« برگشتم | صفحه اول | ضرورت عقلانی سازی طرح اخراج کارگران خارجی »

8 مهر 85

ریاضی و دیگر هیچ

هفته آینده یک کارگاه آموزشی در زمینه نظریه تعادل عمومی در موسسه ما برگزار می شود که مس کولل نویسنده کتاب معروف اقتصاد خرد سخن ران کلیدی آن است. در این بین یک آدمی هم پیدا شده که سخن رانی بامزه ای دارد و از دی روز موجبات تفریح گروه ما را فراهم نموده است. تیتر سخن رانی او را بی دخل و تصرف این جا می آورم :

On The Convexity and Compactness of the Integral of a Banach-Space-Valued Correspondence

این عنوان را که دیدم یاد برخی پایان نامه های کارشناسی ارشد صنایع خصوصا در دانشگاه علم و صنعت و صد البته با استاد اعظم ع.ا افتادم که مثلا عنوانشان بود :

"ترکیب الگوریتم ژنتیک، منطق فازی و جستجوی ممنوعه برای توسعه یک سیستم خبره عامل محور مبتنی بر شبکه های عصبی جهت برنامه ریزی استراتژیک در بازارهای متحول!"

دی روز یکی از دوستان اتریشی ام می گفت حسن این جور سخن رانی ها این است که وقتی مردم بپرسند که چرا باید مالیات بدهیم که خرج حقوق اقتصاددان ها شود می توانیم بگوییم برای این که اقتصاددان ها روی موضوعات مهمی مثل Convexity and Compactness of Banach-Space-Valued Correspondences کار می کنند!

از شوخی که بگذریم تجربه خود من می گوید که در میان اساتید دانشکده های اروپایی اقتصاد آدم های خیلی محض و اساسا ریاضی کار بیش تر از آمریکایی ها است. سخن رانی های آمریکایی که من دیده ام روی شهود اقتصادی تاکید زیادی دارند و حتی اگر زبان ریاضی سختی هم به کار ببرند در درجه اول یک اقتصاددان هستند و دغدغه شان حل مساله اقتصادی است در حالی که بارها پیش آمده که سخن ران مدعو اروپایی را ببینم که با این که در دانشکده اقتصاد درس می دهد ولی در واقع صرفا یک ریاضی دان است. دلیلش هنوز برای خودم روشن نیست. شاید یک دلیلش این است که بر خلاف آمریکا اساتید دانشگاه در این جا شغل مشاوره ای و عملی کم تری دارند.

پ.ن : اگر به مفهوم کلمات فوق علاقه مند هستید :
Banach-Space
Compactness
Correspondence



   نظرات

نیما :

هوای خودتو داشته باش داری زیادی به پر و پای من می پیچی. یه لحظه شک کردم نکنه موضوع پایان نامه منو نوشتی رفتم نگاه کردم دیدم نه من نبودم:)

 

hamid :

بازم سلام. من به این موضوع تو فرانسه هم برخورد کردم مخصوصا در دانشگاههای فرانسوی. میدونی علت این امر چی. اونطور که من فهمیدم اینجا حاضرند پول سفر استاد به اقصا نقاط دنیا رو بدن تا طرف بره قصه بگه -مثلا کنفرانس بره - اما حاضر نیستند پول واسه پرسشنامه و جمع کردن داده و تحلیل اونا نیستند(البته در رشته مدیریت که کار حقیقی آماری قوی هزینه زیادی داره). به خاطر همین در دانشگاهها در رشته های مدیریت فقط تحقیق در عملیات میبینی و اگر در سایر زمینه ها هم کار میکنند 75 درصد مطالعه موردی است (که اکثرا قصه گوییه) اما در عین حال بر عکس دانشگاهها بیزینس اسکول ها تو این مورد قویترند.

 

hamid :

بازم سلام. من به این موضوع تو فرانسه هم برخورد کردم مخصوصا در دانشگاههای فرانسوی. میدونی علت این امر چی. اونطور که من فهمیدم اینجا حاضرند پول سفر استاد به اقصا نقاط دنیا رو بدن تا طرف بره قصه بگه -مثلا کنفرانس بره - اما حاضر نیستند پول واسه پرسشنامه و جمع کردن داده و تحلیل اونا خرج کنن(البته در رشته مدیریت که کار تحقیقی آماری قوی هزینه زیادی داره). به خاطر همین در دانشگاهها در رشته های مدیریت فقط تحقیق در عملیات میبینی و اگر در سایر زمینه ها هم کار میکنند 75 درصد مطالعه موردی است (که اکثرا قصه گوییه) اما در عین حال بر عکس دانشگاهها بیزینس اسکول ها تو این مورد قویترند . و میشه گفت به سبک آمریکایی ها کارمیکنند یا حداقل سعی میکنند شبیه اونا کار کنند

 

الهام :

سلام.میدونی تمام این چیزهایی که گفتی الگوریتم ژنتیک و ...فازی و.... همه اینهمه مربوط به رشته من میشه؟آخه من علم و صنعت درس خوندم ! دست بر قضا مهندصی صنایع...

 

محسن مؤمنی :

حامد جان!
ولا نمی‌دونم تو رشته‌‌های شما چه خبره، ولی من که هر چی مقاله دیدم، عنوان‌هاشون دست‌کمی از اینی که نوشتی نداشتن. اگر هم عنوان زیاد کش‌دار نباشه، می‌بینه توی خود مقاله طرف از همه چی استفاده کرده وهمه رو به هم ربط داده. نمونه‌اش همین مقاله‌ای که الان می‌خونم "integrating e-learning environment with computational intelligence assessment agents" تازه توش الگوریتم‌های ژنتیک و شبکه‌های بیزی هم مطرح می‌شن، ذیل همین عنوان هوشمندی‌های محاسباتی.
و از این دست بسیار دیده ایم برادر...

 

رهام :

سلام حامد عزیز . زمان کوتاهی یکدیگر را دیدیم اما برای من یگانه بود و هیچ کم نداشت.به امید دیدارهای مجدد.

 

سولوژن :

شاید خیلی کلی باشد این حرف‌ام، اما من حس می‌کنم در هر رشته‌ای یک اروپایی بیش‌تر به ریاضی تمایل دارد تا یک امریکایی یا کانادایی. البته نمی‌دانم در مورد خود رشته‌ی ریاضی هم این‌گونه هست یا نه!
(البته این تجربه‌ام ناشی از بررسی‌ی ۱۰۰ نمونه آدم نبوده است.)

 

محمد طاهری :

آقا حامد سلام.مطلب کار شد.سرمقاله.ممنون. منتظر مطالب بعدبی هم هستیم


http://www.donya-e-eqtesad.com/

 

Incentive :

سلام آشنننننننننننننننننا
چون خودت آدرس ندادی، دنباله وبلاگت گشتم اما نتونستم پیداش کنم :D اما با یک کلیک الکی پیداش شد. اینطوره دیگه.
بعضی متنهات رو خوندم با یکی دوتاش موافق بودم اما با خوندن یکیش اینقدر عصبانی شدم که فکر کنم صورتم قاعدتا باید سرخ شده باشه.
راسته، اول فکر می کردم فقط خطاب به من که کامنت گذاشتی اینقدر روی کلمات آزاردهنده مثل "آفرین بچه" تاکید داشتی، البته "بچه" رو توی دلت گفتی اما اینقدر بلند بود که صداش تا اینجا اومد!!! اما مثل اینکه وقتی با خودت هستی هم ادبیاتت همینه که هست!هه هه هه >>> به قول ترک ها "بو دو کی وار."
خوب طول می کشه تا حرفات قابل فهم بشه. اون هم وقتی اینقدر متفاوته !!
کامنت بذار پسر ...
موفق باشی.

 

Incentive :

و دیگه رنجشی نباشه ;)

 

ليشام :

آآآآآي نگو ع.ا. كه دلم خون است، براي اين كه تحقيق در عمليات 1 را با اين حضرت نگيرم، دو ترم تمام درسم عقب افتاد! خودش كه حالا كمي مي‌شود باهاش حرف زد، فقط كمي، ولي يك اخوي داره كه شاه نداره :)) اصلا نمي‌شود باهاش حرف زد... دوست‌مان چندين سال پيش براي يكي از بچه‌هاي اگر اشتباه نكنم دانشكده‌ي رياضي پروژه تعريف كرده با عنوان: بررسي تكنولوژي چگونگي جابجايي تخت حضرت سليمان!!! تو خود بخوان حديث مفصل از اين مجمل

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007