقعا بانكها از سرمايه گزاري سود مي برند يا اختلاف بهره سپرده گزاران و وام گيرندگان؟؟؟
اختاي - September 19, 2006 09:42 AM
سعيد شريعتي :
حامد جان سلام، نمي دانستم ايران هستي، خوشحال ميشم ببينمت. شمارهاي ازت ندارم. اگر لطف كني به من ايميل بزني وشماره تماست رو بدي ممنون ميشم.
قربانت
سعيد شريعتي - September 19, 2006 01:06 PM
حق پرست :
آقاي قدوسي
1) بند چهارم نوشته هاي شما با بند اول در تضاد است. اگر كسي به گوهر دين معتقد باشد با اين توجيهات مشكلش با بانكداري ربوي حل نخواهد شد.
2)فقه حقوق نيست. حقوق پا در هواست و بجايي بند نيست جز قرارداد اجتماعي* در حاليكه فقه بايد از فلسفه اسلام توجيه داشته باشد وگرنه موضوعيت خود را از دست خواهد داد.
3) گرهي كه امروز در كار مردم وجود دارد همين بانكداري ربوي است . امروز در شركتي كه در آن كار ميكنم يكي از مديران مي گفت ما براي بانكها كار ميكنيم و گفته ي وي عين حقيقت است چرا كه ماهانه صدها ميليونها تومان پول بابت بهره به بانكها مي پردازيم و آخر سال بزور خود را به نقطه سر بسر مي رسانيم و باز هم اصل بدهيهاي ما پابرجاست.
4)بانكداري مدرن با اساسي ترين مفاهيم ارزشي اسلام در تضاد است و دليلي براي متدينين براي تبعيت از اين روش وجود ندارد. دين توجيه كننده خلافهاي مدرن يا سنتي نيست. دين خود مي تواند راه گشا باشد. اگر شما مدعي جمع بين عقل و دين هستيد بعنوان يك دانش پژوه اقتصادي راهي پيدا كنيد كه بتوان روشي ديگر را جايگزين بانكداري و روشهاي اقتصاد كاپيتاليستي كرد كه با دين در تضاد نباشد.
حق پرست - September 19, 2006 03:01 PM
ربا در ادیان :
مقاله زیر درباره بانکداری اسلامی این مقوله ربا را در ادیان مختلف بررسی میکند.
http://everything2.com/index.pl?node_id=1771358&displaytype=printable
همچنین سنت و قوانین مربوط به سود از نقطه نظر شرعی یهودی بسیار گسترده است.
http://www.jlaw.com/Articles/price_wage_levels.html
ربا در ادیان - September 19, 2006 04:24 PM
طاهری :
این نوشته را چگونه با اولین نوشته ربا، جمع می کنی؟ با این نتیجه گیری "توسعه اقتصادی" را می توان سرعت بخشید یا نه؟
طاهری - September 20, 2006 08:08 AM
just curious :
از اين جمله تان "در جامعه ای که اکثریتش مذهبی هستند و تعداد قابل توجهی از آن ها دست و دلشان از خوردن پول حرام می لرزد باید برای مباحث جدید راه حل شرعی پیدا کرد." به نظر می رسد که خودتان را به شکلی بالاتر از انها(که دست و دلشان از خوردن پول حرام می لرزد) می دانيد. اصلإ خود شما به اين دستور قرآنی نهی کننده از ربا التزام عملی داريد؟ اگر جوابتان مثبت است آيا برای امورشخصی خود (مربوط به مساله ربا) راه
حلی دارید? چگونه معامله اي را مصداق آيه قرآن می دانيد؟
just curious - September 23, 2006 04:11 PM